<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: حکایت عمار، آوینی و حسین قدیانی!</title>
	<atom:link href="http://www.teribon.ir/archives/17543/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.teribon.ir/archives/17543</link>
	<description>تارنمای خبری تحلیلی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 23 May 2012 18:59:54 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	
	<item>
		<title>با: م. شجری</title>
		<link>http://www.teribon.ir/archives/17543/comment-page-2#comment-6913</link>
		<dc:creator>م. شجری</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17543#comment-6913</guid>
		<description>سلام بچه ها...
من تمام دست نوشت آقای محمدی را خواندم؛ بدون تعصب. و البته سعی کردم به یاد منویات حضرت صبر در نهج البلاغه باشم. مگر نه اینکه همین امیرالمومنین (علیه السلام) توصیه دارند که به کلام آدمی توجه کنیم...
یا به قول معروف نبینیم که میگوید؛ ببنیم چه می‌گوید...
اول خواستم از مسئولین تارنمای «تریبون» درخواست می‌کنم تا نظرات برخی از بازدید کنندگان را بردارد؛ اما وقتی با انبوه پیام‌ها مواجه شدم، به نظر آمد «آب در هاون کوبیدن» است.
گرچه آشنایی من با نویسنده فقط در حد مطالعه همین یادداشت خلاصه می‌شود، و شاید سبک نوشته آقای محمدی هم چندان خالی از اشکال نباشد اما...
آقای قدیانی را بیشتر از نویسنده این یادداشت می‌شناسم. در مورد ایشان فکر می‌کنم که انسان هستند و ممکن الخطا...
بنابرمشتقِ قول خودشان، اگر انتقادی هست (امر به معروف یا نهی از منکری) تا می‌شود پنهانی بگوییم تا سازنده‌تر باشد...
البته باید قبول کنیم آسمان وبلاگ پرطرفدار «قطعه 26» هم خیلی صاف نیست. . . من به کم سوادی خودم از آب و هوایِ آنجا این طور تعبیر می‌کنم: 
 «کمـی تـا قســمتی ابــری» 
باز هم شایان ذکر است که:
شاید سبک نوشته آقای محمدی هم چندان خالی از اشکال نباشد اما... (من اول به خودم می‌گویم) حقیقت اینجاست که باید انصاف و ادب در کلام را همیشه تمکین کرد تا از سفره با برکت ائمه اطهار (علیهم السلام) ، ذره‌ای هم به ما برسد. انشاء الله تعالی


بسیجی مظهر عقل است (حضرت امام خامنه ای)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بچه ها&#8230;<br />
من تمام دست نوشت آقای محمدی را خواندم؛ بدون تعصب. و البته سعی کردم به یاد منویات حضرت صبر در نهج البلاغه باشم. مگر نه اینکه همین امیرالمومنین (علیه السلام) توصیه دارند که به کلام آدمی توجه کنیم&#8230;<br />
یا به قول معروف نبینیم که میگوید؛ ببنیم چه می‌گوید&#8230;<br />
اول خواستم از مسئولین تارنمای «تریبون» درخواست می‌کنم تا نظرات برخی از بازدید کنندگان را بردارد؛ اما وقتی با انبوه پیام‌ها مواجه شدم، به نظر آمد «آب در هاون کوبیدن» است.<br />
گرچه آشنایی من با نویسنده فقط در حد مطالعه همین یادداشت خلاصه می‌شود، و شاید سبک نوشته آقای محمدی هم چندان خالی از اشکال نباشد اما&#8230;<br />
آقای قدیانی را بیشتر از نویسنده این یادداشت می‌شناسم. در مورد ایشان فکر می‌کنم که انسان هستند و ممکن الخطا&#8230;<br />
بنابرمشتقِ قول خودشان، اگر انتقادی هست (امر به معروف یا نهی از منکری) تا می‌شود پنهانی بگوییم تا سازنده‌تر باشد&#8230;<br />
البته باید قبول کنیم آسمان وبلاگ پرطرفدار «قطعه ۲۶» هم خیلی صاف نیست. . . من به کم سوادی خودم از آب و هوایِ آنجا این طور تعبیر می‌کنم:<br />
 «کمـی تـا قســمتی ابــری»<br />
باز هم شایان ذکر است که:<br />
شاید سبک نوشته آقای محمدی هم چندان خالی از اشکال نباشد اما&#8230; (من اول به خودم می‌گویم) حقیقت اینجاست که باید انصاف و ادب در کلام را همیشه تمکین کرد تا از سفره با برکت ائمه اطهار (علیهم السلام) ، ذره‌ای هم به ما برسد. انشاء الله تعالی</p>
<p>بسیجی مظهر عقل است (حضرت امام خامنه ای)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حمید بهرامیان</title>
		<link>http://www.teribon.ir/archives/17543/comment-page-2#comment-6847</link>
		<dc:creator>حمید بهرامیان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17543#comment-6847</guid>
		<description>آقای قدیانی با عرض سلام خدمت شما و برو بچه های دست اندرکار امیدوارم که خدا به شما و خانواده ی محترمتان صبر عنایت کند من با اجازه ی شما مطالب شما را در پایگاه بسیجمان پخش می کنم و پچه ها هم خیلی استقبال می کنند.
