محمد ثقفی

ادامه از بخش اول: ان‌شاءالله حضرت حجت تشریف بیاورند

انجمن حجتیه و قیام برای حکومت اسلامی

در نگاه امام خمینی برقراری حکومت اسلامی از باب مقدمه‌ی واجب (احکام اجتماعی و حکومتی اسلام) واجب است و طبق روایات، ولایت برای فقیه متعین است و هم چنین فقیه در مسائل اجتماعی حق سنجش اهمیت احکام و رفع تزاحم‌ها را در قالب حکم حکومتی دارد. [۲۰] امام معتقد بود که اگر ضروری اسلام تعطیل شد یا در خطر قرار گرفت در راه احیای آن تقیه حرام است و لو بلغ ما بلغ. [۲۱] انجمن حجتیه در زمان شاه با استناد به برخی روایات، هر قیامی علیه ظلم را قبل از ظهور بی‌حاصل و طاغوتی می‌دانست. هم چنین هر حکومت پیش از ظهور را طاغوت و باطل و همکاری با آن‌ها تنها برای حفظ منافع شیعیان تا آن‌جا که پا از دایره احکام اسلام فراتر نرود مجاز می‌شمرد. انجمن معتقد بود اگر عده‌ی قابل توجهی شیعه‌ی مخلص به وجود بیایند حضرت حجت ظهور خواهد کرد و فرض حکومت دینی بر دینداران فرض درستی نیست.[۲۲] امام خمینی می‌فرمود:

«‌این‌هایى که می‌گویند که هر علمى بلند بشود و هر حکومتى، خیال کردند که هر حکومتى باشد این برخلاف انتظار فرج است. اینها نمی‌فهمند چى دارند می‌گویند. اینها تزریق کرده‏‌اند بهشان که این حرف‌ها را بزنند. نمی‌دانند دارند چى چى می‌‏گویند. حکومت نبودن، یعنى این‌که همه مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، برخلاف نص آیات الهى رفتار بکنند. ما اگر فرض می‌کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می‌زدیم؛ براى این‌که خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتى بیاید که نهى از منکر را بگوید نباید کرد، این را باید به دیوار زد. این گونه روایت قابل عمل نیست.» [۲۳]

انجمن حجتیه و ولایت فقیه

انجمن حجتیه مانند غالب فقها، ولایت عامه فقیهان را در صورت بسط ید فقیه برای اعمال ولایت می‌پذیرفتند. اما همه‌ی مراجع را ولی فقیه و نائب امام زمان می‌دانستند و برای امام جایگاهی فراتر از دیگر مراجع به عنوان ولی فقیه قائل نبودند، چه این که در جریان تحریم چراغانی نیمه شعبان سال ۵۷ از حکم امام تبعیت نکردند. هم چنین طبق سیاق اظهار نظر غالب فقهای پیشین، گویا ایجاد حکومت شیعی را ناممکن فرض می‌گرفتند و تنها به بحث بر سر جواز و عدم جواز و گستره‌ی همکاری با حکومت‌های جور و محدوده‌ی حداقلی ممکن برای اعمال ولایت فقیه می‌پرداختند. [۲۴]

انجمن حجتیه گویا به توصیه شهید مطهری، قبل از تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی، پیشنهاد اصلاحیه‌ای بر پیش نویس قانون اساسی منتشر می‌کند [۲۵] که در آن آمده است:

« ولایت الهیه فقیه، به نیابت امام عصر (عج)، مبنای حکومت است و تحت این ولایت به پیروی از اصول قرآنی «و شاورهم فی الامر» و «و امرهم شوری بینهم» امور عمومی کشور باید در شوراها و در محدوده شرع و قوانین اسلامی و به وسیله خود مردم و در حدود صلاحیت قانونی آنان حل و فصل شود.» [۲۶]

در تاریخ ۱/۱/۵۸ شیخ محمود حلبی از مردم خواست تا در رفراندوم شرکت کنند و به جمهوری اسلامی رأی قطعی دهند. و در اقدام بعدی انجمن در اوایل سال ۵۸ یعنی ۵ ماه پس از پیروزی انقلاب، مبادرت به تجدیدنظر و اصلاحاتی در اساسنامه‌اش با افزودن تبصره‌ها و متمم‌هایی کرد. [۲۷] در این اصلاحیه‌ها، منع شرکت اعضا در دسته‌ها و تشکل‌‌های سیاسی برداشته شده بود و همچنین اعلام شد که انجمن تا ظهور امام زمان، خود را در زمینه سیاسی و اجتماعی به پیروی از رهنمودهای رهبری موظف می‌داند.

بنا بر این به نظر می‌رسد که مشروعیت ولایت فقیه از نظر انجمن حجتیه، تنها از کانال تأیید مراجع تقلید میسر خواهد بود.

