- تریبون مستضعفین - http://www.teribon.ir -

مجامع جهانی باید گریبان او را بگیرند؛ چرا تهدید هسته‌ای می‌کند؟

حالا بى‌عقلها ملت ایران را تهدید میکنند! رئیس جمهور آمریکا هفته‌ى گذشته به زبان تلویح و اشاره، تهدید اتمى کرد. این تهدیدها در ملت ایران کارگر نیست، اما این مایه‌ى ننگى شد براى تاریخ سیاسى آمریکا؛ این نقطه‌ى سیاهى شد در کارنامه‌ى دولت آمریکا. تهدید اتمى؟! معلوم شد پشت صحنه‌ى نمایش صلح‌دوستى و بشردوستى و پایبندى و اصرار بر معاهدات اتمى چیست. معلوم شد پشت صحنه‌ى نمایش دستِ دوستى دراز کردن چیست…

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

اولاً روز پرستار و ایام ولادت زینب کبرى، این زن نمونه‌ى تاریخ بشر را به همه‌ى شما برادران و خواهران عزیز و پرستاران محترم تبریک عرض میکنیم. امیدواریم که خداوند به پاداش این خدمت بزرگ، این تلاش بسیار ارزشمند، رحمت خود، هدایت خود و فضل خود را شامل حال همه‌ى شما و همه‌ى پرستاران کشور و مجموعه‌ى دست‌اندرکاران مسئله‌ى سلامت در کشور بفرماید.

عمده‌ى عرض امروز ما و دیدار امروز ما، متوجه به تشکر از زحمات پرستاران است. حقیقتاً جا دارد که به همه‌ى مجموعه‌ى پرستارى در کشور، انسان عرض تشکر کند و از این کار بزرگ و پرفرسایش و وظیفه‌ى سنگینى که شما بر عهده گرفته‌اید، تقدیر شود.

مسئله‌ى سلامت جزو اولین مسائل مهم زندگى جوامع است. این حدیث معروف «نعمتان مجهولتان الصّحّة و الأمان» حقیقتاً انگشت اشاره‌اى است به یک امر اساسى و حیاتى. هم سلامت، هم امنیت در شمار نعمتهاى بزرگى است که انسان تا از آن نعمتها محروم نباشد، اهمیت و ارزش آن را نمیفهمد؛ مثل هوا، مثل تنفس. تا وقتى انسان تنفس میکند، اهمیت این نعمت رایگان و همه‌جائى را درک نمیکند؛ تنفس که مشکل شد، انسان آن وقت احساس میکند چه نعمت بزرگى از دست رفته است. مجموعه‌ى پزشکى و پرستارى و بقیه‌ى دستگاه‌هاى سلامت، در واقع تأمین کننده‌ى این نعمت بزرگ براى جامعه‌اند. و نقش پرستار در این میان، نقش بسیار برجسته‌اى است. پرستار در یک تلاش و چالش دائمىِ روحى و روانى است؛ فقط مسئله‌ى جسم او نیست. خستگى روحى، مواجهه‌ى با بیمار و دردمند و احساس وظیفه‌ى اینکه باید براى این دردمند و بیمار، هم علاج جسمانى، هم علاج روحى و معنوى تقدیم کند، مسئله‌ى بسیار فرساینده‌اى است، کار سنگینى است. این وظیفه‌ى سنگین را پرستاران بر عهده گرفته‌اند.

مطمئن باشید که هر لحظه‌اى، ثانیه‌اى، دقیقه‌اى که در این کار، با توجه به احساس تکلیف در مقابل بیمار، در مقابل انسان دردمند میگذرانید، یک حسنه‌اى را از خداى متعال و یک پاداش اجرى را از حضرت ربوبى دریافت میکنید. هیچ ثانیه‌اى در محاسبات الهى از بین نمیرود. نباید تصور کرد که لحظات دشوار براى یک پرستار بر بالین یک بیمار، در محاسبات الهى مورد غفلت قرار خواهد گرفت؛ اینجور نیست. هر لحظه‌اى که میگذرانید و هر تلاشى که میکنید، هر کفّ نفسى که در مقابل سختى‌ها از خود نشان میدهید، این یک حسنه‌اى است، یک کار در خور اجر است و خداى متعال همه‌ى این لحظات را ثبت میکند. این کارهاى دشوار را که تأثیرهاى بزرگ و مهمى دارد، باید قدر دانست.

