<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>تریبون مستضعفین &#187; ایستادگی برای مستضعفین</title>
	<atom:link href="http://www.teribon.org/cat/mavaze/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.teribon.org</link>
	<description>مکانی برای شنیدن صدای مستضعفین...</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Sep 2010 12:17:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1-alpha</generator>
		<item>
		<title>بیانیه مجمع فعالان سایبری خراسان درباره روز قدس</title>
		<link>http://www.teribon.org/archives/20057</link>
		<comments>http://www.teribon.org/archives/20057#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 16:57:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>تحریریه</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیانیه ها]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[فضای مجازی و آی‌تی]]></category>
		<category><![CDATA[روز قدس]]></category>
		<category><![CDATA[مجمع فعالان سایبری خراسات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=20057</guid>
		<description><![CDATA[حوادث رخ داده در سال های اخیر، از جمله جنگ ۳۳ روزه لبنان و مقاومت قهرمانانه‌ی حزب الله و جنگ۲۲ روزه غزه و حوادث بعد از آن ، ماهیت پوشالی رژیم غاصب صهیونیستی را هر چه بیش از پیش برای همگان آشکار ساخته است. هر از گاهی مذاکرات یک جانبه‌ی پیشنهادی غرب یا بی نتیجه پایان می پذیرد و یا با خشم ملت دربند و آواره فلسطین مواجه شده و لاجرم شکست می خورد. و همه اتفاقات حرف امام خمینی را در ذهن تداعی میند که " اسرائیل باید از بین برود ."]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-large wp-image-20058" title="qods" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/09/qods-450x300.jpg" alt="" width="450" height="300" /></p>
<p>مجمع فعالان سایبری خراسان با صدور بیانیه‌ای از ملت ایران دعوت کرد تا در راهپیمایی روز جهانی قدس، همگام با مسلمانان سراسر جهان حضوری گسترده داشته باشند. در بیانیه مجمع فعالان سایبری خراسان در خصوص روز جهانی قدس آمده است: بار دیگر جمعه‌ی آخر ماه مبارک رمضان فرا رسید. روزی که به فرموده خمینی کبیر روز خروش ملت های مستضعف و ستم کشیده در برابر مستکبران وزورگویان عالم خواهد بود.</p>
<p>در این بیانیه تصریح شده : حوادث رخ داده در سال های اخیر، از جمله جنگ ۳۳ روزه لبنان و مقاومت قهرمانانه‌ی حزب الله و جنگ۲۲ روزه غزه و حوادث بعد از آن ، ماهیت پوشالی رژیم غاصب صهیونیستی را هر چه بیش از پیش برای همگان آشکار ساخته است. هر از گاهی مذاکرات یک جانبه‌ی پیشنهادی غرب یا بی نتیجه پایان می پذیرد و یا با خشم ملت دربند و آواره فلسطین مواجه شده و لاجرم شکست می خورد. و همه اتفاقات حرف امام خمینی را در ذهن تداعی میند که &#8221; اسرائیل باید از بین برود .&#8221;</p>
<p>در ادامه این بیانیه خاطرنشان شده است: : امسال نیز بار دیگر ملت سربلند ایران اسلامی در کنار برادران خود در سایر کشورهای مسلمان، روز قدس را بزرگ شمرده و فریاد دادخوهی مردم مظلوم فلسطین را به گوش جهانیان خواهند رساند.</p>
<p>در پایان این بیانیه خاطرنشان شده است: مجمع فعالان سایبری خراسان هم بر اساس وظیفه ی دینی و اسلامی خود و با توجه به نقش حساس انعکاس حقایق در فضای مجازی و توجه به بعد رسانه ای راه پیمایی عظیم روز قدس، هم پای مردم در صحنه حاضر خواهند شد و به سهم خود برای رسیدن به آزادی فلسطین و اعتلای مسلمانان جهان تلاش خواهند کرد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.teribon.org/archives/20057/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طلبه سیرجانی: حرف‌ خصوصی و مخفی از مردم ندارم</title>
		<link>http://www.teribon.org/archives/19673</link>
		<comments>http://www.teribon.org/archives/19673#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Aug 2010 19:59:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایستادگی برای مستضعفین]]></category>
		<category><![CDATA[خبر ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[تحصن]]></category>
		<category><![CDATA[حسن عباسی]]></category>
		<category><![CDATA[طلبه سیرجانی]]></category>
		<category><![CDATA[قوه قضائیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=19673</guid>
		<description><![CDATA[جمعی از نمایندگان قوه قضاییه صبح امروز با حضور در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی و محل تحصن طلبه سیرجانی با ادعای پیگیری مطالبات درخواست دیدار خصوصی با وی را داشتند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignleft size-full wp-image-19674" title="n00051891-b" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/08/n00051891-b.jpg" alt="" width="260" height="156" />جمعی از نمایندگان قوه قضاییه صبح امروز با حضور در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی و محل تحصن طلبه سیرجانی با ادعای پیگیری مطالبات درخواست دیدار خصوصی با وی را داشتند. اما جهانشاهی با رد درخواست آنان پاسخ داد: من مساله خصوصی و مخفی از دوستان و دانشجویان و مردم ندارم.</p>
<p style="text-align: justify;">گفتنی است درخواست نمایندگان قوه قضاییه در حالی صورت گرفت که آنان با ادعای حفظ و احترام به قانون، حاضر نشدند مدارکی مستند برای اثبات  نمایندگی از سوی قوه قضاییه ارایه کنند یا درباره مسوولیت خود توضیحی بدهند.</p>
<p style="text-align: justify;">در این جلسه که سه ساعت به طول انجامید، طلبه سیرجانی به دلیل عدم روشنگری مسوولیت این نمایندگان، حاضر به ارایه مدارک و جزییات دانسته های خود از مفاسد اقتصادی نشد.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین  شب گذشته حسن عباسی با طلبه سیرجانی دیدار و از مواضع وی حمایت کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.teribon.org/archives/19673/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جایی که «زندگی» دردِ مردم است</title>
		<link>http://www.teribon.org/archives/17475</link>
		<comments>http://www.teribon.org/archives/17475#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Aug 2010 17:37:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادگی برای مستضعفین]]></category>
		<category><![CDATA[تیتر1]]></category>
		<category><![CDATA[خبر ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[اشراف]]></category>
		<category><![CDATA[اشرافیت]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تبعیض]]></category>
		<category><![CDATA[تهران]]></category>
		<category><![CDATA[فقر]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مستضعفین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=17475</guid>
		<description><![CDATA[خانه­ های کوچک با حیاط­هایی بعضاً پر از آشغال­های جمع شده: آهن قراضه، زباله­ های پلاستیکی و.... باقیمانده­­‌ی عشرت دیگران مایه­‌ی زندگی این­هاست. مدرسه­‌ای در انتهای کوچه، اثری رنگ­ پریده از جمله­‌ای روی دیوارش: «اسلام حامی مستضعفین»، البته روی این دیوار پررنگ­تر است تا در ذهن مسئولین بالاشهر نشین­.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter size-full wp-image-17476" title="2titr" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/08/2titr.jpg" alt="" width="550" height="224" />این جا محله­ یِ &#8230;[۱] است. از مترو بیرون می آیم. آقا محسن خوب در و دیوار مترو را زیباسازی کرده است: بیگانه با چهره های محروم مردم. خانه های کوچک، دیوارهایی با نوشته­ هایی تکراری: پرسپولیس سرور استقلال ، &#8230; مستضعف باشی و سرت را به کسانی گرم کنند که از قِبل همین غفلت تو در رفاه غرق شده اند. چهره ها آشکارا متفاوت از دانشجویان دانشگاهمان است؛ چهره هایی که خشونت فقر خشن­شان کرده است. «درخت بیابانی چوبش سخت تر و درختان کنار جویبار پوستشان نازک­تر است، درختانی بیابانی که با باران سیراب می شوند آتش چوبشان شعله ورتر و پردوام تر است.» (نهج­البلاغه، نامه۴۵) آیا روزی می رسد که آتش چوب این درختان بیابانی عشرت ناصواب این درختان کنار جویبار را برهم زند؟</p>
<p>کوچه های تنگ و پیچ در پیچ، زنانی که به زحمت فرش های ماشینی مستعمل­شان را می شویند. عید نزدیک است، عیدی که مرفهین بی درد را به ویلاهایشان می رساند و محرومین را زمانی از فشار فقر غافل می­کند. خانه­ های کوچک با حیاط­هایی بعضاً پر از آشغال­های جمع شده: آهن قراضه، زباله­ های پلاستیکی و&#8230;. باقیمانده­­‌ی عشرت دیگران مایه­‌ی زندگی این­هاست. مدرسه­‌ای در انتهای کوچه، اثری رنگ­ پریده از جمله­‌ای روی دیوارش: «اسلام حامی مستضعفین»، البته روی این دیوار پررنگ­تر است تا در ذهن مسئولین بالاشهر نشین­.</p>
<p>پارکی زیبا، در ورودی پارک زده است: «همراه داشتن حیوانات دست آموز ممنوع!»، تنها حیوانات دست آموز این محل مرغ و خروس اند. پارک­ها خشونت محرومیت را کاهش می­‌دهند ولی درد مرد را&#8230;.</p>
<p>لیلا امسال کنکوری است و هر روز پس از مدرسه برای درس خواندن به کتابخانه­ی پارک می آید. پدرش تعمیرکار موتور است. ادبیاتش به شدت مذهبی است گرچه ظاهرش نه. در مدرسه­‌ی نمونه­­ دولتی درس می­‌خواند. مدارسی که آخرین تقلاها برای تحقق عدالت آموزشی اند. دانشگاه برایش یک آرمان است. دانشگاه ما برایش رؤیایی دست نیافتنی است. دانشگاه ما که برای این­ها نیست! غالب دانشگاهیان دانشگاه های خوب تهران بچه های مسئولین و حجتیه­‌ای های بازاری و ثروتمندان بی­‌دین‌اند که پول شهریه­‌های میلیونی مدارس غیرانتفاعی را دارند.</p>
<p>این­جا میدان چهارمِ &#8230; است. خبری از «ایستگاه های شکم» نیست: کافی شاپ­ها، آبمیوه­ فروشی­ها، ساندویچی­‌ها و&#8230; . این جا جای مغازه­‌هایی نیست که نیاز کاذبی معرفی کنند و به لطف آن جیب خرپول­ها را خالی کنند. مسجدی قدیمی و فرسوده در کنار میدان است. کنار مسجد یک فرهنگسراست، معماری زیبایی دارد نه هماهنگ با دیگربناهای محله، بنری برای تبلیغ برنامه­‌ی جدیدش زده است: «کارگاه الگوی زیبا زیستن»! سوغات مرفهین برای مستضعفین. این قسم ژست­ها مناسب حال مترفی است که از شکم سیری و بی دردی به کسالت افتاده است.</p>
<p>علی با موتورش وارد فرهنگسرا می شود. ریش خاص و مدل موی فشِن. از خوبی­‌های آمریکا می گوید و این که برای پیشرفت باید با او دوست شد. ارزش­های غربی را بریده بریده بازگو می­کند. از مرفهین و مسئولین بی مسئولیت برایش می گویم و شکاف فقر و غنا را برایش تصویر می کنم. بچه­‌های بی بصیرت ما در ایام تبلیغات انتخاباتی به جای اتلاف وقت در میدان ولی عصر باید به میدان­های خزانه می آمدند. از حرف­هایم خوشش می ­آید ولی از خودم نه! آخر من نماینده­ی قشر شکم سیر هستم!</p>
<p>به محله­‌یِ &#8230; می­رسم. کوچه­‌ای طولانی است. پسر­بچه­‌ها مقوا آتش می­زنند و سیگارت می­ اندازند. دختر بچه­‌ها هم کش­بازی می­کنند. روی دکل برق عکس­های تبلیغی احمدی­نژاد مانده است: «احمدی­نژاد خشم اربابان معبد را برانگیخته»، «ما می توانیم» و عکس سال ۸۴ و ۸۸ محمود در کنار هم که نشان می دهد مو و ریشش سفید شده است. محمود با آرای این­ها رئیس شد ولی کاری در زمینه­‌ی متشکل کردن و نیرومند کردن آن­ها نمی‌­کند. تو گویی باید همین­گونه بمانند تا همیشه در برابر راستی­ها و چپی­های مرفه به احمدی­نژاد رآی دهند و خود، احمدی­‌نژادها نشوند. درست درکنار عکس­های محمود، خانه­‌ای که بخش­هایی از آن از حلبی ساخته شده است. مرحبا! در شهر برج میلاد و تونل توحید خانه­‌ی­ حلبی هم هست. دخترکی از پنجره­‌ی خانه­‌ای آجری به من سلام می کند.<br />
<img class="aligncenter size-full wp-image-17477" title="2" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/08/2.jpg" alt="" width="550" height="273" /><br />
وارد کوچه ای می­شوم. کوچه بسیار تنگ است، تقریباً از آسفالت خبری نیست. خانه­‌های بسیار کوچک یکی دو طبقه، آجری، سیمانی و بعضاً حلبی با پنجره­‌ها و درهای داغان. پیرمردی کنار دیوار نشسته و جوانی مبتذل­‌پوش که ساسی مانکن می خواند. پیرمرد اتاقی اجاره کرده است، پول اجاره­‌ی ۲۵ هزارتومانی را به دشواری می­دهد. مرفهین بی­درد که این فقر را می­بینند دردشان می­گیرد و کمی از سرریز پولشان را به این­ها صدقه می دهند. کسی نیست بپرسد که چه شده است که کسی ۲۵ هزارتومان اجاره را نمی تواند بدهد و دیگری در خانه ی هزارمتری به قرار متری هشت میلیون زندگی می کند که حالا از سرریز پولش صدقه­ای از سر اشرافیت و خودبرتر بینی به فقیری بدهد و انتظار تشکر و تملق او را داشته باشد.</p>
<p>چند کوچه پایین تر، یک ساختمان بزرگ و بدریخت، یک موتوری یک ال­سی­دی ۳۴ اینچ آورده است. الله اکبر! کدام گشنه بورژوایی پیدا شده که در این محله ی محروم از این پزها می دهد؟ بالاخره وقتی پول­داری ارزش شد همه دوست دارند به این ارزش متصف شوند و آن را به رخ دیگران بکشند.</p>
<p>بازارچه­‌ی کوچکی است. اجناس ساده تر و قیمت ها ارزان تر. کوچه ای تنگ و مردم گرم صحبت. فضای گرم و خودمانی ای که در بالای شهر و پاساژهای پر زرق و برقی که در آن چهره­های پرافاده به نخوت قدم می زنند پیدا نمی شود. روی دیواری نوشته است «احمدی نژاد مرد با جسارت ایران» این جا شعارنویسی کم است.</p>
<p>دختر بچه ها در کوچه ای پر از خانه های حلبی و سیمانی کش­بازی می کنند. چهره های زرد و بی فروغی دارند. وضع آسفالت افتضاح است. شهرداری، خیابان ولی عصر را سنگفرش می کند تا جوانکی که با دوست دخترش آن جا قدم می زند فکر کند در شانزه لیزه است. بله! اوست که اگر در رفاه نباشد به خیابان می­‌آید و می شود لمپن بورژوآی جنبش سبز و سطل آشغال آتش می زند و اگر دولتی پول مفت را از محله­‌هایشان به سمت محله­‌های محروم و روستاها منحرف کند بلوا می کند. این بیچاره‌­های زاغه نشین که راضی اند و نیاز به «حق السکوت» ندارند! همیشه برای دفاع از انقلاب هزینه می دهند و کم ترین خرج را برای نظام دارند «باید فرق باشد مابین دولتى که مى‏گوید من اسلام هستم و دولت اسلامى هستم، با دولت­هایى که طاغوتى هستند. یک فرقش هم این است که عنایت شما فرماندارها یا خدمت­گزاران به خلق، به این طبقه ضعیف بیشتر باشد تا آن طبقه بالا.» (صحیفه امام، ج‏۹، ص۱۲۳)</p>
<p>وارد مسجد کوچکی می شوم. نزدیک نماز مغرب است. مسجد آبادی است در این نا آبادی! فرش­های خوبی افتاده و تمیز است. این مستضعفین اند که بهترین چیزهای­شان را برای خدای­شان و دین­شان می خواهند. هر کس وارد مسجد می­شود به همه سلام می کند.</p>
<p>پس از نماز با حاج آقای پیشنماز صحبت می کنم. از مترفین و مرفهینی که به دانشگاه وارد می شوند می گویم و دیده نشدن مستضعفین در دانشگاه. در حین صحبت ما پیرزنی می آید و به ترکی مشغول صحبت با حاج آقا می شود. حاج آقا بعدا می گوید که آن پیرزن از کار افتاده است و پول اجاره خانه اش را همیشه کم تر و دیرتر و آن هم با کمک مردم (همین مردمی که خودشان هم چندان دارا نیست اند) می دهد. صاحب خانه اش هم گرچه خود محتاج است به او سخت نمی­گیرد. می گفت تازه پارسال برایش بخاری خریدم و امسال می خواهم برایش کولر بخرم! (البته در صحبت های بعدی دیدم که خود حاج­آقا هم هشتش گروِ نهش است)</p>
<p>با حاج آقا به مدرسه­‌ی علمیه اش در شهرری رفتم و دیدم کسانی را که در فقر علم دین می­‌آموختند، همان­ها که به قول امام «با سرمایه داران زالوصفت سرآشتی نداشته و ندارند». در راه از ده سال تلاش نافرجامش برای خرید مسکن گفت و این که پس از هشت سال اصرار همسرش تازه امسال یک دست مبل چهارصدتومانی توانسته برای خانه اش بخرد. با این حال می گوید تازه من وضعم خوب است، طلبه­‌ها وضع فقیرانه‌­ای دارند! از وضع دانشگاه می پرسد و پس از شنیدن پاسخ من،زمانی را به تمجید از عزت بین المللی احمدی نژاد و انتقاد از مشایی پرداخت. «شما اگر در تمام جبهه‏ها نگاه کنید، یک نفر از مردم بالانشین و سرمایه‏دار را نخواهید دید و تمامى افراد جبهه‏ها از همین مردم محروم و زاغه نشین هستند، و این انقلاب مال آنهاست و بقیه فقط تماشاچى هستند» (صحیفه امام، ج‏۱۶، ص۲۳۲)</p>
<p>با شما هستم! با شما که درگیر بازی­های قدرت شده اید. با شما که محرومین را به حساب نمی آورید و هم با شما که محرومین را پیرو خود می خواهید و نه خود را نماینده­ی آن ها. با شما که خرطوم بر بیت المال انداخته اید و کسی یتوان مبارزه بافساد شما را ندارد. با شما که جز مطالبات طبقه­ی مرفه خود را به رسمیت نمی شناسید. شما که از سر سیری و بی دردی به خیابان می ریزید و علیه آرای مستضعفین عرض اندام می کنید. شما لمپن­‌بورژوآهای سبز که محرومین را بی فرهنگ و بی سواد و «جواد مواد» خطاب می کنید. بترسید! بترسید از قیام آن ها علیه ظلم جامعه و مفاسد حکومت. بترسید از انقلاب مستضعفین.</p>
<p>«این نمى شود که همان مسائل زمان طاغوت حالا هم اجرا بشود. یک دسته آن بالاها بنشینند مُرفَّه و هرچه بخواهند هرزگى بکنند، یک دسته هم این زاغه نشینهاى تهرانى، که همه‏تان مى بینید&#8230; اگر خداى نخواسته جمهورى اسلامى نتواند جبران کند این مسائل اقتصادى را، که اول مرتبه­ی زندگى مردم است، و مردم مأیوس بشوند از جمهورى اسلامى و مأیوس بشوند از اینکه اسلام هم براى آنها بتواند در اینجا کارى انجام بدهد، اگر در این محیط یک انفجار حاصل بشود، دیگر نه من و نه شما و نه هیچ کس، نه روحانیت و نه اسلام، نمى‏تواند جلویش را بگیرد.» (صحیفه امام، ج‏۱۰، ۳۳۴)</p>
<p>[۱] نام محلاتی که گزارش از آن ها تهیه شد در متن حذف شده است.</p>
<p>مطلب مرتبط مهم: <a title="پنجشنبه، ۲۱ مرداد  ۱۳۸۹" href="../../archives/17099" target="_blank"> دانشگاه در تسخیر اغنیا؛ تأمّلی بر دردی تسکین‌یافته</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.teribon.org/archives/17475/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>می‌خواستند آبروی نظام را لکه‌دار کنند</title>
		<link>http://www.teribon.org/archives/16075</link>
		<comments>http://www.teribon.org/archives/16075#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 09 Aug 2010 07:15:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>تحریریه</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار کشور]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادگی برای مستضعفین]]></category>
		<category><![CDATA[تیتر1]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[اغتشاش]]></category>
		<category><![CDATA[اغتشاشگران]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات ریاست جمهوری]]></category>
		<category><![CDATA[شهید محمدحسین فیض]]></category>
		<category><![CDATA[فتنه]]></category>
		<category><![CDATA[فتنه سبز]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی کروبی]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[نتایج انتخابات 88]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=16075</guid>
		<description><![CDATA[بهشت زهرا خیلی عکس گرفتند. ما یک روز آنجا بودیم. دیدیم دو تا خانوم دارند عکاسی می کنند. داییم رفت سراغ‌شان. تا متوجه خانواده‌ی ما شدند، پریدند توی ماشین و فرار کردند. می‌آیند عکس می‌گیرند. پارچه سبز می‌گذارند! کارهایی می‌کنند تا این مرحوم را به نفع خود مصادره کنند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-16218" title="خانواده شهید محمدحسین فیض" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/08/feyz.jpg" alt="خانواده شهید محمدحسین فیض" width="550" height="225" /></p>
<p><strong>تریبون مستضعفین</strong> &#8211; اغتشاشات تهران در سال ۸۸ منجر به ایجاد خسارت‌های فراوان مادی و معنوی شد. پدر شهید محمدحسین فیض فرزند جوانش را از دست داده است وحرف‌های زیادی برای گفتن دارد. او خود از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بوده است، دو برادرش شهید شده اند و یکی از آنها جانباز است؛ از توطئه بزرگ دشمن و این‌که اجازه‌ی سوء استفاده‌ی آن‌ها از خون فرزندش را نداده، صحبت کرد. آرزویش این بوده کاش فرزندش در جبهه جنگ با اسرائیل و آمریکا شهید می‌شد، نه در خیابان‌های تهران&#8230;</p>
<p>مرحوم «محمدحسین فیض»، دیپلم حسابداری داشت و مربی ورزش بسیج بود. در حالی که برای رفتن به شرکت برادرش رهسپار شده بود، در میانه‌ی راه از ناحیه سر هدف گلوله فردی ناشناس قرار گرفت و جان سپرد. وی تنها ۲۶ سال داشت و متاهل و صاحب یک فرزند دوساله بود. دل نگرانی خانواده فیض آینده‌ی این فرزند خردسال است.</p>
<p>آن‌چه در زیر می آید، بخش هایی از این گفتگو است که با حذف سئوالات آمده است:</p>
<p style="text-align: center;">* * * * *</p>
<p><strong>توطئه بزرگ</strong><br />
این‌ها توطئه‌های بزرگ طراحی کرده بودند و برنامه‌ریزی کرده بودند و حتی بنا داشتند اگر پیروز می‌شدند باز هم بریزند توی خیابان و می‌دانستند آن موقع چه بگویند‌، مثلا حرف دیگری داشتند که آقا ما تنفیذ را قبول نداریم ، مردم به ما رای دادند ولی ما تنفیذ رهبری را مثلا قبول نداریم. این‌ها این‌جور نبود که اگر رای می‌آوردند هیچ اتفاقی نمی‌افتاد، نه. اگر رای می‌آوردند شاید بدتر از این هم می‌شد. این‌ها برنامه داشتند . آبروی نظام را در دنیا می‌خواستند  لکه‌دار کنند و آن شیرینی انتخابات را که در  دنیا بی‌سابقه بود، از بین ببرند. هیچ جای دنیا نیست که ۸۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کنند.</p>
<p><strong>شیرینی‌ای که تلخ شد</strong><br />
آن وقت می‌خواهند این شیرینی را به کام مردم تلخ کنند، هم خسارت مالی و هم جانی وارد کردند؛ که من مفصل خدمت آن آقایان گفتم، گفتم یک کسی مغازه‌ای داشته باشد توی یک خیابان، کل سرمایه‌اش ۳۰ سال ۴۰ سال کاسبی بوده کار می‌کرده، شما باعث و بانی‌اش شدید که مغازه‌اش را آتش زدند و زندگی‌اش را نابود کردند، خوب این کجایش آزادیست؟ شما که دم از قانون می‌زنید مگر قانون مشخص نکرده که اگر کسی اعتراضی و شکایتی دارد مرجع قانونی‌اش مشخص است، باید شکایتش را اعلام بکند که طبق قانون شورای نگهبان مقام قضایی هست و پیگیری می‌کند. احتیاج نیست که هر کسی اگر اعتراضی دارد توی خیابان بیاید و حقش را ثابت بکند.</p>
<p><strong>مردم را دست کم گرفتند</strong><br />
برای همین می‌گویم از قبل طراحی کرده بودند و برنامه داشتند، این‌ها همه قانون را بهتر از من و شما می‌دانند  و زمانی خودشان در مسئولیت بودند. آدم‌هایی نبودند که ندانند. این هم مقام معظم رهبری فرمودند که خیلی از عوام ما از خواص بهتر می‌فهمند و متوجه هستند. این‌ها چون داخل مردم نبودند و مردم را دست کم گرفتند و فکر کردند که به همین راحتی می‌توانند با پشتیبانی عوامل خارجی بیایند به آن اهدافی که دارند برسند و خسارت زیادی وارد کردند و هر طرفی که کشته بشود مهم نبود.</p>
<p><strong>به هدفشان نرسیدند</strong><br />
