به چیزی فرای مهندسی بیندیشید!
با این تفاسیر لازم است جایگاه مهندسی در نظام فعلی و در راستای انقلاب آزادیبخش اسلامی «بازتعریف» شود. آنچه به ذهن حقیر میرسد اینکه هندس شدن به سه نیت میتواند یکی از ارکان جدی و ضروری نظام اسلامی به شمار برود، سه نیتی که هر سه عوارض مترتب بر این فعالیتند و صالت این کار را اثبات نمیکنند…
شاید بعضی بگویند باید امثال روضههای این مقاله و این نشریه را برای آنانی خواند که هنوز وارد دانشگاه نشدهاند و انتخاب رشته نکردهاند، اما اگر کمی به شرایط قبل از انتخاب رشته خود در تابستان بعد از کنکور رجوع کنید به خوبی در مییابید که در هرصورت انتخاب «دیروز» شما همانی میبود که الآن هست فلذا با کمل تأسف باید گفت بهترین زمان سخن گفتن از ماهیت مهندسی در سیستم آموزشی ما چیزی در حدود سالهای دوم و سوم دانشجویی است، یعنی دو سه سال پس از انتخاب رشته!
قبل از ورود به مطلب بد نیست از آنهایی که کمی تعصب رشتهای دارند و مسیری را که برگزیدهاند مقدسترین راه کمال در هستی میدانند و کمی قلبشان ضعیف است بخواهم از خواندن ادامه مطلب پرهیز کنند که در آنصورت نه از تاک نشان خواهد ماند نه از تاکنشان! برای آن دسته از دوستان هم که حالا در خانه و فامیل و کوچه خیابان خانم مهندس و آقامهندس صدایشان میکنند لازم است اساساً ذهنشان را از غل و زنجیرهای مجازی آزاد کنم و تصریح کنم که کسی با ۷۰ واحد پاس کردن ریاضی و معادلات و عمومی و چندواحد تخصصی کمی پیشرفتهتر از دبیرستان مهندس نشده و کسی با سه سال درس خواندن آن هم در عنفوان جوانی نمیتواند ادعا کند که الّا و لابدّ چارهای جز مهندس شدن به شیوه «معهود» فعلی ندارد.
شما مهندسی را انتخاب کردهاید یا مهندسی شما را؟
سؤال اساسی که شما خواننده عزیز باید بدان پاسخ بدهد این است که آیا واقعاً مهندسی را انتخاب کرده اید؟ شرایط جامعهشناختی و روانشناختی حاکم بر فضاهای آموزشی ما این امتیاز را به من میدهد که ادعا کنم اکثریت قریب به اتفاق همه ما را «رشتههای مهندسی شریف» انتخاب کرده اند نه ما آنها را! برای روشن شدن موضوع کمی توضیح بیشتر حشو نخواهد بود.
اصولاً دو نحوه تصمیمگیری در میان آدمیان رایج است. یکی اینکه اول استدلال میکنیم و سپس تصمیم میگیریم، آن یکی اینکه اول تصمیم میگیریم و بعد توجیه میکنیم! در حالت دوم انگیزههای ناخودآگاهی در وجود ما وجود دارد که نسبت به آنها آگاه نیستیم و عملاً این انگیزههای ناخودآگاه هستند که تصمیم ما را رقم میزنند. تازه بعد از تصمیمگیری ذهن فعال میشود تا استدلالهایی برای این تصمیم «بتراشد» تا در مقابل پرسش دیگران پاسخی داشته باشیم و ما اصطلاحاً به آن «توجیه» میگوییم. اینگونه میشود که انسان خودش را هم گاهی –نه خیلی وقتها!- فریب میدهد! چنانچه به ذهن مبارکتان رجوع کنید شاهد مثالهای بسیاری برای این نوع تصمیمگیری پیدا میکنید، نه فقط در انتخاب رشته بلکه در تصمیمگیریهای مهمتری مثل تصمیم برای دیندار بودن یا نبودن، تصمیم برای اپلای کردن یا نکردن، تصمیم برای کمک کردن به مادر یا نکردن، تصمیم برای ارتباط برقرار کردن با اشخاص یا نکردن و …
از آنجایی که هرکسی میتواند جزو آنهایی باشد که «مهندسی او را انتخاب کرده است» توصیه میکنم بعد از خواندن این مطلب تا پایان این بار «شما واقعاً مهندسی را انتخاب کنید»!
فرق «توجیه» و «استدلال واقعی» در چیست؟
برای فهمیدن فرق این دو کمی تدبر و تعمق در این سلسله دلایل لازم است. کمی هم درک جامعهشناسانه و روانشناسانه کمک زیادی خواهد کرد، چرا که ما را در درک دلایل پنهان درونی و بیرونی که بر ما و دیگران اثر میگذارد یاری خواهد کرد. اصولاً توجیهات پایه منطقی ندارند و دلایلی مثل اینکه «همه اینکار را میکنند» یا عبارت کلی «میخواهم به مملکتم خدمت کنم» از نظر منطقی نمیتوانند پایه یک تصمیمگیری قرار گیرند.
