انتخابات ایالات متحده آمریکا

انتخابات ایالات متحده آمریکا

مدل تبلیغات انتخاباتى میرحسین موسوى تلفیقى از مدل ۲۰۰۸ اوباما و مدل انقلاب هاى رنگى است و تمام فاکتورها و متغیرهاى به کار رفته، نشانگر اغفال توسط ایادى استکبار و دشمن ۳۰ ساله نظام جمهورى اسلامى است.
همان گونه که انتظار مى رفت، آقاى مهندس میرحسین موسوى در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهورى توسط شوراى نگهبان بیانیه شماره ۹ خود را صادر کرد. از کل متن کامل این بیانیه یک پاراگراف را انتخاب کردم تا توصیه ایشان را عمل کنم؛  میرحسین موسوى:  به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم مى خواهیم ایمان هاى مذهبى شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالى که صراحتاً به آنان دروغ گفته مى شود؟

در این یادداشت تلاش خواهم کرد به توصیه جناب آقاى موسوى عمل کنم و ابعاد مغفول مدل تبلیغاتى ستاد انتخاباتى وى را که تلفیقى از مدل انتخاباتى اوباما در سال ۲۰۰۸ و نیز فریبکارى ها و دروغ پردازى هاى رایج در انقلاب هاى رنگى بود کالبدشکافى نمایم. انتخابات دوره دهم ریاست جمهورى در ایران به رغم تداوم در مسیر ۳۰ ساله انقلاب و سى امین انتخاب در قاموس تاریخى، داراى وجوه تمایزى با انتخابات هاى گذشته است که ابعاد آن را بیش از پیش پیچیده و چند لایه نشان مى دهد. در این دوره سطح شیوه و رویکرد رقابت ها داراى مختصات خاصى بود که در این مقاله به این موضوع مى پردازیم.

اوباما و انتخابات ۲۰۰۸
انتخابات برگزار شده در آمریکا و روى کار آمدن باراک اوباما با هزاران فراز و نشیب و مباحث مربوطه در عرصه بین المللى، بازتاب هایى داشته و قبل ازتثبیت و تقریر ایشان در جایگاه ریاست جمهورى، بسیارى از عناصر و چهره هاى سیاسى با ایشان به نوعى توارد و تله پاتى سیاسى- ایدئولوژیکى به عمل آوردند. اوباما براى پیروزى در رقابت هاى ریاست جمهورى به دستاویزهایى از جمله سلسله مراتب هاى سنتى، تیم هاى محلى به شکل شبکه هاى متراکم ارتباطات و راى سازى هاى مستقل دست زد و نوعى مدل انتخاباتى طرح و اجرا نمود.

مدل انتخابات اوباما داراى نقش ها و مسؤولیت هاى طراحى شده اى بود. در ساختار این مدل انتخاباتى فردى مسؤولیت سازماندهى (Field organizer ) را برعهده داشت. تحت این ساختار، زیربخش هایى طراحى شده بود که در آنها مسؤولیت هایى همانند رهبرى تیم، مسؤول بانک تلفن، مسؤول در زدن خانه هاى مردم، مسؤول جمع آورى داده ها و اطلاعات و مسؤول داوطلبان آموزش دیده، فعالیت مى کردند که براى هر کدام تقسیم کار مشخص به عمل آمده بود. این مدل داراى یک هدف گذارى خاص بود که داوطلب، در آن مسؤولیت راى سازى براى کاندیدا،  تیم محله، مامور تقویت شبکه راى کاندیدا و ایجاد فضاى مثبت کلى به نفع کاندیدا در ایالت ها جزء اهداف«کارزار در ایالت» بود. آموزش یکسان و سراسرى نیز از برنامه هاى «تیم هاى محله» مدل انتخاباتى اوباما بود.
در این مدل از گروه هاى مجازى، شبکه هاى اجتماعى، تقویت مشترک گروهى (زمان و مکان) و انتشار نظرات شخصى از طریق وبلاگ استفاده شده بود و از مزایاى برجسته و به کار گرفته شده مى توان به سازماندهى داوطلبان، دریافت کمک هاى نقدى و بسیج داوطلبان براى مشارکت درفعالیت هاى انتخاباتى از قبیل برگزارى جلسات، تماس تلفنى و در زدن خانه ها نام برد.
براى آماده شدن یک کارزار طولانى انتخاباتى در این مدل، پیش بینى شده بود که به سطوح پایین جامعه تفویض امتیاز شود. دانشجویان و کارگران بازنشسته توانسته بودند حتى در اولین هفته هاى آشنایى با سایت اوباما، مراکز خودشان را در سطح محلات شکل دهند و در منازل شخصى افراد جلسات برگزار شود و گروه هایى تشکیل شوند که فعالیت هاى انتخاباتى را از طریق سایت هدایت کنند.
استفاده از فناورى اطلاعات، ارسال پیغام از طریق تلفن و ایمیل به طور مستقیم از سوى اوباما به داوطلبان آموزش دیده جزء طراحى ها در مدل انتخاباتى اوباما بود.
اما کاندیداهاى دهمین دوره ریاست جمهورى ایران از چه مدلى استفاده کردند؟
در ایران هم برخى کاندیداهاى ریاست جمهورى به استقبال شعار «تغییر» ( change ) اوباما شتافتند و بدون تامل و تدبر در اصول و ریشه هاى دینى … مردمى کشور،
آن را محمل پیروزى انگاشتند و بر طبل این شعار دماگوژى گونه کوبیدند.

