پنج شنبه ۲۶ مرداد ۹۶ | ۲۳:۲۷

وقتی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هم عدالت‌خواه می‌شوند/بازسازی اصلاح‌طلبی با سوسیال‌لیبرالیسم

این خود نشان پیروزی گفتمانی حرکت‌های عدالت‌خواهانه و انقلابی است که گرچه گزینه‌های مدنظر جوانان بسیجی و انقلابی و عدالتخواه در قدرت نیستند اما عدالت چنان گفتمان شده که قبیله‌های سیاسی مجبور به بازگشت به آن شده‌اند و می‌دانند بدون آن ناتوان از ارتباط‌گیری با مردم هستند.


سیدمحمدخاتمی در جمع شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران: سیاست و اقتصاد و فرهنگ و آسیب های اجتماعی جدای از یکدیگر نیستند

https://t.me/khatamimedia/316

خاتمی در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران: باید به مساله عدالت اجتماعی بیشتر توجه می شد. عدالت اجتماعی از اهداف پیامبران بوده است. اسلام با اشرافیت و خوی اشرافی گری و تبعیض و فساد و رانت مخالف است. در برخورد با فسادها و رانت ها نباید جناحی رفتار کنیم
https://t.me/khatamimedia/414

خاتمی در دیدار با جوانان اصلاح‌طلب یزد : اصلاح‌طلبان به همان اندازه که دغدغه آگاهی جامعه را دارند به مسائل معیشتی نیز اهتمام کنند. مخاطب جریان اصلاح‌طلبی فقط روشنفکران و فرهنگیان نیستند. عدالت برای ما مهم است
https://t.me/khatamimedia/565

خاتمی، در دیدار ادوار انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران از فقر و فساد و تبعیض سخن گفت و آن را مردود دانست: اینکه افرادی به خاطر فقر و برای تأمین زندگی به بدترین فسادها و فحشاها تن بدهند، برای هیچ انسانی قابل‌قبول نیست. باید سخت برای استقرار عدالت تلاش کنیم و در جهت از بین بردن فاصله‌های طبقاتی و احترام به حقوق شهروندی بکوشیم. ما در عین هوشیاری در برابر استکبار باید از توسعه توأم با عدالت و توسعه‌ای که زمینه عدالت را فراهم کند، دفاع کنیم. باید از عقلانیت و عدالت دفاع کنیم و مشخص شود که منشأ خشونت کجاست
https://t.me/kalemenews/6151

خاتمی در دیدار مجمع ادوار مجلس: اصلاح‌طلبان باید پرچمدار توجه به معیشت مردم و عدالت باشند
https://t.me/sedayemellat/9422

خاتمی در دیدار تحریریه شفقنا: فقر و فساد و تبعیض، ضدعدالت و مردود هستند. باید از عقلانیت و عدالت دفاع کنیم. برای استقرار عدالت و از بین بردن فاصله‌های طبقاتی بکوشیم
https://t.me/khatamimedia/430

خاتمی در دیدار اعضای حزب اتحاد ملت: اصلاح طلبان باید دغدغه همه مردم را درنظر بگیرند. اگر در جامعه عدالت نباشد آزادی هم پایدار نمی شود. با عدالت امنیت هم خواهد آمد. عدالت بین مردم و حکومت اعتماد ایجاد می کند
https://t.me/khatamimedia/415

نامه حجاریان به نازی‌آبادی‌ها به مناسبت راه‌اندازی دفتر حزب اتحاد ملت در نازی‌آباد: اصلاح‌طلبان نیز آن‌گونه که باید به بحث عدالت نپرداخته‌اند. جریان اصلاحات در مقاطعی عدالت را برابر تعادل دانسته و مسئولیت رسیدن به رهیافت‌های عدالت‌خواهانه را بر دوش احزاب محافظه‌کار اردوگاه خود گذاشته است.
http://www.isna.ir/news/96050503000
شرق در توضیح نامه نوشته: این توصیه را می‌توان به‌مثابه #نقطه‌_عطفی در #نگرش_و_کنش #فعالیت‌های_تشکیلاتی جریان اصلاحات قلمداد کرد؛ #بازگشت_به_انگاره‌های_عدالت‌_خواهانه.
http://www.sharghdaily.ir/News/137017/

جواد غلامرضا کاشی: یکی از شروط اثبات‌کننده صداقت روشنفکران و نیروهای اصلاح‌طلب داخلی، تعیین تکلیف با آمریکاست. واقعا چه موضعی درباره آمریکا دارند؟ دهه‌های متمادی آمریکا به منزله امپریالیسم جهانی، کانون مباحث و محافل روشنفکری بود. اما اینک… هیچ‌‌کس درباره آمریکا و نقش‌‌های جهانی، منطقه‌ای و داخلی آن سخنی به میان نمی‌آورد.
https://javadkashi.blog.ir/1396/05/01/

اندیشه پویا هم در شماره ۴۴: پرونده رفته بود در مورد ضرورت واقع‌گرایی و پرداختن به استکبار و عدالت .

اصولگرایان هم به‌ویژه در انتخابات اخیر احساس ترس کرده و تلاش کردند به سراغ عدالت از نوع مسائل معیشتی و خدمات اجتماعی به مردم بروند.

