از مشروعیت داخلی تا مشروعیت بینالمللی
برای آمریکا و متحدانش «دموکراسی» فقط یک بهانه است و از نگاه آنها رأی و نظر مردم تنها هنگامی نشانه دموکراسی خواهد بود که نتیجه آن بیرون از منافع آنان نبوده و تضمین کننده زورگوییها و غارتگریهای نظام سلطه بین الملل باشد!

حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشته است:
(ره) – تحلیلها و آرزوهای آمریکا و اسرائیل را زیرگامهای استوار خود لگدمال کردند و احتمالا آمریکا، اسرائیل و متحدان اروپایی و منطقهای آنها را به این نتیجه که چند سال قبل «کاسپار واین برگر» وزیر دفاع وقت آمریکا بر آن تاکید ورزیده بود رساندند که برای سقوط و براندازی جمهوری اسلامی ایران تنها یک راه وجود دارد و آن «از میان برداشتن ملت ایران است»! چرا که به گفته «واین برگر» نظام جمهوری اسلامی ریشه در باورهای دینی مردم دارد و از آنجا که جدا کردن این باورها از مردم امکان پذیر نیست و یا به سختی امکان پذیر است، مردم ایران به عنوان یک ملت باید از میان برداشته شوند. واین برگر بعد از تصویب قطعنامه «تحریم تسلیحاتی ایران» نیز در دفاع از تصویب این قطعنامه گفته بود «… در صورتی که قطعنامه تحریم تسلیحاتی ایران با قاطعیت اجرا شود، ریشه توانایی ایران برای ادامه جنگ به سرعت خشک میشود واین به مفهوم آن است که موجودیت ایران به عنوان یک ملت به خشکی میگراید و دنیای مدرن از پدیدهای ناهمگن به نام جمهوری اسلامی ایران رهایی مییابد»!
«ساموئل هانتینگتون» صاحب نظریه معروف «جنگ تمدنها» چند سال قبل از پیوستن به موشه دایان رفیق گرمابه و گلستان خود در آن دنیا، در همایش بین المللی «دموگرافی» که در فوریه سال ۲۰۰۵ در نیکوزیا، پایتخت قبرس بر پا شده بود، این پرسش را مطرح کرده بود که؛ «چرا آمریکا با مرتجعترین کشور منطقه – منظورش عربستان سعودی است- که به صورت نظام پادشاهی قرون وسطایی اداره میشود و در آن از رأی و نظر مردم در اداره کشور کمترین نشانهای نیست، بیشترین دوستی و نزدیکی را دارد و در همان حال بیشترین دشمنی و مقابله خود را روی کشوری مانند ایران که همه ارکان و کانونهای تصمیم ساز آن با رأی مردم شکل گرفته، متمرکز کرده است؟» هانتینگتون به این پرسش پاسخی نمیدهد و فقط در پایان سخنان خود اعلام میکند که پاسخ این پرسش را بر عهده شرکت کنندگان در همایش یاد شده میگذارد و البته اشاره میکند «این برخورد به ظاهر دوگانه، توضیح و پاسخی منطقی و قابل قبول دارد»!
دو سال بعد- مارس ۲۰۰۷- خانم کاندالیزا رایس وزیر خارجه وقت آمریکا در دولت بوش در مصاحبه با روزنامه سعودی «شرق الاوسط» – چاپ لندن- بدون اشاره به همایش نیکوزیا، پرسشی را که هانتینگتون- شاید به خاطر حفظ پرستیژ خود- بیپاسخ گذاشته بود، پاسخ داد «در این مصاحبه ابتدا خبرنگار شرق الاوسط توضیح میدهد که دولت حماس برآمده از رأی مردم فلسطین است و سپس میپرسد؛ چرا دولت شما- آمریکا- که طرفدار دموکراسی و پشتیبان رأی مردم است (!) دولت حماس را به رسمیت نمیشناسد و در مقابل، محمود عباس را رئیس دولت فلسطین میداند»؟ خانم رایس که انگار پرسش شرق الاوسط را نشنیده است، پاسخ درباره دولت حماس و اسماعیل هنیه را وامی گذارد و با پیش کشیدن نام جمهوری اسلامی ایران میگوید؛ «ما انکار نمیکنیم که ایران یک کشور دموکرات است و دولت و مجلس در آن با رأی مردم انتخاب میشوند ولی باید توجه داشت که امروزه «مشروعیت» در دو شکل «مشروعیت داخلی» و «مشروعیت بین المللی» مطرح است، جمهوری اسلامی ایران مشروعیت داخلی دارد ولی مشروعیت بین المللی ندارد»! خانم رایس در پاسخ به ابهام خبرنگار شرق الاوسط میگوید «قبول داریم که دولت و مجلس ایران با رأی مردم انتخاب شدهاند اما، این فقط نشانه «مشروعیت داخلی» است ولی خواست و رأی مردم ایران باید در خانواده بین المللی نیز مشروعیت داشته باشد که جمهوری اسلامی ایران فاقد این مشروعیت است»!!
به بیان دیگر، «برای آمریکا و متحدانش «دموکراسی» فقط یک بهانه است و از نگاه آنها رأی و نظر مردم تنها هنگامی نشانه دموکراسی خواهد بود که نتیجه آن بیرون از منافع آنان نبوده و تضمین کننده زورگوییها و غارتگریهای نظام سلطه بین الملل باشد»!
