صفحه اصلی آرشیو مرام‌نامه پیوندها تماس با ما
جمعه ۲۸ آذر ۱۳۹۳ | الجمعة 25 صفر 1436 | Friday, 19 Dec 2014
فرهنگی سیاسی بین‌الملل اجتماعی طنز حوزه و دانشگاه فضای مجازی چندرسانه‌ای کتابخانه جزوات مصاحبه پیشخوان یادداشت چهره‌ها پرونده‌ها
ارسال مطلب
یکشنبه ۰۸ مرداد ۹۱ | ۱۰:۲۱

کودکانی که از بهزیستی می ترسند؟!
هر چند عوامل متعددی در روی آوردن برخی از کودکان به کار دخیل است اما وزن فقر فرهنگی و فقر اقتصادی از عواملی است که بیشتر از هر عامل دیگر سنگینی میکند.هنگامی که مشکل و بحران اقتصادی در خانواده باشد، نخستین چیزهایی که در سبد خانواده حذف می‌شود‌‌ همان آموزش و پس از آن بهداشت است.

کودک کیست و کارش چیست؟ بر اساس پیمان نامه حقوق کودک کسی که کمتر از ۱۸ سال سن داشته باشد کودک به شمار می‌آید. بر اساس همین پیمان نامه، کودک نه تنها نباید کار کند بلکه باید مورد حمایت قرار گرفته و تحصیل رایگان داشته باشد.

کودک کار کیست‌؟ «اکبر یزدی»، یک فعال جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان در این ارتباط می‌گوید: هر بچه‌ای که به دلیلی از تحصیل باز ماند و مجبور شود به سبد خانواده کمک کند و یا قادر نباشد وارد عرصه تحصیل شود کودک کار به شمار می‌آید. بنا بر این اگر بچه‌ای در منزل بچه داری کند نیز کودک کار به شمار می‌آید.

کودکان و کار آن‌ها از دیر باز و در جوامع قدیم و سنتی نیز وجود داشتند اما در جامعه مدرن امروزی همراه با جهانی شدن و تغییرات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به نظر می‌رسد که بشر امروزی در رفاه بیشتری باشد اما باز هم کودکان کار را در پنهان و آشکار مشاهده می‌کنیم که با دستان کوچک کاریشان برای زندگی کردن تقلا می‌کنند.

به گفته دکتر «فرهاد اقطار» سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی سازمان بهزیستی کل کشور در تعریف از کودکان کار به کودکان کار و خیابان اشاره می‌کند و می‌گوید: هنگامی که از کودک کار و خیابان بحث می‌شود بستگی به این دارد که این کودک را در چه شرایطی کودک کار بنامیم.

وی می‌گوید: ‌ اگر از یک کودک کار، یک آدامس ۱۰۰ تومانی را یکهزار تومان بخریم آنوقت آیا او را می‌توان کودک کار، نامید؟ ‌ پاسخ منفی است زیرا این کودک، در حال تکدی‌گری است.

اقطار در ادامه می‌افزاید: ‌ اگر همین کودکی که در خیابان آدامس می‌فروشد، نیروی انتظامی را در خیابان ببیند، ممکن است از ترس گرفتار شدن آدامس‌ها را در جایی پنهان کند و تا اطلاع ثانوی چیزی نفروشد. در این هنگام است که وی را به جای کودک کار، کودک خیابانی می‌گویند.

بنا بر این مشاهده می‌کنیم که این موقعیت‌ها با چه ظرافتی با هم همپوشانی دارند.

دکتر «فردوس قماش چی ‌» رییس موسسه آسیب‌های معاونت اجتماعی ناجا به نقل از سازمان جهانی کار می‌گوید: ‌ هر سال ۲۵۰ میلیون کودک هشت تا ۱۴ سال از کودکی محروم می‌شوند از این تعداد ۱۲۰ میلیون نفر وارد بازار کار می‌شوند که ۶۱ درصد آن‌ها در آسیا، ۳۲ درصد در آفریقا و هفت درصد در آمریکای لاتین بسر می‌برند.

بر اساس این اظهارات نتیجه گیری می‌شود که کشور ما نیز همگام با جهانی شدن از این امر مستثنی نیست و کودکان کار زیادی را در خود جای داده است.

