- تریبون مستضعفین - http://www.teribon.ir -

بی حجابی جرم یا گناه؟ مساله این است

من بسیار تعجب می کنم وقتی می شنوم که گفته می شود حجاب امری شخصی است. بله عفاف و حیا اموری درونی و وجدانی هستند ولی حجاب یعنی نحوه پوشش ظاهری انسان در جامعه و هر مساله ای که در منظر عموم جامعه باشد مقوله ای اجتماعی محسوب می شود و من به عنوان یک جامعه شناس خود را در این زمینه واجد صلاحیت نظر می دانم.

خیلی سعی کردم جلوی خودم را بگیرم و وارد مباحث اجتماعی روز نشوم و پس از پست سکوت و بازی آرزوها ادامه مباحث خود را دنبال کنم ولی در برابر بعضی مسائل مثل همین داستان حجاب، به هیچ وجه نمی توان ساکت نشست اگر دوستان لطف کنند و با حوصله و با دیدی روشنفکرانه و به دور از احساس نوشته های من در مورد مساله مبارزه با بدحجابی رو مطالعه کنند و نظراتشان را اعلام کنند بسیار ممنون خواهم شد.

من بسیار تعجب می کنم وقتی می شنوم که گفته می شود حجاب امری شخصی است. بله عفاف و حیا اموری درونی و وجدانی هستند ولی حجاب یعنی نحوه پوشش ظاهری انسان در جامعه و هر مساله ای که در منظر عموم جامعه باشد مقوله ای اجتماعی محسوب می شود و من به عنوان یک جامعه شناس خود را در این زمینه واجد صلاحیت نظر می دانم. به هیچ وجه قصد توجیه روش حکومت در مساله برخورد با حجاب رو ندارم ولی اشتباه است اگر بیاندیشیم دولت و نیروی انتظامی تنها با منطق زور و فشار در این مساله وارد شده اند و هیچگونه استدلال و منطقی ندارند. استدلال دولت این است که رعایت حجاب امری قانونی است و قانون اساسی منشور و پایه و اساس حکومت ایران محسوب می شود و پلیس با مساله حجاب برخوردی از منظر قانونی دارد ( نه شرعی و دینی) پلیس مسئول مبارزه با گناه نیست ولی مسئول مبارزه با جرم که هست. حال این بحث که آیا این قانون، قانون خوب و کارامدی هست یا نه به عهده جامعه شناسان و حقوق دانان و علمای اسلامی است. معلوم نیست دوستانی که در دوره اصلاحات دم از قانون گرایی می زدند هم اکنون چرا شعار قانون گرایی را فراموش کرده و نه تنها در تایید و تشویق مبارزه با بی حجابی سخن نمی گویند بلکه بر ضد حرکت ارزشی و قانونی پلیس داد سخن می دهند. چونان که در قضیه آبگیری سد سیوند هم اصلاح طلبان سکوت کردند و اعتراف نکردند که طراحی و احداث و هزینه های این طرح در زمان دولت گفتگوی تمدن ها رخ داده است و اگر سد سیوند نابود کننده تمدن ایران است!!! تقصیر را جای دیگری باید جست نه در دولت نهم. البته جناب بی طرف، وزیر نیروی دولت اصلاحات، با صداقت و بی طرفی اعلام کردند که سد سیوند را ما ساخته ایم و این سد ۹ کیلومتر از منطقه پاسارگاد فاصله دارد و هیچ خطری برای آثار باستانی ندارد و مغرضان این قضیه را بر علیه دولت نهم شانتاژ تبلیغاتی کرده اند.

پس تا اینجا گفتم که بی حجابی از منظر قانون اساسی جرم محسوب می شود و پلیس به عنوان نیرویی که وظیفه حفظ قانون را دارد با این قضیه برخورد می کند ولی مطمئنا پلیس در مورد مسائلی مثل نماز و روزه حق دخالت ندارد و به هیچ وجه هم نمیتواند در منازل مردم و فضای خصوصی مردم تجسس کند و مردم آزادند در محیط خانه خود هر غلطی میخواهند انجام دهند مثلآ زنا کنند و مهمانی های مختلط برگزار کنند و مشروب بخورند. البته اگر در فضای اجتماعی اقدام به خرید و فروش مشروب و بزن برقص کنند مجرم محسوب می شوند. چنانکه اگر عده ای در وسط چهار راه اقدام به برپایی نماز جماعت کنند نیز به علت اخلال در امر ترافیک مجرم هستند و پلیس وظیفه دارد حتی با زور با آنها برخورد کند پس طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی مساله ای قانونی است و به همین دلیل حکومت می تواند در آن وارد شود. درست مانند قانون شوراها که در قانون اساسی بود ولی اجرایی نشده بود و یا بستن کمربند ایمنی که با اجبار تا حدی تصحیح شد و یا مساله تاسف بار و خنده داری که تاکسی ها روی صندلی جلو دو نفر سوار می کردند که با اعمال فشار کاملآ از بین رفت.