البته برای این‌ها مهم نبود که کسی کشته بشود، چون این‌ها سناریویی که داشتند گفتند حالا هر کسی کشته بشود، چند نفر خانواده دارد فامیل دارد‌، برداشت این‌ها این بود که با این کار  مثلا مردم می‌آیند به این نظام اعتراض می‌کنند و برای‌شان مهم نبود چه کسی کشته می‌شود. خوب این‌ هم موفق نشدند. خسارت را وارد کردند به مردم‌، اموال و جسم و جان مردم را آسیب رساندند اما به هدفشان نرسیدند.</p>
<p><strong>آن موقع خوش‌حال‌تر بودیم</strong><br />
وقتی آدم می‌نشیند و فکر می‌کند می‌گوید اگر می‌شد این جوانان بیایند در مقابله با اسرائیل و آمریکا و در آن جبهه به شهادت برسند که خیلی خوشحال‌تر و بهتر بود. این که در مبارزه با دشمن واقعی باشد نه این‌که بیاید با نیروهای داخلی توی خیابان تهران کشته بشود، این اگر می‌رفت در مبارزه با دشمن کشته می‌شد ما اصلا کوچکترین ناراحتی هم نداشتیم حالا هم نداریم ولی خوب آن موقع خیلی خوشحال تر بودیم.</p>
<p><strong>حقیقیت روشن</strong><br />
آن موقع زمانی‌که دو تا برادرمان مفقودالجسد شدند و آن یکی هم جانباز شد، مادر من رفت در مسجد سخنرانی کرد و خیلی غرا به خیلی از خانواده‌های دیگر هم که فرزندان‌شان شهید شده بودند دلداری می‌داد. ولی این سخت است که آدم می‌بیند می‌آید در خیابان تهران و کشته می‌شود؛ به طور ناحق و برای چیزی که مثل روز روشن است و این حقیقتی که مثل خورشید می‌درخشد‌، ممکن است برای یک روز دو روز بشود کتمانش کرد ولی نمی‌شود خورشید را کسی برود جلویش را بگیرد، مخفی کند و بپوشاند، این حقیقت زلال و روشن بود.</p>
<p><strong>می خواستند تقصیرات را گردن رهبری بیندازند</strong><br />
خانم ابتکار و آقای مسجد جامعی و نجفی آمده بودند. من تعجب کردم، آمده بودند تقصیر را بیندازند گردن رهبری! به کنایه می گفتند که ما تعجب می‌کنیم چرا «آقا» با این ها برخورد نمی‌کند! هم ایشان را مقصر می‌دانستند و هم دولت را. در اصل آمده بودند که این را بگویند. بعد می‌گفتند که این حوادث تقصیر ما نیست و ربطی به میر حسین موسوی هم ندارد!</p>
<p><strong>آخر مگر شما عقل ندارید؟</strong><br />
مسائلی درباره ما رواج دادند که نمی دانم شنیده‌اید یا نه؟ مثلا می‌گفتند که پول گرفته‌اند، یا مثلا  اجازه نداده‌اند مراسم بگیریم. یعنی مثلا پول تیر را طلب کرده‌اند. یا این‌که اجازه دفن ندادند، یا این‌که جنازه ها را تحویل ندادند. چیزهای می‌شنیدیم عجیب. یکی به من گفت آقا راست می‌گویند بعد دو هفته شما رفتید سر یه چاله و یه سری جنازه نشان‌تان داده‌اند؟! &#8230;. حالابی‌ادبی هم نشود، گفتم «آخه تو دیپلمت رو  از کجا گرفتی؟! جنازه اصلا مگه دو هفته می‌مونه تو چاله تو فضای باز». سوال‌های عجیبی می‌پرسیدند. مثلا آن روز یک آقایی از من سوال می‌کرد چقدر پول دادی؟ گفتم آقا پول باید برا چی می‌دادیم؟ گفت حق تیر! گفتم نه بابا حق تیر چیه اصلا. فکر کنید شما یک اتفاقی برا‌ی‌تان افتاده است و عزادارید؛ حالا در این حالت عزاداری به شما می‌گویند پول بده! آخر عقل ندارید؟</p>
<p><strong>از شهید فیض می‌خواهند سوء استفاده کنند</strong><br />
بهشت زهرا خیلی عکس گرفتند. ما یک روز آنجا بودیم. دیدیم دو تا خانوم دارند عکاسی می کنند. داییم رفت سراغ‌شان. تا متوجه خانواده‌ی ما شدند، پریدند توی ماشین و فرار کردند. می‌آیند عکس می‌گیرند. پارچه سبز می‌گذارند! کارهایی می‌کنند تا این مرحوم را به نفع خود مصادره کنند.</p>
<p><strong>نقشه‌های زیادی کشیده بودند </strong><br />
خوب دولت خدمتگزار واقعا خدمت کرد، شما همان روستایی که سواد ندارد را بروید نگاه کنید؛ خدماتی که واقعا انجام شده، من به این‌ها هم گفتم به همان خانم ابتکار و دکتر نجفی و آقای مسجدجامعی که آمدند اینجا و خیلی هم ادعا داشتند هم گفتم شما فکر می‌کنید که چطور مردم ۹۸ درصد روستا‌ها به ایشان رای دادند؟ گفتم اقداماتی که در این مدت در روستاها انجام شده در ۳۰ سال گذشته نشده، چندین مورد برای‌شان نمونه آوردم و گفتم این‌ها به خاطر خدماتی که دولت برای‌شان انجام داده رای دادند نه تبلیغاتی بوده نه چیزی بوده و هیچ چیز دیگر و این‌ها با این همه کار نتوانستند کاری از پیش ببرند. به هر حال این‌ها طراحی‌های زیادی کرده بودند، نقشه‌های زیادی کشیده بودند.</p>
<p><strong>دشمن دست بر نمی‌دارد</strong><br />
ولی خوب یک مقدار ما غافل بودیم، هرچند که مقام معظم رهبری چندین بار تذکر داده بودند مسئولین هوشیار باشند‌، مردم هوشیار باشند که این یک توطئه بسیار بزرگی بود که طراحی شده بود و باز هم خداوند لطف کرد و با نظر آقا امام زمان و عنایت خداوند این خطر از نظام جمهوری اسلامی گذشت. ولی به هر حال دشمن دست از توطئه هم بر نمی‌دارد. ابزاری یا شیوه‌ی جدیدی طراحی می‌کند و با شکل دیگری وارد می‌شود.</p>
<p><strong>از موسوی و کروبی شکایت کرده‌ایم</strong><br />
ما بعد از شهادت پسرمان با دوستا‌‌ن‌مان مشورت کردیم و شکایتی را تنظیم کردیم بر علیه آقای موسوی و کروبی و دلیل‌مان هم منطقی بود، یعنی در شکایتی که از این آقایان کردیم گفتیم مقصر اصلی این کسانی بودند که این حادثه را آفریدند، اگر این حادثه نبود مغازه آتش نمی‌گرفت، این اتفاق نمی‌افتاد و کسی هم کشته نمی‌شد. حالا این طرف هر کس می‌خواهد باشد، حتی یک جوانی که رای داده باشد ولی توطئه این اشخاص را نمی‌دانسته.  فکر می‌کرده راه درستی آمده و آن خون ریخته شده &#8230;  به هر حال ما شکایت را تنظیم کردیم به عنوان معاون اصلی قتل این جوانان که مورد محاکمه قرار بگیرند.</p>
<p><strong>قوه قضائیه شکایت‌مان را تحویل نمی‌گرفت!</strong><br />
شکایت را خیلی جاها بردیم. دادگاه جنایی تحویل نمی‌گرفت. از این دادگاه به آن دادگاه. بالاخره گفتند شکایت را باید ببرید بخش کارکنان دولت. چون این‌ها عضو مجمع تشخیص نظام هستند و جزء کارکنان دولت محسوب می‌شوند. چند روزی این شکایت ما همین‌جور دست به دست شد تا ما بتوانیم شکایت‌مان را ارائه بکنیم و اقدام بشود. جلسه دادگاه را هم رفتیم و بحث‌های‌مان را انجام دادیم. ولی هنوز اقدامی که باید بشود نشده.</p>
<p><strong>ما از هیچ کس انتظاری نداریم</strong><br />
رسانه‌های خارجی به هر شکلی می‌خواستند بگویند بله، نظام به این‌ها توجه نکرده. حالا ما که توقعی نداریم از کسی، ما وقتی این حادثه اتفاق افتاده از مقام معظم رهبری، از دولت از نظام از هیچ کس توقع نداریم، گفتم ما برای این نظام بیشتر از این هم هزینه می‌کنیم، حتی دوستان نزدیک ما که محبت کردند آمدند سرکشی کردند، چندین بار آمدند لطف داشتند ما از این‌ها هم توقعی نداریم، می‌دانیم مردم خودشان گرفتاری دارند.</p>
<p><strong>توجه به خانواده‌های داغدار برای جلوگیری از سوء استفاده دشمن</strong><br />
دوستان خود ما باید با تمام خانوداه‌ها ارتباط برقرار کنند، سرکشی کنند چون بعضی خانواده‌ها کسی را ندارند. من سراغ دارم مثلا فامیلی ندارند که تحصیل کرده باشند بعد این خناس‌ها می‌روند و با این‌ها صحبت می‌کنند که بگویند نظام مقصر بوده.</p>
<p><strong>جرس مصاحبه من را سانسور کرد</strong><br />
شاید ده‌ها بار  با ما تماس گرفتند که مصاحبه کنند، اطلاعاتی کسب کنند، یک شکلی که می‌خواهند بگویند این اتفاق از طرف نظام بوده و این را وانمود کنند، حتی من این مصاحبه‌ی آخری که داشتم با خبر نگار (جرس) که خانوم بود خیلی سوالاتی کردند که بخشی از مصاحبه را جا انداختند و سوالات زیادی که محکم جواب‌شان را دادم و حالا بخشی را حذف کرده و منتشر نکردند چون ترسیدند.</p>
<p><strong>دشمن فعال است؛ مواظب باشیم</strong><br />
در مجموع آن‌ها در این جبهه بسیار فعال‌ترند ، یعنی الان دست بردار نیستند و در مدت یک سال و خورده‌ای که گذشته و از هر راهی که نفوذی دارند استفاده می‌کنند. برای همین است که ما باید هوشیار باشیم و مخصوصا جوانان همیشه هوشیار باشند در مبارزه با اینان. الان این همه کانال و سایت شبانه روز علیه جمهوری اسلامی تبلیغ می‌کنند ، فیلم و سریال درست می‌کننند ، به هر حال می‌طلبد که ما تحرکات بیشتری داشته باشیم ، جوانان ما بیشتر فعالیت کنند و دست از مبارزه بر ندارند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.teribon.org/archives/16075/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرده باد مستضعفین و پا برهنگان!</title>
		<link>http://www.teribon.org/archives/16331</link>
		<comments>http://www.teribon.org/archives/16331#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Aug 2010 08:14:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادگی برای مستضعفین]]></category>
		<category><![CDATA[خبر ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[اشرافیت]]></category>
		<category><![CDATA[تبعیض]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت]]></category>
		<category><![CDATA[فقر]]></category>
		<category><![CDATA[مستضعفین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/?p=16331</guid>
		<description><![CDATA[از یک سو با قشر مستضعف و محرومی هر روز سرو کار دارم که متاسفانه هیچ گونه تریبون و رسانه های در اختیار ندارد از سویی دیگر نیز با قشر بسیار اندکی از سوی رسانه های کشور مواجه می شوم که همه جا را به تسخیر خود درآورده اند و انواع و اقسام رسانه‌ها...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سال ها پیش در جایی خوانده بودم که تهران  چهار راهی دارد که چهارسوی آن به چهار کاخ ختم می شود: کاخ ریاست جمهوری،  کاخ ریاست قوه قضاییه، کاخ هیات دولت و کاخ مجمع تشخیص مصلحت نظام ساختمان  قدس یعنی همان کاخ مرمر.</p>
<p>از قضا اراک هم دارای خیابانی است که  ساختمان نهادهای انقلابی و حساس در آن قرار دارد. خیابان قائم مقام اراک در  درون خود ساختمان های نهادها و ادارات انقلابی همچون سپاه پاسداران، اداره  اطلاعات، هیات نظارت و کمیته امداد و شورای شهر را در خود جای داده است.  این نهادها و ادارات همگی از جمله سازمان هایی هستند که بعد از پیروزی  انقلاب اسلامی پا به عرصه حیات گذاشتند تا بتوانند حافظ آرمان ها، ارزش ها و  دستاوردهای انقلاب اسلامی باشند. قطعا یکی از مهمترین و اصلی ترین آرمان  ها و ارزش های انقلاب توجه جدی به اقشار مستضعف و محروم جامعه است. چنانچه  حضرت امام (ره)بارها ضمن گوشزد به مسوولین در خصوص غافل نشدن از این قشر  زحمتکش و بی یاور بیان کرده بودند:</p>
<p>&#8220;خدا  نیاورد آن روزی را که سیاست ها و سیاست مسوولین کشور ما پشت کردن به دفاع  از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان  از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. معاذ الله که این با سیره و روش  انبیا و امیر المومنین و ائمه معصومین علیهم السلام ) سازگار نیست. این  حرمت و پاک روحانیت منزه از آن است&#8230; این از افتخارات انقلاب و روحانیت  است که به حمایت از پا برهنگان برخاسته و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را  زنده کرده است&#8221;.    (امام خمینی ۱۳۶۶/۵/۶)</p>
<p>همه این مقدمات را  بیان کردم تا به این نکته اشاره کنم که در هیاهو روزگار گاهی مواقع چنان  با بی خیالی و بی تفاوتی از کنار برخ مسائل رد می شویم که در جایگاه یک  شهروند و یا یک مسوول بارها شعار گونه بر طبل آن می زنیم. از آن جمله در  ابتدای خیابان قائم مقام دو سالی است که کسانی که از آن مسیر رفت و آمد می  کنند پیرمردی را دیده اند که در اوایل با بدنی سالم چند بسته دستمال کاغذی  در یک دست می گرفت و در دستی دیگر با لنگ حمام شیشه های ماشین ها را پاک می  کرد و به این صورت لقمه نان حلالی هر چند بخور و نمیر برای خانواده خود  فراهم می کرد. ولی چند ماهی است که وی با ماشین تریلی ۱۰ چرخ تصادف کرده  است و از ناحیه کمر، چشم ها و دهان مورد آسیب جدی قرار گرفته است. بینایی  یکی ازچشمانش را از دست داده و به دلیل صدمه جدی مهره های کمر، به سختی  قادر به راه رفتن می باشد. دهانش نیز از سه ناحیه شکسته است که با مساعدت  مالی یکی از اقوامش توانسته عمل جراحی انجام دهد و اندکی بهبود یابد. راستش  را بخواهید هر روز که از منزل به قصد رفتن به سرکار خارج می شوم با چهره و  اندام نحیف و معلول وی روبرو می شوم و شب ها نیز که گاها ساعت ۲۴ شب می  خواهم به منزل مراجعت کنم کماکان وی را مشاهده می کنم که در ابتدای خیابان  قائم مقام تا پاسی از نیمه شب با بدنی معلول که حتی قادر به روی پای خود  ایستادن نیست مشغول شیشه پاک کردن خودروها و کسب پول حلال برای ۴ فرزند و  همسرش می باشد. همه ی این اتفاقات در حالی روی می دهد که این مسیر از پر  رفت و آمد ترین مسیر های شهر اراک است و معمولا نیز کسانی یا مسوولین از  این خیابان عبور می منند که در نهادهای انقلابی همچون کمیته امداد، سپاه،  اطلاعات و شورای شهر &#8230; مشغول به کار هستند. وقتی از وی سوال می کنم که  آیا در این مدت کسی از مسوولین از شما جویای احوال شده اند؟ با لبخندی تلخ و  در عین حال تمسخر آمیز سرش را به بالا حرکت می دهد یعنی اینکه نه!</p>
<p>این  نه به معنای آن است که جامعه متدینین و حزب الهی ما کم کم دارد نسبت به  امور بی تفاوت می شود؟</p>
<p>این نه به معنای آن است که مسوولین ما پا  برهنگان و مستضعفین انقلاب را در آسیاب سرمایه داری رها کرده اند؟</p>
<p>این  نه به معنای آن است که مسوولین ما به درد بی دردی دچار شده اند و این  نه&#8230;</p>
<p>وقتی این صحنه ها را مشاهده می کنم در مقابل یاد تیتر چند روز  پیش برخی رسانه ها می افتم که در ضمن مسابقه برای گرفتن مصاحبه با محمد  جابریان <strong>مرد ۱۳۶۴ میلیارد تومانی</strong> در گزارشات خود با چنان  آب و تابی بیان کرده بودند که وی چگونه توانسته سی در صد از سهام شرکت  فولاد خوزستان را در بورس تهران به مالکیت خویش در آورد؟</p>
<p>در یکی از  این یاداشت ها و گزارشات به نقل از شخصی که خود را به عنوان سهامدار ۳۶  شرکت بورس معرفی کرده بود در حمایت از جابریان چنین نگاشته شده بود: &#8220;<strong>خودم  شخصا بارها با افرادی مواجه شده ام که نفرت خود را از سرمایه داری پنهان  نکرده اند. معمولا این جمله آنها این بوده است که از کجا آورده ای؟ و بعدها  گفته اند هیچ برجی ساخته نمی شود مگر روی شانه مستضعفان یا هیچ حساب بانکی  کار می کند مگر با زحمت آدم های بیچاره</strong>.&#8221; (شهروند امروز-شماره  ۵۴-پرویز گیلانی)</p>
<p><img class="alignleft size-full wp-image-16332" title="n00002171-b" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/08/n00002171-b.jpg" alt="" width="250" height="150" />نکته جالب این اینکه در انتهای یاداشت وی علت  پولدار شدن خود را این گونه شرح و توصیف می کند: &#8220;<strong>خدا بیامرزد پدر  مرحوم را، اگر روزی با خیامی بزرگ روبرو نمی شد و برای نگهداری از باغ گل  زیبای او به خانه اش قدم نمی گذاشت سهامدار شرکت ایران ناسیونال نمی شد&#8230;  من هم به جایی نمی رسیدم که سهامدار ۳۶ شرکت بورس باشم و خانه ای در  زعفرانیه داشته باشم</strong>&#8220;(همان منبع)</p>
<p>از قدیم گفته اند، آدم  دروغگو(!) کم حافظه است. جناب سهامدار ۳۶ شرکت، خود معترفند که با باز شدن  پای پدرشان به خانه از ما بهتران توانستند از فرش به عرش برسند بدون آنکه  زحمتی به خود داده باشند.</p>
<p><strong>حقیقتا قصه ی سرمایه دار شدن خیلی  ها در کشور ما جزء با استفاده از رانت و فساد اقتصادی راه به جایی نمی  برد!<br />
</strong><br />
همه ی اینها را که در کنار هم قرار می دهم<strong> از  یک سو با</strong> <strong>قشر مستضعف و محرومی</strong> هر روز سرو کار  دارم که متاسفانه هیچ گونه تریبون و رسانه های در اختیار ندارد تا به بیان  خواسته ها و نیازها و مطالبات خود بپردازد.<strong> از سویی دیگر نیز با  قشر بسیار اندکی از سوی رسانه های کشور </strong>مواجه می شوم که سوار بر  امواج صدا و سیما همه جا را به تسخیر خود درآورده اند و انواع و اقسام  رسانه های الکترونیکی، مکتوب، شنیداری را اشغال کرده اند.</p>
<p><strong>در  کشوری که انقلابش بر شانه های مستضعین و محرومین شکل گرفته است</strong> کار به جایی رسیده است که حتی یک رسانه هم در اختیار آنها قرار ندارد ولی<strong> از سویی دیگر قشری که کمترین زحمت را برای انقلاب کشیده است </strong>با  کمال وقاحت عرصه را بر روی اقشار دیگر جامعه تنگ می کند و <strong>همچون  کودکی لوس و پر، سهم و امکانات بقیه فرزندان خانواده را نیز طلب می کند</strong>.  از همه اینها جالبتر و تاسف بارتر زمانی است که <strong>مسوولین ما درهای  اتاقشان در هر ساعت شبانه روز بر روی عزیزان سرمایه دار باز است ولی هنگامی  که نوبت مستضعفین می رسد به یکباره وقت ها فشرده می شود</strong> و دیگر  مجالی برای شنیدن سخنان اینان باقی نمی ماند: &#8220;اگر چه نگارنده معتقد است در  نظام مطلوب اسلام همه ی اقشار باید مورد توجه باشند (از جمله بازرگانان و  سرمایه داران) ولی تقسیم امکانات و امتیازات جامعه و توجه مسوولین به این  اقشار باید عادلانه باشد&#8221;.</p>
<p>زمانی در این مملکت <strong>خدمت کردن به  محرومین و مستضعفان </strong>از طریق کارکردن در دستگاه های همچون کمیته  امداد و بهزیستی افتخار بود ولی در برهه ای دیگر همچون لکه ننگی است که هر  کس سعی دارد به وزارتخانه های لوکس همچون نفت، صنایع و معادن رحل هجرت  گزیند. روزگاری <strong>فقرا</strong> را با واژه های همچون <strong>مستضعفین</strong> مخاطب قرار می دادند ولی با گذشت زمان واژه های نامانوسی همچون <strong>اقشارآسیب  پذیر</strong> پا به عرصه گذاشتند که در ادامه آن <strong>حتی سیاست های  که در حمایت از فقرا به کار برده می شود را به سیاست های گدا پروری قلمداد  می نمایند.<br />
</strong><br />
بهر حال در این فضا مناسب دیدیم همان طور که <strong>رسانه  های سرمایه داری</strong> برای به تصور کشیدن تحفه ی مطلوب خود سر و دست  می شکنند ما نیز در حد وسع خود <strong>مصاحبه ای با یکی از میلیون ها  یاران مستضعف و محروم انقلاب اسلا</strong>می انجام دهیم. یکی از همین  مستضعفینی که با وجود درآمد روزانه ۵ هزار تومان بایستی از یک طرف ماهیانه  صد هزار تومان کرایه خانه بدهد و از سویی دیگر ب<strong>ه فکر تامین لقمه  نانی هر چند اندک برای زنده ماندن</strong> باشد و اینکه اصولا در خانه  دختری بزرگ و دم بخت دارد وتهیه جهیزیه پیشکش!</p>
<p>به راستی که اگر کمی  سکوت کنید و خوب گوش کنید ص<strong>دای له شدن استخوان مستضعفین</strong> را خواهید شنید. این شما و این گفت و گوی با پیرمردی که تنها افتخارش بردن  یک تکه لقمه نان حلال برای زن و بچه اش می باشد!</p>
<table style="height: 207px;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="300" align="left">
<tbody>
<tr>
<td></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>اسمت  چیه عمو؟</p>
<p><strong>مشتاق صمدی- ۵۰ ساله</strong></p>
<p>اهل  کجا هستی؟</p>
<p><strong>روستای انمارلوی شازند</strong></p>
<p>چند  تا فرزند داری ؟</p>
<p><strong>چهار فرزند ، ۲  دختر و ۲ پسر</strong></p>
<p>خانه داری؟</p>
<p><strong>بله! در میدان انقلاب مستاجر هستم</strong></p>
<p>چقدر  اجاره خانه می دهی؟</p>
<p><strong>۱۰۰ هزار تومان  کرایه ویک میلیون تومان پیش</strong></p>
<p>از چه مدتی سر خیابان  کار ی می کنی ؟</p>
<p><strong>۲ الی ۳ ماه</strong></p>
<p>قبلا  به چه کاری مشغول بودی ؟</p>
<p><strong>تا ۳ &#8211; ۲  سال پیش به کشاورزی مشغول بودم.</strong></p>
<p>چقدر درآمد داری ؟</p>
<p><strong>روزی ۵ الی ۶ هزار تومان</strong></p>
<p>از  چه ساعتی مشغول به کار می شوی ؟</p>
<p><strong>از ۸  الی ۹ صبح تا ۱۲ شب مشغول کار هستم.<br />
</strong><br />
قبلا سر حال  تر بودی ؟</p>
<p><strong>با ماشین تصادف کردم!</strong></p>
<p>چطور  این اتفاق افتاد؟</p>
<p><strong>منتظر ماشین بودم  که برم خانه و ناگهان زیر ماشین تریلر ۱۰ چرخ رفتم.</strong></p>
<p>این  اتفاق چه زمانی افتاد؟</p>
<p><strong>دو سال پیش!</strong></p>
<p>راننده  ماشین را گرفتند؟</p>
<p><strong>بله &#8211; الان زندان  است و ۱۰ میلیون دیه برایش بریده اند ولی او پرداخت نمی کند!<br />
</strong><br />
ماشین  مال چه کسی بود ؟</p>
<p><strong>برای خود راننده  بود.</strong></p>
<p>چه آسیبی دیدی؟</p>
<p><strong>دهانم از ۳ جا شکست و کمرم آسیب جدی دید و یک چشمم هم نا  بینا شد.</strong></p>
<p>برای عمل کمرت چه مقدار پول لازم است ؟</p>
<p><strong>نمی دانم.</strong></p>
<p>دهانت که شکسته  بود چه کار کردی ؟<br />
<strong><br />
عمل کردم و ۵۰  هزار تومان از هزینه ی آن را خواهرزاده ام پرداخت کرد.</strong></p>
<p>الان  چه مشکلاتی داری ؟</p>
<p><strong>درآمدم کافی  نیست.</strong></p>
<p>از مسوولان کسی به شما کمک می کند ؟</p>
<p><strong>نه هیچ کس!</strong></p>
<p>کمیته امداد  به شما کمکی می کند ؟</p>
<p><strong>نه!</strong></p>
<p>به  کمیته امداد رفتی ؟</p>
<p><strong>دو تا سه دفعه  رفتم ولی می گویند ما به کسانی کمک می کنیم که پا، دست و چشم ندارند!</strong></p>
<p>برای  مشکلی که داری کسی کمکت می کنه؟</p>
<p><strong>نه  هیچ کس کمکم نمی کند!</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.teribon.org/archives/16331/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تا ۳ماه‌ دیگر به‌ دو کشور حمله‌ می‌شود</title>
		<link>http://www.teribon.org/archives/14326</link>
		<comments>http://www.teribon.org/archives/14326#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Jul 2010 07:41:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>تحریریــه</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار کشور]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار کوتاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[انرژی هسته‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[اوباما]]></category>
		<category><![CDATA[سناریوی جدید امریکا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/archives/14326</guid>
		<description><![CDATA[احمدی نژاد تصریح کرد: من اطلاع می‌دهم، آنها تصمیم گرفته‌اند تا سه ماه آینده علیه حداقل دو کشور منطقه عملیات انجام دهند. روشن هم هست که همه این بازی‌ها برای نجات رژیم صهیونیستی است. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>رئیس جمهور در مصاحبه روز دوشنبه خود با شبکه تلویزیونی پرس تی وی با اشاره به این‎که ایران از ابتدا به سوی تعامل و همکاری گام برداشته است، تصریح کرد که غربی‎ها در مسیر تعامل و همکاری مشکل تراشی کرده‎اند.<br />
آنچه در ادامه می آید متن کامل مصاحبه رئیس جمهور ایران با شبکه تلویزیونی پرس تی وی می باشد:<a rel="attachment wp-att-14336" href="http://www.teribon.org/archives/14326/files_upload_12893"><img class="aligncenter size-full wp-image-14336" title="Files_Upload_12893" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/07/Files_Upload_12893.jpg" alt="" width="370" height="204" /></a></p>
<p>پرس تی‌وی: در ابتدا درباره آخرین تحولات درباره موضوع هسته‌ای ایران و نامه این کشور به مسئول سیاست خارجی اروپا توضیح دهید؟<br />
