مجموعه ی شعرهای زیر توسط یکی از دانشجویان دانشگاه ضنعتی امیرکبیر از اشعاری که پس از انتخابات گفته شده است، انتخاب شده است تا در دست نوشته ها و پلاکاردها مورد استفاده قرار گیرد.

نه سازش نه تسلیم

نه سازش نه تسلیم

شعر های پراکنده:

  1. به قول دشمن پیمان دوست بشکستی / ببین که از که بریدی و با که پیوستی
  2. این گردبادهای به غیرت در آمده / تسلیم رهبرند که طوفان نمی کنند
  3. ای رهبرا به پای دفاع از حریمتان/ مردم دریغ از سر و از جان نمی‌کنند
  4. مردم همیشه عاقبت شب، به خیر نیست/ امروز روز «طلحه» و روز «زبیر» نیست
  5. آن روز دیده بودم این «فتنه‌ها» که برخاست / کز سرکشی زمانی با ما نمی‌نشستی
  6. شهر ما هر طرفش نام شهیدی است ولی / کوچه های دل ما نیست به نام شهدا
  7. (برای یار خراسانی عزیز و صبورم:)
    نه هر درخت تحمل کند جفای خزان / غلام همت سروم که این قدم دارد
  8. ما یوسف خود نمی فروشیم / تو سیم سیاه خود نگه دار
  9. مرگا به من! که با پر طاووس عالمی / یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم
  10. ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آن چه می پنداشتیم

محمد صادق باطنی: (طنز، سران سبز):

  1. ای کاش میر میدید، انبوه عاشقان را / تا بی خبر نمیرد، از درد خود پرستی
  2. جانباز شیمیایی، با شیخ گفت: «جانا! / با کافران چه کارت؟ گر بت نمی پرستی»
  3. دندان گرگها را، هر کودکی ببیند / ای پیر انقلابی! چشمت چرا تو بستی؟
  4. عاشق شو ارنه روزی، این صبر هم سرآید / اذن ولی نباشد، پنداشتی که جستی؟
  5. یارب شکسته حالان، طاقت دگر ندارند / تا کی کنند اجانب، چندین دراز دستی

علی محمد مودب (فضای فتنه):

  1. فتنه مه نیست که برخیزد و خود بنشیند/ ناخدا باید تا کشتی و دریا بیند
  2. شیخ ها در تله ی شاید و اما ماندند/ مطربان پیشتر از شیخ، سخن ها راندند
  3. خیلی از آن طرف آب، شناها کردند / که شنا در طرف غفلت ماها کردند

علیرضا قزوه

  1. بگو بلند شود موج غیرت دریا / چنان که باز شود مشت هر حباب فروش
  2. سلام بر همه الا به قلب مغلوبان / سلام بر همه الا به انقلاب فروش
  3. شما که خون دل خلق را پیاله شدید / شرور شهر شمایید یا شراب فروش؟
  4. می خواست تا شراب طهوری دهد به ما / جوشید آنقدر که به آب عنب رسید
  5. صفین و نهروان و جمل نوش جانشان / این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید
  6. هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود / هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید
  7. با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند / نوبت به ریشخند سران عرب رسید
  8. چیزی نبود حاصل شان از هجوم وهم / جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید
  9. خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق / روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید

محمد مهدی سیار

  1. خیل پیاده ایم، کجا بازگو کنیم؟ / رنجی که برده ایم ز شطرنج بازها
  2. ماییم و زخم خنجر و دست برادران / ماییم و میزبانیِ این ترک تازها
  3. در پیش چشمِ کوخ نشینان غریب نیست / از کاه، کوه ساختنِ کاخ سازها
  4. قرآن به نیزه رفت، خدایا مخواه باز / بر نیزه ها طلوع سرِ سرفرازها

سید حسین شهرستانی

  1. از این مسیر سبز سلیمان انقلاب / آسیمه با نشانه انگشتر آمده
  2. معلوم نیست شیفته یا تشنه از چه روست؟ / با پای رفته بود ولی با سر آمده
  3. ایران من! بشارت آزادی ات رسید!!! /بار دگر ز باختر اسکندر آمده
  4. در اردویی که رنگ سیادت لوای اوست / در حیرتم ز شام چرا لشکر آمده؟!
  5. هر چند آشناست نمی دانمش چرا / با اجنبی به معرکه همسنگر آمده؟!
  6. این لیلة المبیت و دم امتحان ماست / از هر قبیله توطئه را خنجر آمده

علی معلم دامغانی

  1. شگفتا کور و کافر قاتلانت جمله بسم الله می گویند
    محمد را که جد تست با حرمت رسول الله می گویند
    هم از کوثر هم از حیدر هم از قرآن و پیغمبر خبر دارند.
    و از ابتر خبر دارند
  2. بپرس از هر که خواهی: «سبط اکبر کیست؟»
    می داند
    بگو: «جان پیمبر کیست» می  داند

قادر طهماسبی:

  1. ز چشم بسته هلا مُهر خواب بردارید / به دفع فتنه، قدم با شتاب بردارید
  2. سپاه تفرقه بر طبل اتحاد زده ست / ز پیش چشم جهان بین حجاب بردارید
  3. به نور بینش خورشید رهبری آنک / ز چهره های منافق نقاب بردارید

جواد محمد زمانی: (باید کنار هر یک از این قطعه ها عکس آقا هم باشد.)

