
- تریبون مستضعفین - http://www.teribon.ir -
تنها ابطال؛ نگاهی دوباره به رایزنیهای نافرجام انتخاباتی
وقایع چند روز اول پس از رأیگیری در انتخابات سال گذشته، چنان سریع و پشت سر هم اتفاق افتاد که به نظر می رسد بسیاری از زوایای آن به خوبی پرداخت دقیق نشده باشد.
رایزنی هایی که با بنبست مواجه شد
حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و رایزنی های نافرجام بعد از آن، یکی از مواردی است که برگی از تاریخ معاصر کشور را به خود اختصاص داده است.
اعضای شورای نگهبان به همراه هیئتی ویژه برای حل و فصل اختلافات، تلاش بسیاری را مبذول داشتند و در زمان مقرر قانونی و پنج روزی که از سوی مقام معظم رهبری برای بررسی بیشتر تمدید شد، سعی کردند با پیگیری خواسته های نامزدهای معترض، ابهامات آنها را برطرف کنند.
اما در بیان عدم توفیق رایزنی های اعضای هیئت ویژه، می توان گفت علت ناموفق بودن تمام رایزنی ها در واقع عدم پذیرش قانون توسط نامزدهای معترض بوده است؛ زیرا وقتی شما در جامعه انسانی زندگی می کنید، باید اختلافات خود را با سایر اعضای جامعه براساس قوانین و مقررات حل کنید و اگر در این میان هر کس بخواهد بر نظرات خود ولو این که خلاف قانون هم نباشد پافشاری کند، درنهایت ما با یک آنارشیسم رادیکال مواجه می شویم که زندگی در چنین فضایی آن بسیار دشوار می شود.
با وجود این، کاندیدهای معترض براساس استدلال های خود تنها ابطال انتخابات را خواستار بودند.
نگاهی دوباره به رایزنیهای نافرجام انتخاباتی
تنها ابطال!
وقایع چند روز اول پس از رأیگیری در انتخابات سال گذشته، چنان سریع و پشت سر هم اتفاق افتاد که به نظر می رسد بسیاری از زوایای آن به خوبی پرداخت دقیق نشده باشد. واکاوی این رویدادها باعث می شود نکات ظریفی دستگیر هر ناظر بیطرفی شود که دانستن آنها، پرده از بسیاری واقعیتها برمیدارد.
دهه پایانی خرداد سال گذشته، بهقدری پرشتاب گذشت و با توجه به حجم انبوه اطلاعات تولید شده توسط رسانه های درون و بیرون از کشور، فضا بهقدری پرتنش و پرهیاهو بود که در آن شرایط، کسی به فکر مستند کردن فعالیت ها نمی افتاد. از سویی، حضور اردوکشان خیابانی و آسیب هایی که بر اموال و امنیت عمومی ایجاد می کردند، خشونت را به جامعه سیاسی وارد کرده بود و از طرف دیگر، رسانه های بینالمللی که به دنبال منویات خود بودند، هر لحظه، آتش تهیه تازه ای را برای فضای پرالتهاب کشور مهیا می کردند. در سمت دیگر ماجرا نیز موضعگیری شتابزده و خالی از منطق کاندیداهایی که رویاهای خود را بر باد رفته می دیدند، بهانههایی را برای عده ای از هرج و مرج طلبان فراهم می کرد تا اوضاع، بیش از پیش درهم و مغشوش شود. اکنون پس از گذشت یک سال از این ماجراها، بهنظر می رسد بازخوانی برخی وقایع و رخدادهای تأثیرگذار بر تصمیمگیری نیروهای موجود در سیاست کشور و رفتارهای آنها در ده روز پایانی خردادماه سال گذشته، به صورت موضوعی، لازم و اجتنابناپذیر است. ماجرای حکمیت برای اعتراض به نتایج انتخابات و همچنین شروطی که نامزدهای معترض برای اعلام رسمی و قانونی شکایات خود داشتند، یکی از این موضوعات است که در این فرصت بررسی می شود.
در بررسی خواسته های میرحسین موسوی و مهدی کروبی در طول یک هفته پس از انتخابات، نام دو تن از سیاسیون به چشم می خورد: علی آقا محمدی بهعنوان کسی که علاوهبر تجربه کار در دولت اصلاحات، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام را نیز دارد و حجتالاسلام ابوترابی بهعنوان کسی که در جامعه بهعنوان فردی غیرسیاسی با عملکرد مرضیالطرفین است، وظیفه میانجی گری برای آوردن نمایندگان کاندیداهای معترض به سر میز مذاکره و کمیته شش نفره بررسی صحت انتخابات را بر عهده داشتند.