واقعاً می گم خسته نباشید...
امیدوارم که کارتان را با عنایات حق تعالی و به مدد صاحب الزمان ادامه دهید.
اصلاً به حرف دیگران اهمیت ندهید
این جور آدم ها چشم ندارن ببینند مابا اخلاص کار می کنیم.
برای سلامتی  تعجیل در فرج حضرت مهدی  (عج) و سلامتی و طول عمر  نایبش امام خامنه ای 3 تا صلوات محمدی پسند با عجل فرجهم بفرستید.
و به انشاءالله که ما هم جزء سربازان ایشان باشیم.
ببخشید زیاد حرف زدم.
یا علی مدد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای قدیانی با عرض سلام خدمت شما و برو بچه های دست اندرکار امیدوارم که خدا به شما و خانواده ی محترمتان صبر عنایت کند من با اجازه ی شما مطالب شما را در پایگاه بسیجمان پخش می کنم و پچه ها هم خیلی استقبال می کنند.<br />
واقعاً می گم خسته نباشید&#8230;<br />
امیدوارم که کارتان را با عنایات حق تعالی و به مدد صاحب الزمان ادامه دهید.<br />
اصلاً به حرف دیگران اهمیت ندهید<br />
این جور آدم ها چشم ندارن ببینند مابا اخلاص کار می کنیم.<br />
برای سلامتی  تعجیل در فرج حضرت مهدی  (عج) و سلامتی و طول عمر  نایبش امام خامنه ای ۳ تا صلوات محمدی پسند با عجل فرجهم بفرستید.<br />
و به انشاءالله که ما هم جزء سربازان ایشان باشیم.<br />
ببخشید زیاد حرف زدم.<br />
یا علی مدد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: لیلا توحیدی</title>
		<link>http://www.teribon.ir/archives/17543/comment-page-2#comment-6598</link>
		<dc:creator>لیلا توحیدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17543#comment-6598</guid>
		<description>به قول امام علی ،عاقل کسی نیست که بد رو از خوب بتونه تشخیص بده، عاقل کسیه که بتونه بد رو از بدتر تشخیص بده
این نقد ها جزء فرعیاته و نبودنش بده اما بودنش بد تره !!!!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به قول امام علی ،عاقل کسی نیست که بد رو از خوب بتونه تشخیص بده، عاقل کسیه که بتونه بد رو از بدتر تشخیص بده<br />
این نقد ها جزء فرعیاته و نبودنش بده اما بودنش بد تره !!!!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: لیلا توحیدی</title>
		<link>http://www.teribon.ir/archives/17543/comment-page-2#comment-6597</link>
		<dc:creator>لیلا توحیدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17543#comment-6597</guid>
		<description>این بحث ها به نظر من حاشیه است . ازتون خواهش میکنم وقت گرانبهاتون رو پای رفع مشکلات اساسی بذارید نه پای این جروبحث های بچه گانه!!!!!!!!!!