البته تکالیف هم سنگین است. به تکالیف هم باید توجه کرد. اخلاق پرستارى، مثل اخلاق پزشکى یک فریضه است، یک وظیفه است. اجر شما بسیار زیاد است، تکلیف شما هم بسیار سنگین است؛ چون بیمار انسانى، یک ماشین نیست؛ یک مجموعه‌ى آهن و فولاد و پیچ و مهره نیست؛ فقط جسم نیست. روح انسان، احساسات انسان، عواطف انسان، بخصوص در هنگامى که مریض است، دردمند است، خیلى نیازمند لطف است، نیازمند نوازش است. گاهى یک لبخند شما، از دارو و درمانى که براى این بیمار به کار میرود، ارزشش بیشتر است، اثرش بیشتر است. بیمار دچار آشفتگى است، دچار ناراحتى است – بخصوص بیماران سخت – کمک به او، فقط کمک به جسم او نیست؛ جسم او را با دارو و درمان و تزریق و تدابیر پزشکى بایستى علاج کرد؛ اما روح او با محبت، با لطف، با نوازش، با مهربانى درمان میشود. گاهى این درمان روحى، حتّى جاى درمان جسمى را هم میگیرد؛ این، هم علمى است، هم به تجربه ثابت شده است که شادى روح انسان، شادى عصبى و احساسى انسان، بر روى جسم او تأثیر مثبت میگذارد. این، دست شماست؛ در اختیار پرستاران است.

پرستار کار سختى را بر عهده دارد، اجر بزرگى را هم دارد؛ اما وظیفه‌ى سنگینى هم دارد. این تعادل میان وظیفه و پاداش، میان حق و تکلیف، یکى از ارکان بزرگ مفاهیم اسلامى و مبانى اسلامى است. این بازآموزى‌اى که وزیر محترم بیان کردند – که بسیار باارزش است – جا دارد که در زمینه‌ى نه فقط مسائل علمى، بلکه در زمینه‌ى اخلاق پرستارى هم وجود داشته باشد. حقیقتاً باید منشور اخلاقى پرستارها فراهم شود، میثاق پرستارى و معاهده‌ى پرستارى باید تعلیم داده شود و تدریس شود؛ پرستار عظمت کار خود را – که طبعاً این عظمت کار، ملازم با اهمیت شخصیت خود اوست – بداند؛ کار را آنچنان که شایسته است، انجام دهد.

بنده خسته‌نباشید عرض میکنم به همه‌ى پرستاران عزیز در سرتاسر کشور؛ بخصوص به شما پرستاران نمونه، و از خداوند متعال مسئلت میکنم که به شماها کمک کند و توفیق بدهد تا این ارزش والائى که شما براى شغل خود و کار خود انتخاب کرده‌اید، به وسیله‌ى کرام کاتبان، در ثبت الهى محفوظ بدارد و شما را مأجور کند و ان‌شاءاللَّه عاقبت به خیر باشید.

خوب، در جمهورى اسلامى روز پرستار را با ولادت حضرت زینب کبرى‌ (سلام اللَّه علیها) برابر قرار داده‌اند؛ این هم معناى بزرگى دارد. زینب کبرى‌ یک نمونه‌ى برجسته‌ى تاریخ است که عظمت حضور یک زن را در یکى از مهمترین مسائل تاریخ نشان میدهد. اینکه گفته میشود در عاشورا، در حادثه‌ى کربلا، خون بر شمشیر پیروز شد – که واقعاً پیروز شد – عامل این پیروزى، حضرت زینب بود؛ والّا خون در کربلا تمام شد. حادثه‌ى نظامى با شکست ظاهرى نیروهاى حق در عرصه‌ى عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزى که موجب شد این شکست نظامىِ ظاهرى، تبدیل به یک پیروزى قطعىِ دائمى شود، عبارت بود از منش زینب کبرى‌؛ نقشى که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این خیلى چیز مهمى است. این حادثه نشان داد که زن در حاشیه‌ى تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخى قرار دارد. قرآن هم در موارد متعددى به این نکته ناطق است؛ لیکن این مربوط به تاریخ نزدیک است، مربوط به امم گذشته نیست؛ یک حادثه‌ى زنده و ملموس است که انسان زینب کبرى‌ را مشاهده میکند که با یک عظمت خیره‌کننده و درخشنده‌اى در عرصه ظاهر میشود؛ کارى میکند که دشمنى که به حسب ظاهر در کارزار نظامى پیروز شده است و مخالفین خود را قلع و قمع کرده است و بر تخت پیروزى تکیه زده است، در مقر قدرت خود، در کاخ ریاست خود، تحقیر و ذلیل شود؛ داغ ننگ ابدى را به پیشانى او میزند و پیروزى او را تبدیل میکند به یک شکست؛ این کارِ زینب کبرى‌ است. زینب (سلام اللَّه علیها) نشان داد که میتوان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ.

