بسم الله الرحمن الرحیم
 
خاطرات انتخاباتی و بعد انتخاباتی خود را تعریف کنید
سرمقاله
مجموعه‌ی دروغ‌ها *
محمدصالح مفتاح

موسوی در بیانیه اعلام کاندیداتوری خود را کاندیدای جبهه مستضعفین معرفی کرده بود، اما نه قبل و نه بعد از انتخابات هیچ وقت معلوم نشد که منظورش کدام مستضعفین هستند و او هیچ وقت به این سوال و انبوه سوالهای دیگر پاسخ نداد که مستضعفان امروز در کدام جبهه ایستاده‌اند؟ موسوی امروز می گوید:‌ «اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است…» اما موسوی نمی‌گوید که امروز جبهه‌ی «بالفعل» مستضعفین که به قول خودش دل در گرو ارزش‌های اسلامی دارند چگونه در مقابل او و اشرافیت همراه او ایستاده‌اند؟

پرونده‌های ویژه
پرونده‌ای ویژه منشور روحانیت
حمایت
با قرار دادن کد زیر در سایت یا وبلاگ خود، می‌توانید در نشان دادن حقایق در برابر این هجمه‌ی رسانه‌ای که علیه حقیقت وجود دارد، همکاری کنید.
تریبون مستضعفین
آخرین مطالب
» دو سال از کُمای احمد عزیزی گذشت
» وحدت یا به مسلخ بردن عدالت؟
» چگونه مغازه پدرم توسط سبزها به آتش کشیده شد؟
» عطاء الله مهاجرانی؛ گدایی از صهیونیست‌ها برای پول
» چهارشنبه سوری از منظر مراجع عظام تقلید
» از کودتای شیلی تا کودتای سبز؛ تاریخ تکرار نشد
» نسل‌های منورالفکری غرقه در وهم و دیکتاتوری
» «روابط بین‌الملل در اسلام» کتاب جدید آیت الله جوادی آملی
» و سرانگشت چه کسی، گرِه‏های بی‏شمار “حوادث واقعه” را خواهد گشود؟
» چوپان دروغگو جشن تولد نگرفت؟
» مجموعه‌ی دروغ‌ها *
» فرح پهلوی نشان سلطنتی”شجاعت” را به موسوی و کروبی اعطا کرد
» حوزه، قطب تمدنی اسلام
» عقیم کردن انقلاب فرهنگی باعث رشد جریان فتنه شد
» سخنان عجیب هاشمی در دومین دیدار با انجمن قانون‌شکن دانشگاه تهران
» پادکست: پیامبر! اشراف را رها کن
» پاسخ به ایما«نما»یان
» جشن پایان سال و نوروزنامه اشا
» تحول جزیره‌ای به جایی نمی‌رسد
» خروج خاتمی از کشور با کت و شلوار محقق نشد
» رسانه باید نشان دهد زهر از کجا وارد شریان می‌شود
» مصائب روحانیتِ اسلام ناب در برابر تحجر و سرمایه‌داران زالوصفت
» به رنگ فیلم-هندی
» فردا دیر است
» ماجرای «داماد کرکوک» در عراق جدی شد!
» میلیون‌ها دلار به هواداران موسوی کمک کردیم
» گمان کنم کسی از غیب داده دستوری / که از محاکمه‌ی فتنه گر بپرهیزید
» درخت‌کاری توسط رهبر انقلاب + عکس
» خونه تکونی شب عید!
» به کبودی یاس، به مظلومیت فرهنگ
از سایر رسانه‌ها
 چرا موسوی و کروبی به دیدار تاجیک نمی‌روند؟
(جوان آنلاین)


 ویژه نامه همایش 8ماه نبرد سایبری (+فیلم+گزارش تصویری+صوت+کاریکاتور)
(فرهنگ نیوز)


 نظر شهيد همت درباره ولايت مطلقه فقيه
(روشنگری)


 جنبش وبلاگی برای حمایت از حمید معصومی‌نژاد، خبرنگار دستگیر شده در ایتالیا…
(روایت)


 رزم ناو اشرافیت در قلب تهران !!

 تلاش برای ارسال قیر به ایران، یکی از اتهامات معصومی نژاد

 لوح فشرده مستند “شاخص” منتشر شد

 دانلود نسخه سوم نرم افزار صحيفه امام خميني (ره)
(یاسین مدیا)


  دستور احمدی نژاد برای خروج خلبانان روسی

 محاكمه مهدی هاشمی، انقلاب اسلامی را برای مدت ها بیمه خواهد كرد

  كيهان! تو رو سننه؟!

