دکتر علی‌اکبر حیدری فرد مشاور “بنیاد بین المللی صبح قریب ” در یادداشتی با عنوان “تسلسل – تغییر ماهیت و پیچیدگی تهدیدات صهیونیسم در قبال نظام جمهوری اسلامی ایران و غفلت‌های استراتژیک و ناخواسته ما ” به بررسی قدرت و نفوذ لابی صهیونیستی ایپک در دولت آمریکا می پردازد.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

فرآیند تسلط بلامنازعه لابی صهیونیسم بر ساختارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایالات متحده آمریکا از چنان شدتی برخوردار است که تاکنون تمامی رؤسای جمهور این کشور اعم از جمهوری‌خواه و دموکرات مجبور به کرنش و همراهی با آن شده‌اند.

ایپک به عنوان بزرگترین لابی حامی رژیم غاصب اسرائیل و اندیشه صهیون در آمریکا با بیش از یکصد هزار عضو که عمدتاً مجموعه‌ای از افراد متنفذ سیاسی،‌ اقتصادی آمریکا هستند، در واقع یک سن تئاتر ارزیابی برای دولت‎مردان آمریکا می‌باشد.

در اجلاس‌های سالانه یا دوره‌ای ایپک بالاترین مقامات اجرایی آمریکا و رئیس جمهور آن در جمع اعضا سخنرانی می‌نمایند و ایده‌ها، دیدگاه‌ها، و تحلیل خود در قبال دولت جعلی اسرائیل و صهیونیسم را به معرض نمایش می‌گذارند. اما نکته اساسی این اظهارنظرها لزوم حرکت و اقدام در مسیر آن است.

چنانچه این لابی شیطانی رضایت‌مندی لازم را از نوع موضع‌گیری مقاومت حاصل کند،‌ قوام ار آن مستدام و ایام به کام اوست و در غیر این صورت در یک فرایند فشار، محدودیت و حذف غیرشفاف، همه‎جانبه و قدرتمند، تیره‎روزی حاصل سخن ناسنجیده گفتن است.

توانمندی این لابی در حدی است که در انتخابات کنگره، سنا و ریاست جمهوری موضع ایپک مؤلفه‌ای مؤثر در تعیین نتیجه انتخابات خواهد بود. اخیرا طی سخنرانی‌های انجام شده توسط مقامات ارشد دولت آمریکا و نخست‌وزیر رژیم جعلی اسرائیل مواضعی در قبال ایران مطرح گردیده است که جمع‌بندی و ارزیابی این مواضع به لحاظ تحلیل بیانگر تسلسل، تغییر ماهیت و پیچیدگی تهدیدات رژیم شیطانی صهیونیستی در قبال ایران و لزوم هوشیاری ملی در قبال آن است.

چنانچه که در ادامه خواهیم گفت، اگر از اشتباهات گذشته درس نگیریم و علل کامیابی‌ها را درک و حفظ نکنیم، تهدیدات مورد اشاره مرحله به مرحله شرایط و امکان دستیابی به موفقیت را طی خواهند نمود و نظام جمهوری اسلامی ایران دچار دشواری‌های بسیاری خواهد شد.

- موضع‌گیری
همه امیدها به براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق سرکوب اغتشاشات سال ۱۳۸۸ به یأس تبدیل گردید و ما شکست خوردیم. سخنان مذکور اظهار نظر بنیامین نتانیاهو ظرف چند روز گذشته در کنگره آمریکا بود در این ارتباط آنچه قابل ادراک سیاسی و امنیتی می‌باشد توجه به این نکات است که:

اولا: همانطور که طی بیانات مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) و اقرار بازداشت شدگان اغتشاشات طی دادگاه‌های علنی بیان شد، زمینه‌‌سازی و برنامه‌ریزی اغتشاشات پس از انتخابات یک تهدید فرآیند و با برنامه‌ریزی قبلی از سوی دشمنان داخلی و خارجی نظام بوده است که رژیم صهیونیستی اسرائیل و دولت‌های همسو با آن تدارک دهنده قبلی آن بوده‌اند و توصیف آنی و غیربرنامه‌ریزی شده آن ساده‌انگاری است چرا که اذعان به شکست پس از اجرای پروژه براندازی نرم ایران طی فرآیند اغتشاشات پس از انتخابات توسط نخست وزیر اسراییل در حضور نمایندگان ملت آمریکا پرده‌برداری از عقبه این تهدید عمیق و ریشه‌دار امنیتی توسط پرده‌داران آن می‌باشد.