آنچه که از بیانات زینب کبرى‌ باقى مانده است و امروز در دسترس ماست، عظمت حرکت زینب کبرى‌ را نشان میدهد. خطبه‌ى فراموش نشدنى زینب کبرى‌ در بازار کوفه یک حرف زدن معمولى نیست، اظهارنظر معمولى یک شخصیت بزرگ نیست؛ یک تحلیل عظیم از وضع جامعه‌ى اسلامى در آن دوره است که با زیباترین کلمات و با عمیق‌ترین و غنى‌ترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است. قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوى است. دو روز قبل در یک بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین برده‌اند، این جمع چند ده نفره‌ى زنان و کودکان را اسیر کرده‌اند، آورده‌اند در مقابل چشم مردم، روى شتر اسارت، مردم آمده‌اند دارند تماشا میکنند، بعضى هلهله میکنند، بعضى هم گریه میکنند؛ در یک چنین شرائط بحرانى، ناگهان این خورشید عظمت طلوع میکند؛ همان لحنى را به کار میبرد که پدرش امیرالمؤمنین بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به کار میبرد؛ همان جور حرف میزند؛ با همان جور کلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندى مضمون و معنا: «یا اهل الکوفه، یا اهل الغدر و الختل»؛ اى خدعه‌گرها، اى کسانى که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنباله‌رو اسلام و اهل‌بیت هستید؛ اما در امتحان اینجور کم آوردید، در فتنه اینجور کورى نشان دادید. «هل فیکم الّا الصّلف و العجب و الشّنف و الکذب و ملق الاماء و غمز الاعداء»؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یکسان نبود. به خودتان مغرور شدید، خیال کردید ایمان دارید، خیال کردید همچنان انقلابى هستید، خیال کردید همچنان پیرو امیرالمؤمنین هستید؛ در حالى که واقع قضیه این نبود. نتوانستید از عهده‌ى مقابله‌ى با فتنه بربیائید، نتوانستید خودتان را نجات دهید. «مثلکم کمثل الّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انکاثا»؛ مثل آن کسى شُدید که پشم را میریسد، تبدیل به نخ میکند، بعد نخها را دوباره باز میکند، تبدیل میکند به همان پشم یا پنبه‌ى نریسیده. با بى‌بصیرتى، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، کرده‌هاى خودتان را، گذشته‌ى خودتان را باطل کردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعاى انقلابیگرى؛ اما باطن، باطن پوک، باطن بى‌مقاومت در مقابل بادهاى مخالف. این، آسیب‌شناسى است.

با این بیان قوى، با این کلمات رسا، آن هم در آن شرائط دشوار، اینگونه صحبت میکرد. اینجور نبود که یک عده مستمع جلوى حضرت زینب نشسته باشند، گوش فرا داده باشند، او هم مثل یک خطیبى براى اینها خطبه بخواند؛ نه، یک عده دشمن، نیزه‌داران دشمن دور و برشان را گرفته‌اند؛ یک عده هم مردم مختلف‌الحال حضور داشتند؛ همانهائى که مسلم را به دست ابن‌زیاد دادند، همانهائى که به امام حسین نامه نوشتند و تخلف کردند، همانهائى که آن روزى که باید با ابن‌زیاد در مى‌افتادند، توى خانه‌هایشان مخفى شدند – اینها بودند توى بازار کوفه – یک عده هم کسانى بودند که ضعف نفس نشان دادند، حالا هم نگاه میکنند، دختر امیرالمؤمنین را مى‌بینند، گریه میکنند. حضرت زینب کبرى‌ با این عده‌ى ناهمگون و غیر قابل اعتماد مواجه است، اما اینجور محکم حرف میزند. او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست. نمیشود زن را ضعیفه دانست. این جوهر زنانه‌ى مؤمن، اینجور خودش را در شرائط دشوار نشان میدهد. این زن است که الگوست؛ الگو براى همه‌ى مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوى و انقلاب علوى را آسیب‌شناسى میکند؛ میگوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفه‌تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه‌ى پیغمبر سرش بر روى نیزه رفت. عظمت زینب را اینجا میشود فهمید.

