جبههای برای انقلاب
حالا نزدیک به چهار سال از آن روزها می گذرد و «دفتر مطالعات جبهه فرهنگی» خود به سازمانی غیردولتی تبدیل شده است برای حمایت از محصولات و اتفاقات فرهنگی که در گفتمان انقلاب اسلامی تولید می شوند.
امیر علی روشن – نام «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» نخستین بار همزمان با تعطیلی ماهنامه سوره، توجه ها را به خود جلب کرد. «سوره» ماهنامه ای بود فرهنگی با رویکرد واضح انتقادی، که به صاحب امتیازی حوزه هنری، مدیر مسئولی حسن بنیانیان (مدیر وقت حوزه هنری) و سردبیری وحید جلیلی منتشر می شد. با استفاده از هیئت تحریریه ای جوان و البته توانمند. جلیلی از دانش آموختگان دانشگاه امام صادق بود که علاوه بر فعالیت های مؤثر دانشجویی، سردبیری روزنامه ابرار را هم در کارنامه داشت. سوره، خاصه در مواجهه با مدیریت فرهنگی کشور، نقدهایی جدی و بنیادی را طرح می ساخت و پررنگ شدن همین وجه انتقادی بود که کار را بهجایی رساند که مدیریت وقت حوزه به نتیجه رسید پشتیبانی از این جمع منتقد، دیگر چندان به صلاحش نیست و در نهایت کار به اخراج دسته جمعی تحریریه و سردبیر سوره از حوزه هنری انجامید. این اخراج البته چندان بیسروصدا نبود و چندین تجمع دانشجویی در حمایت از سوره و تیم اخراجی اش برگزار شد. گفته می شد این اخراج دسته جمعی به اشاره مدیران سازمان تبلیغات اسلامی صورت گرفته است. مدیرانی که روزگاری از سوره با عنوان «کیان بچه های حزب ا…» یاد می کردند و از این که این نشریه در حوزه مدیریتی آنها منتشر می شود، به دیگر مدیران فرهنگی فخر می فروختند.
کار ماجرای دعوای تیم تحریریه سوره با حوزه هنری و سازمان تبلیغات، در نهایت بالا کشید و به نحوی به نفع سوره ای ها پایان یافت، اما وحید جلیلی و دوستانش ترجیح دادند فعالیت خود را بهطور مستقل ادامه دهند و رفتن زیر چتر حمایتی سازمان تبلیغات را نپذیرفتند. ظاهرا آنها به این نتیجه رسیده بودند فعالیت فرهنگی سازنده، در زیر سایه نهادهای معظم فرهنگی به نتیجه نمی رسد. نهادهایی که بیش از تأثیرگذاری بر مخاطب، به پر و پیمان ساختن گزارش کارهای سالانه به مسئولان مافوق می اندیشند. فکر تشکیل «دفتر مطالعات» از همین جا بود که شکل گرفت.
عنوان «نشریه جبهه فرهنگی انقلاب» که در مورد سوره تعطیل شده به کار می رفت، در آغاز قدری غلط انداز می نمود. حتی برخی از هنرمندان مسلمان و معتقد به گفتمان انقلاب، از به کار بردن این عبارت توسط اخراجی های سوره دچار سوءبرداشت شدند. تصور این هنرمندان این بود که این جماعت، عنوان جبهه فرهنگی انقلاب را صفتی مختص به خود می دانند و خود را جبهه فرهنگی انقلاب می خوانند، اما حقیقت آن بود که مدعای تحریریه سوره هرگز چنین نبود. سوره مدعی بود که نشریه ای است «در خدمت» جبهه فرهنگی. جبهه فرهنگی ای که از علی معلم دامغانی و یوسفعلی میرشکاک گرفته تا رضا امیرخانی و مصطفی مستور، تا رضا عابدینی و سعید صادقی (یعنی همه آنهایی که در سوره نوشته بودند یا سوره درباره آنها نوشته بود) در پهنه این جبهه جا دارند. این سوءتفاهم آن جا برطرف شد، که پس از تعطیلی سوره، «دفتر مطالعات» جبهه فرهنگی انقلاب راه افتاد و همه دیدند که این جماعت داعیه راهبری و تملک نام یا جریانی را ندارد.
