ارجوزهای در باب وحدت؛ بوالعجبی بیسابقه
به هر حال وحدت نمیتواند جز در میان اهل توحید و معتقدان به انقلاب اسلامی، نتیجهای در پی داشته باشد. از طرف دیگر بسیاری از زمامداران سالهای پیشین که امروز هم از ثروت بیحد و حساب بهرهمند هستند و هم بخشی از قلمرو قدرت را در اختیار دارند، حتی در لوای دعوت به وحدت، سعی خواهند کرد مطامع خود را دنبال کنند.
یوسفعلی میرشکاک -
ارجوزهای در باب وحدت
آیا من که در این سرزمین جز همین قلم هیچ مایملکی ندارم، باید دیگرانی را که «همهچیز، همهچیز، همهچیز» دارند، به وحدت فرابخوانم؟ من با این یقین که سیاستمداران حتی اگر به فرمان بالاترین مرجع حکومتی تسلیم شده و به وحدت روی بیاورند، وحدت آنها صوری و تقویمی خواهد بود و بیش از مدتی کوتاه دوام نخواهد آورد، از وحدت و لزوم گردن نهادن به آن سخن میگویم، اما نمیگویم که درستکرداران و راستگفتاران موظفند که با سران جریان انحرافی به وحدت برسند، زیرا این گروه که با تشبه به اصولگرایان بر گرده مردم سوار شدند و مناصب سیاسی و اقتصادی را به چنگ آوردند، نهتنها صدماتی جبرانناپذیر به اقتصاد این سرزمین وارد آوردهاند، بلکه فرهنگ و هنر را خوار و خفیف کرده و موجب بیاعتمادی مردم به هرگونه سیاست شدهاند. مسلما این گروه نخستین کسانی نیستند که با دعوی مسلمانی و عرض ارادت به موعود امم حضرت بقیهالله الاعظم (علیهالسلام)، به قدرت رسیده و سپس ماهیت غیردینی خود را آشکار کردهاند، اما هیچگروهی به این پایه و مایه از وقاحت در تاریخ این سرزمین نمیتوان سراغ گرفت.
به هر حال وحدت نمیتواند جز در میان اهل توحید و معتقدان به انقلاب اسلامی، نتیجهای در پی داشته باشد. از طرف دیگر بسیاری از زمامداران سالهای پیشین که امروز هم از ثروت بیحد و حساب بهرهمند هستند و هم بخشی از قلمرو قدرت را در اختیار دارند، حتی در لوای دعوت به وحدت، سعی خواهند کرد مطامع خود را دنبال کنند. بهراستی موقعیت کنونی، موقعیت بغرنج و آزاردهندهای است. از یکسو کشور در محاصره اقتصادی و سیاسی همهجانبه است و از سوی دیگر، کشاکس احزاب و گروهها در داخل، بحرانها و گرفتاریها را مضاعف میکند و کمتر کسی را میتوان یافت که به فکر بهرهمندی خود نباشد، مگر آنهایی که در دو دهه اخیر، سعی داشتهاند با تأسی به رهبر معظم انقلاب مطامع و منافع فردی خود را در امور مملکت دنبال نکنند و جز به قصد حفظ انقلاب و اسلام گامی برنداشتهاند.
با این وجود، چنانکه مینماید فضای عمومی سیاست و اقتصاد چنین ایجاب میکند که اهل سیاست اعم از نیک و بد، لااقل برای حفظ موقعیت خویش، یکبار دیگر از دعویهای خود چشم بپوشند و کشاکش و نزاع بر سر کرسیهای مجلس آینده را به زمانی موکول کنند که کشور از معضلات اقتصادی نجات پیدا کرده و یا لااقل بحرانهای کنونی را پشتسر گذاشته باشد. هرگونه استبداد به رأی در شرایط کنونی، پیش از آنکه به زیان مردم تمام شود، به زیان کسانی تمام خواهد شد که استبداد به رأی را امتیازی برای خود و گروه خود تلقی میکنند.
فراموش نباید کرد که آمریکا با حضور خود در عراق، افغانستان و خلیجفارس از سهجانب با ما همسایگی نظامی دارد و پاکستان و ترکیه نیز کم و بیش پایگاههای نظامی شیطان بزرگ هستند و هرگونه اختلاف حاد سیاسی در داخل کشور بهنفع آمریکا و دیگر دشمنان دور و نزدیک این سرزمین است.
اگر کسی حمیت دینی داشته باشد، از خدا و رسول و ائمهاطهار و بهویژه امام عصر (علیهالسلام) شرم خواهد کرد که به آتش تنازع و تخاصم دامن بزند. سلمنا نتوان از پرستندگان قدرت و مال و جاه توقع مسلمانی داشت؛ آیا خیال دارند علاوه بر گسستگی از دین و اخلاق دینی، گسسته خردی سیاسی و اقتصادی خود را نیز برملا کنند؟
سخن کوتاه، کسانیکه از کلام سیدنا القائد – حفظه الله – اعراض کنند و دعوت معظمله را به وحدت نشنیده بگیرند، خواه ناخواه در صف دشمن (آمریکا و اسراییل) قرار خواهند گرفت و حتی اگر موفق شوند که پای دشمن را به این سرزمین باز کنند، سودی نخواهند برد، زیرا ما جز زنجیرهای خود چیزی برای از دست دادن نداریم و پیش از آنکه بهدست دشمن خارجی بیفتیم، از دشمنان داخلی، گرد برمیانگیزیم. به ناسزاواری و بیلیاقتی بر خوان یغما نشستن، آنگاه به همسفرهها چنگ و دندان نشان دادن، بوالعجبی بیسابقهای است که جز در میان درندگان و لاشهخواران کمتر نشانی از آن یافت میشود.
سر و جان به فدای شهسوار آفرینش، که فرمود: «الدنیا جیفه و طالبها کلاب». دنیایی که مولای موحدان – ارواحنا فداه – آن را به گوشت خوک در دست جذامی، تشبیه فرموده است، تا کجا در جانها و خردها ریشه دوانیده است که از حب آن – که منشأ همه خطاهاست نمیتوانند دل برکنند و به سخن چراغ هدایت دل بسپارند؟
منبع: پنجره