احمدی‌نژاد: چندی پیش قرار شد با پذیرش تبادل سوخت به سوی تعامل پیش رویم و با کنار رفتن بدبینی‎های دوطرفه، تقابل به تعامل تبدیل شود اما طرف مقابل مشکلاتی را پیش آورد که مسیر به این سمت نرفت اما همیشه برای تبادل آماده بوده‌ایم.<br />
این وضعیت ادامه یافت تا این‌که آقای اوباما رئیس جمهور امریکا از رئیس جمهور برزیل و نخست وزیر ترکیه درخواست کردند که این دو با ایران صحبت کنند و راه تعامل و تبادل را دوباره باز کنند. این خواسته ما نیز بود. ما در تهران با این دو مذاکره کرده بودیم که نتیجه آن بیانیه تهران است. این بیانیه دارای چهارچوبی بسیار منطقی ، قانونی و عادلانه برای دوستی و تبادل هسته‌ای است و بسیار روشن و شفاف هم هست. اما برخی از این نتیجه خوشنود نشدند و نخواستند چنین اتفاقی رخ دهد. دولت امریکا با همراهی انگلیس و برخی کشورها به جای پاسخ مثبت به این اقدام بسیار بزرگ و گام بلند ایران که حاضر شد مواد هسته‌ای را به خارج از این کشور بفرستد و با کسانی قرارداد ببندد که بارها توافق خود با ایران را به طور یک طرفه نقض کرده‌اند، دست به تصویب قطعنامه زدند.</p>
<p><strong>* قطعنامه شورای امنیت اثر گذار نیست</strong><br />
هر چند این قطع‌نامه اثر گذار نیست ولی نفس این رویکرد بد است زیرا این کشورها هر زمان که منطقی ندارند فوراً دست به اسلحه می‌برند یا قطع‌نامه تصویب می‌کنند. این در حالی است که مناسبات جهانی را باید با منطق و گفت‎و‎گو حل کرد.<br />
این قطعنامه در شرایطی تصویب شد که رژیم صهیونیستی کشتی کمک‌های انسانی را در دریای آزاد مورد هجوم قرار داده بود. این کشورها نسبت به رژیم اسرائیل عکس العملی نشان ندادند ولی با ایران که دست همکاری دراز کرده است چنین برخوردی کردند.<br />
ما همان زمان زشتی این اقدام و بی‌اثر بودن اقدام این کشورها را به آنان یادآور شدیم و برای این‌که تنبیه شوند و یاد بگیرند چگونه با ملت‌ها رفتار کنند به آن‌ها گفتیم که تا نیمه ماه رمضان (اواسط سپتامبر) گفت‌و گو نمی‌کنیم.<br />
بعد از آن بعضی از این کشورها در تماس خود با ما پذیرفتند که بعد از این زمان گفت‌و گو را آغاز کنند اما (کاترین اشتون) مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که در ۳ تا ۴ ماه گذشته در پاسخ به تماس‌های آقای جلیلی برای مذاکرات جواب درستی نداده بود و گفته بود فعلا آمادگی برای مذاکره ندارد روز بعد از قطعنامه در مصاحبه و نامه خود برای مذاکره اعلام آمادگی کرد. آقای جلیلی در پاسخ ضمن اعلام آمادگی همیشگی ایران برای گفت‌وگو، یادآور شد که مذاکرات پس از زمان اعلام شده آغاز خواهد شد.<br />
پرس تی‌وی: برخی از رسانه‌ها معتقدند ایران در پی تحریم‌های شورای امنیت و تحریم‌های یک‌جانبه اروپا و برخی کشورها، نامه اخیر خود برای مذاکره را ارسال کرده است؟<br />
احمدی نژاد: به هیچ وجه. قبلا هم گفته‌ایم که این منطق که تصور کنند با صدور قطعنامه ما را وادار به مذاکره خواهند کرد از ابتدا شکست خورده است. ما از ابتدا همیشه گفت‌گو کرده و هیچگاه آن را تعطیل نکرده‎ایم. مذاکرات همیشه از جانب طرف مقابل زمانی که منطقی برای پاسخ نداشتند و می خواستند کاری غیرقانونی کنند، متوقف شده است.</p>
<p><strong>*به علت رفتار بد غربی‌ها مذاکرات را عقب انداختیم</strong><br />
این بار هم بلافاصله پس از قطعنامه، خانم اشتون که ۳ ماه حاضر به مذاکره نبود اعلام کرد آماده گفت‌وگو است. آقای جلیلی هم در پاسخ گفتند ما آماده گفت‌و‌گو هستیم امارئیس جمهور به علت رفتار بدی که مرتکب شده اید مذاکرات را ۲ ماه به تعویق انداخته است. این یعنی ما اواسط سپتامبر آماده گفت‌و ‌گو هستیم.<br />
ما پیش از این قطعنامه هم آماده گفت‌و ‌گو بودیم اما آنچه مهم است مبنا و چهارچوب گفت‌و‌گو است. به نظر ما گفت‌و گو باید بر مبنای احترام و عدالت باشد. ما چهارچوب را در بسته پیشنهادی برای آنان مشخص کرده ایم که شامل مسائل بین‌المللی و دغدغه‎های مشترک جهانی است.<br />
این کشورها می‌دانند که در صحنه واقعی نمی‌توانند ایران را به عقب نشینی وادار کنند و به همین علت در فضای خیال و خبرسازی می‌خواهند بگویند که ایران در این جریان یک قدم عقب نشینی کرده است. این رویکرد اشتباه است. لازم نیست هیچ کس عقب نشینی کند همه می‌توانند رو به جلو حرکت کنند ولی بر مبنای دوستی و صلح که در آن همه سود می‌برند و کسی ضرر نخواهد کرد.<br />
پرس تی‌وی: شما گفتید ایران آمادگی دارد بر مبنای عدالت و تساوی در ماه سپتامبر مذاکرات را آغاز کند. سوال اول این است که آیا شما اعتقاد دارید که مذاکره با این شرایط رخ خواهد داد؟ سوال بعدی این است که شما گفته‌اید پرونده هسته‌ای بسته شده است اما اگر گروه ۱+۵ خواستار ادامه بحث در این باره باشد ایران تا چه حد حاضر به این کار است؟</p>
<p><strong>* شروط ایران برای از سرگیری مذاکرات</strong><br />
احمدی نژاد: ما گفته‌ایم که حاضریم از اواسط سپتامبر گفت‌و‌گو کنیم ولی چند شرط داریم. اولین شرط این است که باید کشورهای دیگری هم حضور داشته باشند. به چه دلیل ما باید فقط با ۱+۵ گفت‌وگو کنیم؟ این گروه چه مبنایی دارد و بر اساس چه قانونی تعیین شده است؟ اگر شامل ۵ عضو شورای امنیت است پس آلمان این‌جا چه می‌کند؟ ما از حضور آلمان استقبال می‌کنیم ولی می‌گوییم به همان دلیلی که آلمان در مذاکرات حضور دارد کشورهای دیگری هم باید در گفت‌وگوها حاضر باشند.<br />
شرط دوم این است که این کشورها نظر خود را درباره چند موضوع اعلام کنند. بگویند که نظر آن‌ها درباره بمب‌های اتمی رژیم صهیونیستی چیست؟ فقط در این حد پاسخ می‌خواهیم که با وجود این بمب‌ها موافقند یا مخالف؟ باید مشخص کنند که هدفشان از این مذاکرات دوستی است یا دشمنی؟ باید مشخص کنند که درباره ان‌پی‌تی و اصلاحاتی که در اجلاس نیویورک درباره آن انجام شده موافقند یا مخالف؟ آیا با همه این تغییرات موافقند؟ همینطور این کشورها باید اعلام کنند که در گفت‌و‌گو می‌خواهند از قانون منطق و عدالت پیروی کنند یا زور؟ آیا هر جا که استدلالی نداشتند از منطق پیروی می‌کنند یا دوباره متوسل به قطعنامه می‌شوند؟ پاسخ آنان به این سوالات فضای مذاکرات را مشخص می‌کند. هر پاسخی بدهند برای ما تفاوتی نمی‌کند زیرا ما مذاکرات را بر اساس این پاسخ‌ها تنظیم می‌کنیم ولی ترجیح ما این است که پاسخ‌های این کشورها منطقی باشد.<br />
در زمینه موضوع هسته‌ای چیزی به نام پرونده هسته‌ای وجود ندارد. این نام ساخته دست این کشورها است. ما طبق قانون عمل می‌کنیم و بیشترین همکاری را با آژانس کرده‌ایم. تا امروز فوق قانون با آژانس همکاری کرده‌ایم تا جایی که آژانس تا امروز تمام اطلاعات هسته‌ای ما را بر خلاف قانون منتشر کرده است. ما هر گزارشی که به آژانس می‌دهیم روز بعد در رسانه‌های امریکایی منتشر می‌شود این امر صریحا بر خلاف قوانین است. آژانس باید اسرار کشورها را حفظ کند. ایران تنها کشوری است که اطلاعات هسته‌ای آن در روزنامه‌ها منتشر شده است. ما تا امروز در این باره اعتراضی نکرده‌ایم ولی این حق برای ما محفوظ است.</p>
<p><strong>*حاضرم با اوباما مذاکره کنم</strong><br />
ادعاهای خلاف قانون این کشورها ( ۱+۵ ) بر ما تاثیری ندارد ما در زمینه مسائل بین‌المللی، دغدغه‌های مشترک و اختلافاتی که با یکدیگر داریم با این کشورها گفت‌وگو می‌کنیم. من حتی اعلام کردم آماده‌ام با آقای بوش گفت‌وگو کنم. با این که به علت شخصیت ویژه‌اش کسی حاضر به مذاکره با وی نبود. سال گذشته گفتم حاضرم با آقای اوباما هم مذاکره کنم. به نظر من این کشورها گفت‌وگو را هم نوعی ابزار سلطه می‌دانند. ما این نگاه را نداریم و معتقدیم گفت‌و گو برای تفاهم ، صلح و تعمیق دوستی‌ها است.<br />
پرس تی‌وی: می‌خواهم درباره دیدگاه شما در زمینه شکل گیری معادلات جدید قدرت در جهان و تحولات سیاسی جهان بپرسم. برای مثال ترکیه و برزیل سعی می‌کنند در سطح جهانی ایفای نقش کنند. جایگاه ایران را در این معادلات جدید چه می‌بینید؟ آیا شما تحقق این تغییر را در آینده نزدیک قابل تحقق می‌بینید؟<br />
احمدی نژاد: روشن است که معادلات سیاسی جهان به سرعت در حال تغییر است. البته این معادلات خود تابع معادلات اندیشه و فرهنگ است. فرهنگ و اندیشه در جهان به سرعت در حال تغییر است. نگاه مردم دیگر نگاه قومی، منطقه‌ای و حتی ملی نیست بلکه جهانی شده است. تمایل مردم به مطالبه عدالت روزافزون است و دیگر مناسبات تبعیض آمیز را نمی‌پسندند. همه به دنبال احترام و حقوق برابرند و این نشانه تغییر فکری است. تغییرات سیاسی تابع تغییرات فکری و فرهنگی است.<br />
زمانی جهان شامل دو بلوک شرق و غرب بود و همه دنیا زیر سلطه این دو بود. ملت‌ها در آن شرایط اطلاعات و ارتباط با یکدیگر نداشتند و سطح مطالبات پایین بود. این شرایط اکنون عوض شده و یکی از این بلوک‌ها در تاریخ محو شد. بلوک دیگر گمان کرد که می‌تواند جای شوروی را بگیرد غافل از این‌که ذهنیت‌ها عوض شده و این را نمی‌پذیرد. ما فکر می‌کنیم بلوک دوم هم در حال محو شدن در تاریخ و افول است. این بلوک در همه حوزه‌ها در بن بست است. در سیاست، اقتصاد و مدیریت امنیتی دنیا در بن بست است. آن‎ها ‌هم دارند می‌روند و به طور طبیعی دیگران جای آن‌ها را می‌گیرند. ما فکر می‌کنیم این دیگران همه هستند.</p>
<p><strong>* ایران در زمینه تحول فکری در جهان پیشتاز است</strong><br />
درست است که بعضی مثل ترکیه، برزیل و ایران از بقیه جلوترند ولی ما فکر می‌کنیم دیگران هم خواهند آمد. ما فکر می‌کنیم در آینده نزدیک جهان همه باید مشارکت فعال بر پایه عدالت و احترام داشته باشند و هیچ کس خود را برتر از دیگران ندارند و روابط براساس احترام باشد. در این تحول فکری که در جهان در حال رخ دادن است برخی کشورها مثل ایران پیشتازند. روشن است که ایران استقلالی واقعی به دست آورد و در برابر هم شرق و هم غرب ایستاد و خود را از دایره تاثیر گذاری آن‌ها خارج کرد. به همین دلیل توانست در محیط بین الملل تاثیر بگذارد و عمده آن تاثیر فکری و فرهنگی است که ادامه دارد. جایگاه ایران به لحاظ مناسبات معمول سیاسی مثل بقیه جایگاه عادلانه و احترام‌آمیز است. اما آنچه در حال رخ دادن است و برای ایران اهمیت دارد این است که ایران اکنون در دل ملت‌ها جا دارد. رابطه ایران با ملت‌ها قلبی و محبت‌آمیز است. ما چنین رابطه‌ای را برای همه کشورها خواهانیم .طبیعی است که این جایگاهی است که این معادلات معمول سیاسی قابل سنجش نیست.<br />
پرس تی‌وی: یک سؤال دیگر داشتم راجع به ترکیه و برزیل و دور چهارم تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران، این دو کشور با این تحریم‌ها مخالفت کردند اما روسیه و چین به این تحریم‌ها رای منفی ندادند. آیا این رویکرد مسکو باعث خواهد شد که ایران در روابطش با روسیه بازنگری کند یا خیر؟</p>
<p><strong>* همنوایی رییس جمهور روسیه با آمریکا</strong><br />
احمدی‌نژاد: در قطع‌نامه‌های قبلی هم روسیه رای مثبت داده بود. این مسأله جدیدی نبوده است. البته هم‌اکنون در روسیه نظرهای متفاوتی مطرح است. آن چیزی که رئیس جمهور روسیه می‌گوید، آشکارا خلاف منافع این کشور است و یک نوع هم‌نوایی با امریکاست. قبلا روسیه در قطع‌نامه‌ها مشارکت می‌کرد و در این رابطه نیز همین حرف را به ما زدند و گفتند که ما قطع‌نامه را طوری تنظیم می‌کنیم که مشکل جدی ایجاد نشود، ما نمی‌خواهیم که مشکلی ایجاد شود و خواستار آن هستیم که با گفت‌و‌گو مسائل حل شود. اما اخیرا برخی از حرف‌های رئیس جمهور روسیه در حقیقت میدان دادن به امریکاست و این چراغ سبز نشان دادن به امریکا برای اعمال فشار بر ایران و کارهای دیگر است. در واقع فروختن منافع روسیه به امریکاست. این مسأله جدیدی است، البته پیش از آن‌که به ضرر ما باشد این مسأله به ضرر روسیه است.<br />
فرض کنید این چهار قطع‌نامه سه تا صفر هم بیاید جلوش و چند سال دیگر بگویند که ما چهار هزارمین قطع‌نامه را علیه ایران صادر کردیم. این مسأله تقریبا تبدیل به یک لطیفه شده است.<br />
البته این بدان معنا نیست که ما از این مسأله استقبال کنیم، بالاخره آن‌قدر قطع‌نامه صادر می‌کنند که این‌ها هم از تاریخ خارج شوند.<br />
دقت کنید، اتفاق مهمی که در دنیا می‌افتد و شما در سؤال قبلی‌تان هم بر این مسأله تاکید داشتید، این است که جریان جدیدی در دنیا در حال روی کار آمدن و جریانی دیگر در حال رفتن است. آن‌هایی که با جنگ جهانی دوم روی کار آمدند و بر دنیا حاکم شدند، ادبیات، اقتصاد و فرهنگ‌شان را در دنیا حاکم کردند، دوره این‌ها دیگر تمام شده است، این‌ها وقت‌شان در این هتل تمام شده است، این‌ها باید ساک‌هایشان را جمع کنند و بروند و البته در حال رفتن هستند.</p>
<p><strong>*یک موج جدیدی در حال روی کار آمدن است</strong><br />
یک موج جدیدی در حال روی کار آمدن است که این موج دیگر موج سلطه، موج دروغ‌گویی و موج فریب‌کاری نیست. این یک موج انسانی و فرهنگی است و ایران در قلب این موج حضور دارد.<br />
می‌توانیم بگوییم که ملت‌ها در حال آمدن هستند و سلطه‌گران در حال رفتن هستند. حالا با صدور دو قطع‌نامه این معادله عوض نخواهد شد زیرا این معادله گستره‌اش جهانی است. اصلا با صدور قطع‌نامه این معادله عوض نخواهد شد. مانند این است که یک رودخانه عظیمی که در هر ثانیه هزار تا دو هزار متر معکب آب را منتقل می‌کند را بخواهید با یک کامیون خاک یا زباله جلوی این جریان عظیم و زلال آب را بگیریم. هر کس این موضوع را ببیند، می‌خندد. مسخره است که شما بخواهید با یک کامیون زباله جلوی رودخانه زلال را بگیرید.<br />
امروز ایران ترجمان خواسته ملت‌هاست. ما خواسته ملت‌ها را بیان می‌کنیم. فرقی با بقیه نداریم و همه به احترام و عدالت وابسته است. ایران این مسأله را می‌گوید و یک حقیقت را فریاد می‌زند. فرض کنید یک کامیون زباله جلوی درب خانه ایرانی‌ها ریختیم، حقیقت که هست و تغییر نمی‌کند.<br />
پرس تی‌وی: شما گفتید که اگر چهار هزار تحریم هم علیه ایران صادر شود، فایده‌ای نخواهد داشت و رئیس جمهور ایران خیلی محکم ایستاده و می‌گوید که این تحریم‌ها بی‌تاثیر هستند و آیا این مسأله به نشانه آن است که طبل‌های جنگ با صدای بیشتری شنیده می‌شود یا خیر؟<br />
احمدی‌نژاد: نه آن‌ها انتظار دارند که ما بگوییم که این تحریم‌ها تاثیر گذار هستند، آن‌ها فکر می‌کنند به محض این‌که تحریمی صادر شود، ملت ایران می‌میرد. آن‌ها در برآورد توانایی خود دچار اشتباه شده‌اند. آن‌ها خیال می‌کنند که همه ملت‌ها به آن‌ها نیاز دارند و ملت‌ها بدون آن‌ها نمی‌توانند زندگی کنند و به محض این‌که رابطه را قطع کنند، دستگاه تنفسی ملت‌ها از کار می‌افتد. این اشتباه است.شاید ۶۰ سال قبل بعضی‌ها این مسأله را می‌پذیرفتند، ۳۰ سال قبل نیز این مسأله پذیرفتنی بود اما الان دیگر این‌طوری نیست آن‌هم درباره ایران. آن‌ها راجع به یک کشور کوچک دو میلیونی هم نمی‌توانند این کار را انجام دهند چه برسد به ایران.<br />
آن‌ها اصلا تاریخ، جغرافیا و سیاست نمی‌دانند. ایران یک میلیون و ۷۵۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. با چهارده پانزده کشور همسایه است. با ۱۸۰ تا ۱۹۰ کشور جهان رابطه‌ای بسیار صمیمی دارد. تمام راه‌های ترانزیتی شرق و غرب دنیا از ایران گذر می‌کند. ایران یک قدرت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بزرگ است. ایران یک ملت بزرگ است و ۷۵ میلیون جمعیت دارد. متوسط ضریب هوشی جمعیت ایران بالاتر از متوسط دنیاست. ایران جایی است که همیشه پرچم‌دار تاریخ و تمدن بوده است.<br />
آن‌ها در حقیقت خودشان را تحریم می‌کنند. دولت امریکا چون ۳۰ سال است که با ما رابطه اقتصادی ندارد، ناراحت است و می‌خواهد این اروپایی‌های بی‌چاره را هم به همین سرنوشت دچار کند.<br />
فرض کنیم اروپایی‌ها هم به ما جنس نفروشند، چی می‌شود؟ واقعا چه اتفاقی می‌افتد؟ تاحالا هم که هیچ جنس اساسی به ما نمی‌فروختند؛ مثلا یک قطعه‌ای یا دستگاهی که مشکلی از کشورمان حل کند. ما خودمان همه این دستگاه‌ها را ساختیم. این‌ها الان ۱۵ تا ۲۰ سال است که در سرمایه‌گذاری در بخش نفت با ما بازی می‌کنند.</p>
<p><strong>*ادبیات تحریم برای آدم‌های شکست‌خورده و ضعیف است</strong><br />
از سال ۱۳۷۲ که آقای کلینتون ایران را تحریم کرد و قانونی گذاشت که کسی ۲۰ میلیون دلار بیشتر سرمایه‌گذاری کند، تحریم می‌شود، در حقیقت دیگر سرمایه‌گذاری در ایران نکردند و تنها با ما بازی کردند.<br />
امسال تصمیم گرفتیم که خودمان سرمایه‌گذاری کنیم و در این یک سال به اندازه همه این سی سال سرمایه‌گذاری کردیم.<br />
این ادبیات تحریم برای آدم‌های شکست‌خورده و ضعیف است. اگر می‌گوییم که تحریم‌ها اثر ندارد، معنایش این نیست که قرار است جنگ شود. من گفتم چهار هزار قطع‌نامه، این‌ها سه تا قطع‌نامه صادر کرده بودند و برای فرار از آن‌ها چهارمین قطع‌نامه را علیه ایران صادر کردند و برای فرار از این قطع‌نامه پنجمین قطع‌نامه را صادر خواهند کرد.<br />
خب سه تا قطع‌نامه اول که اثری نکرد قطع‌نامه چهارم هم اثر نخواهد کرد، بعدش چی کار می‌خواهند بکنند؟ آیا مجدد می‌خواهند به ادبیات آقای بوش بازگردند یعنی رئیس جمهور امریکا می‌خواهد به دوران بوش بازگردد. خب سیاست‌های بوش که شکست خورده است. یعنی دوباره می‌خواهند سیاست‌های شکست خورده را تجربه کنند. آیا می‌خواهند گفت‌وگو کنند؟ با صدور قطع‌نامه پیش از گفت‌وگو می‌خواهند از ما امتیاز بگیرند؟ ملت ایران کسی است که با صدور قطع‌نامه در گفت‌وگو امتیاز بدهد؟ چنین چیزی نیست.<br />
فرض کنیم صد تا قطع‌نامه علیه ایران صادر کردند، اصلا همه‌شان کلیه ارتباط اقتصادی‌شان را با ما قطع کردند، آیا جلوی آن موج فرهنگی جهانی را که در حال آمدن است و این‌ها را پارو می‌کند، می‌توانند بگیرند؟ مسلما نخواهند توانست.<br />
این‌ها یک راه دارند، این‌که خود را با این موج همراه کنند و کنار دیگر ملت‌ها بایستند. به جای این‌که روبروی ملت‌ها بایستند، کنار ملت‌ها بایستند و عدالت و احترام را بپذیرند.<br />
این‌که ما می‌گوییم گفت‌وگو برچه مبنایی است، همین موضوع را مد نظر داریم. اگر می‌خواهید با ما دشمنی کنید، به ما بگویید با شما گفت‌وگو می‌کنیم اما بدانید که چیزی عاید شما نخواهد شد. اما اگر می‌خواهید دوستی کنید، آن موقع همراه ملت‌ها خواهید شد و هرچه دیگر ملت‌ها سود بردند، شما هم سود خواهید برد.</p>
<p><strong>*ایران در حال بزرگ شدن است</strong><br />
اتفاقا آن‌ها دوست دارند که فضای دنیا را با واژه جنگ پر کنند و به‌خصوص امریکایی‌ها یعنی لابی‌های پشت صحنه امریکایی‌ها، صهیونیسم‌ها، دوست دارند فضای دنیا همیشه پر از ادبیات جنگ باشد. البته بعضی از آن‌ها ارزو دارند شب که می‌خوابند، صبح از خواب بیدار شوند و ببینند که ایران دیگر روی نقشه نیست. آن‌ها این آرزو را دارند. اما این‌ها عینیت بیرونی پیدا نمی‌کند و ایران حقیقتی است که در حال آمدن است. ایران در حال بزرگتر شدن است و آن‌ها نمی‌توانند جلوی بزرگتر شدن یک ملت را بگیرند که این مسأله نیز تجلی بزرگتر شدن همه ملت هاست.<br />
فکر می‌کنند با تکرار موضوع جنگ، عده‌ای در ایران می‌ترسند البته به شما بگویم که این مسأله را با برخی‌ها هماهنگ کردند و من در آینده خواهم گفت. با برخی‌ها که فکرشان مثل خود آن‌هاست، هماهنگ کردند که ما از این طرف می‌گوییم و شما هم از آن‌طرف بگویید، سرو صدا می‌کنیم، شلوغ می‌کنیم تا ملت ایران بترسند.<br />
این مسأله اشتباه است. تاکید می‌کنم که ملت ایران از هیچ چیز نمی‌ترسد، شما که کاری نمی‌توانید انجام دهید، فقط حنجره‌هایتان را تحت فشار قرار می‌دهید. ما از این موارد خوشحال نیستیم، ما از روز اول بر منطق و گفت‌وگو تاکید کردیم اما شما می‌خواهید در مسیر دیگری قدم بردارید. آن‌قدر در این مسیر بروید تا خسته شوید.<br />
پرس تی‌وی: آقای رئیس جمهور، شما معتقدید که حتی اگر چهار قطع‌نامه کنونی به چهار هزار قطع‌نامه برسد، اصلا مهم نیست. می‌توانید صادقانه بگویید که این تحریم‌ها هیچ تاثیری ندارد و ضرری به دولت و ملت ایران وارد نمی‌کند. در صورتی‌که هواپیماهای ایرانی نمی‌توانند در آن‌جا سوختی دریافت کنند. می‌توانید در این رابطه توضیح دهید؟<br />
احمدی‌نژاد: چرا این مسأله خیلی تاثیر دارد و سرعت پیشرفت ملت ایران را چند برابر می‌کند. اثر دیگرش این است که آن‌ها را محروم می‌کند.<br />
من سؤال می‌کنم، فرض کنید هواپیمای ایرانی، فرض کنید چنین چیزی که تاکنون اتفاق نیافتاده است، در کشوری اروپایی فرود آید و سوخت به این هواپیما ندهند، اصلا اروپایی‌ها به ایرانی‌ها ویزا ندهند، چه اتفاقی می‌افتد؟ چه کسی ضرر می‌کند؟</p>
<p><strong>*دنیا خیلی وسیع‌تر از اروپا و آمریکاست</strong><br />
ایرانی‌ها در اروپا پول خرج می‌کنند. پول که از آن‌جا نمی‌آورند؛ پول به آن‌جا می‌برند. خب اگر آن‌ها این روابط را قطع کنند، چه کسی متضرر می‌شود؟ البته آن‌ها قصد قطع این روابط را ندارند و ما فقط این مسأله را فرض می‌کنیم. چه کسی ضرر می‌کند، آیا ما ضرر می‌کنیم؟ دنیا که فقط اروپا نیست، دنیا خیلی وسیع‌تر از اروپا و آمریکاست.<br />
سرزمین خدا وسیع است، آن‌قدر ملت‌ها هستند که با ما همکاری می‌کنند. همین الان چقدر از ملت‌ها به ما پیام دادند که ما مطلقا کاری به این تحریم‌ها نداریم. شما نگران نباشید ما هر کالایی که بخواهید، به شما می‌دهیم، هر چی ندادند ما به شما ارزان‌تر می‌دهیم.<br />
ما نگرانی نداریم. ایران را با بنزین تحریم می‌کنند؛ این‌ها نمی‌فهمند چه می‌گویند؛ کشوری که تولیدکننده نفت است، این کشور را به محدودیت صادرات بنزین تهدید می‌کنید.<br />
ما روزی ۴ میلیون بشکه نفت تولید می‌کنیم ، ده‌ها پالایشگاه داریم با یک تغییر در خط تولید روزی ۲۰ میلیون به تولید بنزین‌مان اضافه خواهد شد. الان این کار را انجام نمی‌دهیم چون که کالایی دیگر تولید می‌کنیم که قیمتش از بنزین بالاتر است. خب اگر شما صادرات بنزین به ایران را متوقف کنید، ما تولیدمان را تغییر می‌دهیم.<br />
اگر ما کشوری بودیم که نفت‌، پالایشگاه‌، ۱۰۰ سال سابقه صنعت نفت، دانشگاه، صنعت، دانشمند و تکنولوژی نداشتیم، می‌توانستید بگویید که بنزین به شما نمی‌دهیم و مردم به خاطر بنزین می‌مردند. ما که خودمان تولیدکننده هستیم. این‌ها اصلا متوجه نمی‌شوند. این‌ها توی یک فضای بسته یا اتاقی نشسته‌اند و دیوارهایش را نقشه دنیا زده‌اند و فکر می‌کنند که دنیا را می‌بینند. به دیوارهای این اتاق نقشه دنیا را چسبانده‌اند و فکر می‌کنند که دنیا را می‌بینند. ما می‌گوییم این دیوار را بشکنید و بیایید بیرون، هوای آزاد تنفس کنید و دنیا را ببینید و بفهمید که دنیا عوض شده است.<br />
البته بدانید ما از این کارها استقبال نمی‌کنیم. ما به آن‌ها گفته‌ایم که کار بدی می‌کنید و به جای آن بیایید و گفت‌وگو و همکاری کنید، چرا به دنبال تقابل هستید؟ ما استقبال نمی‌کنیم اما معتقدیم که همکاری به نفع همه است. اما اگر عده‌ای اصرار دارند، خیال می‌کنند که هیتلر هستند، خیال می‌کنند ناپلئون هستند، می‌خواهند شمشیر بکشند و فریاد بزنند، در این صورت ما منتظر می‌مانیم تا این‌ها از خر شیطان بیایند پایین.<br />
پرس تی‌وی: در اظهارات اخیر شما یک سناریویی اخیرا توسط امریکا مطرح شده که در آن سناریو اقدامات احتمالی امریکا علیه ایران و متحدانش در منطقه است. در این رابطه اگر مطلبی دارید، بفرمایید.</p>
<p><strong>*قرار است جنگ تبلیغاتی سنگینی علیه ایران راه بیافتد</strong><br />