حالا نزدیک به چهار سال از آن روزها می گذرد و «دفتر مطالعات جبهه فرهنگی» خود به سازمانی غیردولتی تبدیل شده است برای حمایت از محصولات و اتفاقات فرهنگی که در گفتمان انقلاب اسلامی تولید می شوند. این دفتر، امروزه فعالیت های متنوعی را سروسامان می دهد. دفتر مطالعات، نه فقط در تهران، که در مشهد و خرم آباد و تبریز و چندین شهر دیگر پایگاه های غیررسمی اما فعال دارد. حلقه مشهد دفتر مطالعات، این روزها پیگیر تدوین «بانک جامع اطلاعات مطبوعات انقلاب» است و بناست با بررسی دقیق تجربه مطبوعات موفق سی ساله بعد از انقلاب، چیزی شبیه الگوی روزنامه نگاری انقلاب را تدوین کند. طرح «تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی»، فعالیت دیگری است که در تهران و یکی دو شهر دیگر دنبال می شود و کلاس های «آموزش مستندسازی» که توسط نادر طالب زاده اداره می شود، میزبان علاقهمندان به سینمای مستند است. دفتر مطالعات در زمینه موسیقی نیز فعالیت هایی انجام داده است و تا امروز چندین ترانه و تصنیف، با همکارای شاعران جوان انقلاب و با حمایت این دفتر تولید شده است. دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب، در حوزه تولید فیلم های مستند نیز فعال است. مستندهای «ایران سبز» و «دختر لر» ساخته محمدرضا دهشیری، «خیابان شهادت» ساخته مهدی اسلام زاده و «پایان فراموشی» ساخته محمدمهدی خالقی، از آثاری هستند که با حمایت این دفتر تولید و توزیع شده اند.
دیگر فعالیت مهم دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب، انتشار ماهنامه «راه» است. تولید و انتشار «راه» در حقیقت نخستین فعالیت این دفتر بوده است. «راه» انتشارش را با تحریریه اخراجی سوره، و با سردبیری وحید جلیلی آغاز کرد، و اکنون همان تیم، که روزنامه نگاران جوان دیگری نیز به آن اضافه شده اند دستاندرکار انتشار «راه» هستند.
جماعتی که برخی پیش از راه و سوره نیز سابقه روزنامه نگاری داشته اند و برخی کارشان را در سوره آغاز کرده اند. از نعمت ا… سعیدی و محمدحسین بدری گرفته تا رضا زاده محمدی و محمدحسین صائب تا مصطفی حریری و محمدجواد میری و… اما یکی از مزیت های «راه» در مقایسه با سوره، دامنه گسترده تر موضوعات آن است. سوره به تبع انتشار در حوزه هنری، به ناچار در موضوعات فرهنگی و هنری محدود بود، اما راه که چنین محدودیتی ندارد، با ورود در حوزه های سیاسی و اقتصادی، افق های تازه ای را در نظر گرفته است. برای مثال می توان از «ویژه نامه زمین و مسکن» راه نام برد، که بررسی همه جانبه ای را از معضلات این حوزه اقتصادی سامان داده بود.
عمده فعالیت های دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی را می توان این گونه خلاصه کرد: این دفتر می کوشد با رصد فعالیت های فرهنگی که بهطور خودجوش در کشور انجام می شود، پس از شناسایی فعالان فرهنگی، آنها را در شبکه ای سازمان یافته به هم مرتبط کند و ضمن حمایت از تولید محصولات فرهنگی، طرح هایی نیز برای توزیع این محصولات ارائه نماید. «حلقه مفقوده توزیع» عبارت آشنایی است که دلالت بر فشل بودن شبکه های رسمی توزیع محصولات فرهنگی دارد و «توزیع پارتیزانی» راهکاری است برای حل این معضل. شبکه های توزیع پارتیزانی، که در زمان انتشار ماهنامه سوره به راه افتاده بودند، امروزه بیشازپیش فعالند و خاصه در دانشگاه های سراسر کشور، محصولات فرهنگی انقلاب را به مخاطبان بالقوه می رسانند.
«دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» این روزها دارد به یک نهاد مهم فرهنگی تبدیل می شود. نهادی که دولتی نیست و تلاش می کند خودش خرج خودش را دربیاورد و به کمک های نهادهای فرهنگی دیگر وابستگی چندانی نداشته باشد. تولیدات فرهنگی این دفتر نشان می دهد، سیاسی کاری ها و مصلحت سنجی ها کمتر بر رویکرد اصلی دفتر مطالعات تأثیر گذاشته است. حتی جهت گیری های سیاسی دفتر نیز، بر مبنای اصول عدالت خواهانه و ولایت مدارانه بوده است، نه تحت تأثیر سیاسی کاری های رایج. اما تجربه تلخ نهادهای فرهنگی نشان می دهد بزرگ شدن نهاد های فرهنگی و بسط دامنه فعالیت های آنها، معمولا با از دست رفتن کارایی آنها رابطه ای مستقیم دارد. حز ب ا…ی های عرصه فرهنگ دوست ندارند شاهد از دست رفتن کارایی نهادی باشند که به آن امید بسته اند. جبهه فرهنگی انقلاب به دفتر مطالعاتش امیدوار است. این امید نباید به نومیدی بینجامد. پس خوشبینیم و دعا می کنیم
منبع: هفتهنامه پنجره
-
نکته اول، چرا غیر دولتی؟ وقتی حسین محمدی پولش را میدهد. نکته دوم، چرا اسم بزرگ؟ جبهه فرهننگی چرا؟ انقلاب اسلامی برای چه؟ اسم خودشان را بزنند.
