دیدار رئیس‌جمهوری امریکا و نخست‌وزیر اسرائیل و استقبال گرم دربرابر فلاش دوربین‌های خبرنگارن از وی در کاخ سفید برای کسی که در خاورمیانه زندگی می‌کند تنها یک پیام داشت: اسرائیل همواره از نظر امریکا یک استثناست و همیشه چنین باقی خواهد ماند.

در این دیدار، نتانیاهو هرچه خواست اباما به وی داد. هیچ اختلاف نظری میان دو طرف درباره مسائل خرد و کلان نبود. حتی اباما دیدگاه‌های نتانیاهو را پذیرفت و تکرار کرد. نخست‌وزیر اسرائیل همچون قبل می‌تواند بگوید: من پیروز شدم.

نشست این دو به معنای بستن پرونده مذاکرات بی‌حاصل غیرمستقیم میان اسرائیل و اتوریتی فلسطینی و شروع دور جدید از مذاکرات مستقیم است که به گفته یهودا باراک «طولانی و پرخطر و دارای جزر و مد است». قبل از شروع مذاکرات غیرمستقیم همه بر بی‌فایده بودن آن تأکید داشتند و تنها اوباما و مشاورانش و در رأس آن‌ها جرج میچل بر اجرای آن اصرار می‌ورزیدند. اینک اوباما نیز هم‌چون نتانیاهو فکر می‌کند که تنها راه همان مذاکرات مستقیم است. جالب این است که اباما دیدگاه نتانیاهو را پذیرفت، ولی برای شروع مذاکرات هیچ شرطی نگذاشت و از تمدید توقف شهرک‌سازی (که سپتامبر تمام می‌شود) یا تعیین سقف زمانی برای مذاکرات یا پذیرش راه حل دو کشور و مشخص کردن اصول و مبانی روشن مذاکرات هیچ نگفت. توقف شهرک‌سازی در قدس هم اصلا به ذهن اباما خطور نکرد. رئیس جمهوری امریکا تنها خجولانه ابراز امیدواری کرد که مذاکرات مستقیم تا قبل سپتامبر شروع شود، بدون آن‌که از اسرائیلی تضمینی بخواهد.

جناح لیکود، که نتانیناهو رهبری آن را به عهده دارد، دو هفته قبل تصویب کرد که شهرک‌سازی باید از سر گرفته شود. تعدادی از وزیران اسرائیلی نیز بر این امر تأکید می‌کنند. فلسطینیان و سازمان‌های طرفدار حقوق بشر در اسرائیل می‌گویند که شهرک‌سازی هیچ‌گاه در این مهلت ده ماهه متوقف نشده است. اسرائیل قصد دارد در آینده ۱۶۰۰ خانه جدید در کرانه باختری بسازد که تهیه مقدمات و نقشه‌برداری آن ۲ سال طول خواهد کشید. احتمالا امریکا و اسرائیل این فترت دو ساله را به عنوان تمدید توقف شهرک‌سازی تبلیغ خواهند کرد.

دور بعدی به ابومازن می‌رسد که سوگندهای قبلی خود را بشکند و بدون توقف شهرک‌سازی در قدس و کرانه باختری وارد مذاکرات شود. هنوز زمان صدا زدن وی به واشنگتن نرسیده است، ولی او قبل از سفر نتانیاهو به امریکا نخست وزیرش، سلام فیاض، را به دیدار باراک (حاکم اسرائیل در کرانه باختری) فرستاد تا همراهی خود با تحولات جدید را نشان دهد.

غزه و محاصره آن بخشی دیگر از مذاکرات رهبران امریکا و اسرائیل را تشکیل می‌داد. هر دو بر سبک کردن محاصره تأکید کردند و اباما سیل ستایش را روانه نتایناهو کرد که قصد دارد کالاهای مصرفی بیشتری به غزه بفرستد، ولی هم‌چون نخست‌وزیر اسرائیل پذیرفت که برخی کالاها که برای بازسازی غزه ضروری است به این منطقه وارد نشود، چون «اسرائیل باید در امنیت زندگی کند».
در چند ماه اخیر یکی از مسائلی که به عنوان اوج اختلاف میان امریکا و اسرائیل عنوان می‌شد موضوع سلاح هسته‌ای اسرائیل و ارجاع آن به آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای و بازرسی از تأسیسات هسته‌ای اسرائیل و طرح خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای بود که بر اساس آن قرار است کنفرانسی در آینده برگزار شود. اگر در اسرائیل و در لابی‌های طرفدار اسرائیل در امریکا کسی نگران تغییری در دیدگاه امریکا بود، پرزیدنت اباما لبخند رضایت را بر لب آنان نشاند و اسرائیل را پدیده‌ای استثنایی برشمرد که به علت همین ویژگی از بسیاری از قوانین بین‌المللی معاف می‌شود. اباما گفت: «اسرائیل نیازهای امنیتی دارد.. ما از اسرائیل نمی‌خواهیم کاری کند که به سبب اجرای پیمان منع گسترش سلاح هسته‌ای امنتیش تهدید شود». بدین ترتیب باید تردید کرد که اصلا کنفرانسی برای خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای برگزار شود. این نتیجه را هم به یاد داشته باشید: سیاست ابهام هسته‌ای اسرائیل ادامه خواهد یافت.

درمورد انتقاد از ایران نیز اباما و نتانیاهو توافق کامل داشتند و رهبر امریکا به همتای اسرائیلی خود ثابت کرد با وضع تحریم‌های بیشتر که گریبان‌گیر مردم عادی خواهد شد در مقابل برنامه هسته‌ای ایران ایستاده است.

برای یک ناظر عادی در خاورمیانه تردیدها به یقین تبدیل می‌شود. گفتمان اباما و صحبت‌های او در مصر و ترکیه، در باره لزوم تغییر در روابط امریکا و جهان اسلام و دنیای عرب، تردیدهای را ایجاد کرده بود که شاید کسی در کاخ سفید برای نخستین‌بار می‌خواهد نگرش نوینی را مطرح کند. این تردید دیر باور تنها یک سال زمان می‌خواست تا برطرف شود. اظهارات و مواضع اباما اینک هیچ تفاوتی با گفته‌های جرج بوش دوم ندارد که او هم شهرک‌سازی را به عنوان حالتی استثنایی برای اسرائیل تأیید می‌کرد. گویا ماهیت کاخ سفید این است که هر کسی وارد آن شود دیر یا زود همان صفحه همیشگی را خواهد گذاشت که به گوش می‌رساند: امنیت اسرائیل به هر قیمتی بزرگ‌ترین اولویت امریکا در خاورمیانه است.

ژنرال‌های ۴ ستاره امریکا به اباما هشدار داده‌اند که سیاست‌های اسرائیل موجب به خطر افتادن جان سربازان امریکایی در عراق و افغانستان می‌شود. برخی متفکران امریکایی گفته‌اند که اسرائیل به باری استراتژیک بر دوش امریکا تبدیل شده است. تعدادی از سیاست‌مداران سابق امریکایی اظهار داشته‌اند که جایگاه اسرائیل در استراتژی امریکا تنزل یافته است. جامعه‌شناسان سیاسی ابراز عقیده کرده‌اند که مردم امریکا با شدت بیش‌تری از اروپا از اسرائیل دور می‌شوند.

اباما با کشیدن چک‌های سفید امضا برای نتانیاهو به همه این داستان‌ها پایان داد.

تنها یک تفاوت میان اباما و جرج بوش باقی مانده است: راه انداختن جنگی جدید.
اخبار مرتبط

منبع: PressTV