انجمن حجتیه به مثابه نواخباریگری بازاری

می‌توان دین داری انجمن حجتیه را نوعی نواخباری‌گری عوامانه دانست. توضیح آن‌که گرایش اخباری‌گری (هم ارز سلفی‌گری ابن تیمیه در اهل سنت) چند صد سال قبل در ایران به وجود آمد و مدعایش رجوع به حدیث و لا غیر بود. اصول اخباری گری را می‌توان این گونه خلاصه کرد: اولاً ظاهر قرآن اعتباری ندارد زیرا قرآن تنها برای معصوم قابل فهم است، ثانیاً تقسیم احادیث از لحاظ اعتبار نادرست و توهین به کلام معصوم است، ثالثاً در عقاید و احکام استفاده از غیر حدیث بدعت است به این معنا که بررسی فلسفی عقاید اسلامی و یا اجتهاد برای استخراج احکام از منابع آن مردود است. [۲۸] اگر از مخالفت با اجتهاد صرف نظر کنیم برداست عوامانه‌ای از همه دیگر اصول تفکر اخباری را در آراء انجمن حجتیه می‌بینیم.

انجمن حجتیه با فلسفه و عرفان و هر چه به سنت و قول امامان برنگردد بسیار مخالف است و الهیات مبتنی بر این دو را تا حد شرک رد می‌کند. از نگاه انجمن حجتیه هرچه برای هدایت لازم است در کلام معصوم هست و هرچیز فرای آن، گمراهی است. البته این که هدایت الهی با ائمه کامل می‌شود صحیح است ولی این که کلام خدا و عقل و شهود امکان هدایتگری (بإذن الله) ندارند قابل قبول نیست. [۲۹]

نگاه انجمن حجتیه به قرآن نگاهی باطنی و رمزی است، به این معنا که غالب انجمنی‌ها قرآن را کتابی می‌دانند که برای معصوم آمده است و اوست که آن را می‌فهمد و به ما می‌فهماند. فلذا فهمی از قرآن که مبتنی بر حدیث نباشد (حتی اگر فقط مبتنی بر ادبیات عرب باشد) را نمی‌پذیرند، به همین دلیل تنها به تفسیرهای حدیثی چون «مجمع البیان» ارادت دارند و به امثال «تفسیر المیزان» بدبین‌اند. [۳۰]

در جلسات انجمن حجتیه کرامات فرابشری ائمه زیاد سخن به میان می‌آید. فرا بشری معرفی کردن ائمه عاملی است برای دور شدن از سیره‌ی آن‌ها و موجه جلوه دادن این که اگر امام فلان کار را کرد چون امام بود! ما نمی‌توانیم چنان کنیم و تنها باید دعا کنیم تا امام غایب بیاید و دوباره چنان کند. البته سخن در انکار کرامات ائمه نیست بلکه سخن در لزوم پرداختن به سیره‌ی اجتماعی سیاسی ائمه و الگوگیری از آن است. مثلاً قیام امام حسین را می‌توان تنها وظیفه خاص امام حسین دید و با روایتی توجیه کرد که پیامبر در خواب به امام حسین گفت خدا می‌خواهد تو را کشته و خانواده‌ات را اسیر ببیند و آن‌گاه تنها از مصائب روز عاشورا به عنوان نوعی ریاضت کشی برای خواست خدا صحبت کرد و در اطراف و اکنافش داستان‌های خرافی گفت، یا این که ضمن پذیرش کرامات امام حسین و عبودیتش بر آستان الهی، قیام عاشورا را به عنوانی که خود امام نامید (=اصلاح در امت، امربه معروف و نهی از منکر) به عنوان یک وظیفه اجتماعی شناخت و به کار بست. [۳۱] واضح است که اثر اجتماعی این دو نگاه به دین چه اندازه متفاوت است.

این موضوع به اضافه ی حکایت‌های مرسومشان از خواب ها و راهیابی‌ها به حضور ولی عصر در مجالس و هیئات و مکتوباتشان [۳۲] و دیدگاه خاص آن‌ها به قرآن، نشان دهنده‌ی باطنی‌گری عمیق این جریان و دوری آن‌ها از اسلام فقاهتی است و عاملی است برای عامیانه شدن دین و مفاهیم دینی.

توضیح این که غالب اساتید انجمنی‌ها را بازاریان یا دیگر افراد غیر روحانی تشکیل می‌دادند و می‌دهند [۳۳]، و واضح است که برداشت چنین اشخاصی از دین، برداشتی عوامانه است و این برداشت عوامانه با جذب عوام و ترویج دیدگاه خود جریانی به وجود می‌آورد که دین را عامیانه به جامعه معرفی خواهد کرد و این به نوبه خود دین ستیزی را در قشر متفکر جامعه به وجود می‌آورد. حکایت این که بسیاری از فارغ‌التحصیلان مدرسه علوی (که از کانون های فرهنگی مهم انجمن حجتیه است) در دهه شصت به گروه های مارکسیستی و التقاطی پیوستند را باید در همین جا ریشه یابی کرد.

از طرف دیگر بسیاری دیگر از اساتید متاخر انجمن حجتیه هم از دانشگاهیان (فنی یا پزشکی) بوده و هستند و رگه هایی از گرایش تفسیر و توجیه علمی از دین و مفاهیم دینی (روش مرحوم بازرگان) در جلساتشان دیده می شود. [۳۴] این نیز به گونه ای دین را به سمت عوامانه شدن و برداشت های سلیقه ای و بی مبنا سوق می دهد.