جوانان ما ، ارزش موفقیت های بالاتری رو دارن ؛ این برد و باخت های کلامی ، روش جدید شیطانه برای سرگرم گردن جوانها و باز داشتن اونها از رسیدگی به مسائل اساسی جهان اسلام!!!!!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این بحث ها به نظر من حاشیه است . ازتون خواهش میکنم وقت گرانبهاتون رو پای رفع مشکلات اساسی بذارید نه پای این جروبحث های بچه گانه!!!!!!!!!!<br />
جوانان ما ، ارزش موفقیت های بالاتری رو دارن ؛ این برد و باخت های کلامی ، روش جدید شیطانه برای سرگرم گردن جوانها و باز داشتن اونها از رسیدگی به مسائل اساسی جهان اسلام!!!!!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آدمیزاد</title>
		<link>http://www.teribon.ir/archives/17543/comment-page-2#comment-4814</link>
		<dc:creator>آدمیزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17543#comment-4814</guid>
		<description>با سلام
بنده یکی از خوانندگان مطلب شما هستم که حسین قدیانی را از سالهای جوانی میشناسم،با هم در یک تیم باشگاهی فوتبال بازی می کردیم،از نزدیک با خصوصیاتش آشنا هستم،من فقط میخوام یه جمله به شما بگم که خودتون زیاد شنیدید،ادب مرد به ز گوهر اوست،من نمی دونم اینها با این ادبیات از رهبرشون دفاع می کنن و خودشون رو فدایی و جان نثار رهبر می دونن،بیشترین ضربه رو به رهبرشون میزنن،ولی اینو بدون روزی که رهبر از اینا روی برگردون بشه،اینها هم مثل نوری زاد میشن و بهش بد و بیراه میگن،این آدمها با فحاشی و بی ادبی بین بی ادب هایی مثل خودشون جایگاهی باز کردن و مثلا با سواد و نویسنده بی ادبا هستن ،ازشون بیشتر از این توقعی نمیشه داشت،وقت عزیزتون رو بیشتر از این تلف نکنین،بی ادبها هم علمی دارن بذارین با خودشون حال کنن،خسته نباشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
بنده یکی از خوانندگان مطلب شما هستم که حسین قدیانی را از سالهای جوانی میشناسم،با هم در یک تیم باشگاهی فوتبال بازی می کردیم،از نزدیک با خصوصیاتش آشنا هستم،من فقط میخوام یه جمله به شما بگم که خودتون زیاد شنیدید،ادب مرد به ز گوهر اوست،من نمی دونم اینها با این ادبیات از رهبرشون دفاع می کنن و خودشون رو فدایی و جان نثار رهبر می دونن،بیشترین ضربه رو به رهبرشون میزنن،ولی اینو بدون روزی که رهبر از اینا روی برگردون بشه،اینها هم مثل نوری زاد میشن و بهش بد و بیراه میگن،این آدمها با فحاشی و بی ادبی بین بی ادب هایی مثل خودشون جایگاهی باز کردن و مثلا با سواد و نویسنده بی ادبا هستن ،ازشون بیشتر از این توقعی نمیشه داشت،وقت عزیزتون رو بیشتر از این تلف نکنین،بی ادبها هم علمی دارن بذارین با خودشون حال کنن،خسته نباشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بسیجی!بی بصیرت که نمیشه!!!!</title>
		<link>http://www.teribon.ir/archives/17543/comment-page-2#comment-4416</link>
		<dc:creator>بسیجی!بی بصیرت که نمیشه!!!!</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17543#comment-4416</guid>
		<description>ولایتی بودن و ولایتی شدن به بصیرت نیاز دارد نه فحش و ناسزا گویی.
البته زیر سوال بردن شخصیتها (به جای جریان فکریشان) با فحش و ناسزا راحت تر و ابتدایی تر است تا بصیرت داشتن.
نتیجه دین،اخلاق است.
گاه اخلاق را می گیرند و خود را مستغنی از دین می دانند.
با اخلاق می شوند و دین را رها می کنند.
خوب دین داشتنخیلی سخت تر از اخلاق مدار بودن است.
عزیزم در عرصه جنگ نرم،نمی توان با بی بصیرتی جنگید و سربلند بیرون آمد.
اگر کودکی هم راه رفتن نمیداند باید دستش ر ا به دیگری دهد.