احمدی‌نژاد: ما الان اطلاعات دقیقی داریم که امریکایی‌ها یک سناریویی نوشته‌اند که جنگ تبلیغاتی سنگینی علیه ایران راه اندازند و این حرف‌هایی که رئیس جمهور روسیه زد، در واقع آگهی پخش آن نمایش است.<br />
در این سناریو به گستردگی وارد می‌شوند و برخی از افرادی را که دزدیده‌اند و به امریکا برده‌اند و حرف‌هایی از آنها کشیده‌اند و این به تصور خودشان یک نمایش‌نامه کامل است. شروع می‌کنند به جنگ سنگین تبلیغاتی و افراد مختلف پشت سرهم حرف می‌زنند و بعدش هم برخی از کشورهای منطقه را مورد هجوم قرار بدهند برای این‌که ما را تحت فشار قرار دهند. این کلیت این سناریوست. همچنین با برخی‌ها در منطقه ما هماهنگی کرده‌اند، با برخی‌ها در داخل کشور هماهنگ کرده‌اند و این مسأله را کلید زده‌اند.<br />
اظهارات اخیر رئیس جمهور روسیه که ایران در حال دست‌یابی به فن‌آوری‌هایی است که به ساخت بمب نزدیک می‌شود، این در واقع کلید زدن این سناریو بود.<br />
ما فکر می‌کنیم تماشاچی این سناریو فقط خود امریکا و متحدانش هستند. یعنی کسی در دنیا پول نمی‌دهد که برود و این نمایش‌نامه را ببیند و تاثیری هم نخواهد داشت. واقعا تاثیری ندارد. راه، غلط است. راهی که انتخاب کرده‌اند، غلط است.<br />
ببینید اگر کسی مسیری را انتخاب کند که برود ته دره، هرچه قدر با سرعت بیشتری برود، بیشتر به انتهای دره نزدیک می‌شود و از این مسیر به قله نمی‌رسد. اشتباه این‌ها این است که ما هرچه می‌گوییم مسیرتان اشتباه است، نمی‌فهمند.<br />
پرس تی‌وی: شما ابتدا می‌گویید که این‌ها تبلیغاتی بیش نیست و از سناریوی احتمالی سخن به میان می‌آورید، اگر چنین چیزی پیش آید ممکن است برخی از دولت‌های منطقه مورد حمله قرار گیرند.<br />
احمدی‌نژاد: بله این تبلیغات علیه ماست. همان‌طور که گفتم یک تبلیغات سنگین علیه ایران است و برخی از کشورهای منطقه را تحت هجوم قرار بدهند. این تبلیغات علیه ماست چون نمی‌توانند این اقدامات را علیه ما انجام دهند.<br />
دقت کنید، می‌خواهند فضایی درست کنند و بگویند که ایران خطری در منطقه است و ما خیلی در رابطه با این مسأله مصمم و جدی هستیم. این یک سناریوی تبلیغاتی است. خودشان هم می‌دانند برای این‌که راه درگیری با ایران بسته است. البته این‌ها همان‌طور که گفتم دوست دارند صبح بیدار ‌شده و متوجه شوند که ایران وجود ندارد. اما این اتفاق نمی‌افتد چون ایران هست.<br />
اشتباه نکنید، ایران احمدی‌نژاد نیست و اگر احمدی‌نژاد را از صحنه خارج کنیم، تمام است. ایران ۷۵ میلیون انسان مؤمن، شجاع و آگاه دارد که همه با هم متحد هستند. آن‌ها خیال می‌کنند که ملت ایران دو شاخه شده است. خودشان می‌گویند و خودشان هم باور می‌کنند. اشتباه‌شان این است که نمی‌آیند در خیابان‌های ایران تا ببینند چه خبر است.<br />
ملت ایران یک ملت است، ملتی واحد که همه دوست هم هستند. در زمان انتخابات هر کسی به کسی رأی می‌دهد این مسأله موجب دشمنی بین ملت نمی‌شود. ملت ایران یک خانواده است. این‌ها فکر می‌کنند که ملت ایران حزبی است و یک عده دموکرات و بقیه جمهوری‌خواه هستند و این دو گروه به جان هم می‌افتند. این نیست. این‌جا دموکرات و جمهوری‌خواه بی‌معنی است و همه با هم هستند.</p>
<p><strong>*تا سه ماه آینده علیه دو کشور منطقه عملیات صورت می گیرد</strong><br />
پرس تی‌وی: اجازه دهید این سؤال را مطرح کنم، براساس این سناریو، رژیم صهیونیستی ممکن است مستقیما به ایران حمله نکند و به یکی از دوستان ایران در منطقه نظیر سوریه یا لبنان حمله کند، آیا در این صورت ایران به کمک آن کشورها که مورد تهاجم قرار گرفته‌اند، خواهد رفت یا خیر؟<br />
احمدی‌نژاد: این احتمال نیست، آن‌ها تصمیم گرفته‌اند که این کار را انجام دهند. من اطلاع می‌دهم، آن‌ها تصمیم گرفته‌اند تا سه ماه آینده علیه حداقل دو کشور منطقه عملیات انجام دهند. روشن هم هست که همه این بازی‌ها برای نجات رژیم صهیونیستی است.<br />
یعنی تمام این فشارها و موضوع هسته‌ای ۲ هدف را دنبال می‌کند؛ اول جلوگیری از پیشرفت ملت ایران. آن‌ها با پیشرفت ما مخالف هستند. دروغ می‌گویند که با بمب مخالف هستند به همین علت من به آن‌ها گفتم نظرتان را درباره بمب هسته‌ای رژیم صهیونیستی اعلام کنید که آن‌ها نمی‌گویند. آن‌ها مخالف نیستند، آن‌ها به بهانه هسته‌ای می‌خواهند جلوی پیشرفت ما را بگیرند. ما در پزشکی، ریاضیات، مهندسی، هوا فضا، بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی و دیگر زمینه‌ها در حال پیشرفت هستیم. این پشرفت انسانی است و آن‌ها مخالف هستند. آن‌ها می‌خواهند که ما همیشه به آن‌ها محتاج باشیم. هیچ کشوری خارج از دایره آن‌ها نباید پیشرفت کند این منطق زور است به همین خاطر نمی‌خواهند که ما پیشرفت کنیم.<br />
دوم این‌که می‌خواهند رژیم صهیونیستی را نجات دهند. خود رژیم صهیونیستی هم فکر می‌کند که با جنگ جدید می‌تواند نجات پیدا کند. چون همه جا این رژیم به بن‌بست رسیده است. این رژیم با چه کسی در منطقه می‌خواهد زندگی کند؟ با کدام کشور می‌تواند همکاری کند؟ با کدام ملت می‌تواند همکاری کند؟ همه جا بسته است و کسی حاضر نیست با رژیم صهیونیستی همکاری کند. آن‌هایی هم که همکاری می‌کنند، به صورت مخفی همکاری می‌کنند. پس این بدان معناست که مشروعیت عمومی ندارد. فلسفه وجودی‌شان هم زیر سؤال رفته است. این‌ها ۶۰ سال با قدرت نظامی بلامنازع حاکم بودند و می‌گفتند هیچ‌کس نمی‌تواند بر آن‌ها غلبه کند. این‌ها هر تصمیم بگیرند عمل می‌کنند. به لبنان حمله کرد، شکست خورد. به غزه حمله کرد شکست خورد. الان می‌خواهد این مسأله را جبران کند. این‌ها می‌خواهند به ما فشار سیاسی بیاورند تا نتوانیم به این کشورها کمک کنیم؛ و (این‌ها می‌خواهند) با هدف قرار دادن این کشورها، رژیم صهیونیستی دوباره احیا شود.</p>
<p><strong>*با حمله به هر کشور منطقه قطعا اصل موجودیت رژیم صهیونیستی به خطر می‌افتد</strong><br />
پرس تی‌وی: اگر چنین چیزی روی دهد، آیا شما به این کشورها کمک می‌کنید؟<br />
احمدی‌نژاد: نیازی نیست. برای ما بسیار روشن است که در هر تحرک نظامی جدید، رژیم صهیونیستی شکست خورده قطعی صحنه است. معادلاتی که امروز در منطقه تنظیم شده هر جوری که رژیم صهیونیستی وارد این معادلات شود، شکست خورده بیرون خواهد آمد. تابع رژیم صهیونیستی روبه پایین است. تابع نزولی است و تابع صعودی نیست. هر دست و پای جدیدی بزند، سرعت نزولش را بیشتر می‌کند.<br />
می‌خواهد به لبنان حمله کند؛ خب معلوم است که نتیجه‌اش چیست. ۳۳ روز که قبلا حمله کرده بود. من فکر می‌کنم که اگر این بار تحرکی را انجام بدهد پاسخ ملت لبنان ده‌ها برابر شدیدتر است.<br />
به هرکشوری در منطقه حمله کند، پاسخ همین است. بنابراین ما نگرانی نداریم و نیازی نیست ما کمک کنیم. همین که ما هستیم، کمکی برای همه ملت‌هاست. برای این‌که ایران کشوری است که جلوی سیاست‌های سلطه و توسعه‌طلبانه و غیرقانونی ایستاده است. این بزرگترین کمک به سایر ملت‌های منطقه است. ضمن این‌که امروز ملت لبنان یک ملت زنده و قدرتمند است.<br />
فکر می‌کنم اگر چنین خطایی را مرتکب شوند، قطعا اصل موجودیت رژیم صهیونیستی به خطر می‌افتد.</p>
<p>پرس تی‌وی: اجازه دهید به افغانستان بپردازیم؛ گزارش‌هایی منتشر شده است که ایران از طالبان حمایت می‌کند. مایلم نظر شما را درباره این موضوع بدانم و یک جمع‌بندی کلی از تحولات اخیر افغانستان را از زبان شما بشنویم.</p>
<p><strong>*ناامنی در افغانستان به معنای ناامنی در کل منطقه است</strong><br />
احمدی‌نژاد: فکر می‌کنم مشکل اصلی افغانستان دخالت‌های بیگانگان است. در چهل پنجاه سال اخیرملت افغانستان همیشه در رنج بوده است.<br />
یک دوره، شوروی علیه ملت افغانستان اقدام کرد. پس از آن که ملت افغانستان قیام کرد و شوروی را بیرون راند، آمریکایی‌ها آمدند و دخالت‌ها را توسعه دادند و امروز هم مستقیما در این کشور حضور نظامی دارند.<br />
فکر می‌کنم ملت افغانستان ملت رشیدی است؛ قادر است خود را اداره کند؛ خودش می‌تواند امنیت برقرار کند؛ خودش می‌تواند کشور خود را بسازد و نیاز به دخالت دیگران نیست.<br />
فکر می‌کنم امنیت افغانستان امنیت همه و ناامنی در افغانستان به معنای ناامنی در کل منطقه است.<br />
همان‌طور که دیدید ناامنی‌های افغانستان به پاکستان هم سرایت کرد و احتمال زیاد می‌دهیم درصورتی‌که این ماجرا ادامه پیدا کند، این ناامنی به سمت شرق حرکت کند. ویژگی ناامنی این است که در یک منطقه محدود نمی‌ماند و گسترش پیدا می‌کند.<br />
ما با ملت افغانستان دوستیم. با یک ملت دوستیم و این دوستی تاریخی است. همین الان نزدیک به ۳ میلیون افغان در ایران زندگی می‌کنند. ۳ میلیون نفر مثل بقیه ملت ایران زندگی می‌کنند. سالانه صدها هزار نفر در مرزهای ایران و افغانستان تردد می‌کنند.<br />
ما از وضعیت افغانستان به شدت ناراحتیم از این‌که مردم کشته می‌شوند.<br />
در سفر اخیرم به افغانستان، رئیس جمهور افغانستان در مصاحبه‌ای گفت: &#8220;اجازه نمی‌دهند ما خودمان تصمیم بگیریم. برما فشار می‌آورند. به ملت افغانستان می‌خواهند تحمیل کنند. نمی‌گذارند حاکمیت ملی در افغانستان مستقر شود. ما می‌خواهیم خود امنیت افغانستان را برقرار کنیم.&#8221;</p>
<p><strong>* آمریکا در هر کشوری شکست می خورد دیگران را متهم می‌کند</strong><br />
ما دوست همه ملت افغانستان هستیم. فکر می‌کنیم که افغانستان راه‌حل نظامی ندارد. هر یک نفر که در افغانستان کشته می‌شود، حل مشکل سخت‌تر و مسأله پیچیده‌تر می‌شود. اخلاق آمریکایی‌ها این است که هرجا شکست می‌خورند، خودشان غلط‌کاری می‌کنند. نمی‌فهمند تصمیمات غلط می‌گیرند و وقتی شکست می‌خورند دیگران را متهم می‌کنند. سعی می‌کنند فرافکنی کنند. یک عده را متهم می‌کنند که این‌ها نمی‌گذارند&#8230;<br />
امریکا ۱۰۰ هزار نیروی نظامی در افغانستان دارد و ۱۰ سال است که در افغانستان حضور نظامی دارد؛ چطور نتوانسته است امنیت را در این کشور برقرار کند؟ تولید موادمخدر چند برابر شده است. ناامنی چند برابر شده است. گفتید می‌خواهیم تروریست‌ها را بگیریم اما تروریست‌ها چند برابر شده‌اند. به جای این‌که بپذیرند سیاست‌های خودشان غلط است؛ بالاخره می‌خواهند به مردم خودشان جواب بدهند، باید یک دلیلی بیاورند که بالاخره در افغانستان چه کار می‌کنند.<br />
می‌گویند ایران دارد آموزش می‌دهد، اسلحه می‌دهد، خب می‌گوییم هرجا می‌دهد، دستگیر کنید. شما آمدید تروریست دستگیر کنید؛ چند تا دستگیر کردید، اعلام کنید. دستگیر نکردند. دروغ بود؛ برای مبارزه با تروریست نیامده‌اند.<br />
این‌ها آمده‌اند افغانستان را اشغال کنند و بتوانند به هند و چین فشار بیاورند. موضوع روشن است. منتها اخلاق‌شان این است که اولا اهداف‌شان را بیان نمی‌کنند، پشت حرف‌های قشنگ پنهان می‌شوند؛ ثانیا هر جا مشخص می‌شود که سیاست‌هایشان غلط است و شکست می‌خورند، زود دیگران را متهم می‌کنند.<br />
ده‌ها گروه سیاسی در افغانستان است و همه با ما رابطه دوستانه دارند. الان رابطه دولت افغانستان با ما رابطه بسیار خوبی است. ما می‌خواهیم روند سیاسی هر چه زودتر در افغانستان کامل شود. امنیت افغانستان به نفع ماست، ما از دولت آقای کرزای حمایت می‌کنیم. از انتخابات در افغانستان حمایت می‌کنیم و می‌خواهیم هر چه زودتر امنیت و قانون در افغانستان برقرار شود؛ به نفع ماست. حداقل این است که بخشی از افغانی‌هایی که در ایران هستند، به خانه و زندگی‌شان برمی‌گردند.</p>
<p>پرس تی‌وی: در رابطه با عراق می‌خواستم سؤال کنم. چون وقت‌مان در حال اتمام است می‌خواستم عراق را خیلی سریع مورد بررسی قرار دهید، چون همین تهمت‌ها در رابطه با دخالت ایران در عراق وجود دارد و ادعا می‌شود که به همین دلیل است که هنوز دولت عراق تشکیل نشده است. نظر شما در رابطه با مسأله عراق چیست؟<br />
احمدی‌نژاد: شما ببینید معاون رئیس جمهور کدام کشور در زمان انتخابات دو سه بار به عراق سفر کرد و چه حرف‌هایی به نخست وزیر و دولت و مردم عراق زده است. ما با مردم عراق دوستیم. ایرانی‌ها و عراقی‌ها در طول تاریخ با هم دوست بوده‌اند. با هم ازدواج می‌کنند. سالانه میلیون‌ها نفر ایرانی برای زیارت به عراق می‌روند و عراقی‌ها به ایران می‌آیند. خیلی از عراقی‌ها شناسنامه‌شان ایرانی است. خیلی ایرانی‌ها شناسنامه‌شان عراقی است. ما دو ملت بسیار نزدیک به هم هستیم. هرکسی در عراق کشته می‌شود، این‌جا همه ناراحت می‌شوند.</p>
<p><strong>*هر گروهی در عراق حاکم شود، با ما دوست است</strong><br />
آمریکایی‌ها آمدند عراق را بگیرند به خاطر این‌که می‌خواستند خاورمیانه را بگیرند. شکست خوردند؛ باید جواب بدهند. می‌گویند ایران دخالت می‌کند؛ آن‌ها ۱۶۰ هزار نیروی نظامی در عراق دارند بعد می‌گویند ایران در عراق دخالت می‌کند. این خیلی خنده‌دار است. شما نیروی نظامی دارید، شما فرماندار نظامی در عراق گذاشته‌اید، شما صریحا می‌گویید که دولت باید این کار را بکند، مجلس این کار را بکند، سنی‌ها این کار را کنند و شیعیان این کار را کنند. دائما سفیر، معاون رئیس جمهور و نماینده ویژه امریکا در عراق فعال است.<br />
تمام گروه‌های عراقی با ما دوست هستند، ما نیازی به دخالت نداریم همه‌شان دوست ما هستند. هر گروهی در عراق حاکم شود، با ما دوست است. گروهی که رأی مردم را بیاورد، ما از آن‌ها حمایت می‌کنیم. ما از استقرار دولت در عراق حمایت می‌کنیم؛ به نفع ماست. ناامنی در عراق امنیت ما را به خطر می‌اندازد نه فقط ما بلکه امنیت کل منطقه. حتی اگر این هم نبود عراقی‌ها دوست ما و انسان هستند. امریکایی‌ها هر جا که گیر می‌کنند زود می‌گویند یک کسی مقصر است. خب لابد این مشکلات اقتصادی هم که در دنیا درست کرده‌اند، به خاطر دخالت‌های ایران بوده است. این چاه نفت را هم که نتوانستند مهار کنند، لابد کار ما بوده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.teribon.org/archives/14326/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سوالات تند و تیز دانشجویان منتقد از لاریجانی</title>
		<link>http://www.teribon.org/archives/13120</link>
		<comments>http://www.teribon.org/archives/13120#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 20:55:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>تحریریــه</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار کوتاه]]></category>
		<category><![CDATA[خبر ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[شورای عالی انقلاب فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[علی لاریجانی]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[وقف دانشگاه آزاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/archives/13120</guid>
		<description><![CDATA[رئیس مجلس در دیدار هفته پیش خود با جمعی از دانشجویان بسیجی، ساعات سختی را پشت سر گذاشت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چهارشنبه هفته گذشته برخی از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف و اعضای سازمان بسیج دانشجویی با علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در دفتر وی دیدار و گفتگو کردند.<br />
بر اساس گزارش مشرق نیوز، در این دیدار چند ساعته درخصوص مسائل مختلف از جمله حوادث پس از انتخابات، عملکرد دولت و دانشگاه آزاد مطرح شده است.<a rel="attachment wp-att-13417" href="http://www.teribon.org/archives/13120/larijani-6"><img class="aligncenter size-full wp-image-13417" title="larijani" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/07/larijani1.jpg" alt="" width="464" height="326" /></a></p>
<p>بنا به اظهارات یکی از دانشجویان حاضر در این جلسه، لاریجانی درخصوص تجمع دانشجویان در برابر مجلس گفته است: استاندار تهران با من تماس گرفت و گفت که بسیج دانشجویی از ما مجوز کتبی گرفته بود ولی ما آن را تلفنی بخاطر تماس وزیر اطلاعات با استانداری مبنی بر اینکه این تجمع به صلاح نیست، لغو کردیم.<br />
لاریجانی همچنین تاکید کرده است که برخی از مسئولین سپاه به وی گفته‌اند که ما با بسیج دانشجویی تماس گرفتیم و درخواست لغو تجمع را داشتیم.</p>
<p><strong>من از اول با مصوبه دانشگاه آزاد مخالف بودم</strong><br />
لاریجانی افزوده است: من از اول هم با مصوبه دانشگاه آزاد مخالف بودم و قبلا هم به طراحان آن تذکر داده بودم و اصلاً خودم در جلسه به منشی اشاره کردم که اخطار قانون اساسی را مطرح کن تا من هم آن را تایید کنم تا به نوعی مانع از تصویب آن شویم.</p>
<p><strong>دغدغه اصلی نمایندگان آوردن علم از طریق دانشگاه آزاد به حوزه های انتخابیه است</strong><br />
وی، از برخی شعارها مثل &#8221; مجلس جاسبی گرا &#8221; یا &#8230; نیز گلایه کرده و گفته است: اصلا مجلس اینطور نیست و دغدغه اصلی نمایندگان بخاطر حوزه‌های نمایندگی خودشان است که سریعتر در آنها دانشگاه آزاد تاسیس گردد تا در واقع محیط حوزه نمایندگی‌شان علمی‌تر شود.<br />
رئیس مجلس همچنین از اینکه این تجمع در &#8221; بی‌بی‌سی فارسی &#8221; پخش شد نیز ابراز ناراحتی کرده و با آوردن آیین‌نامه مجلس و خواندن بندی از آن اظهار داشته است: من قانوناً نمی‌تواستم، آن مصوبه را از دستور مجلس خارج کنم و باید رای نمایندگان خواسته می‌شد.<br />
وی در ادامه گفته است: آقای جنتی همان شب با من تماس گرفتند و گفتند که از تلویزیون تذکر قانون اساسی شما را دیدم و من هم موافق حرف شما هستم اما اگر شورای نگهبان رد کند و به مجلس بازگردد و دوباره همان قبلی تصویب شود به مجمع تشخیص خواهد رفت که من به ایشان هم گفتم که چنین نخواهد شد و ما فضای مجلس را آماده خواهیم کرد.</p>
<p><strong>شورای عالی انقلاب فرهنگی گهگاه وارد مسایلی می‌شود که هیچ ربطی به آن ندارد</strong><br />
لاریجانی گفته است: امروز شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد قانونگذاری شده است و گهگاه وارد مسایلی نیز می‌شود که هیچ ربطی به آن ندارد مثل تصویب موسسه سعدی و این دعوای میان مجلس و شورا همیشه بوده است و رهبری شورا را به عنوان دیده بان فرهنگی می دانند.<br />
بر اساس این گزارش، علی لاریجانی از اینکه یکی از سایت‌های خبری وی را با مهدی کروبی مقایسه کرده بسیار ناراحت بوده و گفته است: منظور از &#8221; دریده گو &#8221; نیز دانشجویان نبوده‌اند، بلکه سایت مذکور بوده است.<br />
یکی دانشجویان حاضر در جلسه نیز خطاب به لاریجانی می‌گوید: اینکه شما می‌فرمایید من از اول هم مخالف بودم چندان صحیح بنظر نمی‌رسد زیرا حدود دو هفته قبل از جلسه علنی مجلس، یکی ازمعاونان جاسبی از نامه‌ای به رهبری با امضای شما در حیطه مسایل دانشگاه آزاد خبر داده بود، ضمن آنکه همان روزهای قبل از تصویب آن مصوبه بسیاری از نمایندگان از حضور معاونان و اعضای دانشگاه آزاد در پشت صحن علنی مجلس برای لابی خبر می دادند که این نیز بسیار مهم است. ضمن آنکه ما از مصوبه مجلس فقط شاکی نبودیم زیرا حدود یکسال است که مردم از اینکه می‌بینند پول هایی که برای تحصیل فرزندانشان به حساب دانشگاه آزاد واریز می کرده اند در ستاد موسوی و بعد از آن در طول فتنه،بخصوص ۱۳ آبان و ۱۶ آذر خرج می شده است ناراحت بودند.<br />
وی افزوده است: حتی در ۲۲ خرداد امسال نیز باز هم شنیدیم که دانشگاه آزاد برخی از کلاس ها خود را تعطیل کرده است تا دانشجویان به خیابان بیایند.<br />
یکی از دانشجویان حاضر در جلسه نیز از نطق لاریجانی که فردای تجمع در مجلس مطرح کرد گلایه‌مند بوده‌ و از اینکه لاریجانی بخاطر شعارهای عده‌ای قلیل، کلیت تجمع را زیر سوال برده است، گفته است: چطور شما در انتخابات می گفتید باید جساب عده‌ای از معترضین از فتنه گران اصلی را کنار گذاشت اما در تجمع ما حاضر نشدید بگویید که باید حساب برخی افراد محدود و شعارهای تندشان را از کلیت تجمع دانشجویی کنار گذاشت.<br />
وی تاکید کرده‌است: ما از وضع برخی نمایندگان و فرزندانشان و مراحل گرفتن مدارک تحصیلیشان آگاهی داریم لذا نفرمایید که برای علم در شهرستانشان و یا تاسیس دانشگاه آزاد در آن دغدغه مند هستند زیرا بسیاری از دانشگاه های دیگر نظیر پیام نور در شهرستان ها شعبه دارند و واقعیت این است که بسیاری از نمایندگان وام دار جاسبی هستند و شما نیز از آن خبر دارید.<br />
یکی دیگراز دانشجویان حاضر در جلسه خطاب به لاریجانی گفته‌است: صحبت های رهبری در باب شورای عالی انقلاب فرهنگی واضح است و اینکه شما با یک مثال کوچک مثل بررسی اساسنامه موسسه سعدی می خواهید آن را کمرنگ جلوه دهید، تطابق ندارد و همانطور که خود شما نیز در جلسه اشاره کردید، رهبری فرموده اند در مواردی که شورا در آن ورود می کند مجلس وارد نشود که چندین ماه بود که شورا وارد این مساله شده بود و نباید مجلس دخالت می کرد.</p>
<p><strong>من به موسوی تبریک نگفتم</strong><br />
لاریجانی درباره فتنه و ایرادی که دانشجویان به مواضع وی داشتند گفته است: ما به اندازه کافی صحبت کردیم و فیلم و صوت سخنانم هست، ما همراه با شیب کارهای آنها موضع گیری می کردیم و هرچه آنها تندتر می شدند ما هم تندتر می شدیم. وظیفه ما حمایت از مواضع رهبری است که ما هم این کار را کردیم.<br />
لاریجانی از فضای رسانه ها هم گلایه کرده و از اینکه چندبار گفته شده که لاریجانی با موسوی تماس گرفته و پیروزی اش در انتخابات را تبریک گفته، شدیدا ابراز ناراحتی نموده و آن را دروغ و تهمت خوانده است.<br />
وی گفته است: یکی از نمایندگان بارها این حرف را تکرار کرده و حتی چندبار در دفتر من هم آمده و می داند هم که دارد دروغ می گوید اما هر دفعه باز این مساله را تکرار می‌کند.<br />
وی از اینکه اینقدر فضای رسانه ها مسموم و آغشته به تهمت شده، ابراز ناراحتی کرده است.<br />
لاریجانی در این جلسه گفته است: دولت به اصل ۴۴ خوب عمل نمی کند و رهبری هم از این امر ناراحت است و ما صدتا پیغام و نامه مخفی دادیم اما گوش نمی کنند و یا موارد دیگری که دولت به قانون عمل نمی کند، آنگاه من مجبور میشوم علنی صحبت کنم چون راه دیگه ای نیست.<br />
در بخش دیگری از جلسه یکی دیگر از دانشجویان به لاریجانی گفته است: در اینکه شما کمتر موضع گیری کرده اید، و یا سخنان دوپهلو داشته اید خیلی شکی نیست و همین که می فرمایید ما باید از مواضع رهبری حمایت کنیم این مساله مشخص می شود، زیرا حمایت از مواضع رهبری در سخن جمله زیبایی است اما باید ما اینقدر از خود هزینه کنیم که رهبری نیازی به سخن نبیند و بالعکس ایشان از مواضع ما حمایت کند، لذا اینکه رهبری بارها نخبگان را به موضع گیری و پرهیز از سکوت دعوت می کردند از همین منظر قابل بیان است و البته اشاره هم داشتند که نخبگان در فتنه اخیر مردود شدند که واقعیت آن است که نخبگان سیاسی مطرح جامعه افراد چندان زیادی نیستند و این پی بردن به اشتباهات انها در عدم موضع گیری را راحت تر می کند.<br />
وی ادامه داده است: شما می دانید که در بسیاری از اوقات آبرو دادن از جان دادن سخت تر است و این بارها و بارها در تاریخ صدر اسلام و حتی کشور خودمون ثابت شده.</p>
<p><strong>ماجرای اعتراض مردم به سید حسن خمینی</strong><br />