کمیتههایی برای بررسی اعتراضات
تشکیل کمیته ویژه بررسی انتخابات و تلاش این کمیته برای حل و فصل اختلافاتی که کشور را چند روزی دچار هرج و مرج کرده بود، از جمله موضوعاتی است که در بازخوانی روایت انتخابات باید دوباره به آن پرداخته شود. در این کمیته، علی آقامحمدی، غلامعلی حداد عادل، قربانعلی دری نجف آبادی، حجتالاسلام رحیمیان، حجتالاسلام ابوترابی، علیاکبر ولایتی و افتخار جهرمی حضور داشتند. هر چند روایتهایی درباره حضور خباز و تابش بهعنوان نمایندگان رسمی و مستقیم کاندیداهای معترض به گوش می رسد و عنوان می شود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی از تأیید این نمایندگان به صورت رسمی خودداری ورزیده و انجام وظیفه اصلی این کمیته را با چالش مواجه کردهاند.
با این همه، بهنظر می رسد علی آقامحمدی بدون این که مأموریت خاصی از سوی کسی به وی محول شده باشد به سراغ میرحسین موسوی می رود و از او درباره نقطه نظراتش در مورد تقلب و تقاضای ابطال انتخابات می پرسد تا خواسته های وی بررسی شده و به رهبری و شورای نگهبان منتقل شود. موسوی، آقامحمدی را به علیاکبر محتشمیپور (رییس کمیته موسوم به صیانت از آراء) دلالت می کند. در مرحله بعد، موسوی از آقامحمدی می خواهد مستقیما با محتشمیپور تماس گرفته و مذاکرات خود را با نماینده تامالاختیارش پیگیری کند. موسوی به آقامحمدی می گوید هر آن چه محتشمیپور بگوید، مورد تأیید وی است.
از سوی دیگر، ابوترابی با کروبی تماس می گیرد و از وی می خواهد کسی را برای حضور در کمیته ویژه معرفی کند. غلامعلی حداد عادل، در مصاحبه ای عنوان می کند مهدی کروبی ابتدا جهت معرفی نماینده در کمیته ویژه بررسی انتخابات روی خوش نشان می دهد و منتظر می ماند تا میرحسین موسوی نماینده خود را معرفی کند. میرحسین موسوی هم با وجود این که با آقامحمدی و ابوترابی ملاقات می کند، باز هم اصرار دارد تا خواسته های محتشمیپور مراعات شود. محتشمیپور، چهار خواسته اصلی را مطرح کرده است: بازشماری آرا در چهار استان که میرحسین تصور می کرده اکثریت را در آنها بهدست آورده، تطبیق شماره انتهای برگه تعرفه با شماره درج شده در قسمت سریال شناسنامهها، بررسی تعرفه های اضافی چاپ شده و همچنین بازخوانی خطوط نوشته شده روی اوراق تعرفهها.
حداد عادل در مصاحبهاش به این نکته اشاره می کند که از دیدگاه میرحسین (و به قرار اولی نمایندهاش محتشمیپور) اگر جایی تعداد قابل توجهی رأی با یک قلم و خط نوشته شده باشد، حکایت از تقلب دارد. جالب اینجاست که شورای نگهبان نیز با این خواسته ها موافقت می کند، البته تنها مشروط به این که نمایندگان نامزدهای معترض در کلیه مراحل حضور داشته باشند. علی رغم این که محتشمیپور از سوی خود، خواسته های دیگری مانند آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و رسانه ها و برداشتن محدودیت از سایتهای اینترنتی را هم مطرح می کند و به تعبیری تلویحا، آقامحمدی با مسئولیت خودش با این درخواست ها موافقت می کند، میرحسین موسوی ناگهان از معرفی نماینده منصرف می شود و به جای گردن گذاشتن به طی کردن سیر قانونی اعتراض، یک خواسته را تکرار می کند: ابطال انتخابات!