اکثریت نظرات مخالف با این نقد هم متاسفانه از روی احساس و تعصب بود که ناشی از بی بصیرتی است.
من هم ابتدا از طرفداران قطعه 26 بودم اما 
ملاک حال فعلی افراد است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ولایتی بودن و ولایتی شدن به بصیرت نیاز دارد نه فحش و ناسزا گویی.<br />
البته زیر سوال بردن شخصیتها (به جای جریان فکریشان) با فحش و ناسزا راحت تر و ابتدایی تر است تا بصیرت داشتن.<br />
نتیجه دین،اخلاق است.<br />
گاه اخلاق را می گیرند و خود را مستغنی از دین می دانند.<br />
با اخلاق می شوند و دین را رها می کنند.<br />
خوب دین داشتنخیلی سخت تر از اخلاق مدار بودن است.<br />
عزیزم در عرصه جنگ نرم،نمی توان با بی بصیرتی جنگید و سربلند بیرون آمد.<br />
اگر کودکی هم راه رفتن نمیداند باید دستش ر ا به دیگری دهد.<br />
اکثریت نظرات مخالف با این نقد هم متاسفانه از روی احساس و تعصب بود که ناشی از بی بصیرتی است.<br />
من هم ابتدا از طرفداران قطعه ۲۶ بودم اما<br />
ملاک حال فعلی افراد است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلام</title>
		<link>http://www.teribon.ir/archives/17543/comment-page-2#comment-3905</link>
		<dc:creator>سلام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17543#comment-3905</guid>
		<description>و با ز هم یک نکته دیگر
آیا اینکه متنی خیلی خواننده داشته باشد و خیلی ها باهاش «حال» کنند، دلیل بر چیست؟ هنری بودن آن؟ درست بودن آن؟ باب میل ما بودن آن؟ مبتذل بودن آن؟ ...
عجیب است که ما آن جا که به نفع مان است به اکثریت طرفداران می نازیم و آن جا که به ضررمان است، اکثریت را عوام کالانعام می خوانیم!
والسلام علی عباد الله الصالحین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>و با ز هم یک نکته دیگر<br />
آیا اینکه متنی خیلی خواننده داشته باشد و خیلی ها باهاش «حال» کنند، دلیل بر چیست؟ هنری بودن آن؟ درست بودن آن؟ باب میل ما بودن آن؟ مبتذل بودن آن؟ &#8230;<br />
عجیب است که ما آن جا که به نفع مان است به اکثریت طرفداران می نازیم و آن جا که به ضررمان است، اکثریت را عوام کالانعام می خوانیم!<br />
والسلام علی عباد الله الصالحین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلام</title>
		<link>http://www.teribon.ir/archives/17543/comment-page-2#comment-3904</link>
		<dc:creator>سلام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17543#comment-3904</guid>
		<description>استغفر الله 
این دیگر از آن حرفهاست...
یک دوستی نوشته : «خدا هم در قرآن می گوید کلب یا حمار..»
بعد گفته نسبت اگر درست باشد فحش و ناسزا نیست، اما اگر نادرست باشد فحش و ناسزا است...
من فقط می خواهم به این دوست عزیز بگویم:
اولا: خدا خداست، شما هم خدایی؟!
ثانیا: خدا اشخاص را به صورت فردی نام برده، یا کعیارهای کلی ارائه کرده؟
ثالثاا: این مشی و مرام و استدلالی که کردی مشی و مرام و استدلال ائمه هم بوده است؟
وسائل ج 28
682- سماعه گوید: بر امام صادق علیه السّلام وارد شدم، حضرت بدون اینکه من چیزى گفته باشم فرمود: اى سماعه! بین تو و شتردارت چه گذشته است؟ بر حذر باش از اینکه دشنام دهنده یا داد و فریادکننده یا لعن‏کننده باشى. عرض کردم: سوگند به خدا که او به من ظلم کرد. حضرت فرمود: اگر او به تو ستم کرد تو که بیشتر به او ستم کردى [تو که در ستم کردن از او پیشى گرفتى‏] راستى که این گونه رفتار نه با کردار من سازگار است و نه پیروان خود را به چنین رفتارى امر مى‏کنم، از پروردگارت طلب مغفرت کن و دیگر تکرار نکن. من گفتم: از خداوند طلب مغفرت مى‏کنم و دیگر چنین عملى را تکرار نمى‏کنم. 
