اشاره: از چندین ماه پیش، جزوهها و کتابهای آموزشی با عنوان “مبارزه بدون خشونت” یا “راهنمای انقلاب نرم” به طور گسترده، به شکل الکترونیکی یا به صورت تکثیر شده در مکانهایی همانند خوابگاههای دانشجویی توزیع میشود. این کتابها به صورت ساده و با گرافیک چشمنواز و به زبان فارسی به آموزش انواع روشهایی که در انقلابهای سالهای اخیر رخ داده است میپردازند. این کتابها توسط موسسه آلبرت اینشتین تالیف و ترجمه میشود. موسسه آلبرت اینشتین به ایجاد موسسات زیرمجموعهی خود همانند “مرکز مطالعات استراتژیک دفاع بیخشونت” پرداخته است. این موسسه با پروژههای دیگری همانند “گذار” همکاری نزدیک دارد. این موسسه ارتباطی با اینشتین ندارد اما برای علمی جلوه دادن خود از نام این دانشمند استفاده میکند. یادداشت زیر که توسط تیری میسن رییس شبکه روزنامهنگاران ولتر نوشته شده است به ماهیت موسسه آلبرت اینشتین میپردازد.

صفحاتی از کتابهای موسسه اینشتین به فارسی
×××
مبارزه بدون خشونت به روش سیا
http://www.voltairenet.org/article30032.html

“روشهای بدون خشونت” به عنوان تکنیک حرکت سیاسی میتواند در هر حوزهای مورد استفاده قرار بگیرد. طی دهه ۸۰ و پس از حمله ارتش سرخ، ناتو توجه خود را برای سازماندهی نیروی مقاومت در اروپا نشان داد. ۱۵ سال از زمانی که سازمان سیا از روشهای بدون خشونت برای سرنگونی دولتهای تزلزلناپذیر بدون تحریک خشم جامعه جهانی استفاده کرده است، میگذرد. منبع ایدوئولوژیک این روشها جین شارپ از موسسه آلبرت انیشتین است.
جین شارپ نظریه روشهای بدون خشونت را به عنوان یک سلاح سیاسی مطرح کرد. او در ابتدا به ناتو و سپس به سازمان سیا در آموزش رهبران کودتاهای نرم ۱۵ سال گذشته کمک کرد. از دهه۵۰، جین شارپ تئوریهای نافرمانی مدنی را مطالعه کرده بود. ار نظر این تئوریها، فرمانبری و نافرمانی موضوعات مذهبی و اخلاقی محسوب میشوند نه موضوعات سیاسی.
بنابراین نظریه، آنچه که میتواند به عنوان یک هدف مطرح شود، میتواند به عنوان ابزار نیز تعبیر شود و از نافرمانی مدنی میتوان به عنوان یک شیوه فعالیت سیاسی و یا حتی نظامی یاد کرد.
در سال ۱۹۸۳، جین شارپ برنامههای تحریمهای غیرخشونتآمیز را در مرکز امور بینالمللی دانشگاه هاروارد طراحی کرد؛ جایی که او پیشتر مطالعاتی را در زمینه علوم اجتماعی و در رابطه با امکان استفاده ار نافرمانی مدنی توسط مردم اروپای غربی در صورت حمله نظامی نیروهای پیمان ورشو انجام داد.
در همان زمان، شارپ بنیاد آلبرت انیشتین را با دو هدف تاسیس کرد که هدف اول آن تامین مالی امور تحقیقاتی بود و هدف بعدی نیز به اجرا درآوردن الگوهای توسعه داده خود در شرایط خاص بود. در سال ۱۹۸۵، وی کتابی با عنوان «شکستناپذیر ساختن اروپا» منتشر کرد که در ویرایش دوم آن مقدمهای از « جورج کنان»، پدر جنگ سرد به چشم میخورد. در سال ۱۹۸۷ این انجمن توسط « موسسه آمریکایی صلح» حمایت مالی شد و میزبان سمینارهایی برای نشان دادن دستورالعملهایی در امور نافرمانی مدنی بود.
ژنرال فریکائو چاگنود نیز به نوبه خودش مفهوم « بازدارندگی مدنی» را در بنیاد مطالعات دفاع ملی معرفی کرد.
ژنرال ادوراد بی.اتکسون که به خاطر حضورش در مدیریت سازمان سیا شناخته شده است، بنیاد آلبرت انیشتین را به عنوان یک شبکه پنهانی دخالت آمریکا در کشورهای همپیمان این کشور ثبت کرد که توسعه دهنده روشهای غیرخشونتآمیز به عنوان روشهای متناسب با دموکراسی و در عین حال مناسب انجام عملیاتهای مخفیانه ضد دموکراتیک بود.