در ادامه مشروح میزگردی را که در زمینه بررسی وضعیت کودکان کار برگزار شده بود را میخوانید:

چه تعداد از کودکان در ایران کودکان کار محسوب می‌شوند؟

اکبر یزدی فعال جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان در پاسخ به سوال گفت: بر اساس آمار رسمی حدود یک میلیون و ۴۵۰ هزار کودک کار در کشور بسر می‌برند که ۴۵۰ هزار نفر آنان کودکان خیابان به شمار می‌آیند.

یزدی، در این ارتباط تاکید کرد که کودک کار منحصر به خیابان نمی‌شود و بخش اعظمی از نیروی کار در کارگاه‌های کشور را کودکان کار تشکیل می‌دهند.

وی در عین حال گفت: کودک کار به صورت رسمی در کشور، ورودی ندارد تا از آنان نیز آمار بدست آوریم این در حالی است که حتی در خصوص جمعیت معتادان از آنجا که تعریفشان کاملا مشخص است می‌توان آمار ارایه داد اما در مورد کودکان اینگونه نیست.

در این ارتباط بنی هاشمی خطاب به خبرنگاران حاضر در این نشست گفت که آمار‌ها را شما به ما بگویید. ما (سازمان‌های مردم نهاد) که آماری نداریم؟

دکتر سعید براتی «معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی»، در واکنش به بنی هاشمی اظهارداشت: ‌در خارج از کشور اینگونه آمار‌ها را چه نهادهایی می‌دهند؟ این آمار‌ها را NGO‌ها (سازمان‌های مردم نهاد) مثل جمعیت شما (جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان) می‌دهند. ما (بهزیستی) که آماری نداریم. شما چرا آمار ندارید؟

بنی هاشمی در پاسخ به سوال دکتر براتی اظهار داشت‌: واقعیت دست من است؟ آیا آمار دست من است؟ ما چهار نفر داوطلب هستیم که چهار ماه است که اجاره مکان تشکلمان عقب افتاده است. بودجه دست من نیست.

در این میان یزدی، دیگر فعال جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان میانجی‌گری کرد و گفت ‌: بخش آسیب‌های شهرداری سه سال قبل طرحی را در خصوص آمار کودکان خیابانی ارایه دادند و به NGO‌ها اعلام کردند که به ازای هر بچه ۲۰ هزار تومان که بعدا ۱۱ هزار تومان شد، می‌پردازد تا این سازمان‌های مردم نهاد آمار کودکان کار را اعلام کنند. پیرو این موضوع کار‌شناسان نیز طی بررسی‌هایی که انجام دادند در رابطه با اجرای این طرح اظهار داشتند که از آنجا که طرح یاد شده به یک بازده زمانی مشخصی محدود می‌شود، آماری بیشتر از ۲۰ هزار کودک بدست نمی‌آید و به همین علت بود که NGO‌ها در این طرح، شرکت نکردند.

وی به مشکلات NGO‌های فعال در موضوع کودکان کار اشاره کرد و گفت: ‌ ما (NGO‌ها) الان هویت جدی نداریم. این در حالی است که کودکان کار برخلاف سایر اقشار جامعه – که در صورت تضییع حقوقشان می‌توانند اعتراض کنند – نمی‌توانند از حقوق خود دفاع کنند و به کمک بزرگ‌تر از خودشان نیاز دارند.

وی در ادامه گفت: متاسفانه جایگاه این مدافعان، در جامعه، برای دفاع از حقوق کودکان کار صفر است و اگر هم کسی بخواهد برای دفاع از این کودکان NGO دایر کند با چالش‌های زیادی مواجه می‌شود.

 چرا کودکان، کار می‌کنند؟

هر چند عوامل متعددی در روی آوردن برخی از کودکان به کار دخیل است اما وزن فقر فرهنگی و فقر اقتصادی از عواملی بود که بیشتر از هر عامل دیگر سنگینی می‌کند.

دکتر فرهاد اقطار «سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی سازمان بهزیستی کل کشور»، در این ارتباط فقر فرهنگی را عامل مهمی در بروز کار کودکان عنوان کرد و اظهار داشت‌: میزان درآمد ماهانه برخی از این کودکان کار بالا‌تر از یک میلیون تومان است.