چرا تنها ابطال؟
کسی نمی داند در ذهن میرحسین موسوی پس از نشست هایی که با ابوترابی و آقامحمدی داشته و کلیه خواسته های خود را از زبان محتشمی پور و رودررو بیان کرده، چه گذشته که به تمام این سخنان پشت پا می زند و ابطال انتخابات را درخواست می کند. ولی چیزی که عیان است، نامزدهای معترض در ابتدای حضور در کارزار تبلیغات، روی نیروهای خیابانی خود، حساب ویژه ای را باز کرده بودند که راهاندازی کارناوالهای رنگی در خیابانهای اصلی پایتخت و همچنین گردهمایی های شبانه در میادین با استفاده از رنگهای شناخته شده سیاسی و تکنیکهای مرسوم تغییرات نظامهای حکومتی، از این جمله اند؛ بنابراین می توان چنین پنداشت که نیروی اجرایی و بازوی خیابانی ستادهای این نامزدها، سهم قابلتوجهی را در معادلات آنها ایفا می کردند. بههمین دلیل رایزنیهای نافرجامی که آقامحمدی و ابوترابی برای کشاندن میرحسین موسوی بهعنوان اصلیترین و قابلاعتناترین نامزد معترض به پای میز مذاکره انجام دادند، اکنون جزو تاریخ شده است.
سکوتی سنگینتر از فریاد
در این میانه، البته نقش یکی از اصلیترین بازیگران انتخابات ۸۸ را نباید از نظر دور داشت. هاشمی رفسنجانی با وجود این که مستقیما در کارزار انتخابات وارد نشده بود، بهعنوان یکی از عمدهترین چهره های سیاسی ای که در داغترین مناظره های نامزدها، نقش محوری را ایفا می کرد، در موضوع رایزنیهایی که برای تعدیل موضع کاندیداهای بازنده انجام می شد، بسیار تأثیرگذار بود. کمیته ویژه، زمانیکه به در بسته می خورد و میرحسین موسوی حاضر به معرفی نماینده در این کمیته نمی شود، به هاشمی رفسنجانی متوسل می شود. ارتباطات و دوستی های عمیق برخی از افراد کمیته با این چهره سیاسی، از جمله علیاکبر ولایتی، دری نجف آبادی و افتخار جهرمی، باعث می شود کمیته، موضوع را با رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در میان بگذارد. هاشمی در این میانه، البته از احمدی نژاد که پیروز میدان شده است، دل خوشی ندارد و از سوی دیگر، نمی تواند بهعنوان میانجی، به صورت آشکار در میدان، از موسوی جانبداری کند. لذا موضوع را با خاتمی در میان می گذارد و خاتمی قول می دهد هر کاری از دستش بربیاید برای آوردن میرحسین یا نماینده رسمی وی در کمیته انجام دهد. از طرف دیگر، روایت حداد عادل از ماجرای کمیته ویژه بر این نکته تأکید دارد که در مجمع تشخیص مصلحت نیز صداهایی درباره تقلب در انتخابات شنیده می شده است. این صداها که عموما دایر بر اخذ آراء از مردم در هفته پیش از موعد قانونی رأیگیری بوده، بلافاصله توسط محسنی اژهای، وزیر وقت اطلاعات پاسخ داده می شود تا تعدیل موضع هاشمی برای بیکار نشستن در توصیه به موسوی برای نشستن پای میز مذاکره، تنها صرف پاسخگویی به شبهات اعضای مجمع شود. یعنی هاشمی در این ماجرا، بدون این که بخواهد خود را در موقعیت توصیه کردن قرار دهد، با توجه به سئوالات متعدد اعضای مجمع از وزیر اطلاعات وقت درباره تقلب در انتخابات، حاشیه امنی پیدا می کند تا ظاهرا خود را از ماجرا دور نشان دهد.