  1. چشم بد دور، عمرتان بسیار / کس نبیند ملالتان آقا!
    ما نمردیم خون دل بخوری / تخت باشد خیالتان آقا!
  2. هست خاموشی‌ات پر از فریاد / در تو آرامشی است طوفانی
    «الذی انزل السکینه» تو را
    / کرده سرشار از فراوانی
  3. این حماسه همه ز یمن تو بود / گرچه از آن مردمش خواندی
    رهبرا! تا ابد ولی محبوب / در دل عاشقان خود ماندی
  4. نسل سوم چو نسل اول هست / با شعف با شعور با باور
    جاری است انقلاب چون کوثر / هان! «فصل لربک وانحر»
  5. جان ایران! چه شد که جانت را / جان ناقابلی گمان کردی؟!
    آبروی همه مسلمانان / اشک ما را چرا درآوردی؟!
  6. جسم تو کامل است، ناقص نیست / می‌دهد عطر یک بغل گل یاس
    دستت اما حکایتی دارد… / رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!

میلاد عرفان پور

  1. نه! امیدی به شما نیست، حقارت، آزاد / هرچه خواهید بگویید، جسارت، آزاد
  2. آبروی وطنم یوسف بازار شده ست / ثمن بخس ، فراوان و تجارت ، آزاد
  3. شیختان با همه شیرینی و شهرآشوبی / فتویِ فتنه فرستاد : شرارت ، آزاد
  4. راه بر مشت گره کرده ی مردم بستید / تا به دشمن شود انگشت اشارت، آزاد
  5. حرم از دست حرامی نگرفتیم که باز / پیک و پیغام فرستید که غارت، آزاد

پژمان دیری

  1. دشمن ولی از جنگ به جنگی دگر آمد / هر لحظه به شکلی بت عیار درآمد

محمد علی مودب

  1. صدای “هل من ناصر ” از همه شبکه ها پخش می شود / و پسران نوح‌ها بر قله‌ها غرق می‌شوند در اوج! بر قله‌ها!
  2. جوان‌هایی که دوستشان داشتیم / پیرمردهای خوبی از کار در نیامدند

محمدعلی مهران فر

  1. دیگر از این همه نیرنگ به تنگ آمــده است / با علی لشکر شبرنگ به جنگ آمـده است
  2. فـاش پیـداست کـه از غیـظ برافـروختـه اند / و چه کیـن ها که در انبان دل اندوخته اند
  3. ظـــاهـــرا  غصــهء میراث پـیـمـبـــر  دارنـــد / تــا علــی را مـگـر از مسنـد دیـن بـر دارنـد
  4. پس چه در خانه نشستیم؟ علی تنها ماند / منتظــر بهـر چـه هستیم؟ علـی تنهـا مـاند
  5. با ولـی باش مگـو راه ولایـت سخــت اسـت / آنکــه هـم پـای ولایـت نـرود بـدبخــت اسـت
  6. این چه فتنه است که آفت زده ایمــان ها را / “ایـن عمــار” کـه روشـن بکنــد جــان هـا را
  7. “ایـن عمــار” کــه تـبـیـیــن حقــایق بکند / “ایـن عمــار” کــه از دسـت شمــا دق بکند؟
  8. خصم در گوشه نشسته است که تزویر کند / نکـنــد بــاز تــو را فـتـنــه زمـیــن گـیــر کـنــد
  9. نکـنــد بــا شـتـــر مـعــرکــه هـمـــراه شـوی / نکـنـــد مـثـل “بنی ساعده” گـمــراه شـوی
  10. خـصــم خـصــم است ولو یار نمــاید خود را / در پــس دیــن تــو انـکــار نـمـــایـد خـــود را
  11. دشمن این مرتبه قرآن سر نی خواهـد بـرد / آنکه اهلست به این شعبده پی خواهدبرد
  12. نـیــزه نـیــزه اسـت ولـو بـر ســر او قـرآن هـا / کفر کفری است که بر خواستـه از ایمان ها
روح الله شاهد باش با سید علی ماندیم

روح الله شاهد باش ما با علی ماندیم