در ضمن درست است که باید حتی در مورد کمربند ایمنی هم فرهنگ سازی کرد ولی تجربه نشان داده که اگر مساله ای چند وقت حتی با زور و فشار رعایت شود کم کم تبدیل به امری عادی می گردد و همان طور که عادت کرده ایم زنان آرایش کرده و پاچه کوتاه را مشاهده کنیم همان طور هم عادت خواهیم کرد، کم کم حجاب پوشیده تر و سنگین تری در جامعه را مشاهده کنیم و حضور زنانی که موها و برجستگیهای بدنشان معلوم نیست برایمان عادی خواهد شد و این هم در واقع نوعی فرهنگ سازی است. زیرا امری که در جامعه تبدیل به پدیده ای عادی و عرفی شود در واقع جزو فرهنگ آن جامعه خواهد شد و این مستلزم استقامت و پایداری پلیس در این مساله است و نباید این حرکت مقطعی باشد و باید این قدر بر این مساله اصرار ورزید تا تبدیل به پدیده ای عادی و فرهنگی شود.

در واقع من هم به این داستان انتقاد دارم اما انتقاد من این نیست که چرا پلیس برخوردی قهری و فیزیکی دارد زیرا در تمام دنیا وظبفه پلیس همین است یعنی برخورد قهری و فیزیکی برای اعمال قانون. بلکه انتقاد من این است که اگر بی حجابی در جامعه جرم است چرا تا بحال با این قانون شکنی برخورد نمی شد تا کار به این جا نرسد و این پوشش های جلف و مسخره برای زن ایرانی عادی شود؟ واقعآ این مساله زشت آن قدر برای ما عادی شده که پدران و مادران هیچ حساسیتی نسبت به پاچه کوتاه دختر خود نشان نمی دهند در حالی که اگر بد حجابی تبدیل به امری ناهنجار شود اولین نفر خانواده ها هستند که فرزندانشان را کنترل خواهند کرد در وهله بعد خود مردم نسبت به این مساله حساس خواهند شد و نسبت به آن واکنش نشان خواهند داد چنانکه بارها هنگام رانندگی دوستانم به من تذکر داده اند که کمربند ابمنی خود را ببندم و یا هنگام قرمز بودن چراغ عابر پیاده از چهار راه عبور نکنم و در واقع این مساله جا افتاده که نبستن کمربند ایمنی کار بدی است و مردم همدیگر را در این موارد امر به معروف و نهی از منکر می کنند. در مورد حجاب هم همین طور خواهد شد و مطمئنآ چنانکه مردم نسبت به عطر و ادکلن هم حساسیت نشان می دهند و مثلآ می گویند فلانی عطری که استفاده می کنی خیلی تند و بد بوست همان طور هم نسبت به نحوه پوشش حساسیت نشان خواهند داد

زیرا تا قانونی همگانی نشود و مردم خود در پی اجرای آن نباشند ضمانت اجرایی و ماندگاری قوی نخواهد داشت و مردم باید در زمینه رعایت قانون و امر به معروف و نهی از منکر از دولت جلو بیفتند نه اینکه همواره دولت جلوتر از مردم حرکت کند. نکته دوم اینکه نباید برخورد با این مساله برخوردی مقطعی و کوتاه باشد بلکه باید مثل سایر کارهای پلیس مانند جریمه ماشین ها امری همواره جاری و ساری باشد. پس نباید بگذاریم بی حجابی برای ما امری عادی و عرفی شود به طور مثال این خیلی ناراحت کننده است که حتی خیلی از پسرهای مذهبی امروزه دوست ندارند با دختران چادری و محجبه ازدواج کنند و دنبال دخترانی امروزی تر می گردند که به دیگران اثبات کنند ما روشنفکریم زیرا همسرانی با آرایش غلیظ و مانتوهای تنگ و پاچه های کوتاه داریم!!!

نکته دیگر اینکه درست است که خیلی وقت ها اجبار و فشار می تواند فرهنگ سازی کند ولی نباید کار عمیق و ریشه ای را فراموش کرد و کار اساسی این است که بدانیم هر هنجاری در جامعه مبتنی بر ارزش خاصی است. به طور مثال هنجاری به نام حجاب مبتنی بر ارزشی به نام عفاف عمل میکند و اگر ارزش ها جا بیفتند و نهادینه شوند مطمئنا هنجارها که نمود ظاهری ارزش ها هستند خود به خود رعایت خواهند شد. در واقع درمان قطعی وقتی است که انسان ها از درون اصلاح شوند زیرا هیچ وقت بازدارنده های بیرونی مثل فشار خانواده و پلیس نمی تواند به قدرت بازدارنده های درونی باشد. و زن ایرانی باید از درون، ارزش عفاف را درک کند و بفهمد که ارزش عفاف و رعایت حجاب برای خودش مفید است و او را در جامعه تبدیل به موجودی طبیعی و بهنجار می کند و او را از زیر نگاه ابزاری و کالایی رها می کند و همچنین موجب سعادت اخروی وی خواهد بود در واقع عفاف به این دلیل خوب است که انسان را در زندگی اجتماعی و اخروی خوشبخت تر می کند نه به این دلیل که خانواده و حکومت به آن اصرار می کنند.

حجاب هم امری قانونی است و هم امری دینی چرا رعایتش نکنیم؟


تمام حقوق برای سایت تریبون محفوظ است