اعتراض ما به قوه قضائیه؛ خدمت به رهبری یا خیانت به رهبری؟!
ابتدا وبلاگی به بهانه انتقاد از رییس قوه قضائیه فیلتر شد. سپس نمایندهی مجلسی به قوه قضائیه اعتراض کرد؟! آقای دکتر احمدینژاد هم برای این که از قافله معترضین به قوه قضائیه عقب نماند، بعد از گذشت یک سال از انتشار یک کتاب، از نویسنده آن که از قضا نویسنده نامه اعتراضی به رییس قوه قضائیه هم هست، تقدیر و تشکر کرد!
تریبون مستضعفین- امید حسینی – همیشه فکر میکردم که حرف زدن با دوستان حزباللهی، بسیجی و یا اصولگرا خیلی راحتتر از صحبت کردن با دوستانی است که در چارچوب فکری و اعتقادی ما قرار ندارند. چون لااقل ما حزباللهیها نقاط اشتراک زیادی داریم که میتوانیم با تکیه بر این اشتراکات، راه را از بیراهه پیدا کنیم.
حفظ نظام و انقلاب، اطاعت از امام و رهبری جزو نقاط اشتراک ما بوده و هست که اگر هر جای دیگر با هم مشکل و اختلاف داشته باشیم، این معیارها ما را به هم نزدیک میکند، اما ظاهرا این روزها علیرغم همه این نقاط اشتراک، حرف زدن با برخی از همین دوستان حزباللهی سختتر از دیگران شده است!
ظاهرا جنجالی اخیر بر سر فیلتر کردن یک وبلاگ و به راه افتادن موج اعتراض علیه قوه قضائیه از همین جنس هست. پس بهتر است یکبار دیگر ماجرای روزهای اخیر را با هم مرور کنیم و ببینیم تا چه اندازه انتقاد و اعتراضاتی که این روزها علیه قوه قضائیه به راه افتاده، براساس منویات رهبری بوده است.
ابتدا وبلاگی به بهانه انتقاد از رییس قوه قضائیه فیلتر شد. سپس نمایندهی مجلسی به قوه قضائیه اعتراض کرد که چرا وبلاگ مورد نظر فیلتر شده است؟! به تدریج جمعی دیگر به انتشار و بازنشر مطلب آن وبلاگ پرداختند که تعدادی از آنها هم فیلتر شدند. آقای دکتر احمدینژاد هم برای این که از قافله معترضین به قوه قضائیه عقب نماند، بعد از گذشت یک سال از انتشار یک کتاب، از نویسنده آن که از قضا نویسنده نامه اعتراضی به رییس قوه قضائیه هم هست، تقدیر و تشکر کرد! در مقابل رییس قوه قضائیه هم در اقدامی عجیب به اعتراضات پاسخ داد!
این فقط ظاهر قضیه است اما دوستان وبلاگنویسی که در این گیرودار – چه با انتشار نامه و چه از طرق دیگر – به قوه قضائیه اعتراض کردهاند، حواسشان نیست که مرتکب چه اشتباهات فاحشی شدهاند. کافیست ادبیات اعتراضی این روزهای این بلاگرهای حزباللهی را ببینید و خودتان قضاوت کنید. ادبیاتی که متاسفانه گاهی با فحاشی و اهانت نیز همراه بوده است.