والسلام علی عباد الله الصالحین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>استغفر الله<br />
این دیگر از آن حرفهاست&#8230;<br />
یک دوستی نوشته : «خدا هم در قرآن می گوید کلب یا حمار..»<br />
بعد گفته نسبت اگر درست باشد فحش و ناسزا نیست، اما اگر نادرست باشد فحش و ناسزا است&#8230;<br />
من فقط می خواهم به این دوست عزیز بگویم:<br />
اولا: خدا خداست، شما هم خدایی؟!<br />
ثانیا: خدا اشخاص را به صورت فردی نام برده، یا کعیارهای کلی ارائه کرده؟<br />
ثالثاا: این مشی و مرام و استدلالی که کردی مشی و مرام و استدلال ائمه هم بوده است؟<br />
وسائل ج ۲۸<br />
۶۸۲- سماعه گوید: بر امام صادق علیه السّلام وارد شدم، حضرت بدون اینکه من چیزى گفته باشم فرمود: اى سماعه! بین تو و شتردارت چه گذشته است؟ بر حذر باش از اینکه دشنام دهنده یا داد و فریادکننده یا لعن‏کننده باشى. عرض کردم: سوگند به خدا که او به من ظلم کرد. حضرت فرمود: اگر او به تو ستم کرد تو که بیشتر به او ستم کردى [تو که در ستم کردن از او پیشى گرفتى‏] راستى که این گونه رفتار نه با کردار من سازگار است و نه پیروان خود را به چنین رفتارى امر مى‏کنم، از پروردگارت طلب مغفرت کن و دیگر تکرار نکن. من گفتم: از خداوند طلب مغفرت مى‏کنم و دیگر چنین عملى را تکرار نمى‏کنم.<br />
والسلام علی عباد الله الصالحین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلام</title>
		<link>http://www.teribon.ir/archives/17543/comment-page-1#comment-3903</link>
		<dc:creator>سلام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17543#comment-3903</guid>
		<description>به نام خدا
سلام علیکم
یا ابا عبدالله، انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ان شاء الله الی یوم القیامة
وقتی در جامعه ملاک ها خاک می خورد و در تنور احساسات دمیده می شود بیش از این نباید توقعی داشت
من تا امروز نه آقای قدیانی می شناختم نه سایت مستضعفین ...
تقریبا تمام متنها را خواندم..
برایم مهم نیست که به من چه انگی بزنید یا نزنید، سبز، خاکستری، سیاه...
برایم مهم است که چقدر منطق و دلیل و معیار ارائه شود...
به گمان خودم عاقلانه اسلام آوردم نه عاشقانه، و عاشق همین چیزهای معقول شدم...
وقتی حضرت امیر ع می فرمایند توهین و فحاشی ممنوع، از چه دفاع می کنید؟..
اصلا ایا باید حضرت امیر ع بگوید فحاشی خوب نیست تا ما نکنیم؟ خوب است قرآن و حدیث از این مطالب پر است و گر نه ما متدینین چه که نمی کردیم؟!!
الان که الحمدلله دروغ و افترا را تئوریزه کرده ایم، و بر دشمن واجب می دانیم،؛ هدف، هر چه مقدس تر باشد، با ابزار مقدس به دست می آید...
مگر فریاد امیر المومنین را نشنیده ایم که اگر قرار به کیاست و زیرکی باشد من زیرکترین عربم، نه معاویه، ولی من اهل خدعه و نیرنگ نیستم؛
مگر فریاد امیر المومنین را نشنیده ایم که « من می توانم کاری بکنم که ( با زور و اجبار و تهدید و تطمیع و کارهای غیر شرعی) شما به اطاعت من درایید، ولی من کسی نیستم که حاضر باشم با به خاطر اصلاح شما خودم را تباه کنم»؟
ظاهرا درد دین داریم، ولی باطنش حب و بغض و کینه شخصی ؟؟!