روز پرستار، سالروز ولادت حضرت زینب است؛ این هشدار به زنان ماست: نقش خودتان را پیدا کنید. عظمت زن بودن را در آمیختن حجب و حیا و عفاف زنانه با عزت مسلمانانه و مؤمنانه، درک کنید. زن مسلمان ما اینجور است.

دنیاى فاسد غرب خواستند بروز زن را، شخصیت زن را در روشهاى غلط و انحرافى که همراه با تحقیر جنس زن است، به زور به ذهن دنیا فرو کنند: زن براى اینکه شخصیت خودش را نشان بدهد، بایستى براى مردان چشم‌نواز باشد. این شد شخصیت براى یک زن؟! بایستى حجاب و عفاف را کنار بگذارد، جلوه‌گرى کند تا مردها خوششان بیاید. این تعظیم زن است یا تحقیر زن؟ این غرب مستِ دیوانه‌ى از همه جا بى‌خبر، تحت تأثیر دستهاى صهیونیستى، این را به عنوان تجلیل از زن عَلم کرد؛ یک عده هم باور کردند. عظمت زن به این نیست که بتواند چشم مردها را، هوس هوسرانان را به خودش جلب کند؛ این افتخارى براى یک زن نیست؛ این تجلیل زن نیست؛ این تحقیر زن است. عظمت زن آن است که بتواند حجب و حیا و عفاف زنانه را که خدا در جبلّت زن ودیعه نهاده است، حفظ کند؛ این را بیامیزد با عزت مؤمنانه؛ این را بیامیزد با احساس تکلیف و وظیفه؛ آن لطافت را در جاى خود به کار ببرد،آن تیزى و بُرندگى ایمان را هم در جاى خود به کار ببرد. این ترکیب ظریف فقط مال زنهاست؛ این آمیزه‌ى ظریف لطافت و بُرندگى، مخصوص زنهاست؛ این امتیازى است که خداى متعال به زن داده است؛ لذا در قرآن به عنوان نمونه‌ى ایمان – نه نمونه‌ى ایمان زنان، نمونه‌ى ایمان همه‌ى بشر؛ زن و مرد – دو زن را مثال میزند: «و ضرب اللَّه مثلا للّذین امنوا امرأت فرعون»(۱) و «مریم ابنت عمران»؛(۲) یکى زن فرعون است، دومى هم حضرت مریم است. اینها اشاره‌ها و نشانه‌هائى است که منطق اسلام را نشان میدهد.

انقلاب ما انقلاب زینبى است. از اول انقلاب، زنان یکى از برجسته‌ترین نقشها را در این انقلاب ایفاء کردند. هم در خود حادثه‌ى بزرگ انقلاب، هم در حادثه‌ى بسیار بزرگ هشت سال دفاع مقدس، نقش مادران، نقش همسران، از نقش مجاهدان اگر سنگین‌تر و دردناک‌تر و تحمل‌طلب‌تر نبود، یقیناً کمتر نبود. مادرى که جوان خودش را، عزیز خودش را، دسته‌ى گل خودش را هجده سال، بیست سال – کمتر، بیشتر – پرورش داده، با آن محبت مادرانه او را به ثمر رسانده، حالا او را به طرف میدان جنگ میفرستد، که معلوم نیست حتّى جسد او هم برخواهد گشت یا نه. این کجا، رفتن خود این جوان کجا؟ که خوب، این جوان، با شور و هیجان جوانى، همراه با ایمان و روحیه‌ى انقلابیگرى، حرکت میکند و میرود. کار این مادر، از کار آن جوان اگر بزرگتر نباشد، کوچکتر نیست. بعد هم که جسد او را برمیگردانند، افتخار میکند که بچه‌ى من شهید شده. اینها چیز کمى است؟ این، حرکت زنانه، حرکت زینب‌گون در انقلاب ما بود.

