«صفحه هشت»؛دموکراسی مشترک انگلستان و صهیونیست
یکی از مسائلی که حاکمان انگلیس سالیان دراز است که سعی دارند به مردم دنیا به قبولانند این مطلب است که آنها با هوشمندی بسیار زیاد همه جا هستند، بر همه چیز اشراف داشته، همه چیز را میدانند و همه کارها زیر سر آنهاست، و در عین حال هیچ اثری از خود بجا نمیگذارن؛ که این همان القای سایه سنگین انگلیس بر تمام جهان است.
فیلم «صفحه هشت» محصول سال ۲۰۱۱ به کار گردانی دیوید هر می باشد.
بندیکت بارون رئیسام. آی. پنج به اطلاعاتی دست پیدا کرده است که ثابت میکند نخست وزیر با آمریکاییها بطور مخفیانه و بدون آنکه این سازمان را در جریان قرار دهد رابطه داشته و از وجود زندانهای مخفی آمریکا در سراسر دنیا نیز اطلاع دارد. بندیکت پرونده این اطلاعات را که در صورت فاش شدن باعث بیثباتی سازمان میشود؛ در اختیار جیل تانکارد و جانی وریکر از افراد با سابقه mi۵ قرار میدهد تا آن دو نظرشان را اعلام کنند. جانی که یکی از دوستان بسیار صمیمی بندیکت است در حین بررسیهای خود پی میبرد که جیل بر خلاف مقررات با نخست وزیر رابطه داشته و تمام اطلاعات را بدون اطلاع بندیکت در اختیار نخست وزیر میگذارد و…

یکی از مسائلی که حاکمان انگلیس سالیان دراز است که سعی دارند به مردم دنیا به قبولانند این مطلب است که آنها با هوشمندی بسیار زیاد همه جا هستند، بر همه چیز اشراف داشته، همه چیز را میدانند و همه کارها زیر سر آنهاست، و در عین حال هیچ اثری از خود بجا نمیگذارن؛ که این همان القای سایه سنگین انگلیس بر تمام جهان است.
یکی از بهترین راههای القای این مطلب، به تصویر درآورد آن در قالب فیلمها و سریالهایی است که بعضا در لایههای زیرین آنها این مسئله گنجانده شده است، که نمود بارز آن در سینما، سری فیلمهای جیمزباند، و در سریالها میتوان به «ارتش سری»، «۹۹-۱» و «خانه پوشالی» که در کشور خودمان نیز به نمایش در آمده، اشاره کرد. در همه این فیلمها و سریالها شخصیتها بگونهای پرداخت شدهاند که حاوی همان مطلب فوق میباشند؛ آنها همه چیز را میدانند، همه کارها زیر سر آنهاست و دسته آخرهیچکس (عامه مردم) از وجودشان با خبر نمیشود. و فیلم «صفحه هشت» نیز دقیقا در پی این مطلب است.
شخصیت محوری داستان جانی وریکر بوده و ما در تمام سکانسهای فیلم شاهد حضور وی هستیم. او در حقیقت قرار است نقش همان سایه انگلیس را به نمایش بگذارد. مردی در پشت پرده همه مسائل و سیاستهای جاری که حتی قادر است نظرات رئیس سازمان اطلاعات را تغییر داده و نخست وزیر نیز در مقابل او قدرت چندانی ندارد.
در همان ابتدای فیلم دو خط داستانی حول این سایه انگلیسی شکل میگیرد:
۱- ماجرای پرونده اطلاعاتی (متن)
۲ – ماجرای نانسی (حاشیه)
در آغاز فیلم جانی بطور کاملا اتفاقی با همسایه جدید خود یعنی نانسی آشنا میشود. سپس در سکانس بعدی بندیکت موضوع کشف اطلاعات را با جانی و جیل مطرح میکند. از همینجاست که القای اشرافیت حاکمان انگلیس بر همه چیز با دیالوگهای این سه نفر آغاز میشود. که به عنوان نمونه میتوان به صحبتهای اولیه بندیکت اشاره کرد: «این ساختمان داره در اطلاعات غرق میشه، اطلاعات داره از گوشهامون میزنه بیرون»
در سکانسهای بعدی به دو خط داستانی فیلم شاخ و برگ داده شده و طی آن مشخص میشود که نانسی دختریست سوری الاصل و برادرش دو سال قبل در جریان سفری که به سرزمینهای اشغالی داشتهاند توسط صهیونیستها در حالی که پرچم سفید در دست داشته، کشته شده است، ولی صهیونیستها این مسئله را بطوری که به نفع خودشان باشد بیان کردهاند و نانسی از این مسئله بسیار رنج میبرد؛ و نیز مسئله کشف رابطه جیل با نخست وزیر و درخواست نخست وزیر از جانی مبنی بر پس دادن پرونده اطلاعاتی به وی مطرح میشود. در تمام این سکانسها بر دو نکته تاکید زیادی شده است؛ یکی همان سایه انگلیس و دیگری علاقه آن سایه یعنی جانی، به حل مشکل نانسی که نمادی از خاورمیانه و مسائل پیرامون آن است.
و بالاخره در اواخر فیلم جانی با نوعی گروکشی نخست وزیر را مجبور میکند که در مقابل از بین بردن پرونده، بر علیه صهیونیستها و به نفع نانسی نطقی خبری ایراد کند. نخست وزیر در این نطق خبری میگوید «… حتی در زمان بحرانهای ملی باید از حقوق انسانی محافظت بشه، ما نباید از گفتن حقایق به دشمنانمون دست بکشیم، ولی باید حقیقت رو به دوستانمون هم بگیم، در دموکراسیهایی با ارزشهای مشترک این یک عنصر حیاتیه»
این نطق حاوی سه نکته بسیار جالب است:
۱- انگلیسیها به فکر حقوق انسانها هستند
۲- انگلیسیها همیشه به دنبال حقیقت بوده چه مخاطبشان دشمن باشد چه دوست
۳- انگلیسیها و صهیونیستها هر دو دموکراسیهایی با ارزشهای مشترک دارند؛ پس در نتیجه صهیونیستها نیز به دنبال حقوق انسانها و حقیقت هستند.
این نکات در کنار شخصیت جانی نشان میدهد که فیلم «صفحه هشت» نیز همانند بسیاری از فیلمها و سریالهای انگلیسی، قرار است همان قدرتمندی و همه کاره بودن انگلیس را مطرح کند و به مخاطب خود به قبولاند که مسئله خاورمیانه نیز عاقبت با دستان با کفایت انگلیسیهای حقیقت جو و دلسوز انسانها حل خواهد شد.
منبع: سینمای ایران