کجای دین و سیره ائمه این بوده است که ظلم و جنایت و نامردی و نادرستی را به بهانه حفظ وحدت صفوف دربرابر دشمن داخلی و خارجی ماستمالی و لاپوشانی کرده اند؟ این معیار &quot;وقت شناسی&quot; دیگر چه صیغه ای است؟
چه کسی دشمن را شاد می کند؟ ما خودمان یکدیگر را قبل از اینکه دیر بشود اصلاح کنیم دشمن شاد می شود؟ یا اینکه بگذاریم فضیحتی مثل کهریزک رخ بدهد و بعدا نتوانیم جمعش کنیم؟ والله عقل هم خوب چیزی است.
پای منبر حضرت امیر ع یک فرد از خوارج نعره می زند و خطاب به ایشان می گوید:«خدا بکشدش که چقدر می فهمد»؛ ماکاسه های داغتر از آش اگر بودید چه می کردیم؟ لابد نسل و دودمانش را برباد می دادیم! اما حضرت امیر ع این دشمنان تابلو را ممنوع الورود به مسجد نکرد، مواجبشان را از بیت المال قطع نکرد،..لابد فکر می کنید حضرت کسی را نداشت، ولایت در غربت بود،  و از این حرفها... نخیر! امثال ما ها هم که بخواهند گردن طرف را بشکنند زیاد بود! 
از کی تا حالا عشق ملاک تصمیم گیری شده است؟ از کی تا حالا احساسات ملاک درست و غلط شده است؟ مگر قران نمی گوید «هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین؟ » اگر ادعا می کنید حرفتان درست است برهان بیاورید؛ این برهان است که بگوییم « ما عاشق هستیم، حرفی هست؟»
حضرت امیر ع فرمود: « من عشق اعشی بصره» عاشق کور می شود؛ یعنی نقاط ضعف معشوق را نمی بیند.
وقتی دینمان را از مداحان می گیریم باید فکر اینجایش را هم بکنیم. 
واقعا نسل ما با نسلی که انقلاب کرد، به لحاظ استواری بنیانهای عقیدتی و فکری یکسان است؟ 
انقلاب ما انقلاب فکری و فرهنگی بود یا نبود؟ امثال بهشتی و مطهری و مفتح و باهنر مگر نه اینکه هزاران ساعت جلسات بحث و تدریس برگزار کردند و کتابها نوشتند تا نسلی را تربیت کردند که بداند و بفهمد که چه می کند و چرا باید بکند؟ مگر نه اینکه به مخالف ( ان هم چه مخالفی، توده ای، مارکسیست...) اجازه دادند تا در سطح رسانه ملی حرفش را به صورت جلسه زنده مطرح کند و پاسخ بشنود؟ 
انها مبارزتر بودند یا ما؟ آنها عاشق تر بودند یا ما؟ هم عاشق تر بودند، هم عاقل تر.
ا«تند» بودن و آتشین مزاج بودن، به معنای فرصت را از تفکر و تعقل گرفتن و به تنور احساسات صرف دامن زدن، ویژگی هر انقلابی بوده باشد،ویژگی انقلا ب ما نبوده است.
والله قسم بدانید طالبان  و جوانان و نوجوانانی که به عشق رسیدن به بهشت و همنشینی با پیامبر ص کمربند انفجاری به خود می بندند و خودشان را میان دستجات عزاداری شیعیان منفجر می کنند، بدانید قطعا از ما بسیار تندتر، احساساتی تر، عاشق ترند ( و خیلی ترهای دیدیگر)، اما کو عقل، کو معیار، کو ملاک؟!