البته ماجرای اخیر را میتوان از جهات مختلفی مورد بررسی قرار داد که فعلا دنبال آن نیستیم. مثلا آیا فیلتر شدن یک وبلاگ، واقعا در حد و اندازهای بود که پای رییس جمهور، رییس قوه قضائیه و نمایندگان مجلس را هم وارد ماجرا کند؟ آیا فیلتر شدن یک وبلاگ میتواند دلیلی برای انتقاد و اعتراض گسترده علیه یکی از دستگاههای کشور باشد؟ آیا اعتراض به فیلتر شدن یک وبلاگ، میتواند دلیلی بر زیر سوال بردن کلیات قوه قضائیه باشد؟
مساله مهمتر اینکه چرا ادبیاتی سخیف و غیرمنطقی مانند نامه مطرح شده در آن وبلاگ، تا این اندازه مورد توجه بخشی از وبلاگنویسان حزباللهی و اصولگرا قرار میگیرد؟ (البته برخی از معترضین هیچگاه از مطالب وبلاگ مورد نظر حمایت نکرده و تنها به برخورد قوه قضائیه اعتراض داشتهاند) و چرا حزباللهیها آنچنان هجمهای را علیه مسئولان کشور به راه میاندازند که مشابه آن را فقط و فقط میتوان در اردوگاه دشمنان و ضدانقلاب دید!
اینها نکاتی است که باید در جای خود به طور مفصل مورد بحث و بررسی و آسیبشناسی قرار بگیرد. اکنون به همان نقاط اشتراکی که در ابتدای مطلب به آن اشاره کردم، برگردیم. ببینیم نظر رهبر معظم انقلاب در خصوص انتقاد از مسئولان و دستگاههای نظام چگونه است و آیا ایشان از این قبیل رفتارها راضی هستند یا خیر؟ استناد ما به سخنان رهبری از آن جهت است که ظاهرا دوستان حزباللهی معترض هم خودشان را «صاحبان بصیرتی» میدانند که در جهت خدمت به رهبری مشغول عبادت و اعتراض به قوه قضائیه هستند!
اول: بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان شیرازی ۱۳۸۷/۲/۱۴
«شما میگوئید که ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن کسى را که به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوهى قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگى کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبهى عدالت کوتاهى نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانهى این فکر هم با همهى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگىتان این باشد: گفتمان عدالت خواهى را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصى و مصداقسازى نکنید. وقتى شما روى یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من مىبینم دیگر. من مواردى را مشاهده میکنم!»
رهبر انقلاب در این دیدار تذکرات مفیدی را در خصوص شیوههای درست انتقاد و مطالبه از مسئولان و مخصوصا دستگاه قضایی مطرح کردهاند.
دوم: بخشی از بیانات در دیدار با کشاورزان ۸۰/۱۰/۱۲
«قواى سهگانه نباید یکدیگر را تضعیف کنند. مطبوعات و رسانهها نباید قواى سهگانهى کشور را – که ارکان کشور و پایههاى این نظامند – تضعیف کنند. مطبوعات و رسانهها هم مراقبت کنند؛ اگر به گوشهاى از یک قوّه اعتراضى هست، این را نباید مجوّز قرار دهند و همهى آن قوّه را تضعیف کنند. اگر فرضاً اعتراضى به یکى دو نماینده وجود داشته باشد، نباید مجلس را تضعیف کرد. اگر اعتراضى به یک حکم قضایى وجود داشته باشد، نباید قوّهى قضایّیه را تضعیف کرد. اگر اعتراضى به بخشى از دولت وجود داشته باشد، نباید دولت را تضعیف کرد. تضعیف این پایهها، تضعیف انقلاب و نظام و به تأخیر انداختن اهداف والاى این نظام است. این را همه متوجّه باشند»
سوم: بیانات در جمع دانشجویان ۸۹/۶/۱
«یکى از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئیس جمهور دلمان خون است. خوب، حالا دل شما خون – که خدا نکند خون باشد – اما به شما عرض بکنم؛ اینها جزو مسائل تعیین کننده و اصلى نیست. ممکن است ایراد و اشکال وارد باشد – من در این مورد هیچ قضاوتى نمیخواهم بکنم – ممکن است کسى به یک شخصى یا به یک کارى ایراد داشته باشد؛ منتها باید توجه کنیم که مسائل را اصلى – فرعى کنیم. مسائل درجهى دوم جاى مسائل اصلى را در انگیزههاى ما، در همت ما، در صرف انرژىاى که میشود، نگیرد. من عرضم فقط این است؛ والّا من نه اعتراض میکنم به اینکه شما چرا از زید یا عمرو خوشتان مىآید یا بدتان مىآید؛ نه، ممکن است خوشتان بیاید، ممکن است بدتان بیاید – ایرادى ندارد – و نه اعتراض میکنم که چرا آن ایراد را یک وقت به شکلى که یک مفسدهاى نداشته باشد، بر زبان آوردید؛ آن هم به نظرم اشکالى ندارد. فقط توجه کنید که این جاى مسائل اصلى را نگیرد. مسائل اصلى ما چیزهاى دیگرى است.»