دانشجوی دیگری خطاب به لاریجانی افزوده است: در ماجرای اعتراض مردم به سید حسن خمینی در سالگرد ارتحال امام(ره)، عده ای کوشیدند تا بگویند که معترضان عده قلیلی بیش نبودند و آنها را هم احتمالا دولت تحریک کرده اما خود شما می دانید که فارغ از اینکه تا چه حد شکل این اعتراض صحیح بود یا غلط، اما بالاخره مردم به عملکرد ایشان در فتنه بخصوص بخاطر سکوت هایش و در پنهان، همراهی هایش اعتراض داشتند و البته این اعتراض ناشی از تصاویر سید حسن با سران فتنه در عروسی ها و مجالس دیگر نبود زیرا این تصاویر عمدتا در سایت ها و اینترنت منتشر می‌شد و با توجه به اینکه فقط عده ای کم از جامعه ما، آن هم عمدتا دانشگاهیان به اینترنت دسترسی دارند و با توجه به اقشاری که در سالگرد امام شرکت می کنند و اکثرا مردم عادی کوچه و بازار هستند، بعید است که این تصاویر انگیزه اصلی بوده باشد، بلکه بالا رفتن ضریب بصیرت و آگاهی مردم است که باعث شناختن سید حسن شده است، و این اعتراض امروز در میان جوامع انقلابی کشور تقریبا نسبت به شما نیز وجود دارد و اگر بخواهید عینک واقع بینی خود را همچون سید حسن بردارید و فقط این و آن را متهم کنید، خود ضرر می نمایید .<br />
وی تصریح کرده است: در صحبت های همین جلسه شما و دیگر سخنرانی هایتان آشکار است که عمدتا اشکالات را از ناحیه دیگران بخصوص برخی از دولتمردان می بینید، حتی در سخنرانی بعد از اعتراض های دانشجویی گفتید که بعضی بخاطر قوه دیگری (دولت) به مجلس اعتراض می‌کنند در حالیکه معترضین همین ما بودیم که البته به دولت هم در ماجرای مشایی و خیلی مسایل دیگر انتقادت جدی داریم و علنی نیز بیان کرده ایم اما شما همه اعتراض های بخودتان را از ناحیه سایت ها و افراد خط دار می بینید و این نصیحت ما بخاطر دلسوزی است که به شما به عنوان کسی که از نیروهای انقلابی بوده اید داریم و باید به راحتی بگوییم که علی لاریجانی صداسیما و شورای عالی امنیت ملی با علی لاریجانی مجلس خیلی متفاوت است.</p>
<p><strong>بروید از آقای هاشمی بپرسید</strong><br />
در پایان این جلسه برخی دانشجویان بحث اینکه در طول حوادث پس از انتخابات سخنان لاریجانی خوراک رسانه‌های دوم خردادی بود را مطرح کرده و گفتنده‌اند: چرا آقای هاشمی وقتی گزینه های خود را برای دولت وحدت ملی مطرح می‌کرد یکی از آن ۳ نفر شما بودید و یا چرا وقتی فائزه هاشمی در آن صوتی که از او پخش شده است بعد از جسارت‌های هتاکانه به رهبری، یکی از گزینه‌های اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری دهم را شما می‌دانست و یا چرا تئوریسین‌های دوم خرداد گه گاه شما را کاندیدای خود می‌پنداشتند؟<br />
رئیس مجلس در جواب گفته است: در باب اینکه چرا من گزینه اصلاح طلبان هستم و یا آقای هاشمی من را کاندیدای دولت وحدت ملی اعلام کرده‌اند نمی‌دانم. آقای هاشمی هیچگاه با بنده در رابطه با انتخابات صحبت نکرد و اگر هم می‌کرد من قبول نمی‌کردم. بروید از خود ایشان بپرسید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.teribon.org/archives/13120/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>متن کامل اظهارات شهرام امیری در گفتگوی ویژه خبری</title>
		<link>http://www.teribon.org/archives/12696</link>
		<comments>http://www.teribon.org/archives/12696#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 04:56:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>تحریریــه</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار کشور]]></category>
		<category><![CDATA[بین الملل]]></category>
		<category><![CDATA[خبر ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[دانشمند هسته ای]]></category>
		<category><![CDATA[شهرام امیری]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم دوم شهرام امیری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/archives/12696</guid>
		<description><![CDATA[شهرام امیری پژوهشگر ایرانی که مدت 14 ماه در اسارت نیروهای آمریکایی بود شنبه شب در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما شرکت کرد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a rel="attachment wp-att-12707" href="http://www.teribon.org/archives/12696/news_photo_237096_7ea2459f-3"><img class="alignleft size-full wp-image-12707" title="News_Photo_237096_7ea2459f" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/07/News_Photo_237096_7ea2459f2.jpg" alt="" width="350" height="268" /></a>به گزارش واحد مرکزی خبر ، متن کامل این گفتگو به این شرح است .</p>
<p>مجری گفتگوی ویژه خبری: هموطنمان عزیزم ایرانیان سرافراز ، مهمان امشب کسی است که ستاره خبری رسانه های جهان است، او درگیر ماجرای راز آلودی است که ۱۴ ماه به درازا کشید مردی ۳۲ ساله که هنگام حج در مدینه منوره ناپدید شد. نوارهای تصویری حرفه ای و غیر حرفه ای از او هزاران بار روی اینترنت دیده شده است صدها بار هم در صدر شبکه های بین المللی خبری قرار گرفت.</p>
<p>این تصاویر چگونه منتشر شد. آمریکا مهمان من را یک دانشمند هسته ای می داند اما خودش می گوید که یک پژوهشگر ساده است راز و رمزهای این رویداد در چیست کاخ سفید تا آخرین لحظه منکر حضورش در آمریکا شد.</p>
<p>او اما به یکباره در واشنگتن پیدایش شد آیا او به دلخواه به آمریکا رفت چرا با خانواده اش تماس نمی گرفت؟ گذرنامه اش نزد دولت سعودی است پس چگونه از عربستان خارج شد؟</p>
<p>از کدامین مرز و با چه پروازی؟ در این ۱۴ ماه بر او چه گذشت.</p>
<p>مجری:‌ خوب جناب آقای شهرام امیری پژوهشگر ربوده شده ایرانی میهمان امشب ماست.</p>
<p>مجری:‌بعنوان نخستین سوال بگویید که در روز ۱۳ خرداد ۸۸ چه اتفاقی افتاد برای شما.</p>
<p>امیری:‌ با عرض سلام و وقت بخیر به هم وطنان عزیز در واقع در روز ۱۳ خرداد با توجه به اینکه من به قصد زیارت خانه خدا از طریق فرودگاه جده وارد کشور عربستان شده بودم در بدو ورودم به فرودگاه جده ازجانب ماموران فرودگاه جده مورد سوال وجواب های غیر عادی قرار گرفتم.</p>
<p>مجری:‌ یعنی کجا هنگامی که می خواستند گذرنامه را مهر کنند؟.</p>
<p>امیری: طبق روال انگشت نگاری و عکسبرداری ازجانب ماموران فرودگاه عربستان انجام می شد منتهی در روزی که من وارد فرودگاه جده شدم با کاروانی که حدود ۳۰۰ نفر زائر داشت.</p>
<p>مجری:‌کی وارد جده شدید.</p>
<p>امیری: در روز ۱۰ خرداد ماه سال ۸۸٫</p>
<p>در بدو ورودم در قسمت انگشت نگاری سوالاتی از من شد که خارج از عرف این مراسم هست در مورد نوع شغلم و نوع فعالیت هایی که در حیطه کاریم انجام می دهم.</p>
<p>مجری:‌ آیا آنها می دانستند شغل شما چیه.</p>
<p>امیری: به هر حال این سوالات مطرح شد جای نگرانی ایجاد کرد. دوستان دیگری که در کاروان همراه من بودند نسبت به این قضیه کنجکاو شدند و وقتی نگرانی من را دیدند به هر حال برای آنها سوالاتی مطرح شد.</p>
<p>مجری:‌ یعنی شما مراتب نگرانی را با دوستان در میان گذاشتید.</p>
<p>امیری: بله به هر حال یکی از دوستان که با من هم اطاقی در هتل شهر مدینه بودند من مستقیم با وی صحبت کردم و گفتم که این سوالاتی که از من مطرح شده یک مقدار در من ایجاد نگرانی کرده است.</p>
<p>مجری:‌ دوستان چه کسی بود؟.</p>
<p>امیری: آقای موسی زاده.</p>
<p>مجری:‌با هم در یک کاروان بودید؟.</p>
<p>امیری:‌ بله، و در روز ۱۳ خرداد سال ۱۳۸۸ حدود ساعت ۵ و ۲۰ دقیقه وقتی که از هتل محل اقامتم به قصد زیارت مسجد النبی خارج شدم و چون فاصله هتل تا مسجدالنبی خیلی طولانی نبود قصد کردم به صورت پیاده روی این مسیر را طی کنم بعد از گذشتن از دو خیابان یک ون سفید رنگ جلوی من متوقف شد سه سرنشین داشت که ظاهر این سرنشین ها در واقع صورتی بود که من احساس کردم که از یک کاروان دیگه ای هستند و حتی یکی از آنها از من به زبان فارسی دعوت کرد که همراه این ماشین به مسجدالنبی حرکت کنیم مسیرشان یکی است من با توجه به درخواست ایشون که کردند و احترامی که به خاطر توقف و اصراری که داشتند من به سمت ماشین حرکت کردم در صندلی عقب ماشین یک فرد دیگر نشسته بود.</p>
<p>مجری:‌ یعنی شما شک نکردید.</p>
<p>امیری:‌ نه چون فارسی صحبت می کردند به هر حال ظاهر و لباس هایی که تن این افراد بود به ظاهر افرادی که در مدیریت کاروان و افرادی که در بعثه مقام معظم رهبری فعالیت می کنند بسیار شبیه بود و من هم کوچک ترین شکی نکردم چون فارسی صحبت می کردند.</p>
<p>من به محض اینکه در عقب خوردو می خواستم سوار شوم فردی که در عقب خوردو نشسته بود با گذاشتن یک اسلحه به پهلویم من را تهدید کرد.</p>
<p>مجری: شما رفتید وارد شدید در را بستند؟.</p>
<p>امیری:‌ بله.</p>
<p>در کشویی بود و چون سمت من بود در حال بسته شدن بود و در ا ون لحظه که در داشت بسته می شد و من روی صندلی نشسته بودم فردی که در عقب خودرو نشسته بود با اسلحه من را تهدید کرد و با دستمال چشم های من را بست و سر من را زیر صندلی هول داد و با تهدید گفت بهتر است سرو صدا نکنم.</p>
<p>مجری:‌ شما فکر نکردید چرا این کار را می کنند.</p>
<p>امیری: من واقعا در آن لحظه شوکه شده بودم آمادگی یا پیش بینی این واقعه برایم غیر ممکن بود خیلی ترسیده بودم و افکار مختلفی در ذهنم شکل گرفته بود فکر می کردم شاید گروهک منافقین شناسایی اشتباهی انجام داده با توجه به ترورهای کوری که در کشور و خارج از کشور انجام داده اند.</p>
<p>مجری:‌ چرا گروهک منافقین شما را بین این همه حجاج؟.</p>
<p>امیری:‌ به هر حال این فکری بود که به ذهن من رسید و شاید دلیل و منطقی هم پشت این قضیه نبود اون لحظاتی که آدم دچار ترس می شود و کاملا یک اتفاق غیر منتظره برایش رخ می دهد شاید علت اینکه چرا این افکار به ذهن من رسید پاسخگوییش مشکل است.</p>
<p>افکاری بود که من به ذهنم رسید و چون وقت برنامه اجازه وارد شدن به تمام موضوعات را نمی دهد من خیلی مختصر از این موضوعات گذر کنم تا به سوالات بعدی شما برسم.</p>
<p>با استفاده از این خودرو من را به یک محل نامعلومی بردند.</p>
<p>مجری:‌ فاصله آنجا خیلی زیاد بود.</p>
<p>امیری: بله، با توجه به مسافتی که طی شد من استنباطم این بود که حداقل یک ساعت توی راه بودم و به یک محل نامعلومی در کشور عربستان منتقل کردند در داخل این خانه به من آمپول بیهوشی زدند وقتی به هوش آمدم در یک هواپیما بودم.</p>
<p>مجری: آنهایی که آنجا بودند فارسی صحبت می کردند؟.</p>
<p>آمیری: بله آن سرنشینی که جلوی خودرو نشسته بود فارسی صحبت می کرد این آقا همراه من در داخل آن خانه بود و درمراحل مختلف تزریق که ظاهرا پزشکی که به انگلیسی صحبت می کرد تزریق انجام شد من وقتی به هوش آمدم در داخل یک هواپیمای نظامی بودم و وقتی به مقصد رسیدیم فهمیدم که در داخل خاک آمریکا هستم.</p>
<p>مجری:‌ چقدر این فاصله طول کشید.</p>
<p>امیری:‌در زمانی که تزریق صورت گرفت و زمانی که بی هوش بودم واقعا نمی شد گفت که چند ساعت در داخل هواپیما بودم منتهی فاصله ای که من به هوش آمدم تا به مقصد رسیدیم چشم های من بسته بود و عملا تخمین زمانی خیلی مشکل بود من حالت تهوع و سردرد داشتم و من استنباطم این بود که حداقل هفت ساعت فاصله زمانی که من به هوش آمدم و به مقصد رسیدیم طول کشید.</p>
<p>مجری:‌ شما مانند سایر حجاج پاسپورتتان را در فرودگاه جده گرفتند یا نه در اختیار خودتان بود.</p>
<p>امیری: طبق روالی که برای همه کاروان ها جاری هست بعد از انگشت نگاری و مراحل عکسبرداری در فرودگاه جده در داخل اتوبوسی که ما را از جده به مدینه منتقل می کرد مدیر کاروان تمام پاسپورتهای زائرین را جمع آوری کرد و تحویل گرفت.</p>
<p>مجری: در همین زمینه گفتگویی کردیم با یکی از همسفران جناب آقای امیری در جریان سفر حج شاید هم خاطره انگیز باشد برای آقای امیری.</p>
<p>محمد موسی زاده: همسفر آقای امیری بودم در سفر عمره سال ۸۸ ما قبلا از اینکه به کشور عربستان اعزام شویم برای حج در داخل کاروان تقسیم بندی ها مشخص شده بود و من و آقای امیری در داخل یک اطاق بودیم از این به بعد زمینه آشنایی ما فراهم شد و از فرودگاه مهرآباد که به سمت فرودگاه جده حرکت کردیم با ایشان بیشتر تعامل داشتم و صحبت کردیم و تقریبا تا آخرین لحظه که تقریبا سه روز طول کشید در هتلی که در مدینه بودیم این همراهی ما ادامه پیدا کرد.</p>
<p>در بدو ورود به کشور عربستان زائران مصری در حال انگشت نگاری شدن بودند و این فرایند تقریبا دو تا سه ساعت ادامه پیدا کرد بعد از ا ین نوبت به کاروان ما رسید مراحل انگشت نگاری و عکس برداری به همان منوال ادامه پیدا کرد ولی این فرایند برای آقای امیری خیلی بیشتر نسبت به زائران دیگر ادامه پیدا کرد و یه جوری ایجاد شائبه و استرس را برای ایشان ایجاد کرد که شاید قضیه ای پشت طولانی شدن این فر ایند باشد.</p>
<p>تقریبا این فرایند دو سه برابر دیگر زائرین ادامه پیدا کرد و خیلی بیشتر بود نسبت به زائران دیگر و در اتوبوس که تا شهر مدینه حرکت می کردیم در این زمینه با هم صحبت کردیم و ظاهرا یک سری سوالات دیگه را از آقای امیری مطرح کردند که از هیچ کدام از زائران دیگر نپرسیده بودند و باعث شد که آقای امیری خیلی اضطراب داشته باشد در این مورد که چرا اینقدر نسبت به ایشان حساس بودند در کشور عربستان و تا سه روز بعد که وی از هتل خارج شد و دیگر برنگشت این اضطراب در چهره شان و رفتارشان مشخص و معلوم بود.</p>
<p>مجری:‌ یکی از بحث هایی که رسانه های مختلف و خود آمریکایی ها مطرح کردند این بود که شما درخواست پناهندگی کردید یعنی شما آیا در آنجا به سفارت آمریکا مراجعه کردید اصلا می دانستید سفارت آمریکا کجا قرار دارد.</p>
<p>امیری:‌ توضیحات من کاملا شفاف است حالا بحث پناهندگی من را که آمریکا دارد مطرح می کند پاسخ خواهم داد.</p>
<p>بحث اینکه من به سفارت آمریکا یا سفارت هر کشور دیگه ای در عربستان مراجعه کردم کاملا کذب است در واقع من فرآیند ربایشم در شهر مدینه و انتقالم را کاملا شفاف گفتم و درگذشته فیلم های مختلفی در این زمینه تهیه شده که ازجانب دولت جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک مدرک منحصر به فرد ارائه شد و هر گونه بحث مراجعه به سفارت خانه و یا بخش کنسولی از کشورخارجی را شدید تکذیب می کنم.</p>
<p>مجری: خانم شما در یک مصاحبه ای که انجام داد گفت من هم قراربود همراه شوهرم به حج بروم اما به خاطر مسائلی نتوانستم بروم چرا ایشان را نبردید.</p>
<p>امیری: هدف اصلی من در این زیارت همراه بودن با خانواده بود متاسفانه خانم بنده با توجه به مشکلاتی که در زانو داشتند امکان این مسافرت براشون میسر نبود و خیلی مشکل بود و من هم به نوعی منصرف شده بودم به این سفر برم منتهی خانم بنده خیلی اصرار کرد چون سفر زیارتی بود به هر حال شرایط جوری شکل گرفت که من تنها به این سفر رفتم.</p>
<p>حالا شاید تقدیر هم به این شکل بود منتهی علت اصلی که همسرم همراهم نیامد به خاطر درد زانو بود.</p>
<p>مجری:‌موضوع شما یک ماجرای پررمز و راز برای رسانه ها شده است واقعا شما خودتون فکر می کنید چه دلیلی داشت که آمریکا شما را برباید در بین این همه افراد مختلفی که از ایران می روند به حج و افراد مختلفی که تردد می کنند به خارج از کشور.</p>
<p>امیری:‌ من در روزهای اولی که ربوده شدم و در خاک آمریکا بودم این سوال برای خودم مطرح بود من هم در این زمینه به دنبال جواب هایی می گشتم که چرا من چون من یک پژوهشگر ساده فیزیک بهداشت بودم.</p>
<p>مجری: یعنی چه کار می کردید.</p>
<p>امیری: بحث فیزیک بهداشت شاید در این وقت کم قابل توضیح دادن نباشد بحث فیزیک بهداشت بیشتر در ارتباط حفاظت از پرتوها هست و کاربردهایی هم که دارد بیشتر در بحث های بیمارستانی و تحقیقات دانشگاهی است.</p>
<p>من چون در دانشگاه مالک اشتر به تحقیقات فیزیک بهداشت مشغول بودم برداشتم در طی این ۱۴ ماهی که در خاک آمریکا مورد سوال و جواب نیروهای امنیتی آمریکا قرار گرفتم این هست که من یک مقاله علمی برای یک کنفرانس بین المللی ارائه کردم.</p>
<p>مجری:‌ آن همایش کجا بود.</p>
<p>امیری:‌ کنفرانس بین المللی بود که در شیراز برگزار شد و از همه دنیا مقالاتی ارسال می شد و اطلاعات این مقالات روی سایت منتقل می شد و امکان دسترسی از هر کجای دنیا به این مقالات وجود داشت.</p>
<p>مجری:‌ شما فکر می کنید دلیل ربوده شدن شما به خاطر نوشتن یک مقاله در این زمینه بود.</p>
<p>امیری:‌ برداشتی که دارم این است که با توجه به نوع مقاله ای که من ارائه کردم این مقاله از طرف دانشگاه صنعتی مالک اشتر که وابسته به وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران هست دانشگاه هایی که وابسته به مراکز دفاعی هر کشوری است برای سازمان های اطلاعاتی طرف مقابل معمولا اهداف اطلاعاتی خوبی هستند و روی این زمینه معمولا می خواهند اطلاعات لازم را از طریق پژوهشگران و مقالاتی که در زمینه های مختلفی ارائه می کنند جمع آوری کنند.</p>
<p>یک برداشت دیگری که من دارم در این زمینه و مصداقش قابل رویت است این است که گروهک منافقین و سایر سازمان هایی که در ارتباط با دانشگاه مالک اشتر اطلاعاتی را جمع آوری می کردند این اطلاعات را برای سازمان اطلاعاتی آمریکا منتقل کردند و با توجه به حساسیتی که برروی اسم دانشگاه صنعتی مالک اشتر در نزد سازمان های آمریکایی است ممکن است این مسئله پیش امده باشد.</p>
<p>مجری:‌ آن مقاله را خودتان در شیراز ارائه کردید.</p>
<p>امیری:‌ در واقع به صورت یک پوستر بود ارائه حضوری نبود.</p>
<p>مجری: آیا در دورانی که در ایالات متحده بودید در مورد این مقاله هم با شما صحبت شد.</p>
<p>امیری: بله، با توجه به سئوالاتی که از من شد به این جواب رسیدم که ممکن است دولت آمریکا به هر حال به طور دقیق تر بتواند به این سوال جواب دهد و بهتر است از دولت آمریکا این سوال را بپرسید منتهی برداشتی که بنده با توجه به تجربیاتی که در طول این ۱۴ ماه بازجویی در خاک آمریکا دارم برداشتم این است که از طریق آن مقاله و اسم من و نوع فعالیت من این ها علاقه مند شدند و احساس کردند فردی هستم که می توانم در مورد برنامه هسته ای ایران اطلاعات مهمی را به انها بدهم.</p>
<p>مجری:‌ اطلاعات شما درباره برنامه هسته ای ایران چه بود که برای آنها بسیار مهم تلقی می شد.</p>
<p>امیری: این در واقع برداشتی بود که دولت آمریکا با توجه به اطلاعات غلطی که در مورد دانشگاه صنعتی مالک اشتر و فعالیت های پژوهشی این دانشگاه به آنها منتقل شده بود به این نتیجه غلط رسید حالا به هر حال ربایش اشتباه به زعم من.</p>
<p>مجری: شما تا به حال نطنز یا فوردو رفته اید.</p>
<p>امیری:‌نخیر، من در کنفرانسی که در بدو ورودم به فرودگاه امام خمینی (ره) خبرنگاری این سوال را از من مطرح کرد آنجا هم گفتم که اطلاعات من و آشنایی من با سایت های هسته ای ایران شاید از یک فرد عادی پایین تر باشد نوع کار من فیزیک بهداشت است در دانشگاه صنعتی مالک اشتر سابقه کاری من و نوع پروژه هایی که من انجام دادم کاملا مشخص است حتی این دانشگاه با دانشگاه سایر بخش ها و سازمان های غیر نظامی کاملا ارتباط و همکاری نزدیک دارد.</p>
<p>مجری:‌ قبل از اینکه این ماجرا اتفاق بیافتد چون یک بحثی که الان رسانه ها منتشر کردند این است که شما یک کسی بودید که از ۵ سال قبل جاسوسی می کردید برای ایالات متحده، اصلا قبل از این جریانات احساس می کردید که آیا تحت نظر هستید یا کسی از سرویس های خارجی مایل به ارتباط گرفتن با شماست.</p>
<p>امیری: با توجه به نوع کاری که من داشتم بحث فیزیک بهداشت و نوع پروژه هایی که من انجام می دادم پروژه هایی بود که ما حتی از دانشجویان عادی سایر دانشگاه ها دعوت می کردیم و پروژه هایی در حد کارشناسی ارشد و دکتری با ما همکاری می کردند و از امکانات و تجربیات دانشگاه صنعتی مالک اشتر برای کارهای تحقیقاتی خودشان استفاده می کردند.</p>
<p>حتی اگر خود دولت آمریکا مایل بود که اطلاعاتی در این زمینه از لحاظ علمی داشته باشد فکر کنم بهترین راه به جای ربایش بنده بود که یک درخواست از یکی از دانشگاه آمریکا برای دانشگاه صنعتی مالک اشتر ارائه کند ما قبول می کردیم که اطلاعات علمی خودمان را در اختیار پژوهشگران سایر مراکز علمی دنیا قرار دهیم.</p>
<p>مجری:‌اولین روزی که شما چشم باز کردید و دیدید درخاک آمریکا هستید آنها روی چه موضوعاتی کار کردند و پرسش و پاسخ ها روی چه محورهایی بود.</p>
<p>امیری:‌ با توجه به برآورد اطلاعاتی غلطی که آنها از نوع فعالیت من و اطلاعاتی که داشتند اینها شروع کردند به یکسری سوالات نامرتبط با فعالیت های دانشگاه صنعتی مالک اشتر.</p>
<p>مجری:‌ یعنی سوالات بیشتر در مورد دانشگاه صنعتی مالک اشتر بود.</p>
<p>امیری: عملا سوالاتی بود که اینها می خواستند با این سوالات مطرح کنند که فعالیت های هسته ای در دانشگاه صنعتی مالک اشتر دارد انجام می شود و اینها می خواستند من توضیحاتی در این باره به آنها بدهم که من با آنها گفتم دانشگاه صنعتی مالک اشتر کارهایی که انجام می دهد در قالب بحث های پرتویی و فیزیک بهداشت است و ارتباطی با برنامه هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران ندارد و عملا سوالاتی که مطرح می شد با اهداف خاصی و جهت گیری های خاصی بود اینها می خواستند که برنامه صلح آمیز هسته ای ایران را به بحث تسلیحات هسته ای مرتبط کنند.</p>
<p>مجری:‌ در سرویس های جاسوسی مرسوم است به ویژه در ایالات متحده آمریکا راستایی آزمایی می کنند اینکه یک فردی را بگیرند و او بگوید که من این اطلاعات را ندارم آنها که قبول نمی کنند، مثلا یکی از بحث هایی که مطرح است وصل کردن به دروغ سنج و بحث روانشناسی است که آیا روی شما هم این کار را کردند.</p>
<p>امیری:‌ بله، در بدو ورودم به خاک آمریکا همزمان با طرح این سوال ها و شنیدن جواب های کاملا منفی از سوی من همانطور که همیشه مطرح کردم من اطلاعاتی در زمینه برنامه هسته ای صلح آمیز ایران ندارم اینها این را قبول نمی کردند و این اشتباه خودشان در انتخاب من بود.</p>
<p>مجری: یعنی احساس می کردند شما می دانید و دارید کتمان می کنید.</p>
<p>امیری:‌ بله این قضیه برای آنها مطرح بود و شما به نکته خوبی اشاره کردید آنها یک سری راستی آزمایی و سیستم های بررسی جواب ها را دارند که این سیستم هم برای من پیاده شد و از دستگاه هایی که دروغ سنج بود استفاده کردند که ابزارهایی هست به انگشتان دست وصل می کنند و یکسری سیم هایی به سر من وصل شد و اینها به یک لب تاپ وصل بود و اینها شروع کردند به پرسیدن سئوالات مختلف.</p>
<p>مجری:‌فارسی سوال می کردند.</p>
<p>امیری:‌ بله یک مترجم آنجا بود که هم گفتگوهای ما را ترجمه می کرد.</p>
<p>مجری:‌ایرانی بود.</p>
<p>امیری: بله وی ایرانی بود که ترجمه می کرد و چون من هم از لحاظ روحی کاملا بهم ریخته بودم و از لحاظ زبان خیلی مسلط نبودم آن موقع هر چند الان هم خیلی مسلط نیستم و برای اینکه صحبت کنم و برای دستگاه های دروغ سنج هم اینها شگردشان این است که معمولا فرد را با زبان اصلی مادری خودش موردسوال و جواب قرار می دهند که برای من این قضیه اتفاق افتاد و به مدت یک هفته اینها من را به دستگاه دروغ سنج متصل کردند و شروع کردن به سوالات که احساس می کردند من دارم طفره می روم و دارای اطلاعاتی هستم که نمی خواهم به آنها بدهم و در نهایت متوجه شدند که این قضیه کاملا به هر حال مشخص است که من در این زمینه اطلاعاتی ندارم.</p>
<p>مجری:‌ کی متوجه شدند.</p>
<p>امیری:‌ بعد از بحث های دروغ سنج یکسری تیم های روانشناسی هم داشتند که با من مصاحبه می کردند تیم های مختلفی بودند که در برخی از این تیم ها دکترهای رواشناس ایرانی بودند که فارسی صحبت می کردند.</p>
