بسم الله الرحمن الرحیم
 
خاطرات انتخاباتی و بعد انتخاباتی خود را تعریف کنید
سرمقاله
مشکل در فرماندهی میانی است
محمدرضا زائری

اینک مشکل و درد دقیقاً این است که خطوط میانی این مقابله‌ی فرهنگی دارای خلل هستند. از یک سو فرمانده‌ی این میدان دفاع و جبهه نبرد نرم با هوشیاری و دردمندی در اتاق فرمان، بیدار و مقتدر ایستاده و با تمام وجود برای این ستیز مهیّاست، شب نخوابیده و چشم به کار دارد. از سوی دیگر سربازان جان بر کف و فرمان‌پذیر و مجاهد و مخلص، با تمام وجود منتظر فرمان عملیات هستند، شب نخوابیده‌اند و گوش به فرمانند. اما دریغ که معمولاً فرماندهان میانی به هر دلیل یا قدرت و شایستگی ندارند یا در انجام وظیفه‌ی خود کوتاهی می‌کنند.

پرونده‌های ویژه
پرونده‌ای ویژه منشور روحانیت
حمایت
با قرار دادن کد زیر در سایت یا وبلاگ خود، می‌توانید در نشان دادن حقایق در برابر این هجمه‌ی رسانه‌ای که علیه حقیقت وجود دارد، همکاری کنید.
تریبون مستضعفین
آخرین مطالب
» عقیم کردن انقلاب فرهنگی باعث رشد جریان فتنه شد
» سخنان عجیب هاشمی در دومین دیدار با انجمن قانون‌شکن دانشگاه تهران
» پادکست: پیامبر! اشراف را رها کن
» پاسخ به ایما«نما»یان
» جشن پایان سال و نوروزنامه اشا
» تحول جزیره‌ای به جایی نمی‌رسد
» خروج خاتمی از کشور با کت و شلوار محقق نشد
» رسانه باید نشان دهد زهر از کجا وارد شریان می‌شود
» مصائب روحانیتِ اسلام ناب در برابر تحجر و سرمایه‌داران زالوصفت
» به رنگ فیلم-هندی
» فردا دیر است
» ماجرای «داماد کرکوک» در عراق جدی شد!
» میلیون‌ها دلار به هواداران موسوی کمک کردیم
» گمان کنم کسی از غیب داده دستوری / که از محاکمه‌ی فتنه گر بپرهیزید
» درخت‌کاری توسط رهبر انقلاب + عکس
» خونه تکونی شب عید!
» به کبودی یاس، به مظلومیت فرهنگ
» سرکرده‌ی پژاک به صورت نمایشی دستگیر و آزاد شد
» فراموشی اسلام انقلابی، انحراف ایدئولوژیک مدیریت فرهنگی است
» مسجد الاقصی در خطر است!
» جزئیات دستگیری رهبر گروهک تروریستی پژاک
» روباه مکار و گرگ خودخواه
» احوال‌پرسی گرم سعید مرتضوی با کروبی
» چهارشنبه انتظار یا چهارشنبه سوری؟
» جایزه ادبی شهید فهمیده برگزار می‌شود
» این‌ها از اول هم داخل نظام نبودند
» این گونه پیش بروید، فتنه در راه است!
» در تحقق محاربه سلاح شرط نیست
» میرشکاک: شاعر واقعی علی معلم است
» اشرافیت؛ دروغ بزرگ عده‌ای حسود
از سایر رسانه‌ها
 ویژه نامه همایش 8ماه نبرد سایبری (+فیلم+گزارش تصویری+صوت+کاریکاتور)
(فرهنگ نیوز)


 نظر شهيد همت درباره ولايت مطلقه فقيه
(روشنگری)


 جنبش وبلاگی برای حمایت از حمید معصومی‌نژاد، خبرنگار دستگیر شده در ایتالیا…
(روایت)


 رزم ناو اشرافیت در قلب تهران !!

 تلاش برای ارسال قیر به ایران، یکی از اتهامات معصومی نژاد

 لوح فشرده مستند “شاخص” منتشر شد

 دانلود نسخه سوم نرم افزار صحيفه امام خميني (ره)
(یاسین مدیا)


  دستور احمدی نژاد برای خروج خلبانان روسی

 محاكمه مهدی هاشمی، انقلاب اسلامی را برای مدت ها بیمه خواهد كرد

  كيهان! تو رو سننه؟!