این تذکرات در خصوص اصلی بودن و اصلی نبودن قضایا، در واکنش به انتقاد دانشجویان از مشایی و رحیمی و عدم توجه احمدینژاد به انتقادها بود. حال اگر مساله مشایی که علت اصلی سرخوردگی بسیاری از حامیان دولت و علت اصلی سرد شدن رابطه بسیاری از علما و شخصیتهای مذهبی و سیاسی با رییسجمهور است، مساله اصلی نباشد، آیا فیلتر شدن یک وبلاگ مساله اصلی است که به خاطر آن شاهد هجمه علیه رییس قوه قضائیه باشیم؟! ضمن اینکه در همین عبارات، رهبر انقلاب تذکر میدهند که ذکر ایراد مسئولان باید به شکلی باشد که مفسدهای نداشته باشد!
چهارم: خطبههای نماز عید سعید فطر ۸۸/۶/۲۹
«به اخلاق خودمان هم برسیم؛ به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهیم. من هیچ موافق نیستم با اینکه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهیم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم. اینکه متأسفانه باب شده که روزنامه و رسانه و دستگاههاى گوناگون ارتباطى – که امروز روزبهروز هم بیشتر و گستردهتر و پیچیدهتر میشود – روشى را در پیش گرفتهاند براى متهم کردن یکدیگر، این چیز خوبى نیست؛ این چیز خوبى نیست، دل ما را تاریک میکند، فضاى زندگى ما را ظلمانى میکند. هیچ منافات ندارد که گنهکار تاوان گناه خودش را ببیند، اما فضا، فضاى اشاعهى گناه نباشد؛ تهمت زدن، دیگران را متهم کردن به شایعات، به خیالات…
… فضا را نباید از تهمت و از گمان سوء پر کرد. قرآن کریم میفرماید: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا»؛ وقتى میشنوید که یکى را متهم میکنند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟ تکلیف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاههاى اجرائى باید مجرم را تعقیب کنند، دستگاههاى قضائى باید مجرم را محکوم و مجازات کنند؛ با همان روشى که ثابت میشود و در قوانین اسلامى و قوانین عرفى ما هست و هیچ هم در این زمینه نباید کوتاه بیایند؛ اما مجازات مجرم که از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غیر از این است که به گمان، به خیال، به تهمت، یکى را متهم کنیم، بدنام کنیم، توى جامعه دهن به دهن بگردانیم. اینکه نمیشود. این فضا، فضاى درستى نیست.