در کنار این گرته بردارى ناشیانه، رگه هایى از رواج و گسترش انقلاب هاى مخملى در این انتخابات مشهود بود. به غیر از دکتر محمود احمدى نژاد که پرچم سه رنگ جمهورى اسلامى ایران را به عنوان نماد ملى و میهن دوستانه مطرح کرد، مابقى نامزدها خواسته یا ناخواسته و با درجات مختلفى، یکى از رنگ ها را به عنوان نماد و سمبل رقابت هاى انتخاباتى خود مطرح نمودند که در این میان یکى از این رنگ ها به شیوه اى ویژه در افکار عمومى طرح و گسترش یافت.
سبز به علت رابطه اش با طبیعت، نماد اصلاح، تجدید حیات و حاصلخیزى است. این اقدام براى اولین بار از سوى ستاد حامیان میرحسین به کار گرفته شد و رنگ سبز به دلیل معنا داشتن در فرهنگ و جامعه ایران، تاثیرگذارى خاصى را نیز در برداشت.

پس از انتخاب، رنگ سبز در قالب مچ بند، کلاه، شال، روسرى، مانتو، آنتن و برف پاکن ماشین ها و در محیط هاى مجازى و سایبر مثل Facebook و شبکه هاى اجتماعى و. . . در جامعه گسترش یافت. بنابراین نمى توان انتخاب، گسترش و اپیدمى این رنگ را بر حسب اتفاق فرض کرد.
همچنین از نشانه هاى دیگر انقلاب مخملى مى توان به فضا سازى، شایعه پراکنى، نامه نگارى ها با مقامات عالى رتبه، ماه ها قبل از انتخابات به منظور شبه افکنى،  القاى انجام تقلب، شیطنت تحت لواى آموزش هاى مستمر خبرنگارى و. . . براى نخبگان، افزایش اقدامات مداخله جویانه غرب در امور ایران و از همه مهم تر یکپارچگى هر چه بیشتر رسانه هاى استکبارى علیه ارزش هاى نظام جمهورى اسلامى و آرایش تبلیغاتى آنها از جمله BBC فارسى و صداى آمریکا با حمایت از کاندیداى مورد نظر و تخریب سایرکاندیدا و ده ها دلیل و نشانه دال بر اینکه سامانه هاى رسانه اى، فکرى، سیاسى بیگانه در صدد مهره چینى و یارگیرى در داخل کشور برآمده است، اشاره کرد.