رضایی از دور خارج می شود
محسن رضایی دیگر نامزد معترض به نتیجه انتخابات، در ابتدا با طرح سئوالات متعدد در مصاحبه های خود (چه در تلویزیون، چه در مطبوعات) موضعی تهاجمی را نسبت به نتایج آراء در پیش میگیرد. وی با طرح موضوع رأی دادن ۱۴۰ درصدی مردم در برخی حوزهها، این شبهه را درخصوص ته برگهایی مطرح می کند که گفته شده بود متعلق به تعرفههای اضافه است. کمیته ویژه با ریاست سازمان ثبت احوال کشور، آقای آیت اللهی تماس می گیرد و از وی برای تعقیب این موضوع استعلام می کند. با توضیحات کمیته ویژه و بررسیهایی که انجام می شود و عدم تمایل شخصی رضایی برای پیگیری ماجرا، این نامزد از حوزه ادعای تقلب خارج می شود تا حداقل در کنار هاشمی رفسنجانی، جایگاه دبیری مجمع تشخیص مصلحت را همچنان حفظ کند. محسن رضایی میرقائد بهعنوان یکی از نامزدهای دوره نهم ریاستجمهوری،
شورای نگهبان چه کرد؟
با وجود این که طبق قانون اساسی و تفسیر مرجع قانونی مفسر این میثاق، یعنی شورای نگهبان، این شورا وظیفه، حق و تکلیف بررسی صحت و سقم برگزاری انتخابات را بر عهده دارد، نفس تشکیل کمیته ویژه بررسی انتخابات، چه بود؟ غلامحسین الهام بهعنوان سخنگو و عضو حقوقدان این شورا تلاش برای جلب اعتماد میرحسین موسوی را بهعنوان اصلیترین دلیل گردن گذاشتن به تشکیل کمیته ویژه بررسی انتخابات، مطرح می کند. در جلسه ای که در اولین واکنش شورای نگهبان به تنشهای انتخاباتی، در فردای رأی گیری تشکیل شده، محتشمیپور، علی اوسط هاشمی و آخوندی از طرف موسوی، کرباسچی از طرف کروبی و دانش جعفری از طرف محسن رضایی دعوت می شوند و در نشستی چهارساعته، خواسته های معترضان شنیده می شود. آنها دو خواسته را بهطور صریح مطرح می کنند: ابطال انتخابات و دیگری تشکیل هیئت حکمیت خارج از شورای نگهبان. بعد سناریوی دیگری مطرح شد که طی آن کمیته ای با نظارت شورای نگهبان متشکل از افراد دارای وجاهت از سوی کاندیداهای معترض تشکیل شود. سپس این کمیته با استفاده از نظر مشورتی قضات دیوان عالی کشور به مدت ۲۰ روز انتخابات را بررسی کنند. برخی از چهره ها از جمله رییس قوه قضاییه به دلیل این که این کمیته بهعنوان مرجع غیر قانونی بالای دست شورای نگهبان است، ایرادهای قانونی و سیاسی دقیق و موشکافانه ای به این طرح می گیرند و نهایتا مقرر می شود کمیته ویژه بررسی انتخابات، با کیفیتی که در بالا گفته شد، تشکیل شود تا اعتراضات کاندیداها به شکل مرضیالطرفین بررسی شود. با وجود این، معادلات به شکلی پیش می رود که نامزدهای شکستخورده به این احساس برتری مطلق دچار می شوند و خطای محاسباتی به دلیل حضور پیاده نظام خیابانی، همچنین نگاه خاص هاشمی رفسنجانی به موضوع و در نهایت احساس ضعف در ارکان نظام، آنها را به سمت و سوی عدم گردن گذاشتن به طرح کمیته ویژه بررسی انتخابات می رساند.
آخرین موضعگیریها
با وجود این که یک هفته رایزنی بیحاصل از سمت و سوی اعضای کمیته ویژه بررسی انتخابات، نتیجه درست و قطعی برای معضل انتخابات تلقی نشد و نهایتا این کمیته با بازشماری ۱۰ درصد از صندوقهای آرا و تأیید انتخابات به کار خود پایان داد، همچنان اظهارنظرهای فراوانی درباره این کمیته از سوی معترضان وجود دارد.
از جمله علی شکوریراد بهعنوان یکی از اصلاحطلبان حاضر در کارزار انتخابات اصل تشکیل کمیته را زیر سئوال نمی برد و تنها به نحوه چینش اعضا اعتراض می کند. این موضع، دقیقا همان ترجمه ای از سخنان گرامی مقدم، نماینده کروبی با بنگاه سخنپراکنی بریتانیا (بی بی سی) است. ولی هر چه که هست، شورای نگهبان توسط سخنگوی خود به این موضوع جواب داده که حاضرند درباره ترکیب اعضای کمیته نیز بررسی و رایزنی با طرفهای معترض داشته باشند، رایزنی بینتیجه ای که نه تنها باعث نشد کمیته هیچگاه از سوی موسوی و کروبی به رسمیت شناخته شود، بلکه با صدور بیانیه دوم معترضان، پس از انتخابات، فرضیه اثبات تقلب در انتخابات و به تبع آن ابطال را به جای بررسی انتخابات گذاشت و در نتیجه، رایزنیهای نافرجام کمیته را بیش از گذشته بی اثر ساخت
Click here to print.
تمام حقوق برای سایت تریبون محفوظ است