ای کاش ذره ای با دین و معیارهای آن بیشتر آشنا شویم
کافی ج1
حسن بن جهم از امام رضا ع نقل می کند که در جلسه ای سخن از یاران ایشان و مساله عقل پیش آمد. امام ع فرمود متدینی که عقل ندارد، ارزشی ندارد.گفتم فدایت شوم، بعضی از افرادی که امامت شما را قبول دارند، ما مشکلی در آنها نمی بینیم و البته چنین عقلانیتی هم ندارند؛ امام فرمود: اینان اصلا مخاطب خدا به شمار نمی آیند. خداوند عقل را آفرید، سپس گفت جلو بیا، جلو آمد؛ گفت برگرد، او هم برگشت. سپس خداوند فرمود قسم به عزت و جلالم چیزی نیافریدم که خوبتر از تو، و نزد من محبوبتر از تو باشد. حساب و کتاب بر اساس تو و پاداش و جزا به قدر توست
والسلام علی عبادالله الصالحین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نام خدا<br />
سلام علیکم<br />
یا ابا عبدالله، انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ان شاء الله الی یوم القیامة<br />
وقتی در جامعه ملاک ها خاک می خورد و در تنور احساسات دمیده می شود بیش از این نباید توقعی داشت<br />
من تا امروز نه آقای قدیانی می شناختم نه سایت مستضعفین &#8230;<br />
تقریبا تمام متنها را خواندم..<br />
برایم مهم نیست که به من چه انگی بزنید یا نزنید، سبز، خاکستری، سیاه&#8230;<br />
برایم مهم است که چقدر منطق و دلیل و معیار ارائه شود&#8230;<br />
به گمان خودم عاقلانه اسلام آوردم نه عاشقانه، و عاشق همین چیزهای معقول شدم&#8230;<br />
وقتی حضرت امیر ع می فرمایند توهین و فحاشی ممنوع، از چه دفاع می کنید؟..<br />
اصلا ایا باید حضرت امیر ع بگوید فحاشی خوب نیست تا ما نکنیم؟ خوب است قرآن و حدیث از این مطالب پر است و گر نه ما متدینین چه که نمی کردیم؟!!<br />
الان که الحمدلله دروغ و افترا را تئوریزه کرده ایم، و بر دشمن واجب می دانیم،؛ هدف، هر چه مقدس تر باشد، با ابزار مقدس به دست می آید&#8230;<br />
مگر فریاد امیر المومنین را نشنیده ایم که اگر قرار به کیاست و زیرکی باشد من زیرکترین عربم، نه معاویه، ولی من اهل خدعه و نیرنگ نیستم؛<br />
مگر فریاد امیر المومنین را نشنیده ایم که « من می توانم کاری بکنم که ( با زور و اجبار و تهدید و تطمیع و کارهای غیر شرعی) شما به اطاعت من درایید، ولی من کسی نیستم که حاضر باشم با به خاطر اصلاح شما خودم را تباه کنم»؟<br />
ظاهرا درد دین داریم، ولی باطنش حب و بغض و کینه شخصی ؟؟!<br />
کجای دین و سیره ائمه این بوده است که ظلم و جنایت و نامردی و نادرستی را به بهانه حفظ وحدت صفوف دربرابر دشمن داخلی و خارجی ماستمالی و لاپوشانی کرده اند؟ این معیار &#8220;وقت شناسی&#8221; دیگر چه صیغه ای است؟<br />
چه کسی دشمن را شاد می کند؟ ما خودمان یکدیگر را قبل از اینکه دیر بشود اصلاح کنیم دشمن شاد می شود؟ یا اینکه بگذاریم فضیحتی مثل کهریزک رخ بدهد و بعدا نتوانیم جمعش کنیم؟ والله عقل هم خوب چیزی است.<br />
پای منبر حضرت امیر ع یک فرد از خوارج نعره می زند و خطاب به ایشان می گوید:«خدا بکشدش که چقدر می فهمد»؛ ماکاسه های داغتر از آش اگر بودید چه می کردیم؟ لابد نسل و دودمانش را برباد می دادیم! اما حضرت امیر ع این دشمنان تابلو را ممنوع الورود به مسجد نکرد، مواجبشان را از بیت المال قطع نکرد،..لابد فکر می کنید حضرت کسی را نداشت، ولایت در غربت بود،  و از این حرفها&#8230; نخیر! امثال ما ها هم که بخواهند گردن طرف را بشکنند زیاد بود!<br />