این خود نشان پیروزی گفتمانی حرکت‌های عدالت‌خواهانه و انقلابی است که گرچه گزینه‌های مدنظر جوانان بسیجی و انقلابی و عدالتخواه در قدرت نیستند اما عدالت چنان گفتمان شده که قبیله‌های سیاسی مجبور به بازگشت به آن شده‌اند و می‌دانند بدون آن ناتوان از ارتباط‌گیری با مردم هستند.

البته جوانان بسیجی، انقلابی و عدالت‌خواه از این‌که قبیله‌های سیاسی به‌جای سیاست‌بازی صرف به سراغ عدالت‌ و مسائل مردم بیایند، و حداقل بخشی از دعوای قبیلگی خود را بر محور پرداختن به مسائل مردم قرار دهند، استقبال می‌کند. چراکه در رهگذر این دعوا بالاخره بخشی از عدالت اجتماعی و مسائل مردم مورد توجه قرار می‌گیرد.

اینکه جریانهایی که از تنش‌زدایی و حل کردن نظام در نظم جهانی سخن می‌گفتند یاد استکبارستیزی بیفتند، خودش برکت است. چراکه ولو سطحی بخشی از ظلم‌های نظام سلطه در فضای سیاسی مطرح می‌شود.

وقتی رئیس دولت اصلاحات که عدالت‌خواهی گفتمانی و غیرمصداقی حسن رحیمپور را هم تحمل نمی‌کرد و در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی با تحقیر می‌گفت بابک‌زهرایی بازی درنیار! اینجا دانشگاه نیست که برایت کف بزنند و سرمایه‌داری‌ترین برنامه توسعه تاریخ انقلاب (برنامه سوم) را در دولت برآمده از شعار خط امام و عدالت اجتماعی طراحی و اجرا کرد، خودش مجبور شده به عدالت رجوع کند و احتمالاً باید شاهد نوعی سوسیال‌لیبرالیسم و عدالت سطحی جان‌راولزی باشیم. وقتی محاقظه‌کاران سنتی که عدالت را کمونیسم و تندروی می‌دانستند؛ بعد از شکست‌های پیاپی انتخاباتی دم از مسائل مردم می‌زنند…

اینجا خطر گم شدن اصل عدالت و فروکاسته شدن آن به موارد سطحی و ظاهری هست. عدالت خالی از محتوا که به جای پرداختن به رفع استضعاف به کارهای خیریه‌ای و صدقاتی و نمایشی بپردازد. اینجا خطر گم شدن استکبارستیزی و فروکاستن آن به بی‌تربیت دانستن او ضمن تعامل با اوست چنان‌که ظلم‌ستیزی مدرسه موشهای یک در ابتدای انقلاب به تعامل ضمن بددانستن او در مدرسه موش‌های ۲ فروکاسته شد.

سال ۸۳ انجمن اسلامی دانشگاه تهران بعد از شروع شکست‌های سیاسی به دیدار ابراهیم یزدی و موسوی خوینی‌ها رفت و آنان از ضرورت حفظ هویت اسلامی انجمن‌ها گفتند. بعد از این دیدار یک دفعه تغییراتی در ظواهر انجمن اسلامی دانشگاه تهران پیش آمد: تفکیک دفاتر برادران و خواهران، ریش گذاشتن برادران و چادر به سر کردن خواهران، برگزاری یادواره شهدای دانشکده پرشکی، دست گذاشتن روی کودکان کار و… خیریه و… القای تقابل با مارکسیست‌ها و سکولارها و درخواست از بسیج برای حمایت از طیف غالب در انتخابات انجمن‌های دانشکده‌ای و… که در نهایت به آوردن میرحسین موسوی به جای خاتمی در سال ۸۸ با محوریت حلقه انجمن تهران در بین جوانان اصلاح‌طلب انجامید.؛ که پس‌زمینه‌ی از عدالت و استکبارستیزی از دهه شصت در میان مردم داشت. محتوا تغییری نکرده بود، اما ظواهر تغییر کرده بود و همین تغییرات بعضی نیروهای سطحی مسلمان را به شک انداخته بود.

سوره نصر در قرآن به ما می‌آموزد وقتی که مردم فوج فوج وارد دین خدا می‌شوند، وقت تسبیح و تنزیه و خالص‌سازی و تربیت خالص‌ها و نشان دادن گوهر ناب است. خط امام می‌گوید بگذارید هرکسی از ظن خود به میدان بیاید، اما علم جریان اصیل را بالا نگه دارید تا اصالت‌ها در میان سیاست‌ها گم نشود.

اینجا باید خط اصیل عدالت‌خواهی و سلطه‌ستیزی حداکثری از دل مجموعه‌های بسیجی و انقلابی بجوشد و خط اصیل عدالت را غیرمحافظه‌کارانه و انقلابی را از دل اقدامات خود به مردم نشان دهد و هم‌چنین از اقدامات فعلی و گذشته این قبیله‌های سیاسی در آن مطالبه کند. وگرنه دوغ و دوشاب به هم آلوده می‌شود و عدالت و استکبارنیز به سرنوشت لجن‌مال شدن آزادی و پیشرفت در دهه هفتاد دچار شوند.