استدلال واقعی به زنجیرهای از دلایل گفته میشود که باید بتواند شرایط شخصیتی، ذهنی، خانوادگی و … یک شخص را در یک نظام فکری و جهانبینی معین به «لزوم تحصیل یک علم» منتهی کند. بدیهی است که درون این نظام فکری پیشفرضهای مختلفی درباره جهان هستی، وجود خدا، مفهوم سعادت، ماهیت انسان، غایت آفرینش و موضوعاتی از این دست وجود دارد که هرکدامشان میتواند جهت یک زنجیره استدلالی را باالکل تغییر دهد. از آنجایی که ما این بحث را در کشور ایران طرح میکنیم که ۹۸ درصد مردم آن شیعه هستند فرض را بر قبول نظام فکری دین اسلام و مکتب تشیع میگذاریم و از اینجا بحث را ادامه میدهیم.
ماهیت مهندسی چیست؟
ماهیت مهندسی چیست که این همه در کشور ما و کلاً در دنیا ارج و قرب دارد؟
«تکنولوژی» که موضوع علوم مهندسی به شمار میرود، در مجموع ناظر به تولید محصولاتی است که برای تسهیل در امورات زندگی انسان و به عبارت بهتر «رفاه زندگی بشر» به کار برده میشوند. زنجیره سردرگمکننده تحصیلات رشتههای فنی و تخصصهای جزئی و ریزی که مانع از درک کلیت این «فن» میشود نباید مانع از آن شود که کسی به این معنا توجه نکند. به عبارت دیگر دستگاه تکنولوژی در عالم امروز که آموزش و پژوهش فیزیک و ریاضی و مهندسی و حتی علوم انسانی در دانشگاهها و صنایع عظیم را در کارخانهها و میلیونها انسان را در سطح جهان به خود مشغول داشته، دستگاه اجتماعی بسیار بزرگی است که خود در دل دستگاه عظیم دیگری به نام «سیستم اقتصادی» قرار گرفته است.
تکنولوژی ابزار سیطره انسان مدرن بر طبیعت است و به همین دلیل است که ارج و قرب بسیار دارد و مقدّس مینمایاند. تکنولوژی رفاه را برای انسان به ارمغان آورده است، «رفاه»ی که غایت وجود انسان و مصداق عینی سعادت است اگر وجود انسان را محدود به این دنیا بدانیم و اگر به وجود آخرت و قیامت کافر باشیم. تکنولوژی کارها را ساده میکند و «اوقات فراغت» بوجود میآورد تا انسان مدرن در این فرصت به «لذت» بیشتری دست یابد و این لذت چیزی جز همین لذایذ فانی و محدود زمینی نیست. مگر منتهای شهوت زمینی چه میتواند باشد؟
یافتن جایگاه دقیق «رفاه» اجتماعی در هندسه معرفت دینی کار سادهای نیست، اما پرواضح است که «راحت زیستن» در دنیا نه تنها چون تفکر الحادی اصالتی ندارد بلکه در میان اولویتهای اجتماعی جایگاه به مراتب پایینتری مییابد چرا که آرمان جامعه اسلامی استقرار «عدالت و اخلاق و معنویت و ولایت و تربیت الهی» است و مسائلی مثل رفاه مردم در اولویتهای بعدی نظام اسلامی قرار میگیرد. آبادانی کشور همیشه یکی از وظایف جدی حکومت اسلامی بوده و خواهد بود لیکن بحث بر سر جایگاه آن در نظام معرفتی دینی و اولویت آن در وظایف اجتماعی ماست.
فعالیت مهندسی در چارچوب انقلاب اسلامی به چه کاری میآید؟
آنچه تا اینجا گفتیم سخن از ماهیت مهندسی بود و جایگاه آن در نظام غیرالهی و سکولار امروز حاکم بر جهان. با این تفاسیر لازم است جایگاه مهندسی در نظام فعلی و در راستای انقلاب آزادیبخش اسلامی «بازتعریف» شود. آنچه به ذهن حقیر میرسد اینکه مهندس شدن به سه نیت میتواند یکی از ارکان جدی و ضروری نظام اسلامی به شمار برود، سه نیتی که هر سه عوارض مترتب بر این فعالیتند و اصالت این کار را اثبات نمیکنند:
۱) تولید ثروت برای حمایت از انقلاب اسلامی
ثروت یکی از نیازهای مهم حرکت جهادی شیعه تا زمان ظهور است و دشمنان تشیع همیشه از این حربه برای ضربه زدن به این مکتب استفاده کردهاند که مثال مشهور آن غصب فدک توسط ابوبکر و به توصیه عمر است که به عنوان پشتوانه اقتصادی آل علی(ع) به شمار میرفت. تذکر این نکته لازم است که ارزش این ثروت به خودش نیست بلکه چون وسیله یک حرکت فرهنگی است بالعرض ارزشمند میشود و به همین خاطر این ثروت به واسطه برکت الهی رشدی فراتر از محاسبات و تلاشهای مادّی خواهد یافت.