ثانیا:‌ چنانچه به تحلیل مواضع و عملیات روانی شخصیتها و شبکه‌های اجتماعی وابسته به کشورهای بدخواه نظام به طور واقع‌بینانه بپردازیم به روشنی آشکار است که شبکه جهانی صهیونیسم با تسلط بر کشورهایی که محوریت آنها را آمریکا به عنوان یک هژمون امپریالیستی بدست گرفته است، تهدیدات طراحی شده بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران را به شیوه عملیات روانی و فریب استراتژیک طراحی و اجرا می‌کنند. بدین نحو که با به کارگیری سلسله‌ای از عملیات‌های روانی، سیاسی، دیپلماتیک و اطلاعاتی، کشور هدف را اقدام علیه منافع و مصالح خود وادار می‌کنند به نحوی که کشور هدف بدون توجه به حرکت در مسیر موردنظر دشمن یا به اصطلاح بازی به نفع دشمن، تصور می‌نماید در جهت مقابله با تهدیدات برآمده است. در حوادث پس از انتخابات و شروع به کار دولت دهم نقطه آسیب پذیری برخی چهره‌های نظام عدم درک این واقعیت بود که آنچه غرب و صهیونیسم مطالبه می‌کند، سوق دادن نظام و مسئولین در مسیر فرآیند فریب استراتژیک است. به عنوان نمونه تحت تأثیر اخبار،‌ مصاحبه‌ها و گزارش‌های خبری اعلام شده توسط روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی، ماهواره‌ای و سایتها در مورد یک حادثه غیرعمدی ناشی از قصور در بازداشتگاه کهریزک نیز اتهامات ناروایی که برخی کاندیداهای ریاست جمهوری به نظام وارد ساختند برخی نمایندگان مجلس بدون اینکه خبر جدیدی پیرامون موضوع داشته باشند، به طور هفتگی در این خصوص مصاحبه خبری می‌نمودند. در همین ارتباط چنانچه دستورات جین شارپ جهت براندازی را بررسی نماییم پی خواهیم برد که منویات دشمنان را ناخواسته عملیاتی ساخته‌ایم. از جمله راهکارهای ۹۸ گانه جین شارپ جهت اجرای پروژه براندازی نرم در کشورهای هدف که در کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی آمده است عبارتند از:

۱- اعلامیه‌های کیفرخواست
۲- بازخواست از شخصیتها و مأموران
۳- تعقیب و مراقبت مأموران
۴- انجام مراسم سوگواری سیاسی
۵- تشییع جنازه‌های غیرواقعی و ظاهری
۶- تجمع و تظاهرات در محل‌های خاکسپاری افراد و شخصیتها
۷- طرد و تکفیر شخصیتها
۸- تحمل مصیبت و آزارغیرخشونت آمیز
۹- خرد کردن اعصاب
۱۰- افشای هویت مأموران و سازمان های مخفی و اطلاعاتی

