هر چند با مشاهده هوشیار می شویم
با دیدن بزرگی تان خوار می شویم

این زندگی بدون شما نیست جز عذاب
ما بر گل وجود شما خار می شویم

غیر مسیر کج چو نرفتیم کلّ عمر
هر باد می وزد همه بیمار می شویم

چون بسته ایم دل به هر آن چه گذشتنی است
در بند داده ها، کم و بسیار می شویم

فریاد از نمایش و اظهار فضل ها
در قلب خویش صاحب زنگار می شویم

دور از خدا تمام جوانیّ ما گذشت
ما از گذشته ها همه بیزار می شویم

مشغول مدح و ذمّ کسان و توهْمیم
هر لحظه ای که می گذرد زار می شویم

در خواب رفت فرصت پرواز و عاشقی
یاری کنید اگر، همه بیدار می شویم

گر می‌خرند جنس خرابی مثال ما
بهر فروش، راهی بازار می شویم

گر با شکستن خود خود، زنده می شویم
ما در پی تحقّق این کار می شویم

ما با تمام ضعف و شک و ترس مانده ایم
دل بسته ایم، پیرو عمّار می شویم

کوفی است نامه ها همه اما به لطف تان
از خود جدا برای شما یار می شویبم

هر بار عزم و همّت ما آخرش شکست
آن دفعه ها نشد و لی این بار می شویم