۲) قدرتنمایی به جهانیان و افزایش غرور ملی
جمهوری اسلامی باید به عنوان الگوی کشورهای اسلامی شناخته شود و یکی از راههای آن پیشرفتهای تکنولوژیکی است که نگاه جهانیان را به سوی ما جلب میکند و موضوع دستیابی ایران به فناوری غنیسازی اورانیوم و فناوری پرتاب ماهواره به مدار زمین و عکسالعمل جهانیان به خوبی این ادعا را ثابت میکند. از سوی دیگر این فعالیتها بذر روحیه و امید را در دل ایرانیان میشکفد و اعتماد به نفس آنها را که زمینه هر حرکت ملیای است تقویت میکند.
۳) تقویت قوای نظامی جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی هر روز در معرض تهدیدهای جدی دشمنانش است و لازم است نیروهای نظامی آن به سلاحهای نوین مجهز باشد. نکته حائز اهمیت در اینجا این است که باز هم در اینجا داشتن تسلیحات و تجهیزات نشان قدرتمندی و پیروزی نیست بلکه نیروی ایمان و امداد الهی به مراتب قدرتمندتر است همانطور که در جنگ ۳۳روزه لبنان و ۲۲روزه غزه به اثبات رسید. در آیه ۶۰ انفال میخوانیم «و أعدّوا لهم مااستطعتم من قوّة و من رباط الخیل ترهبون به عدوّ الله و عدوّکم و آخرین من دونهم…» آنچه در این آیه به عنوان دلیل لزوم آمادگی نظامی ذکر میشود «ترساندن» (ترهبون) دشمنان است تا فکر تجاوز نظامی به سرشان نزند که در صورت جنگ این نیروی نظامی نیست که تعیینکننده است بلکه قوت ایمان و امداد الهی است که «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة بإذن الله و الله مع الصابرین»
کمی هم درباره آنچه بدان نمیاندیشیم!
تحلیل اسلامی از تاریخ و تحولات اجتماعی فرهنگمحور است حال آنکه تحلیل غربی و اومانیستی و الحادی از جهان و تاریخ و جامعه ابزارمحور است و این است دلیل آنکه غربیان تاریخ را به عصر سنگ و آهن و مفرغ و چاپ و فناوری اطلاعات و … تقسیمبندی میکنند و قرآن تاریخ را به حسب حضور انبیاء نشانهگذاری میکند.
در چنین تحلیلی از جهان آنچه بر خلاف «فعالیت اقتصادی و توسعه مادی» اصالت مییابد «فعالیت فرهنگی و رشد تربیتی» است. به عبارت دیگر تاریخ صحنه فعالان جبهه حق است که جهان را به سوی اطلاق کامل حق بر جهان حرکت میدهند و سر سلسله آنها مهدی موعود(عج) است. حضرت امام روح الله خمینی یکی از این یاران آخرالزمانی مهدی بود که این نبرد را وارد مرحله جدیدی کرد و دژ مقاومت جبهه حق را بعد از ۱۴۰۰ سال در جهان تشکیل داد. فعالیت فرهنگی شیعیان برای بیدار کردن مردم جهان از سی سال پیش در قالب شکلگیری نظام جمهوری اسلامی شکل جدیدی به خود گرفته است و تلاشهای پایانی را میطلبد. فرزندان معنوی خمینی یا نسل سوم انقلاب باید این معنا را درک کنند و قدم نهایی را بردارند.
اینها که گفته شد هرگز به معنی لزوم تغییر رشته نیست که مهندسی خواندن سرنوشت محتوم نسل ماست چرا که این معانی در رشتههای تحصیلی و در دانشگاهها نیستند، در قلبها هستند و در جمعهایی که حضرت امام آنها را «هستههای مقاومت» میخواند که تا حد زیادی مستقل از رشته تحصیلی – و نه مستقل از سواد و تخصص- هستند. بهترین راه مهندسی خواندن و بهچیزیفرایمهندسی اندیشیدن است.
-
سلام
بعضی هستند که علوم مهندسی را به غیر این که برای پول یا تکنولوژی می خوانند برای شناخت عظمت پروردگار میخوانند که این مطلب نیز باید به این مقاله اظافه شود