یا دیگران – خارجىها، بیگانهها، تلویزیونهاى مغرض – علیه کسى یا کسانى حرفى بزنند، ادعا کنند که اینها فلان جا خیانت کردند، فلان جا خطا کردند؛ ما هم عین همان را پخش کنیم. این، ظلم است؛ این، مورد قبول نیست. رسانههاى بیگانه کِى دلشان براى ما سوخته است؟ کِى خواستهاند حقائق در مورد ما روشن بشود، که در این مورد بیایند حقیقت را گفته باشند؟ میگویند، حرفهائى میزنند، ادعاهائى میکنند. نباید گفت اینها شفافیت است. این، شفافیت نیست؛ این، کدر کردن فضاست. شفافیت معنایش این است که مسئول در جمهورى اسلامى عملکرد خودش را به طور واضح در اختیار مردم قرار بدهد؛ این معناى شفافیت است، باید هم بکنند؛ اما اینکه ما بیائیم این و آن را بدون اینکه اثبات شده باشد، بگیریم زیر بار فشار تهمت و چیزهائى را به آنها نسبت بدهیم که ممکن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى که ثابت نشده است، ما حق نداریم آن را بیان کنیم؛ این آن را متهم کند، آن این را متهم کند؛ از رسانهى بیگانه – رسانهى مغرض انگلیس – شاهد برایش بیاوریم، بعد هم یک نفر از آن طرف پیدا بشود و کل نظام را به امورى که شایستهى نظام اسلامى نیست و نظام اسلامى شأنش بسیار بالاتر است از این چیزهائى که بعضى به نظام اسلامى نسبت میدهند، متهم بکند، این اشکال بر آنها بیشتر هم وارد است. تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامى، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگترى است. پروردگارا ! با تقواى خود ما را از این گناهان دور کن.»
پنجم: بیانات در جمع بسیجیان کشور ۸۸/۹/۴
«حالا بعضىها – چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون – توصیهپذیر نیستند؛ آنها از ما توصیه نمیخواهند؛ معلوم نیست سیاستهاى بعضى از این دستگاهها و مطبوعات و رسانهها را کى معین میکند و کجا معین میشود – نانشان در ایجاد اختلاف است – اما آن کسانى که مصالح کشور را میخواهند، مایلند حقائق را غالب کنند، من توصیهام به آنها این است که از این اختلافات جزئى و غیر اصولى صرف نظر کنند. شایعهسازى و شایعهپراکنى درست نیست. انسان مىبیند صریحاً و علناً به مسئولین کشور – کسانى که بارهاى کشور را بر دوش دارند – تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعهسازى میکنند؛ فرق هم نمیکند، چه رئیس جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوهى قضائیه باشد؛ اینها مسئولین کشورند. مسئولین کشور کسانى هستند که زمام یک کارى به اینها سپرده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعهپراکنى کرد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد شایعهپراکنى کند؛ میخواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسئولین بدبین کند.»
ششم: بیانات در دیدار با کارگزاران نظام
«و هیچکس نباید به گونه ای سخن بگوید که مردم به دولت، مجلس و قوه قضاییه بدبین شوند. توجه به ترفندهاى دشمن و بازى نکردن طبق نقشهى دشمن. یکى از کارهائى که دشمن میکند، بىاعتماد کردن مردم نسبت به مسئولین است. ما باید مواظب باشیم خودهامان جورى حرف نزنیم که مردم به مسئولین کشور، مسئولین دولتى، مسئولین قضائى، مسئولین قوهى مقننه بىاعتماد بشوند؛ که این بىاعتمادى ناحق است؛ دشمن این را میخواهد. ما نباید خودمان عمل کنیم. »
خواهش میکنم متن کامل این سخنرانی را به دقت بخوانید و به سفارشات ایشان در خصوص «فرو بردن خشم در مقابل دوستان»، «سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی» «رعایت تقوا» «مراقبت در مقابل فتنه آتشافروزی سیاسی و جناحی» و… توجه داشته باشید.
هفتم: بیانات در جمع طلاب و روحانیون قم ۸۹/۷/۲۹
«یک نکته هم خطاب به جوانان پرشور و انقلابى حوزه است، که متن حوزه غالباً همین جوانهاى پرشور و طلاب انقلابى هستند. عزیزان من! آینده مال شماهاست، امید آیندهى کشور شماها هستید؛ باید خیلى مراقبت کنید. درست است که جوان طلبهى انقلابى اهل عمل است، اهل فعالیت است، اهل تسویف و امروز به فردا انداختن کار نیست، اما باید مراقب باشد؛ نبادا حرکت انقلابى جورى باشد که بتوانند تهمت افراطىگرى به او بزنند. از افراط و تفریط بایستى پرهیز کرد.»
