حسام‌الدین مطهری‌منش

برنامهٔ دوشنبه شب «راز» برایِ فعالانِ انقلابیِ فضایِ سایبر اتفاقی مبارک بود. دربارهٔ گروهی حرف می‌زنم که هیچ‌وقت فرصتِ ابرازِ درستِ دیدگاه‌هایشان دربارهٔ اینترنت را نیافته بودند. گروهی که متأسفانه به خاطرِ فعالیت‌هایِ برخی دیگر، بدنام بودند. گروهی که عده‌ای نابلد، نمایندگی‌شان کرده بودند و به همین دلیل، صدایشان شنیده نشده بود.

قریب یک دهه پیش از آن‌که عبارتِ «جنگ نرم» بر سر زبان‌ها بیفتد و سفره‌هایِ رنگین به همین عنوان برایِ عده‌ای پهن شود، وبلاگ‌نویسان و وب‌مسترهایِ ایرانی، خودجوش و بدونِ مدیریت واحد یا حمایتِ مشخص، برایِ دغدغه‌هایشان قدم برداشتن و وارد فضایِ مجازی شدند. آن موقع، کارِ بچه‌ها بی‌شباهت به انداختن داوطبانهٔ خود رویِ میدانِ مین نبود. ما با فضایی مواجه بودیم که ابداً نمی‌شناختیمش. فضایی که قبل از ما هیچ‌کس آن را تجربه نکرده بود. و این سرآغاز آزمون و خطاهایِ بسیاری شد.

سال‌ها بعد از این آزمون و خطاها که مجروح و مصدومِ بسیاری به بار آورد و پر از تجربه‌هایِ شکست‌خورده و تلخ بود، سفرهٔ «جنگ نرم» پهن شد. بودجه‌های کلان به سمتِ فضایِ مجازی سرازیر شد و آدم‌هایی که تا دیروز یک ترکش از فضای مجازی به یادگار نداشتند، شدند رئیس و مدیر. همان‌هایی که محمدصالح مفتاح به درستی در برنامهٔ دیشب توصیف‌شان کرد: کسانی مدیر شدند که کم‌ترین آشنایی با فضای مجازی نداشتند.

این ناآشنایی بر تلفاتِ جنگِ رسانه‌ای انقلاب و غرب افزود و من‌بعد هم خواهد افزود. نگاهِ محدود، سلیقه‌ای، نامشخص، بدونِ منطق، بدونِ استراتژی، بدونِ برنامه و انفعالیِ مسئولانِ اینترنت در ایران (که الحمدلله کم هم نیستند و هزار سر دارند) از یک سو پولِ کشور را به فنا می‌دهد و از سویِ دیگر، امنیتِ کاربرانِ اینترنت و خلوصِ نیتِ حزب‌اللهی‌هایی را که می‌خواهند از این رسانه به نفع انقلاب بهره ببرند مخدوش می‌کند.

برنامهٔ دوشنبه شب راز، چکیدهٔ حرف‌هایِ گروهی بود که جنگِ رسانه‌ای و جنگِ نرم را تجربه کرده‌اند. به زعمِ من، این تجربه چیزی کم از تجربهٔ بسیجیان در زمانِ جنگِ ۸ ساله ندارد. اگر آن بسیجیانِ ارجمند با جان‌شان بازی می‌کردند، بچه‌هایِ انقلابیِ وب، با آبروی‌شان پا به این گودِ ناشناخته گذاشتند. و قرابت جالبی هم میان این دو گروه است: هر دو، در آغاز بی‌سلاح و بی‌توشه و بی‌حمایت بودند. و هر دو با نادانانی طرف بودند که به جای این‌که قاتق نان‌شان باشند، قاتل جان‌شان می‌شدند.

به هر تقدیر، هرچند از تماشایِ برنامهٔ دیشبِ راز خوشحالیم و از گفته‌های مطرح شده توسط نمایندگانِ حقیقیِ بچه انقلابی‌هایِ جنگِ نرم لذت برده‌ایم، یک حقیقت پیشِ رویِ ما است: به هر حال، همچنان افسارِ مرکبِ اینترنت در ایران دستِ همان‌ کم‌دانش‌هایی است که تصور می‌کنند باید از مظاهرِ تکنولوژیک به گناهِ غربی بودن فاصله گرفت. حالا و تا زمانی نامعلوم همین‌ها تصمیم‌گیرنده‌اند. گلایه‌ها و نقادی‌ها و دلسوزی‌هایِ امثالِ ما، بعید است به سنگ فرو رود.

اینترنت پیش‌رفت می‌کند، همان‌طور که آتشفشان پیش می‌رود و راه باز می‌کند و رحم نمی‌کند. در این رویارویی کسی برنده است که راهِ هدایتِ موادِ مذاب را بلد باشد. این جنگ، برجا است…