عزیزان من، خواهران، برادران! انقلاب ما اینجورى پیش رفت. قدرت و عظمت این انقلاب به این چیزهاست؛ به دل دادن به معنویت، مجذوب شدن در مقابل لطف الهى. وقتى که دشمن میخواهد زینب کبرى‌ را به آنچه که برایش پیش آمده، شماتت کند، میفرماید: «ما رأیت الاّ جمیلا»؛ جز زیبائى، چیزى ندیدم. برادرانش، فرزندانش، عزیزانش، نزدیکترین یارانش، اینها در مقابل چشمش قطعه قطعه شدند، به خاک و خون تپیدند، خونشان ریخته است، سرهایشان بالاى نیزه رفته است؛ میگوید جمیل، زیبا! این چه جور زیبائى‌اى است؟ این زیبائى را همراه کنید با آنچه که نقل شده است که زینب کبرى‌ حتّى در شب یازدهم نماز شبش ترک نشد. در طول دوران اسارت، انقطاع الى‌اللَّه‌اش، دلبستگى‌اش به خداى متعال، رابطه‌اش با خداى متعال سست نشد، کم نشد، بلکه بیشتر شد. این زن، الگوست.

همان رشحات و خرده‌ریزه‌هائى که از این حقیقت در جامعه‌ى ما، در انقلاب ما وجود دارد، این انقلاب را عظمت بخشیده است؛ همین‌هاست که به کورى چشم دشمن، ملت ایران را با این همه دشمنى، امروز مثل یک چهره‌ى الهام‌بخش در مقابل ملتها قرار داده است. ملت ایران امروز به عنوان یک ملت الهام‌بخش در بین ملتهاى مسلمان است. البته دشمنها این را نمى‌پسندند، سعى هم میکنند کتمانش کنند؛ اما واقع قضیه این است.

قدرت این ملت به موشک و توپ و تانک و هواپیما و وسائل جنگى نیست؛ اینها هم لازم است، داریم هم الحمدللَّه؛ اما قدرت این ملت به ایمان اوست. ملت ما به توفیق الهى، به هدایت پروردگار، به کمک خداوند، در زمینه‌هاى سخت‌افزارى هم به صورت جهشى پیش رفت. امکاناتى که ما امروز داریم، نه قابل مقایسه‌ى با امکانات اوائل انقلاب ماست – و به طریق اولى‌ قبل از انقلاب – نه قابل مقایسه‌ى با خیلى از کشورهائى است که سالهاى متمادى این دردسرها را هم نداشتند؛ دل بسته بودند به کمک بیگانگان و دشمنان. الحمدللَّه ملت ایران در این جهات هم خیلى جلو است؛ اما اینها مایه‌ى قدرت ما نیست. مایه‌ى قدرت کشور اسلامى و ملت اسلامى، ایمان اوست؛ آن جوهر ایمانى است در او. براى او فرق نمیکند که این امکان مادى را دارد یا ندارد. سى سال پیش این ملت ایستاد. امروز هم سى سال است که تحریم کرده‌اند، تهدید کرده‌اند، حمله‌ى نظامى کرده‌اند، خباثت کرده‌اند، شبکه‌هاى تنیده‌ى سیاسى و امنیتى را به جان او انداخته‌اند؛ این ملت هم همین طور روزبه‌روز به صورت مضاعف رشد کرده، پیش رفته؛ نه فقط عقب نرفته، متوقف هم نشده؛ حتّى به طور متعارف هم رشد نکرده، بیش از متعارف رشد کرده. بنابراین عظمت ملت ایران به خاطر همین جوهر ایمانى است.

حالا بى‌عقلها ملت ایران را تهدید میکنند! رئیس جمهور آمریکا هفته‌ى گذشته به زبان تلویح و اشاره، تهدید اتمى کرد. این تهدیدها در ملت ایران کارگر نیست، اما این مایه‌ى ننگى شد براى تاریخ سیاسى آمریکا؛ این نقطه‌ى سیاهى شد در کارنامه‌ى دولت آمریکا. تهدید اتمى؟! معلوم شد پشت صحنه‌ى نمایش صلح‌دوستى و بشردوستى و پایبندى و اصرار بر معاهدات اتمى چیست. معلوم شد پشت صحنه‌ى نمایش دستِ دوستى دراز کردن چیست. ادبیات روباه‌منش تبدیل شد به ادبیات گرگ‌منش. تا حالا میگفتند که بله، ما دست دوستى دراز میکنیم، ما چنین، چنان؛ معلوم شد که پشت قضیه چیست؛ معلوم شد که طبیعت خونخوار و سلطه‌طلب دنبال چیست. اینها میخواهند اتم را و قدرت اتمى را وسیله‌اى قرار بدهند براى سلطه‌ى بر دنیا. قدرتهاى اتمى همه‌شان همین جورند؛ همه‌شان این را وسیله و ابزارى قرار میدهند براى اینکه بتوانند بر ملتها سلطه پیدا کنند، بر دنیا سلطه پیدا کنند. هیچکدام این معاهدات اتمىِ آژانس بین‌المللى انرژى اتمى را نه امضاء کرده‌اند، نه قبول کرده‌اند، و نه به طریق اولى‌ عمل میکنند. اینها دروغگوى واضحند. آن وقت در مورد کشورهاى دیگر بنا میکنند ایرادگیرى، نکته‌گیرى، که به فلان بخش از معاهده، به فلان بند از معاهده، عمل نشد. قبول ندارند؛ اینها میخواهند رقیبى در عرصه‌ى نیروى اتم و سلاح اتمى در مقابلشان نباشد؛ مسئله این است.