توجه داشته باشید که تاکید رهبری این است که کاری نکنید که حتی تهمت افراطیگری به شما بزنند! وای به حال آنهایی که به صراحت تهدید به آدمکشی و قانونشکنی میکنند و خود را در معرض اتهام افراطیگری و خود افراطیگری قرار میدهند!
اینها فقط نمونههایی از تذکرات و سفارشات متعدد رهبر انقلاب به جوانان حزباللهی و بسیجی در خصوص نحوه انتقاد از دستگاهها و مسئولین کشور بود که برای پرهیز از طولانی شدن مطلب، خلاصه شده است. بهتر است دوستان به اصل سخنان مراجعه کنند و توضیحات قبل و بعد از آن را هم بخوانند و سپس لحظهای با خود و خدای خود خلوت کنند و ببینند آیا رفتار جاری آنها در جهت خدمت به رهبری بوده است یا خدای نکرده خیانت؟!
دوست عزیزی به من میگفت که بلاگرهای حزباللهی معترض، خالصانه در این راه قدم گذاشتهاند و نباید آنها را به خاطر اشتباهشان سرزنش کرد. گفتم خیلیها خالصانه و به نیت دفاع از رهبری اقداماتی کردهاند که در نهایت به ضرر نظام و انقلاب و رهبری تمام شده است. آیا نباید به این دوستان حتی تذکری داده شود؟
-
به نظر من هم نباید به لاریجانی ها از گل نازکتر گفت
-
بیانات در جمع دانشجویان ۸۹/۶/۱ http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=9925
«یکى از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئیس جمهور دلمان خون است. خوب، حالا دل شما خون – که خدا نکند خون باشد – اما به شما عرض بکنم؛ اینها جزو مسائل تعیین کننده و اصلى نیست. ممکن است ایراد و اشکال وارد باشد – من در این مورد هیچ قضاوتى نمیخواهم بکنم – ممکن است کسى به یک شخصى یا به یک کارى ایراد داشته باشد؛ منتها باید توجه کنیم که مسائل را اصلى – فرعى کنیم. مسائل درجهى دوم جاى مسائل اصلى را در انگیزههاى ما، در همت ما، در صرف انرژىاى که میشود، نگیرد. من عرضم فقط این است؛ والّا من نه اعتراض میکنم به اینکه شما چرا از زید یا عمرو خوشتان مىآید یا بدتان مىآید؛ نه، ممکن است خوشتان بیاید، ممکن است بدتان بیاید – ایرادى ندارد – و نه اعتراض میکنم که چرا آن ایراد را یک وقت به شکلى که یک مفسدهاى نداشته باشد، بر زبان آوردید؛ آن هم به نظرم اشکالى ندارد. فقط توجه کنید که این جاى مسائل اصلى را نگیرد. مسائل اصلى ما چیزهاى دیگرى است.»این تذکرات در خصوص اصلی بودن و اصلی نبودن قضایا، در واکنش به انتقاد دانشجویان از مشایی و رحیمی و عدم توجه احمدینژاد به انتقادها بود. حال اگر مساله مشایی که علت اصلی سرخوردگی بسیاری از حامیان دولت و علت اصلی سرد شدن رابطه بسیاری از علما و شخصیتهای مذهبی و سیاسی با رییسجمهور است، مساله اصلی نباشد، آیا فیلتر شدن یک وبلاگ مساله اصلی است که به خاطر آن شاهد هجمه علیه رییس قوه قضائیه باشیم؟! ضمن اینکه در همین عبارات، رهبر انقلاب تذکر میدهند که ذکر ایراد مسئولان باید به شکلی باشد که مفسدهای نداشته باشد!