شبکه فارسى زبان BBC ومدل انتخاباتى ۱۳۸۸ ایران:
امروز با یک نگاه تحقیقى و آمارى به برنامه هاى این شبکه فارسى زبان انگلیسى، به راحتى به تناقض آشکار میان آن ادعاها و تبلیغات و رپرتاژ آگهى دست اندرکاران شبکه BBC که قصد دارد خود را به عنوان رسانه اى فرهنگى و فعال در امر تفریح و سرگرمى جا بیندازد، پى خواهیم برد. سوابق دولت بریتانیا حاکى از این موضوع است که از مدت ها پیش بعد از شکست هاى سختى که در مقابل ایران اسلامى در عرصه سیاست هاى خارجى و بین المللى خورده است، تلاش مى کند خط فکرى خود را از طریق راه اندازى رسانه اى فارسى زبان به مردم ایران ترزیق کند. برنامه ریزى دولت انگلیس از طریق شبکه فارسى زبان BBC براى ایجاد عملیات روانى در خصوص انتخابات ایران مدت ها پیش از سوى نهاد رسانه اى وزارت خارجه انگلیس شکل گرفته است. مقامات وزارت خارجه بریتانیا از نزدیک و با جدیت مساله دخالت در امور ایران و انتخابات این کشور را پیگیرى مى کنند. نکته جالب توجه اینکه این شبکه معمولاً از کارشناسانى استفاده مى کند که چهره هاى شناخته شده در عرصه جنگ رسانه اى و جنگ نرم SOFT WAR علیه ایران اسلامى هستند. جنگى را که شبکه BBC وارد آن شده است یک جنگ رسانه اى به منظورجلو گیرى از انتشار و اقعیت هاى داخل ایران و کشورهاى فارسى زبان است. جنگ رسانه اى یکى از بر جسته ترین جنبه هاى «جنگ نرم» و جنگ هاى جدید بین المللى است. در جنگ رسانه اى آنچه که به ظاهر احساس مى شود، جنگ در بین عناصر و اعضاى رسانه ها اعم از مفسران، خبرنگاران و مدیران رسانه اى است در حالى که در پس این جنگ به ظاهر رسانه اى، سیاست رسانه اى یک کشور (Media policy) ایستاده است و در پشت پرده شبکه فارسى زبان BBC سیاست کشور بریتانیا و بودجه هاى سرى وزارت امور خارجه این کشور نهفته است.

این شبکه با بهره گیرى از توان و ظرفیت رسانه اى خود با یک شیب ملایم و پخش آیتم هاى متعدد اقدام به پیشبرد اهداف انتخاباتى خود در ایران دارد. تلاش این شبکه در چند ماه گذشته این بوده تا با جریان سازى و موج سازى منفى و دلسرد کننده از شرایط فعلى نظام مقدس جمهورى اسلامى، بنیاد هاى اعتماد سازى ایرانیان را به نظام و مسؤولان سیاسى تخریب نماید و آنان را دلسرد و در نهایت مردد و بى اعتماد سازد. دریک طبقه بندى تحلیلى، محورهاى برجسته و جریان ساز این شبکه در چند ماه اخیر را مى توان این گونه برشمرد.
BBC شیوه حکو متى ایران را با قواعد حکومتى شناخته شده در علم سیاست همخوان نمى داند. این شبکه در  برنامه هاى تولیدى وخبرى خود در راستاى بى اعتماد سازى مردم به نظام، سیستم حکومتى ایران را مبهم و غیرقابل فهم تصویر مى کند و در ادامه هجمه هاى تبلیغاتى و جنگ روانى خود، نهاد شوراى نگهبان را نشانه گرفته و آن را مانعى در راه شکل گیرى جامعه ایده آل براى ایرانیان معرفى کرده است. دایره وسیع انتقادات این شبکه به جایى مى رسد که از انتخابات ایران به عنوان انتصابات وانتخابات فرمایشى و نمایشى تعبیر مى کند. همین شبکه خود را دلسوز ملت بزرگ ایران مى شمارد و درخواست حضور ناظران بین المللى براى انتخابات  (پیشنهاد نهضت آزادى) و جایگزینى شوراى نگهبان  (پیشنهاد کمیته صیانت از آراى ستاد میرحسین موسوى) را دائما مطرح مى کند. BBC فارسى به شکلى زیرین و عمیق تلاش مى کند تا ساختار و قداست نظام اسلامى را نشانه بگیرد. این شبکه ضمن تلاش براى موج سازى منفى علیه دستگاه هاى نظارتى کشور، جا انداختن این محور القایى را دنبال مى کند که با وجود شوراى نگهبان و تایید معدودى از این کاندیداها مردم هرگز نخواهند توانست رئیس  جمهور مطلوبشان را انتخاب کنند. شبکه فارسى زبان BBC به ظاهر با تحلیل شعارهاى تبلیغات انتخاباتى کاندیدا ها سعى کرده به تخریب آنها بپردازد. چهار نمودار مذکور نمایانگر رویکرد شبکه BBC فارسى به کاندیداهاى اصلى انتخابات ایران طى دو ماه و نیم قبل از برگزارى انتخابات است و با توجه به نمودارهاى ذکر شده به نظر مى رسد شعارهاى بى طرفى مسؤولان این شبکه، ادعایى بیش براى فریب افکار عمومى نیست. البته خبرها،  گزارش ها و برنامه هاى تخریبى این شبکه پس از انتخابات بیشتر هم شده است که به خوبى نشان داد که BBC بازوى تبلیغاتى حکومت بریتانیا است.