از کی تا حالا عشق ملاک تصمیم گیری شده است؟ از کی تا حالا احساسات ملاک درست و غلط شده است؟ مگر قران نمی گوید «هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین؟ » اگر ادعا می کنید حرفتان درست است برهان بیاورید؛ این برهان است که بگوییم « ما عاشق هستیم، حرفی هست؟»<br />
حضرت امیر ع فرمود: « من عشق اعشی بصره» عاشق کور می شود؛ یعنی نقاط ضعف معشوق را نمی بیند.<br />
وقتی دینمان را از مداحان می گیریم باید فکر اینجایش را هم بکنیم.<br />
واقعا نسل ما با نسلی که انقلاب کرد، به لحاظ استواری بنیانهای عقیدتی و فکری یکسان است؟<br />
انقلاب ما انقلاب فکری و فرهنگی بود یا نبود؟ امثال بهشتی و مطهری و مفتح و باهنر مگر نه اینکه هزاران ساعت جلسات بحث و تدریس برگزار کردند و کتابها نوشتند تا نسلی را تربیت کردند که بداند و بفهمد که چه می کند و چرا باید بکند؟ مگر نه اینکه به مخالف ( ان هم چه مخالفی، توده ای، مارکسیست&#8230;) اجازه دادند تا در سطح رسانه ملی حرفش را به صورت جلسه زنده مطرح کند و پاسخ بشنود؟<br />
انها مبارزتر بودند یا ما؟ آنها عاشق تر بودند یا ما؟ هم عاشق تر بودند، هم عاقل تر.<br />
ا«تند» بودن و آتشین مزاج بودن، به معنای فرصت را از تفکر و تعقل گرفتن و به تنور احساسات صرف دامن زدن، ویژگی هر انقلابی بوده باشد،ویژگی انقلا ب ما نبوده است.<br />
والله قسم بدانید طالبان  و جوانان و نوجوانانی که به عشق رسیدن به بهشت و همنشینی با پیامبر ص کمربند انفجاری به خود می بندند و خودشان را میان دستجات عزاداری شیعیان منفجر می کنند، بدانید قطعا از ما بسیار تندتر، احساساتی تر، عاشق ترند ( و خیلی ترهای دیدیگر)، اما کو عقل، کو معیار، کو ملاک؟!<br />
ای کاش ذره ای با دین و معیارهای آن بیشتر آشنا شویم<br />
کافی ج۱<br />
حسن بن جهم از امام رضا ع نقل می کند که در جلسه ای سخن از یاران ایشان و مساله عقل پیش آمد. امام ع فرمود متدینی که عقل ندارد، ارزشی ندارد.گفتم فدایت شوم، بعضی از افرادی که امامت شما را قبول دارند، ما مشکلی در آنها نمی بینیم و البته چنین عقلانیتی هم ندارند؛ امام فرمود: اینان اصلا مخاطب خدا به شمار نمی آیند. خداوند عقل را آفرید، سپس گفت جلو بیا، جلو آمد؛ گفت برگرد، او هم برگشت. سپس خداوند فرمود قسم به عزت و جلالم چیزی نیافریدم که خوبتر از تو، و نزد من محبوبتر از تو باشد. حساب و کتاب بر اساس تو و پاداش و جزا به قدر توست<br />
والسلام علی عبادالله الصالحین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ؟؟؟</title>
		<link>http://www.teribon.ir/archives/17543/comment-page-1#comment-3854</link>
		<dc:creator>؟؟؟</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17543#comment-3854</guid>
		<description>سلام با شمام همه ی اونایی که نظر گذاشتین وآقا اسماعیلو کوبوندین یادتونه خود داداش حسین مخالف این جنگ و دعواها بود اونجاکه گفت من با پسر همت دعواندارم وشما آقا اسماعیل نقدت خیلی هم نا عادلانه نبود مخصوصا که بعدش نکات مثبت روهم آوردی اما فکر نمیکنی الان که به اندازه کافی دشمن شاد هستیم وقتش نبود؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام با شمام همه ی اونایی که نظر گذاشتین وآقا اسماعیلو کوبوندین یادتونه خود داداش حسین مخالف این جنگ و دعواها بود اونجاکه گفت من با پسر همت دعواندارم وشما آقا اسماعیل نقدت خیلی هم نا عادلانه نبود مخصوصا که بعدش نکات مثبت روهم آوردی اما فکر نمیکنی الان که به اندازه کافی دشمن شاد هستیم وقتش نبود؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