-
این بخش رو بعد از بیانات رهبری در دیدار با کشاورزان قرار دادم. یعنی به عنوان نکته سوم
-
سلام
موافقم. فقط جامعه ای را فرض کنید که خدای نکرده باب شده باشد که سوء ظن، مبنای نامه نگاری به رئیس قوه ی قضاییه باشد. بعد افراد مدام به رئیس قوه ی قضاییه نامه نگاری کنند که به خدا قسم، فلانی منافق است و خائن است. به این رکن قسم… آیا این ادعا ها اصلا قابل رد یا اثبات هست؟ بیشتر دشمن شاد کن است. خدا می داند دشمنان این انقلاب سالهاست مترصد ایجاد یک چنین فضایی در بین مومنین هستند. امیدوارم خدا همه ی ما را به خاطر سهل انگاری و گیر افتادن در دام شیاطین ببخشد -
سلام . بسیار مفید
به امید بصیرت بیشتر بچه های ارزشی و ولایت مدار
امید انکه بیانات رهبری را چراغ راه خود کنیم . . . -
سلام اقای حسینی. خیلی به جا و درست بود.
این اتفاقات مسبب ایجاد موجی شد ، که نه تنها باعث ایجاد اختلاف بین دوستان ولایی شده و هر روز این شکاف بیشتر می شه ، نه تنها باعث رواج ادبیات افراطی گری در بین این گروه شده و اونها رو از روند منطقی دور می کنه ، نه تنها باعث فیلتر شدن سایت ها و وبلاگ ها می شه ، بلکه هیچ نتیجه مثبتی هم به دنبال ندارد . اما به قول امام خامنه ای باید زرنگ بود
………………..
بخوانید:
امام خامنه ای ۱۴/۲/۸۷
“شما میگوئید که ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن کسى را که بهعدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوهى قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجاشما باید زرنگى کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبهى عدالت کوتاهى نکنید؛ این شأنشماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانهى این فکرهم با همهى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممکناست انجام بگیرد؛ شما زرنگىتان این باشد: گفتمان عدالت خواهى را فریاد کنید؛ اماانتقاد شخصى و مصداقسازى نکنید. وقتى شما روى یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمالدارد اشتباه کرده باشید؛ من مىبینم دیگر. من مواردى را مشاهده میکنم” -
بهتر است دوستان ولایی ، به جای دامن زدن به این شکاف اختلاف ! مطالبه گفتمان عدالت کنند. همه با هم متحد به روشی که رهبری به آنها توصیه کرده ، مطالبه کنند، سوال کنند .
امام خامنه ای ۱/۶/۸۹
“آیا جریان دانشجوئى میتواند آنجائى که ایرادى به نظرش مىآید، سؤال کند؟ پاسخ این است که بله، باید سؤال کنید. ایرادى ندارد که سؤال کنید؛ به شرط اینکه همان طور که خود این برادر هم گفت، قضاوت نکنید؛ اما سؤال کنید. بهترین روش سؤال و پاسخ هم این است که مسئولین بیایند توى مجموعههاى دانشجوئى. من همین جا از مسئولین درخواست میکنم که دیدارهاى دانشجوئىشان را زیاد کنند. امروز بهترین قشرهاى کشور اینهایند؛ هم جوانند، هم باسوادند، هم تحصیلکردهاند، داراى فهمند، داراى انگیزهاند؛ مسئولین بروند شرکت کنند. این سؤالات مطرح بشود، احتمالاً پاسخهاى قانع کنندهاى هم خواهید شنید. کمااینکه خود من در برخورد با بعضى از مسئولین، احیاناً بعضى از همین سؤالهاى شما یا سؤالاتى از این قبیل را از آنها دارم. خوب، یک جوابى میدهند، انسان احیاناً قانع میشود؛ ممکن هم هست جواب قانع کنندهاى نداشته باشند. به هر حال طرح سؤال، خوب است.”