<p>مجری:‌سن و سالشان چقدر بود.</p>
<p>امیری:‌مختلف بودند از شاید ۴۰ و ۵۰ سال بودند.</p>
<p>مجری:‌ یعنی ایرانیانی بودند که آنجا بزرگ شده بودند یا فارسی را اصیل صحبت می کردند.</p>
<p>امیری: من یک موردش را که کنجکاو بودم و پرسیدم گفت بزرگ شده آمریکاست ظاهرا قبل از انقلاب همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرده بود. در نهایت بعد از اجرای مراحل دروغ سنجی و روانشناسی اینها مطمئن شدند که از جهت اطلاعاتی من فاقد اطلاعات هستم.</p>
<p>مجری:‌ کی شما احساس کردید که آنها به این نتیجه رسیدند.</p>
<p>امیری: این در واقع بعد از آخرین جلسه روانشناسی که با من برگزار کردند این را به هر حال سمت و سوی صحبت هاشان و تغییر سناریوی که داشتند برای من مشخص کرد که اینها دیگر سوال های اضافی نمی پرسیدند و عملا به این نتیجه رسیدند که آن اطلاعاتی که به آنها منتقل شده و اینکه ربایش من از نظر اطلاعاتی به آنها کمک می کند کاملا منتفی است و عملا آن سناریوی اطلاعاتی که برای این قضیه طرح کرده بودند با شکست مواجه شد.</p>
<p>مجری:‌ بعد از گذشت این مدت از شما چه خواستند.</p>
<p>امیری:‌ بعد از سناریوی اطلاعاتی که مطرح کردند و با توجه به سیستم های راستی آزمایی که صحبت های من را مورد ارزیابی قرار دادند سناریوی دیگری که مطرح شد و برای من قابل تامل بود این بود که اینها آمدند یکسری اسناد و مدارکی را به همراه یک لب تاپ.</p>
<p>مجری:‌ چرا می گید سناریو.</p>
<p>امیری: براتون توضیح می دهم که چرا اصطلاح سناریو به کار می برم چون این اسناد و مدارکی را که برای من آوردند از من خواستند که با یکی از خبرگزاری های آمریکایی مصاحبه ای انجام دهم و ادعا کنم که این اسناد</p>
<p>مجری:‌ این اسناد چی بود.</p>
<p>امیری:‌ در واقع این اسنادی که به من نشان دادند شامل یک سری پروسه هایی درباره تولید سلاح اتمی بود.</p>
<p>مجری: شما اصلا اطلاعی دارید از این شیوه.</p>
<p>امیری:‌ به هر حال باتوجه به پروسه ای که آن مدارک و اسناد مشخص بود بحث تخصصی خاص خودش است عناوینی که در این اسناد ذکر شده بود مشخص بود که فرایندهای تولید سلاح های اتمی هست که خود کشور آمریکا سابقه استفاده و تولیدش را در کارنامه خودش دارد و عملا تهیه این اسناد توسط دولت آمریکا صورت گرفته.</p>
<p>مجری:‌ می گفتند که شما بگویید که این اسناد را من آوردم به آمریکا.</p>
<p>امیری: بله، سناریویی که آنها مطرح می کردند و بر آن اصرار داشتند که شما باید با یکی از خبرگزاری های آمریکا مصاحبه کنید و بگویید که من به خواست خودم به کشور آمریکا پناهنده شدم و در حال انجام مراحل پناهندگی هستم مدارک را از کشور خودم خارج کردم و اصالت این اسناد جعلی را تایید کنم و مالکیت این اسناد را به جمهوری اسلامی ایران نسبت دهم.</p>
<p>مجری:‌ در قبال چی.</p>
<p>امیری:‌ بحثی که آنها مطرح کردند تطمیعی بود آنها گفتند از لحاظ مالی شمااگر یک مصاحبه ای با خبرگزاری آمریکا انجام دهید.</p>
<p>مجری:‌ اصلا اسمی بردند.</p>
<p>امیری:‌ در این مرحله عنوان کلی خبرگزاری آمریکایی بود حالا در مراحل بعدی دقیقا اشاره کردند که کدام خبرگزاری و چه مبغلی.</p>
<p>مجری: به طور مشخص چه چیزی.</p>
<p>امیری:‌ بعنوان مثال بحثی که مطرح کردند مبلغ ۱۰ میلیون دلار پیشنهاد داده بودند با خبرگزاری سی ان ان مصاحبه انجام دهم این پیشنهادی بود که آنها دادند حالا نمی دونم که آن را با خبرگزاری سی ان ان مطرح کرده بودند یا نه.</p>
<p>مجری:‌شبکه سی ان ان این را تکذیب کرده و گفته که اصلا ما چنین درخواستی را نکردیم.</p>
<p>امیری: فکر کنم آن سازمان اطلاعاتی آمریکا قبل از اینکه با شبکه سی ان ان بخواهد هماهنگ کند مجبور بود که نظر مثبت من را بگیرد و بعد وقتش رو تنظیم کند</p>
<p>منتهی آن مسئله که با من مطرح شد و به من گفتند این بود که ده میلیون دلار در قبال مصاحبه با سی ان ان به شما پرداخت خواهد شد.</p>
<p>مجری:‌اولین مرحله ای که شما به رسانه ها کشیده شدید و در حقیقت شبکه های رادیو و تلویزیونی این را در صدر خبرهاشون قرار دادند اون نواری بود که منتشر شد چطوری آن نوار را منتشر کردید.</p>
<p>امیری: اگه به من اجازه دهید این سناریوی مختلفی که دولت آمریکا برای من طراحی و پیاده کرده بود تکمیل کنم و ادامه آن به موضوع ویدیویی اولی که در ایران به طور رسمی منتشر شد اشاره کنم.</p>
<p>بعد از سناریوی سند سازی که آنها یک لب تاپ و اسنادی را به من پیشنهاد دادند که مسئولیتش را قبول کنم و مالکیت آن را به جمهوری اسلامی ایران نسبت دهم من این را باز رد کردم اینها برگشتند بعد از مرحله تطمیع گفتند اگر شمااین کار را انجام دهید ما مبلغ ۱۰ میلیون دلار به شما پرداخت خواهیم کرد در بحث تطمیع به نتیجه نرسیدند و بحث تهدید را مطرح کردند گفتند که قادر هستیم و این توافق را با رژیم صهیونیستی داریم که اگر شما با ما همکاری لازم را انجام ندهید ما شما را به اسرائیل منتقل خواهیم کرد.</p>
<p>اینها برروی این تهدیدشان کاملا جدی بودند.</p>
<p>مجری: چرا مگر تفاوتی وجود دارد بین زندان رژیم صهیونیستی و آمریکا.</p>
<p>امیری: بحثی که مطرح بود این بود که دولت آمریکا در ارتباط با بحث ربایش نمی خواست مسئولیتی قبول کند چون یک ربایش صورت گرفته بود و اینها به هر حال با توجه به قوانین کشور خودشان این موضوع برای خودشان خیلی گران تمام می شد منتهی رژیم صهیونیستی با توجه به سابقه بدنامی که در ارتباط با بحث ربایش و ترورهایی مختلفی که در سطح دنیا دارد این قضیه برایش اصلا بار سیاسی ندارد و برایش مهم نیست.</p>
<p>صحبتی که با من شد و تهدیدی که صورت گرفت به این شکل بود که گفتند ما شما را به رژیم صهیونیستی تحویل می دهیم و در آنجا بدترین شکنجه ها روی شما صورت می گیرد و هیچ اثری از شما باقی نخواهدماند و ما می تونیم از قول شما خیلی از مطالب و موضوعات دلخواهمان را در رسانه ها مطرح کنیم و شما نیز وجود خارجی ندارید که بخواهید به این اتهامات و صحبت هایی که کردید پاسخ دهید.</p>
<p>در این مقطع زمانی اتفاق خوبی هم که در سطح بین المللی داشت اتفاق می افتاد اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران با توجه به اعتمادی که به نیروهای خودش دارد موضوع ربایش من را به صورت بین المللی مطرح کرده بود.</p>
<p>مجری:‌ شما از تحولاتی که اتفاق می افتاد مطلع شدید.</p>
<p>امیری:‌ من بعدها به این موضوع پی بردم در آن لحظه برخوردها و رفتارهایی را که می دیدم متوجه شدم که این پیگیریها و فشارهای دولت ما برای پیگیری موضوع من موثر واقع شده بود اینها این موضوع را با من مطرح کردند منتهی از سوی دیگر خود کشور ما هم در این زمینه داشت پیگیری های بین المللی انجام می داد و یکسری اسناد و مدارک اولیه پیدا کرده بود که ثابت می کرد دولت ایالات متحده در بحث ربایش من شرکت داشته و حتی رسما به دبیرکل سازمان ملل متحد این موضوع را اعلام کرده بودند من در این فرصتی که پیش آمد واقعا باید تصمیم می گرفتم که یک سرنوشت نامعلومی را انتخاب کنم یا بیایم و با یک بازی زمانی و با استفاده از امکاناتی که می شود از ا ین شرایط نامطلوب به نفع خودم استفاده کنم.</p>
<p>مجری: یعنی شما احساس می کردید بعد از اینکه دیدید آنها متوجه شدند که شما اطلاعات ندارید فشار روی شما کاهش یافت.</p>
<p>امیری:‌از بحث اطلاعاتی اینها به نتیجه لازم نرسیدند و من متوجه شدم حضور من بیشتر بحث تبلیغاتی برای آنها خواهد داشت که همانطور که اشاره کردم سناریوی سند سازی یکی از استفاده هایی بود که آنها می خواستند از من بکنند منتهی موفق به این کار نشدند و من با توجه به این اتفاقاتی که افتاده بود متوجه شدم می تونم با اینها یک بازی</p>
<p>اعتماد سازی راه بیندازم که با تعریف یک سری خطوط قرمز برای اینها به نوعی آنها را امیدوار کنم که در آینده ممکن است با آنها همکاری کنم.</p>
<p>این امید به همکاری در سازمان اطلاعاتی آمریکا این امکان را به من داد که از اون حالت محبوس بودن در یک پایگاه نظامی که امکان هیچ گونه ارتباط و هیچ گونه تماس با خارج وجود نداشت به یک حالتی که در حصر خانگی و حداقل امکان محدود بهره برداری و اطلاع از اخباری که در سطح دنیا مطرح بود با خبر بشوم من با این دید و این فکر یک خط قرمزی را برای سازمان اطلاعاتی آمریکا مطرح کردم و گفتم که من با توجه به اتفاقاتی که افتاده یک خط قرمز برای شما تعریف خواهم کرد و امیدوارم با توجه به این انعطافی که برای شما انجام می دهم امکانات لازم را به من بدهید.</p>
<p>مجری:‌ خط قرمزها چی بود.</p>
<p>امیری:‌ خط قرمزی که تعریف کردم چون می دونستم اینها استفاده تبلیغاتی برایشان مد نظر است گفتم که من فعلا هیچ گونه مصاحبه ای علیه کشورم انجام نمی دهم این کلمه فعلا هم برای این بود که آنها امیدوار باشند که با گذشت زمان با توجه به آزادی هایی که به من می دهند و اعتمادسازی که ایجاد می کنند من را جذب محیط آمریکا کنند با وعدهایی که معمولا سازمان های اطلاعاتی که به کیس های مختلف خود می دهند.</p>
<p>مجری: به صورت مشخص چه وعده به شما دادند.</p>
<p>امیری: به هر حال این وعده ۱۰ میلیون دلار که به صورت شفاف داده بودند و علاوه بر آن این حداقل امتیازی که برای من داشت از اون حالت حبس کاملا در شرایط خیلی بد نظامی به یک حبس خانگی تبدیل می شد و امکان شاید پیدا کردن یک روزنه به هر حال وسیله ارتباطی برای من بیشتر می شد.</p>
<p>این خط قرمز را من تعریف کردم و در مقابل آنها هم گفتند که یک خط قرمز برای شما تعریف می کنیم و این هستش که شما درباره ربایش خودتان با هیچ کس صحبت نکنید و این مسئله را مطرح نکنید با توجه به این توافقاتی که صورت گرفت و امیدی که سازمان اطلاعاتی آمریکا درباره همکاری تبلیغاتی و رسانه ای من با این سازمان در آینده داشت.</p>
<p>مجری:‌ چه امکاناتی در اختیار شما قرار گرفت.</p>
<p>امیری:‌ بعد از آن مرحله آنها سیستم های راستی آزمایی خودشان را اجرا کردند و از دستگاه های دروغ سنج استفاده کردن و بحث های روانشناسی را دوباره برقرار کردند بحث امید به همکاری در من وجود دارد یا نه که حالا با خواست خدا یا ضعف سیستم های اطلاعاتی آنها من این مرحله را طی کردم و اینها موافقت کردند من را از آن سایت نظامی به یک محلی انتقال دهند.</p>
<p>مجری: در کجا در کدام ایالت.</p>
<p>امیری:‌ چون ربوده شده بودم و با توجه جابجایی هایی که بعدها صورت گرفت و فاصله زمانی که بین جابجایی ها بود من متوجه شدم احتمالا نه به طور یقین مرحله اول که وارد شدم شاید در اطراف واشنگتن و یا اطراف پنتاگون این سایت وجودداشت منتهی بعد از این توافقی که به صورت صوری صورت گرفت و بعد از مسئله راستی آزمایی آنها به این نتیجه رسیدند که شاید امیدی هست که در آینده من با آنها همکاری رسانه ای داشته باشم اینها راضی شدند که از آن حالت حبس در سایت نظامی من را به حبس خانگی تبدیل کنند و توضیحات خیلی زیاد است که در نهایت من دنبال این بودم که بببینم از چه راهی امکان دارد با کشور یا به هر حال با خانواده یا سایر دوستانی که امکانش هست و امکان تماس وجوددارد من شرایط خودم را اطلاع بدهم و درخواست کمک کنم.</p>
<p>مجری:‌ یعنی در واقع سیستم اطلاعاتی ایران با شما تماس گرفت یا شما با آنها.</p>
<p>امیری:‌ من توضیحاتم را کامل می کنم این پروسه شش ماهه بود به هر حال من جوری رفتار می کردم که اینها فکر میکردند من یک برنامه ریزی بلند مدت برای حضور در آمریکا دارم حتی اینها من را به صورت صوری در یک دانشگاه ثبت نام کردند.</p>
<p>مجری:‌ کدوم دانشگاه.</p>
<p>امیری:‌ دانشگاه نوا در ایالت ویرجینیا.</p>
<p>مجری: ظاهرا همان زمانی که این بحث مطرح شد و در یکی از ویدیوی شما مطرح شد که من در حال درس خوندن هستم رفتند و اسم شما در هیچ یک از دانشگاه ها نبود.</p>
<p>امیری: یک چیز صوری بود و اینها سناریوی پناهندگی من را داشتند اجرا می کردند یعنی همزمان با این بحث هایی که من مطرح کردم و دولت جمهوری اسلامی ایران داشت قضیه را از کانال های بین المللی پیگیری می کرد و اینها فشار سیاسی قضیه من را احساس کردند و به نوعی می شود گفت بعد از سناریوی تبلیغاتی که مد نظرشون بود که موقتا این را کنار گذاشته بودند روی بحث سناریوی پناهندگی من کار کردندو حتی اسناد و مدارک را به من دادند که بدون درخواست من بدون تکمیل فرم های مرسوم در واقع اداری کشور آمریکا حتی اینها یک گواهی نامه رانندگی به من دادند.</p>
<p>مجری:‌ مگر شما ماشین داشتید.</p>
<p>امیری:‌ من نداشتم منتهی چون در داخل کشور آمریکا کسانی که انجا هستند گواهی نامه کشور آمریکا یک ای دی اینترنشنال برای خودشان مطرح هست و یک مدرکی است که ثابت می کند این فرد در داخل کشور آمریکا هست و داره زندگی عادی خودش را ادامه می دهد.</p>
<p>مجری:‌ و مدارک دیگر چی بود.</p>
<p>امیری:‌ یک شماره ملی بود که خود آمریکایی ها معمولا باید داشته باشند اینها برای من بدون اینکه درخواستی داشته باشم برای من صادر کردند.</p>
<p>مجری:‌ به اسم واقعی شما.</p>
<p>امیری:‌ بله، این مدارک به اسم واقعی من بود و هدفشان این بودکه آنها می خواستند سناریوی پناهندگی من را کاملا طبیعی جلوه دهند و بگویند این شخصی بود که آمده اینجا پناهنده شده و مدارکی هم که در اختیارش هست موید این قضیه است که وی از طریق فرایندهای پناهندگی موفق شده این مدارک را به دست بیاورد در صورتی که بدون هیچ گونه درخواست من این مدارک را تهیه کردند و با توجه به اینکه دولت آمریکا صادر کننده این مدارک است هر لحظه برایش این امکان وجود دارد بدون درخواست فرد هم این مدارک را تهیه کند و در اختیارش قرار دهد.</p>
<p>در این پروسه شش ماهه که گفتم همزمان سازمان های اطلاعاتی کشور ما هم وارد یک جنگ اطلاعاتی خیلی سنگین با کشور آمریکا شده بودند.</p>
<p>مجری:‌ شما از کجا می دونید.</p>
<p>امیری:‌ بعدها که ارتباط برقرار شد من متوجه شدم که این پروسه جنگ اطلاعاتی خیلی وقته که شروع شده و اینها دنبال روزنه هایی بودند که با توجه به اسنادی که پیدا کرده بودند که کشور آمریکا در بحث ربایش من دخیل است اینها منابع اطلاعاتی خودشون را روی کشور آمریکا متمرکز کردند و به خواست خدا من حالا شاید مجاز نباشم نحوه ای را که آنها موفق شدند با من تماس بگیرند مطرح کنم.</p>
<p>مجری:‌ چرا؟</p>
<p>امیری:‌ به هر حال شگردهای اطلاعاتی هر سازمان برای خودش است.</p>
<p>مجری: شما می دانید؟</p>
<p>امیری:‌ من به این قضیه اشراف کامل ندارم چون یک زنجیره اطلاعاتی خیلی پیچیده ای بود که من مثل یک حلقه در این زنجیره بودم و خوشبختانه چیزی که من متوجه شدم چیزی که به نفع من تمام شد سازمان های اطلاعاتی کشور جمهوری اسلامی ایران.</p>
<p>مجری:‌ چطور یقین حاصل کردید که اینها بچه های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران هستند.</p>
<p>امیری: چون شگردهایی که استفاده شد و کدهای رمزی که استفاده شد و مسائلی که هست حتی من مجاز نباشم در اون بحث محدودی که اطلاع دارم اینجا مطرح کنم چون یک روش های ابتکاری شاید باشد که به منافع ملی ما لطمه خواهد زد.</p>
<p>این را من موکول می کنم به مسئولین اطلاعاتی کشور اگر مجاز باشند و مایل باشند خود مطرح خواهند کرد.</p>
<p>مجری:‌ اولین ویدئو چگونه ارتباط برقرار شد با سیستم اطلاعاتی ایران شما چگونه یقین حاصل کردید.</p>
<p>امیری:‌در واقع سازمان اطلاعات کشور ما موفق شد که با من تماس برقرار کند و امکانات لازم برای تهیه اون فیلم اول را ایجاد کردند و آن فیلم اول تهیه شد و من ان زمان در شهر توسان بودم در ایالت اریزونای کشور آمریکا.</p>
<p>مجری:‌ یعنی شما از ایالات ویرجینا رفتید ایالات آریزونا.</p>
<p>امیری: بله، حالا فرایندهایی که در این پروسه شش ماهه اتفاق افتاد در این فرصت محدود شاید از حوصله بینندگان خارج باشد منتهی در نهایت من زمانی که در شهر توسان ایالت اریزونا بودم در واقع سازمان اطلاعات کشورمان موفق شد که با من تماس بگیرد و امکانات لازم را برای تهیه آن ویدیویی که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منتشر شد در اختیار من قرار بدهند.</p>
<p>بعد از تهیه این ویدیو و رسیدنش به دست نیروهای اطلاعاتی دولت آمریکا متوجه شد که این ضربه اطلاعاتی را از طرف کشور جمهوری اسلامی ایران خورده من ساعت ۲ نصفه شب داخل آن محلی که بودم پلیس اف بی ای همراه سازمان اطلاعاتی آمریکا وارد شدند و بدون نشان دادن هیچ گونه مجوزی یا به هر حال توضیحی به من دستبند زدن و من را با صورت به کف اطاق خوابندند و از طرف آن فردی که لباس اف بی آی پوشیده بود اسلحه کمریش را مسلح کرد و روی سر من گذاشت و تهدید کرد و گفت که به هر حال شما علیه امنیت ملی کشور آمریکا با سازمان اطلاعاتی کشور متخاصم تماس گرفتید و من را بدون هیچ توضیحی از شهر توسان به ایالات ویرجینیا منتقل کردند و از لحظه ای که من را منتقل کردند این هنوز زمانی بودکه فیلم اول منتشر نشده بود این فیلم تهیه شده بود و اینها متوجه شده بودند و اینها ترس این را داشتند که هر لحظه کشور ما این فیلم را منتشر کند و سند رسوایی اینها مطرح بشود.</p>
<p>اینها شروع کردند فشار روانی به من آوردن.</p>
<p>مجری:‌ شما نمی ترسیدید در این موضوعات، برای ایالات متحده آمریکا خیلی دشوار نیست کسی را بکشد و از بین ببرد.</p>
<p>امیری:‌خوشبختانه اتفاقی که افتاد یک سری اسناد و مدارک در طی ارتباطی که با سازمان اطلاعاتی کشورمان با من برقرار کرده بود توانستم منتقل کنم کشور ما مدارک متقنی داشت که من در داخل خاک کشور آمریکا هستم و به هر حال هر اتفاقی که می افتاد با توجه به فیلمی که تهیه شده بود توسط من اینها باید پاسخگو بودند و من این را کاملا درک کردم که سازمان اطلاعاتی آمریکا تحت فشار تهیه فیلم اول است و با توجه به ترسی که از انتشار این فیلم دارد به من نیاز دارد که یک فیلم دومی تهیه شود که بتونه فیلم اول را خنثی کند.</p>
<p>مجری:‌ جریان آن فیلم دوم چه بود چون خیلی استودیویی حرفه ای و شما هم مثل اینکه یک متن را که جلوتون گذاشته بودند می خوندید.</p>
<p>امیری:‌ بعد از انتقال من از شهر توسان به ایالت ویرجنیا آنها دنبال تهیه فیلم دوم بودند و سناریوی مختلفی را هم مطرح می کردند که من براساس آن این فیلم دوم را تهیه کنم یکی از سناریوها این بود که من بیام با این بیان که دولت جمهوری اسلامی ایران خانواده من را گروگان گرفته و تحت فشار روانی این قضیه هستم من مجبور شدم فیلم اول را تهیه کنم و برای کشور جمهوری اسلامی ارسال کنم و اینها روی این قضیه خیلی تاکید داشتند و ابراز می کردند که شما اگر این قضیه را مطرح کنید ما حمایت خواهیم کرد به هر حال یک کمپین رسانه ای راه خواهیم انداخت و از شما حمایت خواهیم کرد و به نوعی کشور جمهوری اسلامی ایران را علاوه بر اینکه نوار اول را خنثی خواهیم کرد در واقع بار حقوقی و حقوق بشری به این قضیه خواهیم داد و فشار را چندین برابر خواهیم کرد.</p>
<p>مجری:‌ شما اصلا تا آن زمان با خانوادتون ارتباط گرفته بودید تماس تلفنی داشتید.</p>
<p>امیری:‌ قضیه که اتفاق افتاد یک فرایندی ارتباطی بود بین سازمان های اطلاعاتی و بنده که تا در ان لحظه تماسی برقرار نشده بود.</p>
<p>مجری: چون یک ارتباط ویدئو کنفرانسی از طریق اینترنت است که این ظاهرا بعد از همان موضوعی که شما را تحت فشار قرار دادند که به خاطر خانواده تحت فشار هستید در واقع از طرف جمهوری اسلامی تدارک برای شما دیده بودند و ماجرا چی شد و بعد از ویدئو دوم چه اتفاقی افتاد.</p>
<p>امیری: اینها این سناریو را مطرح کردند که من درفیلم دومی که اینها مد نظرشون بود تهیه بشود من مطرح کنم که خانوده ام تحت فشار هستند که من زیر بار این قضیه نرفتم چون واقعا هیچ فشاری وجود نداشت.</p>
<p>مجری: چگونه یقین داشتید که خانواده شما زیر فشار نیست وقتی که شما دسترسی به هیچ جا ندارید و آنها می آیند این را می گویند چرا باور نمی کردید.</p>
<p>امیری: من تماس خاصی با سازمان اطلاعاتی کشور داشتم و از سلامتی خانواده آن لحظه مطمئن بودم و بعدها چند وقت بعد وقتی که سازمان اطلاعاتی کشور متوجه شد که این فشار روی من قرار دارد و ممکن است از بعد روانی یک مشکلی ایجاد کندبرای من باز با لطف خداوند و تلاش سازمان اطلاعاتی کشورمان من موفق شدم یک تماس تصویری کوتاه با خانمم داشته باشم که بینندگان عزیز مشاهده کردند من اطمینان کامل داشتم به نظام جمهوری اسلامی ایران و باتوجه به اینکه نظام به من اطمینان داشت که من پناهنده نشده ام و موضوع ربایش من را به شدت دنبال می کرد و این یک اعتماد دو طرفه بود که هر لحظه در واقعه برای من قوتش بیشتر می شد.</p>
<p>ادامه بحث فیلم دوم را داشته باشم اینها موضوع دیگری را که مطرح کردند گفتند که شما به دروغ اعتراف کنید که مامور سازمان اطلاعاتی کشور جمهوری اسلامی ایران هستید و این اتفاقاتی که در طی این مدت گذشته یک سناریویی بودکه از طرف سازمان اطلاعاتی ایران بود.</p>
<p>مجری:‌ بسیاری از رسانه ها این موضوع را دامن زدند که شما نیروی اطلاعاتی ایران بودید و برای نفوذ در سازمان سیا در واقع شما این ریسک را پذیرفتید واقعا این جور بود.</p>
<p>امیری: توضیحات من کاملا شفاف هست که این سناریویی بود که از طرف دولت آمریکا مطرح شد به من پیشنهاد دادند که اعتراف کنید که مامور اطلاعاتی دستگاه های اطلاعاتی ایران هستید.</p>
<p>مجری:‌ که چی بشه؟</p>
<p>امیری:‌ به من اینجوری توضیح دادن. من اطلاعی از این قضیه ندارم و شاید دوستان اطلاعاتی مطلع باشند به من گفتند که اگر شما اعتراف کنید که مامور اطلاعاتی ایران هستید بعنوان یک جاسوس در یک کشور دیگر دستگیر شدید ما می توانیم شما را با سه جاسوسی که در مرزهای عراق با ایران دستگیر شدند مبادله کنیم و این یک روال عادی بین دستگاه های اطلاعاتی دنیا هست و هیچ مشکلی برای شما ایجاد نخواهد شد.</p>
<p>مجری:‌ یعنی به طور مشخص این سه تبعه آمریکا که سال گذشته به صورت غیر مجاز وارد خاک جمهوری اسلامی ایران شدند با شما عوض شوند.</p>
<p>امیری: بله، اینها از اصطلاح جاسوس استفاده کردند و گفتند تبادل جاسوس ها بین کشورها مرسوم هست.</p>
<p>مجری: یعنی اینها پذیرفتند که این سه نفر جاسوس هستند.</p>
<p>امیری:‌ مطلبی که آنها مطرح کردند و اصطلاحاتی که به کار بردند موید همین قضیه هست و گفتند که یک روال عادی است و باید شما قبول کنی و بدون هیچ مشکلی ما شما را از خاک آمریکا به یک کشور ثالث منتقل کنیم از آن طریق بحث مبادله را پیش ببریم که با توجه به واقعیتی که احساس کردم یک نیرنگ و شیطنتی از طرف سازمان اطلاعاتی آمریکا مطرح است.</p>
<p>مجری:‌ چهارمین ویدیو چه جوری شد ظاهرا در ماجرای شما جنگ ویدئو ها بود.</p>
<p>امیری:‌ فکر کنم داستان ویدئو دوم به پایان نرسیده.</p>
<p>مجری:‌ من فکر کنم اگه اینجوری صحبت کنیم باید برنامه گفتگوی ویژه ما ۱۴ ماه طول بکشد.</p>
<p>امیری: من خیلی مختصر از روی این قضیه رد می شوم اینها به هر حال چون دستشان خالی بود و هر لحظه احتمال می دادند که دولت جمهوری اسلامی ایران ویدئو اول را منتشر کند در موضع ضعف قرار گرفتن و من یکسری متنی را آماده کردم و گفتم که براساس این متن حاضر هستم مصاحبه دوم را انجام دهم تو این متن من اعلام کردم و واقعیتی را گفتم که یک پژوهشگر ساده فیزیک بهداشت هستم علیه کشورم اقدامی انجام نداده ام و برای خانواده ام دلم تنگ شده و مسائلی را که واقعا شامل حال من می شد منتهی خود دولت آمریکا یکسری جملاتی را به این متن اضافه کرد.</p>