 راه‌اندازی بخش یاد
(khamenei.ir)


 ظلم هاي مهمترين دشمن اسلام به پيامبر رحمت(ص)
(خبرنامه دانشجویان ایران)


  نماهنگی به مناسبت خجسته ميلاد حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع)

 نگاهی به حمله اغتشاش‌گران به پایگاه قدس

 فیلم// حمله وحشیانه پلیس امریکا به یک سیاهپوست
(برنا)


 ریگی به گل نشست
(فرهنگ نیوز)


 فيلمي از ادب، اخلاق و شعور چند سبز!
(آهستان)


 رجانیوز اسناد دیوانه بودن موسوی را ارائه کرد!

پنجشنبه، ۵ آذر ۱۳۸۸ | مهدی فاطمی صدر | Print This Post

منافقین سرخ، تنها روزهایی پس از سالگرد خروج مسلحانه‌شان بر انقلاب ایران و در پی شکست آخرین رشته از اقدامات خشونت‌بارشان علیه حکومت اسلامی در روزهای پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸‌،‌عاقبت با تصرف پادگان اشرف توسط ارتش عراق به پایان رسیدند؛ این پایان البته با آغاز جدیدی از جریان نفاق همراه بود؛ ظهور منافقین سبز.

منافقین سرخ، تنها روزهایی پس از سالگرد خروج مسلحانه‌شان بر انقلاب ایران و در پی شکست آخرین رشته از اقدامات خشونت‌بارشان علیه حکومت اسلامی در روزهای پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸‌،‌عاقبت با تصرف پادگان اشرف توسط ارتش عراق به پایان رسیدند؛ این پایان البته با آغاز جدیدی از جریان نفاق همراه بود؛ ظهور منافقین سبز.

منافقین سرخ،‌ در ابتدا جوان‌های پرشوری بودند که در پی شیوه‌های مبارزه علیه نظام ستم‌شاهی و امپریالیسم حامی آن به مارکسیسم گرایش پیدا کردند؛ اما داشته‌‌های اندک آنها از اسلام،‌درک ناقص‌‌شان از مارکسیسم و خوی رادیکال‌شان،‌در نهایت به استحاله‌ ایشان در اردوگاه شرق و اسلحه کشیدنشان بر اسلام و انقلاب ختم شد. با این همه، جریان سرخ به درستی جامعه ایران را یک جامعه‌ عمیقاً مذهبی تلقی می‌کرد که بی‌اعتنایی یا رویارویی علنی با امر مذهب عاقبتی در آن نداشت؛ چه، با این اشتباه به سرعت از حمایت نهادهای دینی و همراهی توده‌های مردم محروم می‌شدند و عقبه‌های انسانی و امنیتی و مالیشان از دست می‌رفت. این، همان تناقض بنیادین منافقین سرخ بود؛ سرخ‌ها، نیروهایی ضدمذهبی بودند که در متن یک جامعه‌ مذهبی به مبارزه می‌پرداختند و داعیه‌دار آرمان‌های این جامعه بودند. راهبرد جریان سرخ برای عبور از این تناقض رویه‌ای منافقانه در ۳ لایه بود؛ در لایه‌ اول سرخ‌ها به بازتعریف التقاطی اسلام و انقلاب،‌مبتنی بر قرائت‌های ماتریالیستی و مارکسیستی پرداختند،‌ در لایه‌ دوم به حذف چهره‌های مخالف این التقاط دست زدند و در لایه‌ سوم تلاش کردند تا ذیل این اسلام و انقلاب منحرف و مارکسیستی، رهبری آرمان و مبارزه‌ توده‌های مسلمان را به دست آورند.منافقین سرخ اما همچون دیگر چپ‌‌های انقلابی قرن بیستم میلادی،‌عمدتاً،‌جوان‌هایی عملگرا با دلبستگی‌هایی چریکی بودند؛ اینگونه نه فقط رده‌های مرکزیت سرخ‌های ایرانی، که حتی عمده‌ چهره‌های شاخص و جهانی مارکسیسم نیز بیشتر عناصری سخت بودند تا نظریه‌پردازانی نرم؛ کسانی چون لنین، مائو، جیاپ، چه‌گوارا و کاسترو.

همین ضعف نظری به سرعت به بن‌بست منافقین سرخ در لایه‌ اول راهبردشان منتهی شد؛ از این رو سرخ‌ها به نحوی زودرس پا در لایه‌ دوم نهادند و موجی از ترور و کشتار را به راه انداختند و در نهایت در لایه سوم نیز توفیقی به دست نیاوردند؛ اشتباه راهبردی منافقین سرخ آن بود که می‌پنداشتند با دست زدن به عملیات سخت می‌توان ضعف‌ و ناکامی‌های نرم را جبران کرد. منافقین سبز اما از همان ابتدا از این نقص مبرا بوده‌اند؛ سبزها به عنوان دنباله‌های ایرانی لیبرالیسم آمریکایی تقریباً تمام نظریه و نظریه‌پردازان غرب مدرن را پشت‌سر داشته‌اند؛ و نیز خلاف سرخ‌ها که برای بنای آرمان‌شهر سوسیالیستی موعود به مبارزه دست می‌زدند، سبزها وارث ویران‌شهر کاپیتالیستی موجودی هستند که تنها باید به آن دل سپرد و به تمتع در آن زیست. مشکل سبزهای ایرانی هم این است که لیبرالیسم آمریکایی که اکنون جهانی شده و همه‌ عالم را در استیلای خود دارد،‌پشت مرزهای انقلاب اسلامی متوقف مانده است و دست ایشان از تمامیت این بهشت شداد کوتاه است؛ این دورافتادگی از حکومت جهانی نفس اماره برای سبزها ناپذیرفتنی و تحمل‌ناپذیر است.