برای تغییر در این جریان باید یه پله از موقعیت فعلی بالاتر برویم و همه متحد از مسئولان قوه قضاییه درخواست یک جلسه پرسش و پاسخ داشته باشیم . در یک تریبون برابر ، سوالات اساسی و مد نظر جوانان مطرح بشه و مسئولین مربوط پاسخگو باشند ، به دور از توهین ، تهمت ، افراطی گری ، با استدلال و منطق
این توصیه رهبری را هم بین کار فراموش نکنیم.
“مراقبت کنید طرح سؤال را مخلوط نکنید و اشتباه گرفته نشود با معارضه. آن چیزى که من قبلها هم گفتهام، بارها هم گفتهام، الان هم میگویم، این است که جریان دانشجوئى یا جنبش دانشجوئى یا هر چیز دیگر که اسمش هست، تصور نکند که وظیفهاش این است که با دستگاه متولى امر و متصدى ادارهى کشور معارضه کند؛ نه، این خطاست؛ چه لزومى دارد؟ معارضه کردن که کارِ همیشه درستى نیست؛ ممکن است یک جا درست باشد، یک جا درست نباشد. مهم این است که شما حرفتان را مطرح کنید، استدلالتان را مطرح کنید، پاسخ قانع کنندهاى بخواهید؛ مسئولین هم باید پاسخ بدهند.”
-
با ایجاد موجی مبنی بر درخواست از مسئولین قوه قضاییه ، برای برگزاری یک جلسه پاسخگویی حضوری به دانشجویان ، فعالین سایبری و جوانان ، در یک تریبون برابر ، می توان هم مطالبه از مسئولین رو دنبال کرد که خواست همه بچه های ولایی است و هم با روشی که رهبری به ما توصیه کرده ، راه انحراف و خطا بسته می شه و از این اختلافات فعلی به یک وحدت می رسیم ، تا انشاالله به یک نتیجه مثبت برسیم
این جریان چند احتمال رو ایجاد میکنه
۱- جلسه برگزار بشه و پاسخگویی شفاف و بدون واسطه مسئولین تا حدی شبهات رو برطرف کنه که این یک قدم مثبت هست .
۲- جلسه برگزار بشه و پاسخ قانع کننده ای داده نشه ، این جا دیگه منطق سوال کننده و پاسخ دهنده در معرض قضاوت مخاطب قرار میگیره و بازتابش در اذهان عمومی به نفع پاسخ دهنده نیست!
۳- جلسه ای برگزار بشه اما هیچ کس حاضر به پاسخ گویی نباشه ، بنابراین سوال ها یک طرفه مطرح می شه و باز هم بازتاب این قضیه به نفع مسئولینی که حاضر به پاسخگویی نشدن نیست
اما هر سه حالت اگر منطق و استدلال سلاح ، بچه ولایتی ها باشه ، قطعا نتیجه خوبی رو به دنبال داره و این نتیجه رو خواهند دید. البته این جلسات پرسش و پاسخ اگر دنبال بشه می تونه نتایج مثبتش رو در طولانی مدت هم نشون بده.
-
ببخشید که مطول!!! شد! :D
-
[...] این یادداشت در سایت تریبون دسته هاجامعه, سیاست برچسب ها:اعتراض به قوه قضائیه, قوه قضائیه دیدگاه ها (۰) بازتاب ها (۰) دیدگاهتان را بنویسید بازتاب [...]
-
دوست عزیز شما لطف بفرمائید پیرو رهبر و مقتدایمان قدم بردارید و فقط پیرو ایشان باشید وقتی مقتدای ما ۷۴میلیون همراه یک صدا داشت انوقت مشکلات حل میشود فی الواقع چند درصد از ما که مدعی هستیم اهل کوفه نیستیم.وقتی امام امت را اطاعت کردی بقیه ماستشان را کیسه میکنند.اگر اهل شعار نیستی پیرو امام امت باش وقتی بصیرت داشته باش و رهرو ایشان باش