<p>مجری:‌چی اضافه کرد.</p>
<p>امیری:‌بحثی که من اینجا آزاد هستم و برای ادامه تحصیل به این کشور آمده ام و جالب این بود که متن اولی یک متن انگلیسی بود که بعد از ضبط این نوار اینها به این نتیجه رسیدند که با توجه به نوع بیان من و حالت صورت من و حالت فیلم برداری .</p>
<p>مجری:‌ یعنی روی متن می خوانی البته صورت شما که بالا بود.</p>
<p>امیری: ال سی دی بود که دوستانی که حرفه ای هستند و شاید شما بهتر بدونید که ال سی دی بود که مطالب روی آن نوشته می شد و من از روی متن می خوندم که اول متن انگلیسی بود که اینها دیدند اصلا نتیجه مطلوب ندارد از نظر بعد تبلیغی و اینها مجبور شدند یک متن فارسی از این متن انگلیسی دقیقا تهیه کنند و کلمه به کلمه جالب بود برای من که حتی اینها با فرهنگ ایرانی اشنا نبودند که لااقل یک سری اصطلاحاتی را استفاده کنند که با فرهنگ مرسوم کشور ما تطابق داشته باشد آنها آمدند کلمه به کلمه حالا نمی دونم بر چه منطق و استدلالی این کار را کردند که برای من جالب بود که یک سازمان اطلاعاتی که ادعا می کند اشراف اطلاعاتی بر همه چیز دارد یک چیز ساده ای که از دید خیلی از دوستان قابل فهم باشد نتونست این را درک کند و کلمه به کلمه این متن انگلیسی را ترجمه کرد و آماده انتشار قرار داد باز هم جرات انتشار این ویدئو را نداشت چون متنی که تهیه شده بود عملا فاقد آن کارایی لازم برای پاسخگویی به نوار اول بودش.</p>
<p>مجری: بعد چه اتفاقی افتاد.</p>
<p>امیری:‌خوشبختانه کشور ما به سرعت فیلم اول را منتشر کرد و اینها وارد یک شوک اطلاعاتی خیلی بدی شدن و یک ضربه خیلی بدی از این قضیه خوردند و مجبور شدند ویدئوی دومی که با آن حالت تصنعی و غیر واقعی تهیه شده بود روی یوتیوپ قرار دهند و اینقدر این فیلم برای آنها ضعیف بود که حتی مسئولیت انتشار این فیلم را قبول نکردند در صورتی که کشور ما به طور رسمی از طریق صدا وسیما این قضیه را منتشر کرد و به عنوان یک سند رسمی و با اصالت این قضیه را مطرح کرد و مسئولیت این ویدئو رو قبول کرد منتهی دولت آمریکا حتی حاضر نشد.</p>
<p>مجری:‌ آنها تا آخرین لحظه تا آنجا که خاطرم هست و شنیدم حالا تا چه حد درست باشد من نمی دونم شنیدم حتی تا روز سه شنبه یا چهارشنبه هفته گذشته حتی حافظ منافعشان در ایران هم نمی دانست و تایید نکردند که شما در آمریکا هستید و علیرغم اینکه این اطلاعات منتشر شد و در گفتگوها با مقامات مختلف هیچ کدام تایید نکرده بودند که شما در آمریکا هستید.</p>
<p>مجری: خوب آن ویدئوهای بعدی چی.</p>
<p>امیری:‌ در واقع بعد از انتشار ویدئوی دوم عملا اینها به این نتیجه رسیدند که بازنده این بازی هستند و ازطرفی برای من شرایط نامعلوم بود و اینها از حالت تصمیم گیری منطقی خارج شده بودند و من این ترس را داشتم که اینها یک اقدامی را انجام دهند و بخواهند من را از بین ببرند چون حالتشان واقعا غیر عادی بود با صحبت هایی که می کردند مشخص بود که کنترل اوضاع از دستشان خارج شده است.</p>
<p>من در شهر استرلینک در ایالت ویرجینیا محلی که من را نگهداری می کردند موفق شدم از دستشان فرار کنم در روز دوشنبه ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۹٫</p>
<p>مجری:‌ چه جوری؟. باور این نکته دشوار است.</p>
<p>امیری: من در این حد خدمتتون بگم با توجه به وقت محدودی که هستش من در این حد بگم که ۲۴ ساعت سازمان اطلاعاتی آمریکا دنبال من می گشت و این قضیه کاملا مستند و قابل اثبات است و حتی خودشان هم باورشان نمی شد که این اتفاق افتاده اقداماتی که کرده بودند سریع دفتر حافظ منافع کشورمان در واشنگتن را تحت نظر گرفته بودند و خوشبختانه من توانستم به یک کافی نت مراجعه کنم و ویدئوی سوم را که عملا تیر خلاص را به پیکیره پوشالی این سازمان اطلاعاتی بود وارد کنم و اینها من را ۲۴ ساعت بعد پیدا کردند و اینها می خواستند با اون حالت عصبانیت و خارج از کنترلی که پیدا کرده بودند من را به اف بی آی تحویل دهند داشتن این پروسه را انجام می دادند که من مطرح کردم و گفتم ویدئوی سومی هم تهیه شده برای کشور ارسال شده و هر لحظه امکان انتشار آن وجود دارد.</p>
<p>بحث ویدئوی سوم را بهشان گفتم و به هر حال بعد از این اتفاقی که رخ داد اینها به ا ین نتیجه رسیدند که آن چیزی را که به من منتقل کردند ما این قضیه را می خواهیم پرونده اش را ببندیم و شما را می خواهیم به ایران برگردانیم که من همان لحظه گفتم با توجه به اینکه یک شهروند ایرانی هستم و تبعه کشور جمهوری اسلامی ایران هستم شما باید از لحاظ حقوقی من را به دفتر حافظ منافع کشور جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن تحویل بدید که اینها مخالفت کردند.</p>
<p>مجری:‌ اصلا شما آدرس دفتر حافظ منافع را بلد بودید که بخواهید بیایید.</p>
<p>امیری: بله، چون در واقع اینها یک سری روزنامه های چاپ آمریکا را که برای ایرانیان ساکن آمریکا بود در اختیار من قرار می دادند.</p>
<p>مجری:‌ یعنی به زبان فارسی یا انگلیسی.</p>
<p>امیری:‌بله به زبان فارسی بود، آن دوستانی که آنجا زندگی می کنند به صورت هفتگی بعنوان مثال مجله ایرانیان و مجلات دیگر که منتشر می شود توی آن آدرس دفتر حافظ منافع هست.</p>
<p>مجری:‌ از ویرجینا چطور امدین واشنگتن.</p>
<p>امیری:‌ ایالت ویرجینا و شهر واشنگتن و ایالت مریلند محل هایی هستند که کاملا به هم نزدیک هستند در حدود ۲۰ دقیقه تا نیم ساعت با هم فاصله دارند که شما می توانید از یک ایالت به یک ایالت دیگه و واشنگتن بروید.</p>
<p>مجری:‌ بعد خودتان آمدید در روز آخر به دفتر یا نه.</p>
<p>امیری:‌ یک ماه بعد از این داستان اتفاق افتاد یعنی آن روزی که من را دستگیر کردند اینها آمدند و گفتند که ما می خواهیم شما را برگردانیم و ویدئوی چهارمی که منتشر شد روی یوتیوپ قرار گرفت یک لپ تاب به من دادند و گفتند که این جمله را مطرح کن که حال من خوب است و به زودی به کشور بر می گردم با این استدلال که اگر این را منتشر کنیم دولت جمهوری اسلامی ایران فیلم فرار من را منتشر نخواهد کرد و منتظر خواهد ماند که من به کشور برگردم و همان روز هم به من گفتند که ما داریم پروسه های برگشت شما را انجام می دهیم و در اولین فرصت ما شما را از خاک آ‌مریکا خارج می کنیم.</p>
<p>این پروسه یک ماه طول کشید و برداشت شخصی من این است که یک پروسه خروج از کشور آمریکا به هر حال یک چیز ساده ای برای دولت آمریکا هست اینها بهانه های مختلف می آوردند که بعنوان مثال ما داریم تلاش می کنیم از طرف کشورهای مختلف شما را به کشورتان برگردانیم منتهی بعضی از کشورها با توجه به تبعات سیاسی و آن تبلیغات رسانه ای که روی شما وجود دارد دچار یک سری تعلل می شوند و نمی خواهند خودشان را درگیر این مسئله کنند و در نهایت جالب این بود که اینها هر روز با من یک جلسه مفصلی داشتند و این صحبت را مطرح می کردند که شما برنگردید و بمانید در هر کشور اروپایی که مایل هستید.</p>
<p>مجری: یعنی شما آزاد بودید.</p>
<p>امیری:‌ نه نخیر. من از بدو ورودم به خاک آمریکا تا زمانی که در واقع به دفتر حافظ منافع کشور جمهوری اسلامی ایران رفتم کاملا تحت نظارت و کنترل نیروهای امنیتی آمریکا بودم و هیچ وقت آزاد نبودم این نکته ای بود که من اینجا تاکید می کنم و مدارک و مستنداتی دارم که می توانم این قضیه را اثبات کنم.</p>
<p>مجری:‌ چه مدارکی دارید.</p>
<p>امیری:‌ در واقع یکسری شماره های ماشین هایی که نیروهای امنیتی امریکا من را با آن جابجا می کردند.</p>
<p>مجری: یعنی شما یادداشت می کردید.</p>
<p>امیری: من موفق شدم که دو تا از شماره های ماشین ها را یادداشت کنم حالا اگر واقعا این افرادی که من را تحت بازداشت قرار دادند به هر حال جزء سازمان های اطلاعاتی امریکا نیستند خوب این را باید دولت آمریکا بررسی کند که این افراد چه کسانی بودند چون برای وجهه آمریکا خیلی زشت است که در داخل دولت آمریکا یک دولت دیگر وجود دارد که یکسری کارهایی را انجام می دهد که باعث بدنامی بیشتر دولت آمریکا می شود و اگر هم چیزی که من برداشتم است اگر اینها سازمان های اطلاعاتی امریکا هستند خوب یک سند محکمی هست که ادعای دولت آمریکا که مدعی بود من آزاد هستم البته این اواخر اعلام کرد.</p>
<p>مجری:‌ بله خانم کلینتون اعلام کرد.</p>
<p>امیری‌: اعلام کردند که من آزاد هستم نمی دونم بحث آزادی را اونها چطور مطرح می کنند شاید منظورشان از آزادی زنده بودن من بود.</p>
<p>مجری: خوب می گویند شما آزادی همانطور که آمدی دفتر حافظ منافع ایران.</p>
<p>امیری: در واقع سیر اتفاقی را که منجر به این قضیه شد شفاف توضیح دادم.</p>
<p>مجری:‌ شما خودتون امدید دفتر حافظ منافع؟</p>
<p>امیری: نخیر، در واقع بعد از یک ماه از تاریخ دستگیری من اینها آخرین قراری که داشتند قرار بود از طریق یک کشور اروپایی من را به ایران منتقل کنند به من اعلام کردند که اون کشور اروپایی حاضر نشده که این کار را انجام دهد و می خواهد یک مصاحبه ای با شما در سفارتخانه اش در شهر واشنگتن داشته باشد که من با حالت عصبانی گفتم که من نیازی به این مصاحبه نمی بینم.</p>
<p>مجری:‌ خیلی از منابع رسانه ای گفتند انگلیس بود.</p>
<p>امیری:‌ بله، کشور انگلستان بود در ابتدا ظاهرا موافقت کرده بود که بدون هیچ پیش شرطی امکان انتقال من را به کشورم آماده کند منتهی ظاهرا چند ساعت قبل از پرواز دولت انگلیس با دولت آمریکا تماس گرفت و گفت که وی باید یک مصاحبه با سفارت ما در شهر واشنگتن داشته باشد و یکسری سوالات را جواب بدهد.</p>
<p>مجری: یعنی مصاحبه رسانه ای.</p>
<p>امیری: نه سوالاتی که خود سفارت انگلیس مطرح کرده و من باید پاسخگو باشم که من شدیدا اعتراض کردم و بهشون گفتم که یک ماه است که اعلام می کنم که من را به دفتر حافظ منافع کشور جمهوری اسلامی ایران تحویل بدهید و من لزومی به رفتن به سفارت انگلستان برای برگشت به کشور خودم نمی بینم چون به هر حال دفتر حافظ منافع کشورما وجود دارد و من یک ایرانی هستم و هیچ گونه تابعیت کشور آمریکا را ندارم.</p>
<p>مجری:‌ وقتی که وارد دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی شدید چه اتفاقی افتاد.</p>
<p>امیری:‌ بحث ورود شاید مناسب نباشد بحث تحویل دهی.</p>
<p>مجری: چه کسی شما را تحویل داد.</p>
<p>امیری: این موضوعی که من مطرح می کنم به این شکل بود که اینها یک تاکسی برای من آماده کردند و این تاکسی را درواقع اسکورت کردند از آن محلی که در یکی از هتل های مورد استفاده سازمان اطلاعاتی آمریکا بود از شهر هرندن در شهر ویرجینیا این تاکسی به سمت دفتر حافظ منافع حرکت کرد و اینها این تاکسی را اسکورت کردند که امکان هیچ گونه رفتن به جای دیگر نبود اون حالت کنترل خودشان را تا آخرین لحظه حفظ کردند حتی اینها به من یک موبایل داده بودند و گفته بودند که من اگر تا آخرین لحظه حتی اگر شما وارد دفتر حافظ منافع ایران شدید می تونید با ما تماس بگیرید اگر نظرتون عوض شد.</p>
<p>مجری:‌موبایل را با خود آوردید.</p>
<p>امیری:‌ بله در اختیار سازمان اطلاعاتی کشور است. و چون همواره این پیشنهاد را به من کرده بودند اینها می گفتند که شما هر کشور اروپایی و یا هر کشوری که مایل هستید بروید ما خانواده شما را از ایران خارج می کنیم این تعهد را می دهیم شما هر کشور اروپایی با توجه به اینکه با کشور آمریکا با توجه به بحث ربایش خودتون مشکل دارید هر کشور اروپایی که شما می خواهید بحث زندگیتون رو می خواهید داشته باشید.</p>
<p>مجری:‌احساس شما چی بود وقتی که امدید دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی و وقتی پرچم جمهوری اسلامی را دیدید.</p>
<p>امیری:‌ واقعا من احساس کردم وارد خاک وطنم شدم پرچم و عکس مقام معظم رهبری و حضرت امام خمینی (ره) یک قوت قلبی به من داد منتهی تا قبل از ورود به دفتر حافظ منافع این ترس را داشتم که اینها بخواهند به من شلیک کنند چون تا در دفتر حافظ منافع اینها من را دنبال کرده بودند و این قضیه خیلی قضیه پیچیده ای بود و برای انها شکست اطلاعاتی بدی محسوب می شد.</p>
<p>خوشبختانه و با لطف خدا برای من هیچ اتفاقی نیفتاد و موفق شدم وارد دفتر حافظ منافع کشورم شوم.</p>
<p>مجری:‌ بعضی رسانه ها گفتند شما به خاطر همکاری هایی که کردید ۵ میلیون دلار به حساب شما واریز شده است اما به خاطر تحریم نمی توانند این ۵ میلیون دلار را در اختیار شما قرار بدهند.</p>
<p>امیری: من این خبر را از زبان شما شنیدم برای خودم جالب است اگر اینها پنج میلیون دلار به من پول داده اند چرا من اجازه خرج کردن و جابجا کردنش را نداشتم به هر حال اینها بازی های اطلاعاتی است که معمولا سازمان های اطلاعاتی بعد از شکست هایی که متحمل می شوند شروع می کنند به سند سازی که این بحث را به عنوان یک تهدید برای من مطرح کردند و گفتند که اگر شما به ایران برگردید ما سناریوهای مختلفی را برای شما مطرح می کنیم و حتی اسناد جعلی را کاملا ما می توانیم تهیه کنیم و بعنوان اسناد رسمی با توجه به اینکه کشورهای مختلفی با ما همکاری می کنند به مطبوعات دنیا بدهیم و عملا یک سند جعلی را بعنوان یک سندرسمی مطرح کنیم که شما بعنوان یک جاسوس و به عنوان کسی که با ما همکاری کرده در داخل کشور خود مورد بازجویی قرار بگیرید.</p>
<p>مجری:‌ گفتند ظاهرا شما به خاطر اینکه در واقع بعد از مدتی دلتنگ شدید و به این دلیل حاضر به استمرار همکاری نشدید و گفتید من می خوام برگردم ایران.</p>
<p>امیری:‌ خیلی جالب است اولش من این سناریو را گفتم که اینها بحث خانواده را به عنوان یک بحث احساسی می خواستند مطرح کنند حالا من سوالم به این شکل هستش، شاید سوال من جواب سوال شما را بدهد که اگر من واقعا می خواستم پناهنده شوم بحث سفر من به حج یک پروسه ای است که حداقل ۲ ماه طول می کشید و چون من کارمند دولت هستم و باید مجوزهای رسمی ازسازمان های نظارتی مربوط بگیرم من ۲ ماه فرصت داشتم که از کشور خارج بشوم و یک برنامه فوری نبود که من یک شبه بلیط بگیریم و از کشورخارج شوم در این مدت ۲ ماه اگر من قصد سناریویی که آمریکایی ها مطرح کردند خنده دار هستش اگه من قصد پناهندگی داشتم خوب به هر حال در این مدت خانواده من هم مشکل خروج از کشور را نداشتند و خیلی از کشورها هستند که ویزا لازم ندارد و شما با خرید یک بلیط می توانید یک شبه خانواده خودتان را از کشور خارج کنید چطور هستش که من در این مدت ۲ ماه خانواده خودم را از کشور خارج نکردم و بعد از رفتن به کشور آمریکا و به قول خودشون این همه زرق و برق و امکانات مالی که برای من ایجاد کردند من تازه دلتنگ خانواده شدم و به خاطر این قضیه به کشور بازگشتم این یک چیز متناقضی است که خودشان باید جواب دهند که به هر حال سوالی است که جوابش در خودش است.</p>
<p>مجری:‌ به عنوان آخرین سوال ما حصل این ماجرا را چه می بینید.</p>
<p>امیری:لازم است که به یکی از سخنان حضرت امام خمینی (ره) اشاره کنم که ایشان گفته بودند آمریکایی ها یک طبل توخالی هستند شاید من قبل از اینکه این اتفاق برای من بیفتد برای من قابل فهم نبود که جمله امام به چه معنا و مفهومی هست و من در این مدت ۱۴ ماهی که درگیر بحث های اطلاعاتی و فشارهای روانی سازمان اطلاعاتی آمریکا (سیا) بودم به این نتیجه رسیدم که در بحث جنگ اطلاعاتی که جنگ هوش ها هست نه جنگ تکنولوژی و ابزار کشور جمهوری اسلامی ایران بر سازمان اطلاعاتی آمریکا غلبه دارد و هموطنان عزیز ما این قضیه را با توجه به تناقض گویی ها آمریکا درک کردند و من در پایان می خواهم تشکر کوتاهی از سازمان هایی که در ارتباط با آزادی من تلاش کردند خدمت بینندگان داشته باشم من از وزارت امور خارجه، صداو سیما، وزارت دفاع، وزارت اطلاعات و به خصوص دستگاه اطلاعاتی وزارت دفاع که با یک مدیریت خیلی قوی قضیه من، ارتباط و انتقال من به کشور را مدیریت کردند کمال تشکر را دارم و از خدا شاکر هستم که در طول این ۱۴ ماه به من این توفیق و استقامت را داد تا در برابر وعده ها و تهدیدهای مختلف دستگاه اطلاعاتی آمریکا بتوانم در واقع مقاومت کنم و با یک وجدان راحت با روی سفید به کشورم عزیزم برگردم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.teribon.org/archives/12696/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این تمام ماجرا نبود&#8230;+ صدا</title>
		<link>http://www.teribon.org/archives/12568</link>
		<comments>http://www.teribon.org/archives/12568#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Jul 2010 12:37:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>تحریریــه</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار کوتاه]]></category>
		<category><![CDATA[بررسی تقلب در انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[خبر ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[امام خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[حوادث سال]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر معظم انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[سران فتنه]]></category>
		<category><![CDATA[فتنه]]></category>
		<category><![CDATA[کهریزک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/archives/12568</guid>
		<description><![CDATA[گفتگو با حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور درباره مسائل انتخابات ریاست جمهوری، حادثه کهریزک و عملکرد خودی‌ها در جریان اتفاقات سال هشتاد و هشت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left;"><a href="http://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=9753" target="_blank">دریافت فایل صوتی</a></p>
<p><strong>- مدل‌های حکومتی در دنیای امروز، بنا بر فلسفه و کارویژه‌های خود، نسبت خاصی را بین حکومت و مردم تعریف می‌کنند که میزان اهمیت مردم را در نگاه حاکمان می‌توان از همین تعاریف فهمید. این تعریف در تعیین نقش مردم در تصمیم‌سازی‌های یک ملت-دولت نقش بسزایی دارد. در قانون اساسی ما نیز بر اهمیت و نقش حضور مردم به روشنی اشاره شده است. اما به طور مصداقی در جمهوری اسلامی ایران، این رابطه به چه شکل است؟</strong></p>
<p><a rel="attachment wp-att-12596" href="http://www.teribon.org/archives/12568/13890426_113792"><img class="alignleft size-full wp-image-12596" title="13890426_113792" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/07/13890426_113792.jpg" alt="" width="236" height="385" /></a>اجازه دهید تا با ذکر نکته‌ای این مسأله را توضیح دهم. رهبر معظم انقلاب از سال‌های قبل &#8211; یعنی این‌که مخصوص امروزشان نیست- در همه انتخابات اصرارشان این بوده و هست که نظام کاری کند تا مشارکت حداکثری در انتخابات بوجود آید. از حدود پانزده، بیست سال پیش &#8211; مشخصاً‌ از دوره دوم ریاست‌جمهوری آقای هاشمی که بنده حضور ذهن دارم-  رهبر انقلاب بر تلاش برای حضور حداکثری مردم در انتخابات اصرار داشتند؛ در حالی که برخی دیگر از بزرگان نظام، مخالف چنین رویه‌ای بودند و نظرشان این بود که حالا یک کسی باید رئیس‌جمهور شود، چه با یک اکثریت بالاتر یا پایین‌تر؛ چرا باید فضایی را فراهم کنیم که بعدها نتوانیم آن را کنترل کنیم؟ اما رهبر انقلاب مخالفت می‌کردند. البته همان‌طور که اشاره کردم، این اختصاص به سال قبل ندارد و سنوات قبل هم همیشه اصرارشان بر این موضوع بود. لذا به شورای نگهبان، وزارت کشور، صدا و سیما و به بقیه دست‌ اندرکاران چه در جلسات خصوصی، چه در جلسات عمومی و چه در سخنرانی‌ها می‌گفتند که شما زمینه و بستر را برای مردم به شکلی فراهم کنید که مردم بیشتر شرکت کنند؛ این بُعد مشارکت مردم و به تعبیر دیگر جمهوریت نظام است.</p>
<p>اما نکته قابل تأمل دیگر، اعتماد رهبر انقلاب به حضور و مشارکت مردم است. بسیاری از مسئولین در دوره‌های مختلف نظام، نگران بودند که مثلاً این‌دفعه مردم کمتر شرکت می‌کنند، اما رهبر انقلاب جزء کسانی بود که در دوره‌های مختلف می‌گفتند که من مطمئن هستم مردم ما به صحنه می‌آیند، چون کشورشان را دوست دارند، اسلام را دوست دارند، نظام را دوست دارند، چون به مسئولین اطمینان دارند. بنابراین حتماً هم مردم شرکت می‌کنند، این‌بار هم شرکت می‌کنند و شرکت‌شان بیش از دفعه قبل است و باز هم دشمنان را ناامید می‌کنند. این واژه‌ها و جملات در کلام رهبر انقلاب چه به خاطر انتخابات و چه مناسبت‌هایی مانند بیست و دوم بهمن بارها تکرار شده است. در همین مناسبت‌های هرساله می‌بینیم که تا چهار روز تعطیلی متوالی می‌شود که ممکن است مثلاً از تهران خیلی‌ها بیرون بروند، یا مثلاً بحث دخالت‌های دشمن و یا بحث مسائل داخلی مطرح شده، برخی تردید داشتند که مردم شرکت می-کنند یا نه؟ یکی از کسانی که با اطمینان کامل می‌فرمودند که مردم با حد نصاب بالا شرکت می‌کنند رهبر انقلاب بوده است.</p>
<p><strong>- این نقطه قوت نظام اسلامی همیشه مورد انکار یا تردید دشمنان نظام بوده که تمام سعی خود را برای مخدوش کردن این ویژگی نظام به کار برده‌اند. نمونه بارز آن، حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم بود. رهبر انقلاب اشاره داشتند: «هر طرف اگر پیروز می‌شد، هر کس سرِ کار باشد، اگر نتائج انتخابات غیر از این هم می‌شد، بنده به طور اطمینان می‌توانم عرض بکنم که باز اینجور حوادثى دیده می‌شد، باز این حوادث پیش مى‏آمد، براى اینکه اصلاً آرامش در کشور نباشد. آنها امنیت کشور را و آرامش کشور را هدف گرفته‏اند&#8230;» شما این اشراف بر ترفندهای دشمنان را چگونه می‌بینید؟</strong></p>
<p>یکی از مسائلی که نشان داد رهبر انقلاب جامع‌تر و عمیق‌تر از همه، نقشه‌های دشمن را بررسی می‌کنند، جریان فتنه سال قبل بود. اما می‌خواهم برای روشن شدن این موضوع، از زاویه دیگری به این موضوع بپردازم. رهبری در صحبت‌های ابتدای سال ۸۸ در مشهد فرمودند که بالأخره ما این دست چدنی را زیر دست‌کش مخملی می‌بینیم. برخی از مسئولین بلندپایه نظام وقتی که امریکا یک نرمش وچراغ سبزی نشان داد &#8211; البته آن چراغ سبزشان هم از روی استیصال بود- به رهبر انقلاب گفتند که چرا مذاکره نکنیم؟ بگذارید درهایمان را به سوی غرب و آمریکا باز کنیم، بگذارید ویزای یک هفته‌ای بدهیم هرکسی می‌خواهد بیاید وغیره. رهبری گفتند که اینها برنامه است، شاید گفتن این حرف‌ها از سوی مسئولین آمریکایی تاکتیک باشد. حالا شما چقدر به قول آن ضرب‌المثل معروف از حول حلیم توی دیگ می‌افتید؟! یک مقداری صبر کنید، یک مقداری اندیشه کنید. آن روز که رهبر انقلاب تعبیر دست چدنی را به کار بردند که آن موقع حتی برخی مسئولین به سخن آقا اعتراض داشتند ولی علنی به زبان نمی‌آوردند که دست چدنی دیگر چیست و این حرف‌ها چه معنایی دارد؟ این جریان‌های اخیر نمونه‌ای از همان دست چدنی بوده و هست که می‌بینیم. نگاه رهبر انقلاب در ژرف‌نگری نسبت به توطئه‌های دشمن و مسائل خارجی، بی‌بدیل است و این موضوع را شما در قبل و بعد از انتخابات و در نماز جمعه تاریخی ۲۹ خرداد می‌بینید.</p>
<p><strong>- نقش مؤثر دیگری که رهبر انقلاب در روند خنثی‌سازی جریان فتنه سال گذشته ایفا کردند، بصیرت‌دهی و روشن‌گری بود. این نقش رهبری را چگونه می‌بینید؟</strong></p>