یکی از اثرات همین نگاه اخباری گرایانه به دین و نگاه فرابشری به ائمه این است که جهاد و حکومت و حدود را در انحصار معصوم بدانند و به زمان حضور معصوم موکول کنند و در زمان غیبت بر زمین ماندن احکام الهی و ذلت شیعیان در سایه ترک جهاد و حکومت را به بهانه آخرالزمان بپذیرند.

حمله ی شدیدالحن امام به حجتیه‌ای‌ها

امام بعدها نیز در پیام «منشور روحانیت» به صراحت در مورد گرایش انجمنی در بین دسته ای از روحانیون، سخن به میان آوردند. ایشان فرمودند: «دسته ای دیگر از روحانی نمایانی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا می دانستند و سر به آستانه دربار می ساییدند، یک مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند، تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است؛ امروز می گویند مسئولین نظام کمونیست شده اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه را مفید و راهگشا می دانستند، امروز از این که در گوشه ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می دهد، فریاد وااسلاما سر می دهند! دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی تر از انقلابیون شده اند! ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولایت بر ایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام ها و حرام کردن حلال ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می شود؟ از آدم های لا مذهب یا از مقدس نماهای متحجر و بی شعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به مسخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن ها و کنایه ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه هاست و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است. از یک طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیات و اجرای حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژه ای به دست دشمنان کار آسانی نیست. با این که در کشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیر آن امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوش سابقه یا بدسابقه برخورد شرعی و قانونی و جدی می شود، فورا باندها فریاد می زنند که چه نشسته اید جمهوری اسلامی می خواهد آبروی روحانیت را ببرد.» [۳۵]

در واقع امام خمینی به یکی از اصلی ترین مشکلات جهت گیری های سیاسی-اجتماعی گرایش حجتیه اشاره می کند و آن نفهمیدن اولویت ها و دشمن شناسی معیوب است. همین دشمن شناسی معیوب در زمان شاه بهائیت را به جای رژیم فاسد پهلوی (که خود پدر بهائیت بود) هدف قرار داده بود و در دهه ی شصت مارکسیسم را به جای آمریکا؛ در صورتی که انقلاب، دست امریکا را از ایران کوتاه کرده بود و در کوتاه مدت و دراز مدت خطر آمریکا بسیار بیش از شوروی بود. حتی امام خطر گروهک های مارکسیست را هم خطر مارکسیسم و شوروی نمی دانست و با بیانی آینده نگرانه از آن ها با عنوان «مارکسیست های امریکایی» نام می برد [۳۶]. اصطلاحی که هم اکنون که آن گروه های چپ (مجاهدین خلق، چریک های فدایی خلق، پیکار و… ) به دامان غرب و آمریکا و لیبرالیسم پناهنده شده اند روشنی بیشتری دارد.

[۲۰] ر.ک. ولایت فقیه، امام خمینی، تهران، مؤسسه چاپ و نشر عروج. هم چنین صحیفه امام، ج۲۰، ص۴۵۲ (نامه به آقای خامنه ای).

[۲۱] ر.ک. صحیفه امام، ج۸، ص۱۱ (فلسفه قیام عاشورا).

[۲۲] انجمن حجتیه چونان یک فرقه گنوسی، حسن مانی، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد مطلب:۴۸۷۹٫

[۲۳] صحیفه امام، ج‏۲۱، ص۱۶

[۲۴] جزوه ی «به سوی نور» از انجمن حجتیه؛ به نقل از در شناخت حزب قاعدین زمان، عماد الدین باقی، قم، نشر دانش اسلامی، ۱۳۶۲، ص۱۱۱٫

[۲۵] خاطرات مرحوم سید منیرالدین حسینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۲۴۸٫

[۲۶] انجمن حجتیه و ولایت فقیه، تاج الدین محرابی، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کدمطلب:۵۰۷۹٫

[۲۷] در شناخت حزب قاعدین زمان، ص۷۳٫

[۲۸] اسلام و نیازهای زمان، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، ،ج۱، صص.

[۲۹] انجمن حجتیه چونان یک فرقه گنوسی.

[۳۰] ر.ک. از انجمن پیروان قرآن تا انجمن حجتیه، حیدر رحیم پور ازغدی، طرح فردا.

[۳۱] ر.ک. حماسه حسینی، مرتضی مطهری، ج۱٫

[۳۲] برای مثال می توان به برخی آثار انتشارات «مسجد مقدس جمکران» که متأثر از نگاه فرهنگی نئوحجتیه است اشاره کرد.

[۳۳] کاش حجتیه یک جریان فکری بود، مصاحبه با سیدعباس نبوی، نشریه سوره، شماره۴٫

[۳۴] همان.

[۳۵] صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۱ (پیام منشور روحانیت).

[۳۶] صحیفه امام، ج۲۱، ص۴۳۹ (وصیتنامه سیاسی-الهی).