وی گفت‌: به عنوان مثال بر اساس بررسی‌های صورت گرفته، انسان‌های فقیر صد در صد معتاد نمی‌شوند. براساس این بررسی‌ها ۴۷ درصد معتادان کشور نیز نه تنها فقیر نبودند بلکه شغل نیز داشتند. پس نمی‌توان مشکل کودکان کار و روی‌ آوردن آنان به کار را صرفا مشکل اقتصادی دانست.

یزدی در پاسخ به اظهارات اقطار گفت‌: تامین اجتماعی اعلام کرده است که ۲۰۰ هزار کارگاه ثبت نشده در کشور وجود دارد. این کارگاه‌ها پر از کودک کار است. شما آنوقت فقر فرهنگی را مطرح می‌کنید؟ وزارت رفاه نیز اعلام کرده است ۷ میلیون نفر زیر خطر فقر در کشور زندگی می‌کنند. بر اساس پیمان نامه حقوق کودک، دولت موظف است به این بچه‌ها خدمات ارایه دهد اما ما هر جا که می‌رویم می‌گویند برای ما تعریف نشده است.

بنی هاشمی نیز گفت ‌: هرجا که درآمد کمتر از هزینه باشد، خانواده با بحران مواجه می‌شود. اسطوره‌ای تحت عنوان پدر می‌شکند و اهمیت خانواده رو به عدد صفر پیش می‌رود. سوال اینجا است که آیا تربیت وآموزش در خانواده محلی از اعراب در این وانفسای مشکلات اقتصادی دارد؟ ما در مورد کودکان کار صحبت می‌کنیم. اگر می‌توانستیم با شعر مولوی و حافظ شکم آن‌ها را سیر کنیم چقدر خوب بود. اما موضوع اینجا است که ما از فقر اقتصادی صبحت می‌کنیم که خانواده را با بحران مواجه کرده است.

وی در ادامه اضافه کرد: ‌ پدرهای تمام ۵۷ کودکی که کارشان موتور دزدی و کیف قاپی بود و به جمعیت ما مراجعه کرده بودند، بیکار بودند و این بچه‌ها نیز در سنین مقطع راهنمایی ترک تحصیل کرده بودند. هنگامی که مشکل و بحران اقتصادی در خانواده باشد، نخستین چیزهایی که در سبد خانواده حذف می‌شود‌‌ همان آموزش و پس از آن بهداشت است.

بنی هاشمی فعال جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان در خصوص سنگینی فشار روی این بچه‌ها اظهار داشت ‌: به عنوان مثال در حافظه لغات این کودکان میوه‌ای تحت عنوان» ‌ آلبالو «‌ یا» گیلاس‌ جایی ندارد و باید‌‌ همان طور که دایناسور‌ها را برای بچه‌ها تشریح می‌کنیم باید این میوه‌ها را نیز برایشان تشریح کنیم.

 کودکان کار خیابان از چه کسانی بیشتر می‌ترسند؟

بنی هاشمی در پاسخ به این سوال اظهار داشت: ‌ این بچه‌ها از بهزیستی، شهرداری و پلیس می‌ترسند. این در حالی است که حامیان جدی همین بچه‌ها هم دستگاه‌های یاد شده هستند. یکی از همین بچه‌ها ادعا کرده است که در بهزیستی، کتک خورده است و چهار روز هم او را نگاه داشته‌اند بدون اینکه اجازه تماس تلفنی با مادرش را به او داده باشند.

وی در ادامه گفت: ‌ این بچه از شهرداری می‌ترسد به این علت که شهرداری در حین شیشه پاک کردن، او را می‌گیرد.

این فعال جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان گفت: ‌ هنگامی که از‌‌ همان بچه پرسیدم که برای چه از پلیس می‌ترسد!؟ وی اظهار داشت ‌: از آنان (شهرداری و بهزیستی) ترسیدم از پلیس نمی‌ترسم!

دکتر اقطار «سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی سازمان بهزیستی کل کشور» در این ارتباط گفت ‌: در زمان حاضر تعداد جرم‌ها در دنیا به ۲۰ جرم تقلیل یافته است زیرا هر چقدر تعدد جرم‌ها زیاد‌تر باشد، دفاع کردن سیستم، دچار مشکل می‌شود. اگر این کودکان را مجرم تلقی کنیم نه تنها از دست پلیس بلکه از دست بهزیستی و شهرداری و سایر سازمان‌های خدماتی حمایتگر فرار می‌کنند و می‌ترسند.