 راه‌اندازی بخش یاد
(khamenei.ir)


 ظلم هاي مهمترين دشمن اسلام به پيامبر رحمت(ص)
(خبرنامه دانشجویان ایران)


  نماهنگی به مناسبت خجسته ميلاد حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع)

 نگاهی به حمله اغتشاش‌گران به پایگاه قدس

 فیلم// حمله وحشیانه پلیس امریکا به یک سیاهپوست
(برنا)


 ریگی به گل نشست
(فرهنگ نیوز)


 فيلمي از ادب، اخلاق و شعور چند سبز!
(آهستان)


 رجانیوز اسناد دیوانه بودن موسوی را ارائه کرد!

یکشنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ | دانشطلب | Print This Post

این آسیب ها از یک سو نتیجه رویکرد حذفی مدعیان دمکراسی و قانونگرایی و عدم تحمل مخالف در میان آنهاست و از طرف دیگر سوء مدیریت، خرسندی و خودشیفتگی بیش از اندازه دولتی ها و در نهایت بی کفایتی و ناکارآمدی دستگاه قضا در صیانت از حقوق معنوی و سیاسی افراد زمینه ساز چنین بحران سیاسی ـ اجتماعی ای شده است.

در محلی که قبلا کار می کردم همکار و دوستی پیدا کردم که در مواضع سیاسی کاملا مخالف هم بودیم. ایشان هم مانند همه «کارمندان نیمه سیاسی» کمابیش پیگیر اخبار رسانه های غربی، مخالف و خارج نشین بود و شایعات سیاسی پیرامون حکومت را دنبال می کرد، به جد مخالف احمدی نژاد و ریاست جمهوری اش بود و در این مورد زیاد  با هم بحث می کردیم. بحث های مکرر و خسته کننده مان معمولا به قضاوت درباره معیار تعیین کننده و فصل الخطاب دمکراسی (نظر مردم) کشیده می شد و او جدا معتقد بود که مردم ایران از احمدی نژاد متنفر هستند و اگر دور پیش هم عده ای به او رأی داده اند به خاطر دشمنی با هاشمی بوده است. چون این جریان مکرر اتفاق می افتاد و معمولا به جای ثابتی می رسید عاقبت خود او از من خواست که نظرم را درباره احمدی نژاد و پیش بینی ریاست جمهوری آینده اش مکتوب کنم و من هم به شوخی این کار را در قسمت بیرونی پنجره اتاق کارمان انجام دادم و پیروزی احمدی نژاد در انتخابات دهم و ریاست جمهوری مجدد اش را پیش بینی کردم.

چون هر چند هفته یک بار به محل کار سابق ام سر می زدم، باز خاطره همان بحث های داغ سیاسی را با شوخی و خنده و کُری خوانی های دو طرفه درباره نتیجه انتخابات زنده می کردیم تا اینکه در یکی از ملاقات های نزدیک به ایام انتخابات متوجه شدم که خود آن دوست نوشته ی من را از کنار پنجره پاک کرده و دلیل این کار را هم اینطور عنوان می کرد که اصلا احمدی نژاد رئیس جمهور بعدی خواهد بود چون که اینها آنقدر «فـُلان» و «بهمان» هستند که بالاخره تقلب خواهند کرد و دولت را دوباره به دست خواهند گرفت! البته جواب من به این عقب نشینی و جرزنی آشکار چیزی جز خنده های تمسخر آمیز و کنایه هایی درباره توسل شکست خوردگان به شایعه سازی درباره تقلب در سالهای گذشته و در انتخابات های پیشین (مخصوصا در انتخابات نهم) نبود.

منظور اینکه حتی یک کارمند ساده هم، که چشم دیدن احمدی نژاد را نداشت، می دانست که وقتی راهی برای پیروزی قانونی و معمولی بر احمدی نژاد وجود ندارد برای مقابله با او چه کاری باید کرد و تنها حربه ای که ممکن است مقبولیت و پیروزی احمدی نژاد را زیر سوال ببرد چه چیزی است. دشمنان احمدی نژاد خلع سلاح تبلیغاتی خودشان را خیلی زود احساس کردند و خیلی زود هم به فکر استفاده از حربه تخریب و ادعای تقلب و انکار نتیجه انتخابات افتادند. این احساس را مخصوصا وقتی که سخن از طرح تحول اقتصادی و توزیع عادلانه یارانه ها پیش کشیده شد بعضی از سیاسیون درک و اعتراف کرده بودند. بنابراین تنها راهی که می ماند عوض کردن زمین بازی و متهم کردن احمدی نژاد به دروغگوئی، دیکتاتوری و عوامفریبی بود تا اصل و اساس کارهای او را زیر سوال ببرند و همه اقدامات و سخنان او را به دروغگوئی و قدرت طلبی شخصی او برای فریب دادن مردم مربوط کنند.

