سینمای طنز پس از انقلاب؛ از لودگی تا طنازی
غالب سینمای امروز ایران را جنبه فکاهی و لودگی طنز فرا گرفته است، فروش تودهای و به خصوص غیر شهری، فیلمهای لوده طنز ایران بسیار بالاست. درست است که اصحاب رسانه که عمدتا اهل طبقه متوسط شهری تهرانند، در تهران مینشینند و در نشریات پر تیراژ شهری همیشه در تعجب و شگفت از فروش این فیلمها هستند اما این میل به خرید طنز سخیف و سطحی در کشور، میلی است که باید با افزایش سطح توقع مخاطب از سینمای طنز جبران شود نه جلوگیری از تولید آن.
سجاد نجفی- یکی از کارویژههای مهم سینما در جهان، سرگرمی و تفنن است. مخاطب مبلغی را خرج خوش گذرانی تصویری یکی، دو ساعته خود میکند. مخاطبی که در سینما به وجد میآید، جیغ میکشد و در سالنهای ۴ بعدی صندلیش تکان میخورد و باد به صورتش میوزد. این بعد از سینما، در پی کشف دنیای درونی فیلم ساز لزوما نیست و شاید در برخی مواقع حرفی نیز برای گفتن نداشته باشد، بلکه توالی صحنههای اکشن و خلق شاهکارهای آرتیستی به کمک جلوههای ویژه تنها شما را شگفت زده میکند.

فی الواقع شما تعلیق خود ساختهای برای خویش مهیا میکنید و هر دم منتظر صحنههای زد و خورد اکشن و با هیجان هستید. سیر دیده شدن آثار راکی، فرانکی، بورس لی و اخیر بوروس ویلیس در واقع سیراب کردن میل تماشای همین صحنه هاست. اما شکل دیگری از سرگرمی «fun» شکل طنز و فکاهی آن است.
نمایش طنز در ایران سابقهی طولانی دارد. تئاتر روحوضی ایرانی که مختص مراسمات عروسی و جشنهای شاهانه بوده حکایتی از قدمت نمایش طنز در ایران دارد. معروفترین و ماندگارترین آثار تاریخ سینمای صامت نیز از آن فیلمهای طنز تاریخ سینماست.
چاپلین و هنرمندان هم عصر او، طنز پردازانی بودند که در عصر صنعت و در دعوای بورژوا و کارگران سختیها را به سخره میگرفتند. چاپلین با ریخت کارگری و روح بورژواییش صنعت مدرنیته به دام جنگ جهانی افتاده را به چالش میکشید و این طنازی او خریداران فراوانی داشت. در سینمای ایران نیز طنز قدمتی همپای ورود سینما به ایران دارد.
دختر لر که جز اولین فیلمهای فارسی به حساب میآید گوشههایی طنز آلود را در پس روایت مهاجرت به کنایه دراماتیزه میکند. برخی شخصیتها و فیلمهای پر مخاطب که امروز نیز از آنان سخن گفته میشود فیلمهایی هستند که روایت طنز گونه دارند. صمد، دایی جان ناپلئون و یا حتی روایت منظوم حسن کچل مرحوم علی حاتمی. شاید یکی از خصلتهای همه ملل همین حفظ اسطورههای طنز است. عکسهای صمصام و مرحوم ارحام صدر هنوز در برخی مغازههای اصفهان به چشم میخورد و برای خودشان عزت و احترامی در افواه دارند.
اینکه چرا بشر به سراغ طنز میرود و چرا روحیه طنز سرزمین به سرزمین متفاوت است، حکایت خودش را دارد اما اینکه در ایران چند گونه طنز مکتوب و تصویری داریم به نظر میرسد با یک تقسیم بندی کلی بتوان دو گونه طنز نیشدار و منتقد و طنز لوده و فکاهی را از هم تفکیک نمود. طنز فکاهی و لوده طنزی است که در پی خنداندن به هر قیمت ممکنه است. این قیمت ممکن است گاهی شکلک و گاهی الفاظ رکیک و ابیات به اصطلاح بالای هجده سال باشد. همان ادبیاتی که در بخش فروش غیر رسمی کتاب بازار انقلاب با عناوینی چون دیوان کامل ایرج میرزا و یا دیوان سعدی با هزلیات و بدون سانسور قابل خرید است.
اما طنز جهت دار، طنز هدایت کننده است، فکاهی صرفا همان جنبه سرگرمی و فان ادبیات ماست و طنز نیشدار جنبه آموزنده و اخلاقی است که در روایتهای بهلول و دهخدا نظایرش فراوان یافت میشود.
غالب سینمای امروز ایران را جنبه فکاهی و لودگی طنز فرا گرفته است، فروش تودهای و به خصوص غیر شهری، فیلمهای لوده طنز ایران بسیار بالاست. درست است که اصحاب رسانه که عمدتا اهل طبقه متوسط شهری تهرانند، در تهران مینشینند و در نشریات پر تیراژ شهری همیشه در تعجب و شگفت از فروش این فیلمها هستند اما این میل به خرید طنز سخیف و سطحی در کشور، میلی است که باید با افزایش سطح توقع مخاطب از سینمای طنز جبران شود نه جلوگیری از تولید آن.
سینمای فکاهی طنز ایران حتی در مواقعی که سر مسائل ارزشی و اساسی جنگ ما رفته است کماکان مایل است که جنبه طنز خود را در فکاهی ادامه دهد. به نظرم اخراجیهای ۳ با همه نقدهای به فیلمنامه و داستانش در زمینه طنز و فاصله از لودگی صرف از سایر فیلمهای این سه گانه قویتر است. در اخراجیهای ۳ ده نمکی با زبان طنز که البته همراه با لودگی پر مخاطب سوسن خانمی است، سعی دارد رفتارهای بورژوایی انتخابات ۸۸ را به چالش بکشد.
سینمای طنز پس از انقلاب به دو دلیل از مسیر طنز نقادانه به سمت لودگی حرکت نمود. دلیل اول فروش بالا و ساخت ساده و آسان فیلمهایی با محوریت لودگی. این فیلمها که حفرههای فیلم نامه را با محوریت طنز داستان میپوشاند و مخاطب با قبول طنز بودن فیلمنانه هر حفرهای را به حساب ذوق نویسنده میگذارد میتوانند از یکی از معضلات سینمای ایران یعنی ضعف فیلم نامه عبور کنند.
چاشنیهای درام و عاشقانه نیز به اکثر این فیلمها افزوده میشود که حکم افزودنیهای مجاز برای فیلم را دارد. سر هم کردن و ساختن چنین فیلمهایی دقت نظر فیلمهای سینمایی رئال را ندارد و در مقابل فروش بالایی دارند. دلیل دوم از سانسور تا توهم سانسور در سینمای طنز ایران است. در برخی موارد سانسور سلیقهای و غیر فرهنگی و گاهی سانسورهای سخت گیرانه دامن برخی فیلمها را میگیرد و در برخی موارد ترس از برخی خط قرمزهای اشتباه که ساحت همهشان در فیلمهای لوده هتک میشود سبب میشود که فیلم نامه نویسان رسیک ورود به چنین فضاهایی را نداشته باشند…
به هرحال طنز فرهنگ عمومی و یکی از مولفههای شناخت فرهنگی یک کشور است، طنز غنی و پر محتوا، سطح فرهنگی مردم خودمان را بالاتر میبرد. هر چقدر این تیغ تیز مسئولین را بیشتر بنوازد نوبت مردم زودتر فرا خواهد رسید.
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