قماش چی، رییس موسسه آسیب‌های معاونت اجتماعی ناجا نیز در خصوص رویکرد ناجا در این زمینه اظهار داشت: رویکرد ناجا از برخورد انتظامی به رویکرد اجتماعی تبدیل شده است و هدف ما از تاسیس معاونت اجتماعی همین رویکرد پیشگیری اجتماعی از وقوع جرم است. تمام آسیب‌های اجتماعی در حوزه معاونت اجتماعی قرار می‌گیرد که نقشی ایجابی دارد و موضوعاتی از جمله کودکان کار در حوزه این معاونت قرار دارند.

این مقام مسوول در ناجا گفت ‌: ‌ یکی از وظایف ناجا جمع آوری این کودکان است که پس از جمع اوری، آن‌ها را به بهزیستی تحویل می‌دهد.

اینکه کودکان پس از تحویل به بهزیستی چه سرنوشتی پیدا می‌کنند، اقطار سرپرست دفتر مداخله و بازتوانی سازمان بهزیستی کل کشور اظهار داشت که بهزیستی تلاش می‌کند تا سطح مهارت‌های زندگی این کودکان را بالا ببرد وبه عبارت دیگر اقدامات پیشگیرانه در خصوص آنان انجام دهد.

وی با بیان اینکه اگر پیشگیری را ادامه ندهیم، روند کودکان کار ادامه می‌یابد، گفت: مهارت‌های زندگی در سطح کودکان سنین پیش دبستانی و دبستانی می‌تواند در کاهش کودکان کار موثر باشد که در این خصوص برای یک میلیون و ۳۰۰ هزار کودک سنین یاد شده مهارت‌های زندگی از سوی بهزیستی آموزش داده می‌شود. اما اینکه چه تعدادی از این کودکان را کودکان کار تشکیل می‌دهند، تفکیکی تا کنون صورت نگرفته است.

وی گفت: این کودکان نه تنها خودشان بلکه خانواده‌هایشان نیز باید تحت حمایت قرار گیرند. به عنوان مثال اگر پدر کودک بیکار است باید تلاش شود تا وی نیز کاری پیدا کند و به طور کلی خانواده، توانمند شود. اینکه این کودکان جمع آوری شوند و بعد از آن‌‌ رها شوند فایده‌ای ندارد.

 آیا کودکان کار تحت سیطره باندهای مختلف هستند؟

خانم قماش چی رییس موسسه آسیب‌های معاونت اجتماعی ناجا معتقد بود که کودکان کار که اغلب در حاشیه شهر‌های شهر هستند توسط افرادی در اوقات صبح جمع آوری شده و به محله‌های بالای شهر منتقل می‌شوند تا در آنجا کار کنند.

این درحالی است که یزدی فعال جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان نظری خلاف نظر قماش چی بیان داشت و گفت ‌: من ۱۰ سال است که در این زمینه فعالیت می‌کنم و معتقد هستم که باندی وجود ندارد.

وی در ادامه گفت: ‌ اکثر این بچه‌ها در محل زندگیشان کار می‌کنند و افرادی در محله آن‌ها رفت و آمد می‌کنند و جنس‌های ارزان به آنان می‌فروشند و آنان نیز آن جنس‌ها را به مردم می‌فروشند.

وی تاکید کرد: رعایت حقوق کودکان در وهله نخست مستلزم تامین نیاز‌های اولیه‌ای همچون تغذیه، بهداشت و مسکن و حتی بازی است. علاوه بر این کودکان به حمایت‌های آموزشی و فرهنگی هم نیاز دارند.

وی گفت: کودکان، نیروی کار آینده کشور را می‌سازند اما این نیروی کار باید به شکوفایی برسد این در حالی است که شکوفایی استعدادهای این کودکان در‌‌ همان سنین پایین به دلیل ورود به دنیای کار بزرگسالان از بین می‌رود و هر گز سر برنمی آورد.

 

ثبت نظر

نام:

رایانامه: (اختیاری)

متن:


8 − = پنج

تازه‌ترین اخبار
اخبار بیشتر
آرشیو