3416انتقاد مکرر من به دوستان احمدی نژادی که از عملکرد سیاسی دولت حمایت می کنند این بوده است که احمدی نژاد حق نداشت در طول چهارسال اجازه جولان و آزادی در توهین و لجن پراکنی به مقام ریاست جمهوری را بدهد. او مکرر مورد توهین و تمسخر قرار گرفت و شخصیت و حیثیت سیاسی اش تضعیف و ملکوک شد اما همواره یک واکنش ثابت نشان می داد؛ لبخند زدن و تکان دادن سر به همراه تکرار این جمله که هر چه اهانت درباره شخص من بوده همه را بخشیده ام! در صورتی که هیچ مقام سیاسی اختیار چنین بذل و بخششی را ندارد، وقتی یک مومن و مسلمان عادی حق ندارد شخصیت خودش را در معرض توهین، تهمت و غیبت قرار بدهد رئیس جمهوری که هستی سیاسی اش را مدیون خواست و اراده مردم است هرگز نمی تواند برای خودشیرینی و نمایش مصنوعی سعه صدر چنین حراج بزرگی به نفع مخالفین دولت و حکومت انجام بدهد.

این اشتباه بی تاوان نمی ماند و تاوان آن هم شدت گرفتن تخریب ها در آستانه انتخابات و در جریان تبلیغات انتخاباتی بود. احمدی نژاد در طول چهارسال اینقدر آسیب پذیر و بی تفاوت نشان داده بود که میرحسین موسوی اساسا برنامه تبلیغاتی اش را روی نفی دولت نهم با سیاه نمائی و شعار برهم زدن وضعیت موجود قرار داد و کروبی هم با تقلید کودکانه از شعار تغییر اوباما همان راه و همان هدف را نشانه گرفت. پرده دری علنی بالاخره بعد از چهارسال اتفاق افتاد و احمدی نژاد، که ژست ایزوله اش به نوعی زمینه ساز پرده دری ها بود، در مناظره ها تیر «تخریب متقابل» را در چله کمان گذاشت و چنان شلیک کرد که می توان گفت پس از مناظره با میرحسین پیروزی او تقریبا قطعی شد و دست و پا زدنهای بعدی نتوانست افزایش آرای یکباره او را تحت تأثیر قرار بدهد.

اما همین شلیک متقابل تنش آفرینی و گزک دادن به دست مخالفین برای موج سواری را به همراه داشت و به اتحاد همه دشمنان و ناراضیان از احمدی نژاد هم کمک کرد. حمله یکباره او به بعضی شخصیت های نظام حتی بزرگان حوزه علمیه را که تحت نفوذ سیاسی هاشمی هستند تحریک کرد و میرحسین موسوی بدون ارائه هیچ ربط منطقی یکی از دلایل تقلب در انتخابات را همین افشاگری احمدی نژاد علیه بزرگان نظام عنوان کرد. رهبر انقلاب هم در سخنرانی نماز جمعه، انتقادات خود نسبت عملکرد احمدی نژاد در مناظره ها را علنی کرد و البته با اشاره با سخنرانی مشهد یادآوری کرد که عده ای از سه ماه پیش شائبه تخلف در انتخابات و ناسالم بودن دمکراسی در ایران را دامن می زده اند و تنها برنامه تبلیغاتی شان سیاه نمائی و تخریب عملکرد دولت بوده است.

نتیجه اینکه هیچ اقدام پیشگیرانه ای برای جلوگیری از این نوع رویکرد تخریبی و غیرقانونی انجام نشد و حالا سبزها از این وضعیت آشوب و ناامنی(که در لوای حمایت از میرحسین به سمت ضدیت با نظام و قانون اساسی و دشمنی با مذهب کشیده شده) نهایت سوء استفاده را می کنند؛ آنها با استفاده از تاکتیک مظلوم نمایی و بلند کردن پیراهن عثمان علیه مخالفین خودشان از همان ادبیات کثیف و خط کشی شده مرسوم در دوران اصلاحات استفاده می کنند و ضمن سلب امنیت و تنش آفرینی به توهم سازی و لجن پراکنی مشغول هستند. این آسیب ها از یک سو نتیجه رویکرد حذفی مدعیان دمکراسی و قانونگرایی و عدم تحمل مخالف در میان آنهاست و از طرف دیگر سوء مدیریت، خرسندی و خودشیفتگی بیش از اندازه دولتی ها و در نهایت بی کفایتی و ناکارآمدی دستگاه قضا در صیانت از حقوق معنوی و سیاسی افراد زمینه ساز چنین بحران سیاسی ـ اجتماعی ای شده است. «آشوب سبز» حیثیت و اقتدار جمهوری اسلامی را در تأمین امنیت شهرها و خیابانها و اماکن عمومی و حتی مساجد ملکوک کرده است.

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • E-mail this story to a friend!
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Tumblr
  • Twitter
 

نظر دهید

لازم است

لازم است، نمایش داده نمی‌شود


ویژه