حال، دشواره اول منافقین سبز آن است که به تسلیم کشیدن انقلاب اسلامی در مقابل لیبرالیسم آمریکایی محتاج مبارزه است، و اسلام اگر دین مبارزه باشد، لیبرالیسم مکتب مبارزه نیست. این، مرز فاصل سبزها و سرخ‌ها است؛ سرخ‌ها برای آرمان‌شان در مبارزه می‌زیند و آرمان سبزها زیستنی بی‌مبارزه است. این روزها، سبزها در برابر مسلمان‌هایی انقلابی صف‌آرایی کرده‌اند که طی نیم‌قرن مبارزه، مخوف‌ترین نظام‌های پادشاهی را برانداخته‌اند و تمامیت لیبرالیسم آمریکایی را از مرزهای خود اخراج کرده‌اند و ۸‌سال با تمام دنیای استکبار جنگیده‌اند و این روزها یکی از دشمنان قدیمی خود،‌منافقین سرخ را به تاریخ می‌سپارند؛ اینگونه مبارزه با نامبارزهایی چون منافقین سبز برای مسلمان‌های انقلابی بیشتر یک شوخی و زنگ تفریح است، و تمام بیم و بی‌عملی سبزها از همین واقعیت است. راهبرد منافقین سبز برای عبور از این دشواره ایستادن در امتداد عمل شیطان بزرگ، آمریکا، و تقسیم کار میان سبزهای ایرانی و دنیای استکبار بوده است؛ دنیایی که خود ایشان آن را دنیای آزاد می‌نامند. در این تقسیم کار مراتب سخت عمل جریان سبز به سامانه‌‌های اطلاعاتی غرب مدرن و ارتش‌های ملی و فراملی آن و حتی گروهک‌هایی چون منافقین سرخ، سلطنت‌طلب‌ها و سلفی‌ها سپرده می‌شود و توان سبزهای ایرانی بر عملیات نرم نهاده می‌شود؛ عملیاتی که بسیار کمتر از عملیات سخت با آرمان زیستن متمتع ایشان در تعارض است.

اگر رقابت منافقین سرخ و مسلمان‌های انقلابی آن بود که اسلام دین مبارزه است یا مارکسیسم علم مبارزه، نزاع منافقین سبز و مسلمان‌های انقلابی این است که اسلام نسخه‌ حیات انسان است یا لیبرالیسم شیوه‌ زیستن او. با این توصیف، فارغ از اقدامات ایذایی و رسانه‌ای سبزها، بیرون از فضای نرم نباید به انتظار آنها و آماج عملشان نشست؛ سبزها نه هسته‌های مبارزینی سخت که توده‌های عافیت‌طلب نرمی هستند که در انقطاع از جبهه‌ جهانی استکبار، تنها تهدیدشان آلودن فضای اطراف‌ به شیوه زند‌گی آمریکایی است. منافقین سبز این روزها، و از سال‌هایی پیش،‌در حال عبور از دشواره‌ دوم خویش نیز بوده‌اند و در این مسیر حمایت تمام غرب مدرن را پشت سر داشته‌اند. این دشواره‌ دوم همان تناقض بنیادین منافقین سرخ است؛ سبزها نیروهایی ضدمذهبی هستند که در متن یک جامعه مذهبی می‌زیند و داعیه‌دار آرمان‌های این جامعه هستند.راهبرد جریان سبز برای عبور از این تناقض رویه‌ای منافقانه در ۳ لایه است؛ در لایه‌ اول سبزها به بازتعریف اسلام، انقلاب و امام و شعائر و شعارها و ممشای آنها مبتنی بر قرائت‌های اومانیستی و لیبرالیستی می‌پردازند، در لایه‌ دوم به حذف چهره‌های مخالف این التقاط دست می‌زنند و در لایه‌ سوم تلاش می‌کنند تا ذیل این اسلام و انقلاب منحرف و آمریکایی، رهبری آرمان و حیات توده‌های مسلمان را به دست آورند.

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • E-mail this story to a friend!
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Tumblr
  • Twitter
 

نظر دهید

لازم است

لازم است، نمایش داده نمی‌شود


ویژه