سیاست هسته‌اى ما واضح است؛ بارها هم گفته‌ایم و تکرار کردیم: ما اهل استفاده‌ى از سلاحهاى مخرب جمعى نیستیم؛ اما آنها هم بدانند که در مواجهه‌ى با ملت، از اینجور تهدیدها و اینجور گنده‌گوئى‌ها طرفى نخواهند بست. ملت ایران اینها را با همه‌ى ادعاهائى که دارند، در مقابل خود ذلیل خواهد کرد و به زانو در خواهد آورد.

مجامع جهانى حق ندارند این تهدید رئیس جمهور آمریکا را رها کنند، حق ندارند این را به فراموشى بسپرند؛ باید دنبال کنند، باید گریبان او را بگیرند. چرا تهدید هسته‌اى میکنید؟ چرا دنیا را به ویرانه شدن تهدید میکنید؟ چرا جرأت میکنید چنین غلطى بکنید؟ هیچ کس نباید جرأت کند بشریت را با یک چنین تهدیدهائى مواجه کند. به زبان آوردنش هم غلط است؛ ولو خودشان بگویند نه، ما نیتش را نداریم؛ اشتباه کردیم به زبان آوردیم. به زبان هم نباید بیاورند. از اظهارات اینچنینى که تهدید صلح بشرى است، تهدید امنیت جامعه‌ى جهانى است، نمیشود به‌آسانى گذشت.

البته ملت ایران در مقابل اینجور حرفها شکست‌ناپذیر است. ملت ایران را نمیتوانند با این چیزها عقب بنشانند. ما اجازه نخواهیم داد آمریکائى‌ها با این وسائل، با این ابزارها، دوباره بخواهند آن سلطه‌ى جهنمى خودشان را بر کشور ما تجدید کنند؛ این را ملت ایران اجازه نخواهد داد. اینها همچنان در آرزوى همان سلطه‌اى هستند که به وسیله‌ى خیانت حکومت طاغوتى پهلوى – که لعنت خدا و بندگان خدا بر آنها باد – در این کشور سالهاى متمادى اجراء کردند؛ خواب آن روزها را مى‌بینند. ملت ایران اجازه‌ى این چیزها را نخواهد داد.

ما على‌رغم دشمن، در همه‌ى عرصه‌ها، به توفیق الهى، به کمک الهى، به فضل الهى، پیش خواهیم رفت؛ این را بدانید. جوانهاى ما تلاش میکنند. ان‌شاءاللَّه ایمان روزافزون جوانها و بصیرت روزافزون ملت ما، هم بر این تهدیدها فائق خواهد آمد، هم بر ترفندهائى که براى به هم ریختن اوضاع داخلى کشور – از قبیل آنچه که در سال ۸۸ دیده شد – به کار بردند، فائق خواهد آمد.

ملت ما ملت بصیرى است، ملت باایمانى است. امیدواریم خداوند متعال به برکت ادعیه‌ى زاکیه‌ى حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) روزبه‌روز بر این بصیرت بیفزاید و ملت ما را ان‌شاءاللَّه در همه‌ى میدانها پیروز و سرافراز کند و شما جوانها ان‌شاءاللَّه در آینده‌ى نه چندان دورى، عظمت کشورتان را، پیشرفت کشورتان را، و نیاز همین ابرقدرتها را به خودتان حس کنید و ببینید.

رحمت پروردگار به روح مطهر امام بزرگوار و ارواح مطهر شهیدان. امیدواریم که خداوند متعال همه‌ى شما را موفق و مؤید و منصور بفرماید.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

۱) تحریم: ۱۱
۲) تحریم: ۱۲


تمام حقوق برای سایت تریبون محفوظ است