همان گونه که مطرح شد در مدل انتخاباتى میرحسین موسوى، آثارى از تقلید مدل انتخاباتى اوباما در سال ۲۰۰۸ کاملاً مشهود است؛ مدلى که براى حرکت انتخاباتى ایشان تعریف شده است ضمن داشتن حمایت رسانه هاى خارجى داراى، کمیته تولید محتوا با ۲۲ کارگروه است. در این کمیته محتوایى کارگروه ها، عمده ترین و برجسته ترین گروه هاى اجتماعى را مورد بررسى قرار داده اند. معلمان، دانش آموزان، دانشجویان،اقوام، اقلیت هاى مذهبى، جوانان، زنان،بیکاران، بازنشستگان، حاشیه نشینان، کاربران اینترنت، بسیجیان و ایثارگران، کمک هاى خارجى، آسیب هاى اجتماعى، فرهنگ، مسائل اقتصادى کلان و ورزش. هدف هر یک از کارگروه ها تهیه بحث هاى اصلى (debates) مورد مساله در گروه بود که از این رو پنج زمینه براى بررسى مورد مطالعه قرار گرفت:

۱) دوران نخست وزیرى میرحسین موسوى ۲) دوران اصلاحات ۳) دوران دولت نهم با تاکید   بر سیاه نمایى عملکردها ۴)مطالبات هر یک از این گروه ها ۵)شعارها و برنامه هاى کاندیدا در مورد برنامه ریزى به گونه اى بود که هر آنچه به عنوان محتوا در ۵ زمینه و گروه هاى مورد اشاره تهیه و تولید مى شد، در سایت هاى کلمه، قلم… و روزنامه هایى مانند اندیشه نو، یاس نو و رسانه هاى نام برده شده انتشار یابند. همچنین تهیه یک میلیون بروشور با عنوان «بیست و دو کلمه حرف حساب» با تیراژ میلیونى،  استفاده از ارتباطات کلامى و غیرکلامى مانند،  نماد رنگ سبز،  نمادv با استفاده از انگشتان دست و نماد کلامى، تهیه محتوا براى استفاده در جزوه آموزشى با تیتراژ صدها هزارتایى، استفاده از CD و DVD براى انتشار مطالب محتوایى تولید شده، ساخت فیلم آموزشى، تهیه شعار براى پیام هاى کوتاه SMS به عنوان پیام هاى کوتاه تبلیغاتى، ارائه پیشنهادات به میرحسین موسوى از طریق پیام کوتاه و بروشورهاى چاپ شده با جاى خالى و ابزارهاى فناورى اطلاعات و تهیه جزوات ارائه تحلیل هایى از عملکرد دولت، از جمله ویژگى هایى بود که مورد توجه و امعان نظر قرار گرفته است. اما آنچه در این مدل انتخاباتى دیده شده بود، مراحل مختلف کار بود. در مرحله دوم از هر شهر یک نفر به نمایندگى به تهران دعوت و زیر نظر مدرس خاص تربیت مى شدند. در این مرحله داوطلبان براى آموزش در سه گروه تخصصى (سیاسى، اقتصادى، اجتماعى) تحت آموزش اساتید دانشگاهى تعیین شده قرار مى گرفتند. در پایان مرحله دوم افراد بعد از دیدن آموزش عنوان مدرس را احراز مى کردند و با استفاده از آموخته هاى اساتید و جزوات محتوایى به آموزش تربیت سفیران مى پرداختند.
مرحله سوم از این مدل،  افراد آموزش دیده به عنوان سفیران نقش خود را ایفا مى کنند. سفیران بعد از طى کردن چندین جلسه آموزشى با استفاده از جزوات آموزشى و CD هاى تهیه شده مطالب و داده هاى لازم، به امر آموزش فنون مذاکره، خطابه و جدل و فعالیت هاى ناشى از آموزش بپردازند.
ماموریت سفیران به عنوان نمایندگان میرحسین موسوى، وارد شدن به جامعه و حضور در مکان هاى عمومى مانند مترو، پاساژها، اتوبوس، پارک ها و میادین و انجام فعالیت انتخاباتى و مباحثه با اقشارمختلف مردم بود. از آنجا که جزوات ارائه شده در جلسات آموزشى حاوى اطلاعاتى از ۲۲ قشر مختلف جامعه بود، توان رویارویى سفیران آموزش دیده در مدل انتخاباتى را بالا مى برد و هدف تعیین شده در این آموزش رسیدن به ۳۰ هزار نفر سفیر در کشور بود.