در سال ۱۹۸۹ زمانیکه موسسه آلبرت انیشتین معروف شد، جین شارپ شروع به توصیه به جنبشهای کمونیستی کرد. او در تشکیل «اتحاد دموکراتیک برمه» و حزب دموکراتیک پیشرو در تایوان حضور داشت. شارپ همچنین مخالفین تبتی را تحت فرمان دالای لاما، رهبر معنوی تبت متحد کرد و تلاش کرد تا یک گروه مخالف را درون سازمان آزادیبخش فلسطین تشکیل بدهد. وی برای این کار تدابیر لازم را با سرهنگ رویون گال مدیر بخش عملیاتهای روانی ارتش اسرائیل هماهنگ کرد تا آنها را بطور مخفیانه در سفارت آمریکا در تلآویو آموزش دهد.
زمانیکه سازمان سیا به این موضوع پی برد که بنیاد آلبرت انیشتین تا چه حد میتواند مفید واقع شود، سرهنگ رابرت هالوی را نیز وارد عمل کرد. هالوی متخصص عملیاتهای سازمان های مخفی و رئیس سابق مدرسه آموزشی وابسته نظامی سفارتهای آمریکا بود.
هالوی از زمانیکه از ۱۹۸۵-۱۹۸۳ وابسته نظامی در رانگون میانمار بود و افراد زیادی را میشناخت، به سازماندهی دیکتاتوری در آن کشور کمک کرد. او با انجام یک بازی دوطرفه همزمان یک حرکت کلاسیک نظامی برای حمایت نیروهای مقاومت « کارن» را مدیریت کرد. او با تامین تسلیحاتی و کنترل یک سری چریکهای مسلح کوشید تا در راستای نظر واشنگتن، نیروهای بروما را تحت فشار بگذارد. از آن زمان بود که شارپ همیشه در هر جایی که منافع آمریکا در خطر میافتاد، حاضر میشد. در ژوئن ۱۹۸۹ وی و همکارش بروس جنکیز به پکن رفتند (قبل از واقعه میدان تیان آن من). هر دوی آنها توسط مقامات چین اخراج شدند. در فوریه ۱۹۹۰، بنیاد آلبرت انیشتین میزبان کنفرانسی در مورد تحریمهای غیرخشونتآمیز بود که ۱۸۵ متخصص از ۱۶ کشور جهان در آن شرکت کردند.
در اکتبر ۱۹۹۰، جین شارپ و تیمش به سوئد سفر کردند و چند سیاستمدار لیتوانی را برای سازماندهی مقاومتهای مردمی علیه ارتش سرخ آموزش دادند. چند ماه بعد در مه ۱۹۹۱، زمانیکه بحران تشدید شد و گورباچف نیروهای ویژه مسقر کرد، جین شارپ مشاور حزب جداییطلب «ساجودیس» بود و روابط نزدیکی نیز باحزب «میتاتاس لندسبرگیس» داشت.
در سپتامبر ۲۰۰۲، جین شارپ برای آموزش اعضای شورای ملی عراق به لاهه در هلند رفت؛ شورایی که خود را برای بازگشت به عراق در کنار نیروهای ارتش آمریکا آماده میکرد و در سپتامبر ۲۰۰۳ این بنیاد آلبرت انیشتین بود که به مخالفین دولت گرجستان توصیه کرد تا نتایج انتخابات در این کشور را زیر سوال ببرند و آن را تقلب بخوانند و با انجام حرکتهای اعتراضی طی انقلاب رُز در گرجستان، ادوارد شواردنازه رابه کنارهگیری از قدرت مجبور کنند.
همچنین زمانیکه کودتای سازمان یافته سازمان سیا در ونزوئلا در آوریل ۲۰۰۲ ناکام ماند، وزارت خارجه آمریکا به بنیاد آلبرت انیشتین که به مخالفان در این کشور توصیههایی میکرد، روی آورد. جین شارپ و تیمش رهبری سران سومانت را طی تظاهرات اوت ۲۰۰۴ بر عهده داشت. آنها مثل قبل تنها کاری که میکردند، زیر سوال بردن نتایج انتخابات و درخواست استعفای رئیس جمهور بود. آنها تصمیم گرفتند که طبقه سرمایهدار در ونزوئلا را به خیابانها بکشانند اما دولت محبوب چاوز بسیار قوی عمل کرد. در کل ناظران بینالمللی و دیگر گروهها راهی جز به رسمیت شناختن پیروزی چاوز نداشتند.
اقدامات جین شارپ در بلاروس و زیمبابوه به دلیل عدم استخدام و آموزش در زمان مناسب برای انجام تظاهراتهای کافی ناکام ماند. طی انقلاب نارنجی در نوامبر ۲۰۰۴، سرهنگ رابرت هالوی در کییف حضور به عمل رساند و جین شارپ نیز در این انقلاب نقش داشت.
در نهایت باید به این نکته اشاره کنیم که بنیاد آلبرت انیشتین آموزش آشوبگران در ایران را نیز آغاز کرده است.
*نویسنده و روزنامهنگار – رییس شبکه نویسندگان ولتیر
منبع: سایت خبری الف