پیامی که موج عدالتخواهی را در کشور به راه انداخت
باید هر پدیدهى ضد عدالت در واقعیات کشور مورد سؤال قرار گیرد. مسابقهى رفاه میان مسئولان، بىاعتنائى به گسترش شکاف طبقاتى در ذهن و عمل برنامهریزان، ثروتهاى سر برآورده در دستانى که تا چندى پیش تهى بودند، هزینه کردن اموال عمومى در اقدامهاى بدون اولویت و …

تریبون مستضعفین – علی اللهیاری – در میانهی سالهای موسوم به اصلاحات دوم خرداد، فضای بچه حزب اللهیها فضای خاصی بود. در یک انفعال تمام عیار به سر میبردند. باید هر روز پاسخ هجمههای ناجوانمردانهی آنها را میدادند. حضرت آیت الله خامنهای، آن هنگام دقیقا در همان میانه، یک تنه بحث عدالت را طرح میکردند. به طوری که خیلیها به یاد دارند از زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی، هم بحث عدالت دائما از سوی ایشان مطرح میشده است، هم تهاجم فرهنگی. و قابل ذکر است که هیچ کدامش درست فهمیده نشد!
سال ۱۳۸۱، ۶ آبانماه، امام خامنهای پیامی صادر کردند خطاب به جنبش دانشجویی. پیامی که بسیار پیام خواندنیای است. پیامی که در جریان دانشجویی موج آفرید. موجی که بعدها عدالتخواهی را در کشور تبدیل به گفتمان کرد. و بعد از آن بود که رویه تا حدی تغییر کرد و اتفاقات مبارکی در عرصههای مختلف افتاد. مناسب دیدیم این پیام مهم را مورد بازخوانی مجدد قرار دهیم و نسبت به نحوهی عملکرد مسئولین نظام و نیروهای حزباللهی، بعد از صدور این پیام به بررسی و تحلیل بپردازیم.
پیام ۶ آبان ۱۳۸۱ رهبر بزرگوار انقلاب به این شرح است:
«بسماللَّه الرّحمن الرّحیم
جوانان و دانشجویان عزیز
در این گردهمائى دانشجوئى مجموعههاى متعددى از دانشجویان شرکت کردهاند. این نقطهى روشن دیگرىست که جذابیت طبیعى گردهمائىهاى دانشجوئى را مضاعف مىسازد.
دانشجوى متعهد و آگاه از پیش از انقلاب تا کنون همواره در جستجوى مهمترین مسائل جارى کشور بوده است. او با انگیزهى آگاهى و نشاطى که لازمهى محیطهاى دانشجوئىست، در پى آن است که آرمانهاى والا و تعهدآور خود را در پیگیرى اینگونه مسائل جستجو کند و در راه آن گام نهد. این نیز خصوصیت طبیعى دیگرى براى محیطهاى دانشجوئىست.
امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل کشور مسئلهى عدالت است. دانشجوى جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاى مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعى و پر کردن شکافهاى طبقاتى به چشم یک آرزوى بزرگ و بىبدیل مىنگرد.
این احساس و انگیزه در دانشجو پر ارج و مبارک است. و مىتواند پایهى قضاوتها و برنامههاى عملى او براى حال و آینده باشد. اگر عدالت – عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت – آرزو و آرمان و هدف برنامهریزىهاست، پس باید هر پدیدهى ضد عدالت در واقعیات کشور مورد سؤال قرار گیرد.
مسابقهى رفاه میان مسئولان، بىاعتنائى به گسترش شکاف طبقاتى در ذهن و عمل برنامهریزان، ثروتهاى سر برآورده در دستانى که تا چندى پیش تهى بودند، هزینه کردن اموال عمومى در اقدامهاى بدون اولویت، و به طریق اولى در کارهاى صرفاً تشریفاتى، میدان دادن به عناصرى که زرنگى و پرروئى آنان همهى گلوگاههاى اقتصادى را به روى آنان مىگشاید، و خلاصه پدیدهى بسیار خطرناک انبوه شدنِ ثروت در دست کسانى که آمادگى دارند آن را هزینهى کسب قدرت سیاسى کنند؛ و البته با تکیه بر آن قدرت سیاسى اضعاف آنچه را که هزینه کردهاند گرد مىآورند.
اینها و امثال آن نقطههاى استفهام برانگیزىست که هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مىیابد و از کسانى که مظنون به چنین تخلفاتى شناخته مىشوند پاسخ مىطلبد. و همچنین در کنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضائى عملکرد قاطعانه براى ریشهکن کردن این فسادها را مطالبه مىکند.
امروز این مهمترین و مطرحترین مسئلهى کشور ماست و نسل جوان دانشجوى متعهد و مؤمن نمىتواند نسبت به آن بى تفاوت بماند.
توفیقات همگان را از خداوند متعال خواستارم
والسلام علیکم و رحمةاللَّه – سید على خامنهاى – ۱۳۸۱/۸/۶» (+)