از جمله حضور سفیران در تهران، مى توان به تجمع سفیران در خیابان ولیعصرتهران با در دست داشتن نماد سبز و انجام مباحثه با مردم و حضور در شغل راننده تاکسى و یا مسافرکش هاى شخصى اشاره کرد. برخى از سفیران به عنوان راننده تاکسى یا مسافرکش هاى شخصى در موقع جابه جایى مردم به وسیله اتومبیل هاى خود به مباحثه مى پرداختند. از جمله موارد دیگر این مدل کمیته نوجوانان با نام «نسیم» بود که این کمیته در هر شهر از هفت نفر تشکیل شده بود که وظیفه شناسایى نیروهاى داوطلب را به منظور تربیت سفیر به عهده داشت. استفاده از تلفن، موبایل در شبکه هاى اجتماعى نوع دیگرى از برنامه ریزى بود، به طورى که هر فرد به صورت تصادفى در هر روز با ۱۰ شماره تماس مى گرفت و یا SMS مى زد و از این طریق براى کاندیداى مورد نظر تبلیغ مى کرد. استفاده از پوستر و بروشور براى حمایت از میرحسین موسوى و سیاه نمایى عملکرد دولت و بهره بردارى از پتانسیل خاص فرد به نفع خود، بهره جویى از بیانات، دستخط و شبیه سازى از مهر حضرت امام بنیانگذار فقیه انقلاب اسلامى، استفاده از مراجع تقلید و حامى و تهیه جزواتى در این خصوص، همراه کردن برخى از خانواده هاى شهدا و هنرمندان حامى، استفاده از ابزار زبان که با توجه به بافت قومیتى جامعه ما همواره گویش زبانى(منجر به جمع آورى راى قابل توجهى به نفع کاندیدا مى شود) و دست زدن به «بدعت» در چارچوب نظام در کنار :
* عدم مراعات قواعد مردم سالارى
* عدم ارجاع مشکلات به مراجع قانونى و بى اعتبار ساختن آنها
* ایجاد مدل و الگوى غلط انتخاباتى براى آیندگان
* عدم همبستگى مطالبه و استدلال ها
* ایجاد شبهه نسبت به سلامت سیاسى نظام
* تبدیل مهم ترین انتخابات ملت به خاطره اى تلخ
* ایجاد زمینه براى جولان ضدانقلاب
* سیاسى کردن مسائل حقوقى
* بى حرمتى به ارزش ها و هنجارهاى اسلامى … ایرانى
* ایجاد خانه هاى تیمى براى طراحى اعمال غیرقانونى از جمله اقدامات مدل انتخاباتى سال ۸۸ آقاى میرحسین موسوى بود.
به هر روى مدل تبلیغات انتخاباتى میرحسین موسوى تلفیقى از مدل ۲۰۰۸ اوباما و مدل انقلاب هاى رنگى است و تمام فاکتورها و متغیرهاى به کار رفته، نشانگر اغفال توسط ایادى استکبار و دشمن ۳۰ ساله نظام جمهورى اسلامى است. این مدل،  یک اقتباس غلط، گرته بردارى عجولانه و پیوند نمودن سبزینه غربى بر ریشه ایران اسلامى است که هیچ گاه رشد و نمو نمى کند. طراحان این مدل باید مى دانستند، کشور ایران اسلامى به پاس انفاس قدسى حضرت امام (ره)، هدایت داهیانه مقام معظم رهبرى و خون هزاران شهید و نثار بهترین سرمایه هاى نظام، نه با آمریکا که مدل غیراخلاقى و دنیاطلبانه آن را اقتباس کرده و نه با کشورهاى اکراین، گرجستان و قرقیزستان قابل قیاس نیست که هویت آنها با تغییر رنگى به هم بریزد. اینجا ایران اسلامى است، با تمدنى کهن و مردمانى با هوش سیاسى و آینده بین و رهبرى آگاه و برخاسته از متن مردم و براى مردم و خدا.

متخصص علوم رسانه و ارتباطات