<p>به نظر بنده شاید بتوان گفت تنها شخصی که به معنای واقعی کلمه یکّه و تنها &#8211; دیگران هم کمک کردند، دیگران هم تلاش کردند &#8211;  ولی کسی که توانست ابعاد واقعی فتنه را بشناساند و اصلاً عنوان فتنه را بر آن بگذارد، رهبری بودند. فتنه خصوصیاتی دارد. تا آن موقع افراد مختلف تحلیل‌‌های متفاوتی از جریان پس از انتخابات داشتند اما در چگونگی شناساندن این جریان و ابعاد آن برای خواص و توده مردم، رهبری بالاترین نقش را ایفا کردند و اولین پرچم را ایشان در طول این یک‌سال و اندی یعنی از قبل از انتخابات تا به امروز بر عهده داشته‌اند. شما ببینید رهبری در این مدت چند سخنرانی روشن‌گرانه داشته‌اند و چقدر دیگران را به روشن‌گری و بصیرت‌بخشی توصیه کرده‌اند! خیلی‌ها در این مدت زحمت کشیدند اما وزنی که در رهنمودهای آقا در جهت روشنگری و آگاهی‌بخشی به مردم بوده، بی‌نظیر است.</p>
<p>نکته حائز اهمیت دیگر، نگاه جامع ایشان به اطراف قضیه است، یعنی توجه به یک موضوع، ایشان را از موضوعات دیگر غافل نکرده است. گاهی وقت‌ها انسان‌ها با توجه به حجم بالای کار، یک موضوع یا موضوعاتی اینها را از موضوعات دیگر غافل می‌کند و یا اگر مسائل مهمی پیش بیاید، از مسائل کوچک غفلت می‌کنند. رهبری در خلال این جریان به توده مردم، به نیروهای دست‌اندرکار حکومت از نیروهای نظامی، اطلاعاتی، قضایی، انتظامی و سایرین که در این حوادث درگیر بودند، نسبت به معترضین، نسبت به اپوزیسیون، نسبت به فریب‌خوردگان، نسبت به دشمن و ضد انقلاب غفلت نکرده‌اند. در خصوص همه این موضوعات انسان می‌تواند کدهای متعدد ارائه دهد. آن‌جایی که باید برای هوشیاری و حضور در صحنه از مردم تقدیر کنند، تقدیر و حمایت کردند، ولی در عین حال نسبت به مشکلاتی که امکان دارد توسط مردم بوجود آید بی‌توجه نبودند؛ آنها را سفارش به تقوا کردند و گفتند که مراقب باشید تا افراط نکنید، مراقب باشید زمانی که متعرض به ارزش‌هاتان، به اموال‌تان، به نظام‌تان شده‌اند و احساساتتان برانگیخته می‌شود، دست به کارهایی نزنید که خود آن عمل شما برای نظام‌تان در مورد نیروهای اجرائی اعم از نظامی، انتظامی و امنیتی مشکلاتی را بیافریند. بخش‌هایی‌ را به صورت عمومی می‌فرمایند، اما یک بخش‌هایی را به صورت خصوصی که حالا بعضی از آنها را بنده خبر دارم به جد به بعضی‌ها سفارش می‌کردند که مواظب باشید به دلیل این‌که اینها به نظام ظلم کردند، این همه غائله آفریدند، این همه آب به آسیاب دشمن ریختند و در شرایطی که ما توانستیم با این مردم‌سالاری دینی و مشارکت حدود ۸۵% جایگاه و اعتبار بالاتری را در دنیا کسب کنیم، خدشه بر آن وارد کردند و با حیثیت نظام بازی کردند، اما گفتند که نکند با همه این وجود و نیز دلسوزی که شما نسبت به نظام دارید، کاری کنید که در حق آنها ظلم بشود. من شاید مکرر بیش از دو، سه‌بار از زبان حضرت آقا شنیدم که به شدت تأکید به این نکته داشتند که شما نیروی انتظامی و شما قاضی نسبت به متهمین حواستان جمع باشد. یک وقت نکند مثلاً نسبت به یک متهم غافل بشوید و بیش از آنچه که حقش است، مجازات شود. اگر واقعاً این مقدار که رهبری حساسیت داشتند دیگران نیز به این شکل بودند، مشکلی پیش نمی‌آمد.</p>
<p>به بچه‌های وزارت اطلاعات در مقطعی که خودم وزارت اطلاعات بودم و به نهادهای مربوط دیگر تأکید داشتند به کسانی که در خیابان هستند، به کسانی که شما دستگیر کردید حواس‌تان باشد، به کسانی که محاکمه کردید حواستان باشد. اگر به بازرسی منزل می‌روید، رفتار شما با خانواده فرد مجرم باید متفاوت باشد. یعنی سفارش‌های مکرر نسبت به دست‌اندرکاران مقابله با این فتنه که باید مواظب و مراقب باشید و از حد و مرز الهی خارج نشوید. البته این دستورات در صحبت‌های عمومی هم بوده ولی در صحبت‌های خصوصی خیلی شفاف‌تر، روشن‌تر و با تأکید بیشتر بیان شده است. حتی در ذهنم هست که گفتند اگر جاهایی شما مرتکب این اشتباه‌ها شدید، شماها کمتر از آنها نیستید. باید مؤاخذه شوید و نقل به این مضمون که شما توبیخ و تنبیه می‌شوید.</p>
<p>حتی برخی افراد اتهاماتی به اشخاص می‌زدند. می‌گفتند آقا ایشان جاسوس است، ایشان وابسته به خارج است، ایشان ضد انقلاب است. رهبر انقلاب نهایت احتیاط را در این صحبت‌ها دارند. حتی در مقابل حرف دیگران که تذکر می‌دهند شما نباید به فلانی جاسوس بگویید. گاهی وقت‌ها به مدیران مسئول بعضی از نشریات تذکر می‌دهند چرا شما گفتید فلانی جاسوس است؟ دلیل دارید؟ بعضی از افراد دیگری که بعضی جاها یک صحبتی می‌کردند، جایی قلم می‌زدند، می‌گفتند شما واقعاً دلیل شرعی دارید و می‌توانید حرفتان را ثابت کنید؟ می‌گفتند که ما می‌گوییم این کار، کار بدی بود، کاری بود که به اسلام ظلم شد، به نظام ظلم شد، ظلم عظیمی به نظام کردند، اما این‌که ما به کسی نسبت بدهیم که این به خارج وابسته است یا جاسوس است، نیاز به دلیل و اثبات شرعی و قانونی دارد و لذا هم خودشان با نهایت احتیاط در مقابل انتساب یک مسأله‌ای به یک فرد که ظلمی با قصد خیانت انجام شده و&#8230; ایشان نه تنها نسبت نمی‌دادند بلکه دیگران را نیز از این کار نهی می‌کردند. اینها به نظر من آموزه‌های اخلاقی جامعه بشری امروز است.</p>
<p><strong><a rel="attachment wp-att-12601" href="http://www.teribon.org/archives/12568/13890426_113790"><img class="aligncenter size-full wp-image-12601" title="13890426_113790" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/07/13890426_113790.jpg" alt="" width="550" height="361" /></a>- در جریان فتنه پس از انتخابات، نقش دو گروه از خودی‌ها پررنگ شد: اول خودی‌های معترض که به تدریج برخی از آنها از حالت اعتراض به حالت عناد و قانون‌شکن درآمدند. گروه دوم خودی‌های متخلف بودند که حوادثی نظیر کهریزک و کوی دانشگاه حاصل عملکرد آنهاست. رفتار و نحوه برخورد رهبر انقلاب با متخلفین گروه دوم که علی‌رغم توصیه‌ها و دستورات مؤکد ایشان، موجب بروز این تخلفات شدند، چگونه بود؟</strong></p>
<p>خبرهایی به رهبر انقلاب رسیده بود که در کهریزک شرایط نامساعد است که آقا دستور دادند بسته شود. اما این تمام ماجرا نبود. قبل از آن هم که آقا متوجه شدند وضع کهریزک مناسب نیست، دستور دادند که دیگر به آن‌جا زندانی نبرید. یعنی اولین کسی که دستور دادند که افراد بازداشتی به کهریزک نروند، رهبر انقلاب بودند. حتی ظاهراً از ایشان پرسیده بودند- با واسطه شنیدم-  که ممکن است فلان بازداشتگاه‌مان جا نداشته باشد، گفتند اگر جا ندارید، آزاد کنید. افرادی که شما در خیابان می‌گیرید حتی به نظر شما متهم یا مجرم هستند، ولی اگر قرار است جایی ببرید که نامناسب باشد، آزاد کنید. یا به ایشان گفته بودند که فلان بازداشتگاه گفته که جا نداریم، رهبری گفتند که آنجا نبرید، بروند خانه‌شان. از طرف دیگر اولین شخصی هم که برای تخلفات قضیه کهریزک گفتند باید جدی پی‌گیری شود، باز شخص خود آقا بودند. ایشان اولین شخصی بودند که پیغام دادند آنهایی که در کهریزک هستند، باید از آن‌جا بروند. من یادم هست که نوزده تیر ۱۳۸۸ یکی از مسئولین دفتر آقا تماس گرفتند که این افرادی که الآن در کهریزک هستند، حتماً بگویید به جایی به غیر از کهریزک منتقل کنند. اتفاقاً ما همان شب جلسه داشتیم. آن زمان دادستان کل وقت، دادستان کل تهران، بعضی از افراد دیگر در وزارت اطلاعات وغیره بودند که در دفتر من جلسه داشتیم. من هم چون در آن جلسه با آن آقایان صحبت کرده بودم و خواستار این همین بودم که دادستان تهران آنها را هرچه زودتر منتقل کند و از آنجا ببرد و آنها هم قول داده بودند که ما این کارها را می‌کنیم، به همین دلیل به فردی که از طرف آقا تماس گرفته بودند، اطمینان دادم و گفتم که جلسه پایان یافته و اینها قول دادند که حتماً همین امشب همه اینها را منتقل می‌کنند. در این مورد نیز جامعیت نگاه رهبری مشهود است. این‌طور نبوده که توجه به یک موضوع، موجب غفلت ایشان از موضوع دیگری بشود.</p>
<p><strong>- در دیدار اساتید دانشگاه در ماه رمضان سال گذشته، رهبر انقلاب گفتند که اگر جنایتی شده باشد ما پیگیری می‌کنیم. بعد از جریان کهریزک نیز  به نوعی این جریان و حادثه کوی دانشگاه برای مردم معیاری شده که ببینند واقعاً نظام در مقابل خطاهایی که برخی مرتکب شدند، چه برخوردی می‌کند؟</strong></p>
<p>باید بگویم که ما در پی‌گیری آن کوتاهی کردیم یعنی ما دستگاه‌های قضایی، انتظامی و اطلاعاتی باید با آن حساسیتی که آقا داشتند، سریع‌تر کار می‌کردیم. من نمی‌خواهم بگویم که این کوتاهی، تقصیر هست یا نیست، ممکن است بالأخره آن افرادی که مسئول مستقیم بودند توجیهاتی داشته باشند که قانع‌کننده هم باشد، ولی در هر صورت به خاطر آن تأکیدی که آقا داشتند ما باید خیلی زودتر از این رسیدگی به پرونده‌ها را انجام می‌دادیم و به سرانجام می‌رساندیم. واقعاً باید برای مردم مشخص می‌شد که اگر کسی تقصیری داشته یا ظلمی کرده باید به میزان جرمی که مرتکب شده مجازات شود. البته این امر انجام شده ولی باید زودتر از اینها انجام می‌شد.</p>
<p>دادگاه کهریزک تشکیل شد و حکم اولیه آن صادر شد. فکر می‌کنم بهمن ماه بود که در خصوص پرونده کهریزک، دادگاه تعیین وقت کرد و کارش را از اسفند شروع کرد. اما پرونده کوی، متأسفانه تا آن‌جا که من خبر دارم، هنوز تکمیل نشده است. ولی برای پرونده تخلفات کهریزک، افراد نظامی و غیرنظامی را دعوت کردند؛ شاکیان هرکدامشان وکیل تعیینی گرفتند که بعضی‌هاشان انصافاً وکلای خیلی بدی بودند. وکلایی که با رادیوی بیگانه مصاحبه می‌کنند و سابقه کیفری دارند اما نظام تحمل کرد. کسی هست که مرتب با رادیوهای بیگانه علیه نظام مصاحبه می‌کند و تخلفات مختلفی دارد &#8211; نه در خصوص این پرونده &#8211;  سابقه کیفری دارد و با جریان‌های ضد نظام و اپوزیسیون کاملاً مرتبط است، ولی در خصوص این پرونده نظام ابایی ندارد. رویه خیلی از کشورها به این شکل نیست. اجازه نمی‌دهند که هر وکیلی وارد هر پرونده‌ای شود و به هر نحوی که می‌شود کنارشان می‌زنند، ولی ما در خیلی از پرونده‌هایی که برای نظام شاید حساس باشد این وکلا را راه دادیم، وکیل پرونده را خوانده، لایحه دفاعیه تنظیم کرده، در دادگاه شرکت کرده، با موکلش یا بدون موکلش در جلسات مختلف شرکت کرده و هرچه دلش خواسته گفته است.</p>
<p><strong>- اما در مورد آن خودی‌هایی که در ابتدا به نتیجه انتخابات معترض بودند که متأسفانه با لجاجت آنها رفتار و عملکرد آنها زمینه را برای جریان فتنه هموار کرد، نحوه رفتار رهبر انقلاب چگونه بود؟</strong></p>
<p>در مورد این گروه باید بگویم که سعه صدر و صبر و تحمل ایشان در برابر آنها حائز اهمیت است. رهبری در مقابل افرادی که با هر انگیزه‌ای حرف مخالف می‌زدند، میدان دادند تا حرفشان را بزنند. افراد خودشان آمدند، نمایندگان‌شان را فرستادند، حرف‌هایی که خیلی از مسئولین نمی‌توانستند تحمل کنند ولی رهبر انقلاب با سعه صدر تمام، میدان می‌دادند. رهبری فرمودند مگر شما اعتراض ندارید؟ در خیلی از انتخابات که افراد اعتراض می‌کردند چه مسیری را طی می‌کردیم؟ مسیر قانونی دارد. حتی اگر می‌گویید یک مقداری فراتر از روش‌های متعارف هم عمل بشود، می‌گوییم اشکالی ندارد، وزارت کشور و غیره هست، می‌گوییم اگر یک سؤالی دارید که رفع بشود، ما هم مشکلی نداریم، واقعاً اگر سؤالی دارید و می‌خواهید ابهامی رفع بشود مشکلی نیست. من سفارش می‌کنم اگر شما اشکال و ابهام واقعی دارید، بنشینید تعدادی از صندوق‌ها را به صورت رندمی و غیررندمی از یک شهر یا از چند شهر بررسی کنید. آقا تأکید داشتند کاری نکنید که بدعت‌گذاری کنید و در کشور یک خلاف قانونی را برای همیشه بگذارید. این کار صحیحی نیست و من باشم و شما باشی و هرکسی باشد، باید در مقابل او بایستیم. یک مَثل معروفی است که می‌گوید اگر کسی خواب است می‌شود بیدارش کرد، اما اگر کسی خودش را به خواب زده، نمی‌توان بیدارش کرد.</p>
<p><strong>- اما باز هم حرف خودشان را زدند.</strong></p>
<p>بیان اینها واقعاً درد است. خبر دارم که گاهی در جاهایی واقعاً رهبری با تواضع به برخی از این افراد می‌گفتند که این کار را نکن، این کار مصلحت نیست. اول انقلاب حضرت امام (ره) یک وقتی در مقابل منافقین که از یک طرف دست به اسلحه برده و تقریباً اقدامات نظامی-شان را با سلاح سرد شروع کرده بودند، قانون اساسی را هم که قبول نداشتند، تحریم هم کرده بودند، بعد هم درخواست ملاقات با امام کرده بودند، فرمودند: من اگر یک در هزار احتمال داده بودم که تأثیر داشته باشد، چرا شما بیایید؟ من می‌آمدم پیش شما! من واقعاً در این مدت مشابه این را از رهبر معظم انقلاب دیدم. رهبری یک جاهایی به دیدار برخی از اینها رفتند، بعضی از کسان را پذیرفتند، کسانی که واقعاً از لحاظ حقوقی مجرم بودند، کسانی که به نظام، به امام و به ولایت فقیه بد کردند ولی آقا با آغوش باز اینها را می‌پذیرفتند. بعضی وقت‌ها خودشان و نمایندگان‌شان حرف‌های دور از منطق می‌زدند، باز آقا خیلی متواضعانه، خیلی مهربانانه، خیلی دلسوزانه می‌شنیدند، خیلی دقت می‌کردند، سفارش می‌کردند.</p>
<p>اما از طرف دیگر رهبر انقلاب به لحاظ اتمام حجت و به لحاظ روشن شدن مسائل برای مردم و به خاطر این‌که فردا ابهامی باقی نماند و کسی نتواند مظلوم‌نمایی کند، به این خواص نسبت به اشتباهات‌شان به اَشکال مختلف و به صراحت گوشزد می‌کردند، یعنی رودربایستی نمی‌کردند. این‌طور نبود که رهبری با کسانی که جزو شخصیت‌های مهم این کشور بودند، رودربایستی کنند. آن جایی که هم نسبت به خودش و هم نسبت به کار دیگری که او به یک نحوی از آنها داشت حمایت می‌کرد و یا به نحوی از آنها تبری نمی‌جست، آقا به او گفتند که شما چرا تبری نمی‌جویید؟ اینها ظلم کردند یا نه؟ چرا در رفع ظلم این‌ها کمک نمی‌کنید؟ حداقل تبری بجویید. توجه می‌کنید که اصلاً در مقابل اسلام و نظام و انقلاب، بحث رودربایستی، رفاقت و سوابق گذشته و غیره مطرح نبود. البته رهبر انقلاب ابتدا به خود طرف اول می‌گفتند، بعد اگر لازم بود به کسی دیگری می‌گفتند که به او بگوید. بعد از آن، یک بخشی از آن صحبت‌ها و توصیه‌ها را علنی می‌کردند. می‌خواهم بگویم اگر جایی مصلحت عمومی نظام بوده رعایت کردند. این‌جا نیز جامع‌نگری را در رفتار ایشان مشاهده می‌کنیم که توجه به یک جنبه، غفلت از طرف دیگر را به همراه نداشته است.</p>
<p>اما آنجایی که احساس شد یک جریانی در کار هست که می‌خواهد به هر قیمتی انتخابات را باطل کند و دیگر نیاز به صلابت و قاطعیت بود، در مقابل هیچ‌یک از این فشارها کوتاه نیامدند. معتقد بودند که در مقابل خودی و افراد فریب‌خورده و کسانی که سؤال داشتند، همه راه‌کارها باید طی شود. هر مقداری که حتی باید از حق خودشان یا حق زیرمجموعه حکومت کوتاه بیایند تا این‌که مسأله روشن شود انجام دادند. اما آن‌جایی که احساس کردند چیز دیگری در این بین هست، کوتاه نیامدند. حالا تمام خواص و سیاسیون باشند، اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب باشد، داخل و خارج باشد، تهدید کنند که چنین می‌کنیم، چنان می‌کنیم، نتوانستند عملی بکنند والا این تهدیدات بلوف نبود؛ واقعاً می‌خواستند یک کشور را به هم بریزند ولی رهبر معظم انقلاب محکم ایستادند.</p>
<p>یک وقت ایستادگی کورکورانه است، این خیلی ارزش ندارد. اما ایستادگی ایشان مبتنی بر رصد کردن روزانه همه مسائل، اشراف و تسلط کامل بر اوضاع و مسائل سیاسی و مسائل غیرسیاسی منطقه و جهان و کشور خودمان، قدرت جمع‌بندی و تحلیل همه مسائل و با آگاهی تمام و با اولویت‌بندی کارها، اصل و فرع کردن مسائل است. رهبری بارها گفتند که مسائل اصلی اینهاست، مسائل فرعی اینهاست، سرتان کلاه نگذارند یا فریب نخورید و یا غفلت نکنید و مسائل دست چندم را بیایید و با آن به عنوان یک مسأله اولی برخورد کنید، هزینه کنید، وقت صرف کنید، بعد از مسائل اصلی غافل شوید که ضربه کاری بخورید. در همه انتخابات یکی رأی می-آورد، یکی رأی نمی‌آورد. آن کسی که رأی نمی‌آورد معترض است، همیشه هم داشتیم. اصلاً در دنیا همین است و کشور ما مستثنی نیست. کافی بود اگر ایشان یک کلام کوتاه می‌آمد، آنها ده قدم پیش می‌‌آمدند. چون بعداً روشن شد که اینها چه برنامه‌ای داشتند و چه هدفی داشتند و اصلاً بحث تقلب مطرح نبود و رسماً تهدید می‌کردند.</p>
<p><strong>- به عنوان سؤال آخر، برخی از مسئولین و اشخاص اصرار بر برخورد و اقدامات عملی شدیدتری با سران فتنه داشتند که رهبر انقلاب مخالفت کردند. می‌خواهیم دلیل این مخالفت را از زبان شما بشنویم.</strong></p>
<p>نظر آقا این بود که تا آنجایی که ممکن است صحبت بشود، اتمام حجت بشود، مسائل بیان شود، شاید طرف گول خورده، شاید طرف نمیداند، شاید طرف واقعاً غافل است که شاید نحوه این حرفها سبب هوشیاری او شود و شاید توبه کند. نکته دیگر این‌که رهبری معتقد بودند که طوری نشود تا مردم نفهمند که علت تصمیمی که گرفتید چیست. یک وقت تصور نکنند که یک برخورد سیاسی است، فکر نکنند که این برخورد شما در این حد مجازات و برخورد نبوده است. بنده چندی پیش به قم رفتم و با برخی از مراجع دیدار کردم. می‌گفتند که ما الآن احساس می‌کنیم که چه تدبیر بسیار خوبی نسبت به برخی سران فتنه انجام شده است. ما روزهای اول فکر می‌کردیم که باید به نحو دیگری برخورد شود، اما امروز که زمان گذشته و برخی از مسائل واقعاً روشن شده می‌فهمیم که تدبیر صحیح عین همین بوده که انجام شده و اگر غیر از این بود ایراد داشت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.teribon.org/archives/12568/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مفسدان اقتصادی مشهور نیستند! رسانه‌ها از اعلام اسامی آنان استقبال نمی‌کنند</title>
		<link>http://www.teribon.org/archives/12256</link>
		<comments>http://www.teribon.org/archives/12256#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 15 Jul 2010 07:44:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>تحریریــه</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار کشور]]></category>
		<category><![CDATA[خبر ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[دانه درشت‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دوشغله ها]]></category>
		<category><![CDATA[دیوان عدالت اداری]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان بازرسی کل کشور]]></category>
		<category><![CDATA[فساد اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی پورمحمدی]]></category>
		<category><![CDATA[معوقات بانکی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.teribon.org/archives/12256</guid>
		<description><![CDATA[رئیس سازمان بازرسی کل کشور گفت: اسامی مفسدان اقتصادی پس از قطعی ‌شدن حکم اعلام می‌شود اما از آنجایی که این اسامی، مشهور و معروف نیستند رسانه‌ها از آن استقبال نمی‌کنند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a rel="attachment wp-att-12263" href="http://www.teribon.org/archives/12256/a0837611"><img class="alignright size-full wp-image-12263" title="A0837611" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/07/A0837611.jpg" alt="" width="250" height="150" /></a>به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان به نقل از روابط عمومی سازمان بازرسی کل کشور، مصطفی پورمحمدی با حضور در جمع خبرنگاران رسانه‌های استان زنجان به سؤالات مختلف آنان پاسخ داد.<br />
حجت‌الاسلام پورمحمدی گفت: جامعه‌ای که دستگاه نظارتی‌اش خوب کار نکند هیچ تضمینی برای دستیابی به اهداف مورد نظرش وجود ندارد.<br />
رئیس سازمان بازرسی کل کشور اظهار داشت: ۵۰ درصد وظیفه نظارت در کشور را رسانه‌ها می‌توانند ایفا کنند. از نقش رسانه به خاطر کارکرد ویژه‌شان حمایت می‌کنیم و سعی می‌کنیم حاشیه امنی برایشان ایجاد کنیم.<br />
رئیس سازمان بازرسی کل کشور وظیفه سازمان بازرسی کل کشور را گسترده خواند و گفت: با استفاده از ظرفیت‌های درون و برون سازمانی و نیز استفاده از ظرفیت‌هایی که در این مسیر وجود دارد، سعی کردیم کارکرد بازرسی را تقویت کنیم. استفاده از نظارت رسانه‌ای، تشکیل شورای دستگاه‌های نظارتی و استفاده از توان تشکل‌های مردم نهاد از جمله این راهکارهاست.<br />
پورمحمدی در پاسخ به این سؤال که چرا اساسنامه شرکت ملی نفت پس از گذشت ۳۰ سال ارائه نشد، گفت: ما هم همین اشکال را داریم. نفت یک عنصر و عامل تعیین‌کننده است و دولت و مجلس طبیعی است که سعی دارند این را در اختیار خودشان قرار بگیرند و شاید خود دست‌اندرکاران نفت هم به خاطر کم‌شدن اختیاراتشان تمایلی به انجام این کار نداشته باشند.<br />
وی تصریح کرد: ما نمی‌توانیم تحمل کنیم که بزرگ‌ترین بنگاه اقتصادی کشور بدون اساسنامه باشد و مهم‌تر آنکه در این بخش استراتژی جامع وجود ندارد و سازمان بازرسی کل کشور در این راستا پیشنهادهایی نیز دارد.<br />
پورمحمدی در پاسخ به سؤالی درباره لغو حق فنی داروخانه‌ها توسط دیوان عدالت اظهار داشت: پیشنهاد سازمان بازرسی بود که دیوان عدالت این را لغو کند. اینکه چرا لغو حق فنی‌ها اجرا نمی‌شود به خاطر این است که دیوان با طیف گسترده داروخانه‌ها روبه‌روست و برای عمل به دستورالعمل قانونی باید دنبال مکانیزم اجرای آن باشیم.<br />
پورمحمدی درباره اقدامات سازمان بازرسی کل کشور در طول سال گذشته اظهار داشت: سال گذشته ۲ هزار و ۷۰۰ بازرسی انجام دادیم و چیزی حدود ۱۶ هزار رسیدگی به شکایات داشتیم و این رقم در چهار ماه نخست امسال نسبت به پارسال حدود ۲۰ درصد رشد داشت.<br />
وی ادامه داد: در سال گذشته چیزی حدود ۱۱ هزار هکتار را بازگرداندیم و بیش از ۸۰۰ مناقصه را تجدید کردیم.<br />
رئیس سازمان بازرسی کل کشور در پاسخ به سؤالی درباره دوشغله‌ها گفت: صدها دوشغله از یک شغل‌شان استعفا دادند، افرادی را هم به دادگاه معرفی کردیم و در این زمینه سعی شد حساسیت‌ها را بالا ببریم.<br />
پورمحمدی در پاسخ به سؤالی در خصوص اعلام اسامی مفسدان اقتصادی اظهار داشت: آنهایی که مسئول اعلام اسامی مفسدان اقتصادی هستند، این اسامی را اعلام می‌کنند اما آنهایی که غیرمسئولند و این صحبت‌ها را می‌کنند چون مسئول اعلام این اسامی نیستند، نمی‌توانند اعلام کنند.<br />
وی با بیان اینکه پایگاه اطلاع‌رسانی www.ghest.net متعلق به مجتمع امور اقتصادی اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام می‌کند، اظهار داشت: مهم این است از این به عنوان یک حربه و جدال سیاسی استفاده نشود چون انجام این کار نه تنها به حل مشکل کمک نمی‌کند بلکه مسئله را پیچیده‌تر می‌کند.<br />
پورمحمدی اظهار داشت: معمولاً رسانه‌ها به دنبال اطلاع‌رسانی از فساد شخصیت‌های معروف و مشهور هستند، ذائقه مبارزه با فساد تغییر کرده و اشکال کار اینجاست.<a rel="attachment wp-att-12261" href="http://www.teribon.org/archives/12256/n00001618-b"><img class="aligncenter size-full wp-image-12261" title="n00001618-b" src="http://www.teribon.org/base/img//2010/07/n00001618-b.jpg" alt="" width="540" height="341" /></a><br />
وی در پاسخ به سؤالی در خصوص معوقه‌های بانکی گفت: همه معوقه‌های بانکی ناشی از سوءاستفاده نیست، بخش بزرگی از این معوقه‌ها مربوط به بنگاه‌ها و دستگاه‌های دولتی است. اینها اینطور نیست که نخواهند معوقه را پس بدهند چون مکانیزم انجام کارها درست نیست، در این بین عده‌ای مجال پیدا می‌کنند تا بدهی‌ها را به بانک نپردازند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.teribon.org/archives/12256/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