- موضعگیری:
«تعهد آمریکا برای تأمین امنیت اسراییل ریشه عمیقی دارد. من آنجا را از نزدیک دیده‌ام. وقتی با دستم دیوار غربی را لمس کردم و تسجیم را بین سنگ‌های باستانی آن گذاشتم، به قرن‌هایی فکر کردم که کودکان اسراییلی در آرزوی بازگشت به سرزمین کهن خود بوده‌اند. من و دولتم امنیت اسراییل را اولویت اول خود قرار داده‌ایم» اظهارات مزبور سخنان باراک اوباما در گردهمایی ۱۱ هزار نفری ایپک ظرف چند روز گذشته بود. رئیس جمهور کشوری که محور رویکرد تبلیغات ریاست جمهوری وی در انتخابات تضادی بسیار آشکار با مواضع اخیر وی دارد. چنانکه در آن زمان ناخرسندی بسیاری را در لایی صهونیزم آمریکایی برانگیخت. این سخنان در حالی ایراد می‌شود که همزمان جان بینز رئیس مجلس نمایندگان آمریکا در همین اجلاس ایپک اظهار نمود: کسانی که فکر می‌کنند می‌توانند جلوی اهداف یک ایران اتمی را در منطقه بگیرند دچار توهم شده‌اند» و از سوی دیگر مارک کراک سناتور جمهوریخواه آمریکا در یک مصاحبه تلویزیونی اعلام می‌کند. طرح موسوم به قانون تثبیت تحریم‌های ایران، کره شمالی و سوریه در سال ۲۰۱۱ در سنای آمریکا با هدف تضعیف صنعت نفت، گاز، بانک و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تهیه گردیده است. حال با نگاه به وضعیت نظم نوین در حال شکل‌گیری منطقه خاورمیانه و تغییرات فرارو، آنچه قابل برآورد می‌باشد این است که:

اول: صهیونیزم کانون تمامی تحرکات، اقدامات و طراحی تهدیدات انجام شده و در حال شکل‌گیری از سوی کشورهای غربی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران است و رژیم اسراییل در حال حاضر در ایجاد و شکل‌گیری تهدیدات علیه نظام ما از تأثیرگذاری بر کشورهای غربی در وضعیت مسلط و مطلوب قرار گرفته است.

دوم: اغتشاشات و حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ یکی از محوری‌ترین تهدیدات طراحی شده توسط کانون رژیم صهیونیستی و کشورهای پیاده نظام آن بوده است که به شکست انجامید. اما چنانچه صفحات تاریخ را مرور نماییم اشتباهات فاحشی درکارنامه برخی از تصمیم‌گیرندگان داخلی مشاهده می‌نماییم که حرکت ناخواسته در مسیر اجرای تهدیدات مزبور بوده و نشان می‌دهد که غافل‌سازی استراتژیک با عملیات روانی دفاع از حقوق بشر و آزادی‌های سیاسی در برخی مسئولین کارساز بوده است اما کلیت این تهدید به فضل الهی خنثی گردیده است.

سوم: در حال حاضر رژیم صهیونیستی و کشورهای همسو با او با درک این واقعیت که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در دستیابی به اهداف خود غیرقابل توقف است، فاز جدید و سهمگین‌تر تهدیدات را در دستور کار قرار داده و طراحی نموده‌اند. اما رقابت‌های سیاسی بین نیروهای اصولگرا و خودی در نظام چندان فضای غفلتی ایجاد نموده است که در این برهه سرنوشت‌ساز به جای تدبیر و مقاوم‌سازی نظام در مقابل تهدیدات فرارو، تخریب، تضعیف و حذف از درون و خود به خودی نیروهای نظام بدون تلاش و مشقت دشمنان ما در حال شکل‌گیری و طی مسیر خطرناک خود است و چنانچه تقابل بین قوا حتی اگر به اندازه روزنه‌ای کوچک تداوم یابد با دست خود در مسیر خواست دشمنان آن هم در دشوارترین مرحله تهدیدات اقدام کرده‌ایم لهذا آنچنانکه مقام معظم رهبری در آغازین ثانیه‌های شروع سال جدید راهبرد و تکلیف شرعی و ملی همگان را ابلاغ و اعلام نموده‌اند جهاد در راه توسعه و تعالی اقتصادی کشور و مدیریت اوضاع در حال تغییر منطقه باید سرلوحه و کار شبانه‌روزی همگان باشد و بدون شک هرگونه فاصله گرفتن از این مسیر و پرداختن به اقدامات نابجای حذفی و تخریبی و تفرقه افکنانه داخلی تیشه بر ریشه نظام و کشور زدن با دست و تیشه خود است.

منبع: فارس