یک ماه بعد از صدور قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران که به بهانه مقابله با برنامه هستهای کشورمان – و به نوشته واشنگتن پست برای حمایت از جنبش سبز (!) – تصویب شده بود، دولت آمریکا لایحهای با عنوان «قانون جامع تحریم ایران» را از تصویب کنگره گذراند- ۹ ژوئیه ۲۰۱۰/ ۱۸ تیر ۱۳۸۹- براساس این مصوبه شرکتهای آمریکایی از صدور فرآوردههای نفتی پالایش شده- از جمله بنزین- به جمهوری اسلامی ایران منع شده و شرکتهای غیرآمریکایی نیز در صورت صدور بنزین به ایران مشمول تحریم تجاری آمریکا میشدند- این تحریم به تولید بنزین در جمهوری اسلامی ایران تا مرز صدور این فرآورده نفتی انجامید- بعد از این مصوبه، شرکتهای نفتی از تحویل سوخت به هواپیماهای مسافربری کشورمان در فرودگاههای اروپایی و برخی فرودگاههای کشورهای فسقلی عرب خودداری ورزیدند و مسافران را با دردسرهای فراوانی روبرو کردند. در همان هنگام «رابرت گیتس» وزیر دفاع وقت آمریکا در پاسخ به این سؤال خبرنگار روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز که «این تحریمها به جای دولت ایران، مردم ایران را نشانه رفته است» گفته بود؛ «ترجیح میدهم به این پرسش در وقت دیگری پاسخ دهم».
دهها و صدها نمونه دیگر از این دست اعترافات صریح و بیپرده مقامات رسمی آمریکا و متحدان اروپایی و منطقهای آنها را میتوان فهرست کرد که در آن بدون پرده پوشی تاکید میکنند طرف مقابل و حریف رو در روی آمریکا و متحدانش در چالش ۳۳ ساله و پرحادثه آنان با ایران اسلامی، «مردم ایران» هستند و نظام جمهوری اسلامی ایران فقط از آنجا که خواست همین مردم را نمایندگی میکند، با خشم و کینه آنها روبرو بوده و هست. اکنون به آسانی میتوان یک بار دیگر و برای چندمین بار بر درستی و حکیمانه بودن نظر امام راحل (ره) پی برد و بدون کمترین تردیدی حضور چندده میلیونی دیروز مردم در راهپیمایی سراسری ۲۲بهمن را لگدمال کردن تحلیلها و آرزوهای آمریکا و اسرائیل و متحدان اروپایی و منطقهای آنها دانست.
گفتنی است روز چهارشنبه ۱۹ بهمن ماه جاری نیز حضرت آقا در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش فرموده بودند؛ «در ۲۲ بهمن امسال نیز به توفیق الهی و با هدایت خداوند متعال همه خواهند دید که مردم ایران چگونه به میدان خواهند آمد»… و دیدیم که آمدند.
نگاهی هر چند گذرا به تبلیغات گسترده و فراگیر مقامات و رسانههای غربی طی سه ماه گذشته از تمرکز آنها روی سه محور حکایت میکند؛
اول: تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران تحت تاثیر تحریمها به آخر خط رسیده است و چارهای جز کوتاه آمدن ندارد! و به زودی نشانههای کوتاه آمدن را میتوان در نگاه مسئولان بلند پایه نظام مشاهده کرد!
بیانات تاریخی رهبرمعظم انقلاب در خطبههای جمعه تهران، پاسخ شکنندهای به این توهم پراکنی بود. حضرت آقا از یکسو به اقتدار جمهوری اسلامی ایران که از تمامی سالها و دورانهای پیشین، فراتر و درخشانتر است اشاره فرمودند و از سوی دیگر برای نشان دادن اقتدار ایران اسلامی و ضعف و ناتوانی آمریکا و متحدانش نمونهها و اسناد انکارناپذیری از پیروزیهای ایران و شکستهای آمریکا، اسرائیل و اروپاییها را در یک ویترین که برای همگان قابل رویت باشد به نمایش گذاشتند. وقتی حزب الله در جنگ ۳۳ روزه و حماس در جنگ ۲۲ روزه فقط با حمایت جمهوری اسلامی ایران بر آمریکا و اسرائیل غلبه میکنند، نتیجه تهدید بیاساس و یا حمله احتمالی و احمقانه آمریکا به ایران پیشاپیش قابل پیش بینی است. نیست؟!
دوم: دشمنان با سیاه نمایی این توهم را میپراکندند که مردم با کاستیها و دشواریهایی در زندگی روزمره خود روبرو هستند و از این روی در راهپیمایی ۲۲ بهمن که نشانه مشروعیت و مقبولیت مردمی جمهوری اسلامی ایران است حضور چشمگیری نخواهند داشت!
سوم: با اشاره به همان علت پیش گفته- محور دوم- اعلام میکردند که از حضور مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز کاسته خواهد شد.
… و دیروز، مردم پاکباخته و دشمنشناس ایران اسلامی با بصیرت مثال زدنی خود و حضور بینظیر و چند ده میلیونی در تظاهرات ۲۲ بهمن از یکسو محور دوم از آرزوهای دشمن را زیرگامهای استوار خود لگدمال کردند. و از سوی دیگر تردیدی باقی نگذاشتند که در انتخابات مجلس نهم نیز همانگونه که حضرت آقا پیش بینی کردهاند، حضوری حماسی و بارها گستردهتر و فراتر از موارد مشابه خواهند داشت.
و بالاخره، حضور چند ده میلیونی دیروز مردم در تظاهرات و راهپیمایی ۲۲ بهمن بار دیگر و برای چندمین بار به آمریکا و متحدانش فهمانده است که حریف رو در روی آنها مردم ایران هستند که یکپارچه در برابر نظام سلطه بین المللی ایستاده و خواهد ایستاد، مخصوصا امروزه که طعم شیرین این رودررویی را در انقلابهای اسلامی منطقه و خیزش مردم در آمریکا و اروپا علیه نظام سلطه نیز به چشم دیده است.
منبع: رجانیوز
