از تو درباره کشتار در ماه حرام میپرسند
رسول خدا صلوات الله علیه و آله نامه ای سربسته به دستان عبدالله بن جحش سپرد و به او گفت بعد از گذشت دو روز از حرکت، نامه را گشوده و به آنچه در آن است عمل کند، جز آنکه حق ندارد سربازان خود را به اجبار بدان عمل وا دارد. سپس او و عده ای از سربازان اسلام راهی شدند… آن روز، روز آخر ماه رجب؛ یعنی ماه حرام بوده و طبعا مسلمانان نمیبایست جنگ را آغاز میکردند…
پیش: می گویند حرمت ماه حرام را نگه نداشتید. در عاشورا زدید و کشتید {فارغ از راست و دروغش}
در زمان پیامبر شبیه این حادثه رخ داده بود و خدا آیه ای از قرآن نازل کرد:
و الفتنة أشد من القتل
***
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فیه
زمان: یک و ماه و نیم پیش از غزوه بدر
رسول خدا صلوات الله علیه و آله نامه ای سربسته به دستان عبدالله بن جحش سپرد و به او گفت بعد از گذشت دو روز از حرکت، نامه را گشوده و به آنچه در آن است عمل کند، جز آنکه حق ندارد سربازان خود را به اجبار بدان عمل وا دارد. سپس او و عده ای از سربازان اسلام راهی شدند.
بعد از دو روز، وقتی عبدالله نامه را خواند، تازه محل اصلی عملیات را که منطقه نخله بوده دانست. او میبایست در آنجا در کمین کاروانی از قریش باشد، کاروانی که حامل مویز و پوست برای تجارت بود.
قریش از حضور مسلمانان آگاهی یافت اما یکی از همراهان عبدالله سر خویش را تراشیده بود تا نشان دهد قصد انجام عمره دارد. بدین ترتیب قریشیان آرام گرفتند.
در اینجا یک مشکل وجود داشت. آن روز، روز آخر ماه رجب؛ یعنی ماه حرام بوده و طبعا مسلمانان نمیبایست جنگ را آغاز میکردند زیرا زمان، «زمان حرام» بود. از سوی دیگر اگر آنان تا فردای آن روز صبر کرده و همراه قریش آرام حرکت میکردند داخل «مکان حرم» میشدند.
برخی در این که آخر رجب است یا اول شعبان تردید کردند و در نهایت مصمم به جنگ شدند. مسؤول کاروان تجارتی را کشتند، دو نفر را به اسارت گرفتند، اموال کاروان را تصرف کردند و به مدینه بازگشتند.
زمانیکه به مدینه بازگشتند رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمود که به آنان اجازه جنگ در ماه حرام داده نشده بود. حتی برخی مورخین گفتهاند در نامه رسول خدا صرفا وظیفه خبررسانی و جمعآوری اطلاعات به آن گروه واگذار شده بود.
تبلیغات روانی و فتنه مشرکین آغاز میشود: محمد چگونه با ریختن خون و جنگ و تصاحب اموال، حرمت این ماه را شکسته است…
همه منتظر وحی الهیاند تا حکم خداوند دانسته شود…
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فیهِ قُلْ قِتالٌ فیهِ کَبیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ (بقره ۲۱۷)
(اى پیغمبر) از تو راجع به جنگ در ماه حرام سؤال کنند، بگو: گناهى است بزرگ، ولى بازداشتن خلق از راه خدا و کفر به خدا و پایمال کردن حرمت حرم خدا و بیرون کردن اهل حرم از آن (که مشرکان مرتکب شدند) نزد خدا بسیار گناه بزرگترى است و فتنهگرى، فساد انگیزتر از قتل است. و کافران پیوسته با شما مسلمین کارزار کنند تا آنکه اگر بتوانند شما را از دین خود برگردانند، و هر کس از شما از دین خود برگردد و به حال کفر باشد تا بمیرد چنین اشخاص اعمالشان در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردیده، و آنان اهل جهنّمند و در آن همیشه (معذّب) خواهند بود. (۲۱۷)
با نزول این آیه، خدای متعال هم خطای مسلمین و کارگزاران پیامبر را یادآور میشود و هم پاسخ به جنگ روانی مشرکین را میدهد. یعنی با اینکه کارگزاران حاکم اسلامی در این مورد مرتکب خطا شدند لکن جبهه و خط اصلی و ظلم بزرگتر و فتنه انگیزی را نباید فراموش کرد. در ادامه آیه به استمرار جنگ مسلمین و کفار اشاره میکند و میگوید اینها تا شما را از دینتان برنگردانند جنگ با شما را رها نخواهند کرد.
منبع: سلام
