پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
یکشنبه ۰۳ اردیبهشت ۹۱ | ۱۳:۰۳

دین‌داران و اعلام برائت از اهل باطل در گور پوسیده

محمدعلی فردباستانی

در بسیاری از موارد، شاهد آن هستیم که دینداران ما، متمرکز براعلام برائت از اهل باطل در گور پوسیده یا حداکثر متوجه به نقاط بسیار کم اولویت جبهه‌ی باطل هستند. این مشکل از سه جا ناشی می‌شود. نخست قشری‌گری در دین. پرداختن بیش از حد به ظواهر دین و دوری از مغز و درون‌مایه‌ی دین و اهداف والای بشری آن، آفتی است که به جان دینداران می‌افتد. دوم راحت‌طلبی در دین.


محمدعلی فردباستانی–  در کشاکش دو گزاره‌ی متناقض یا چند گزاره‌ی متضاد، همیشه یک گزاره‌ی حق می‌بایست وجود داشته باشد. نه می‌توان گفت که هیچ حقی وجود ندارد و نه اینکه چندین حق وجود دارد. هنگامی که دم از حق می‌زنیم، همواره باطل یا باطل‌هایی وجود دارد که مشمول مجموعه‌ی نقیض حق است. لذا هر تمسک و تولای به حق، مستلزم تبری از نقیض آن، یعنی باطل‌(ها) است. پس اینکه بگوییم راه حق، مطلقاً راه صلح با همگان است حرف بیهوده‌ای است و در کنار هر زنده‌بادی، می‌بایست مرده‌بادی وجود داشته باشد. هر حرکتی در جهت اعتلای حق انجام شود، قطعاً خوار شدن باطل را در پی خواهد داشت، و هر کس که نیت پیروزی حق را در دل داشته باشد، نیت شکست باطل را نیز می‌بایست در دل داشته باشد و در واقع گام برداشتن در جهت نابودی باطل، خود راه جلوه‌ی حق است. از همین رو، لازمه‌ی تولای حق، دوستی با اهل حق و دشمنی با اهل باطل است. همانطور که تولای حق و تبرای از باطل منحصر به زمان خاص نیست، می‌بایست شناخت اهل حق و اهل باطل در طول تاریخ ایجاد گردد و تولای اهل حق و تبرای از اهل باطل در طول تاریخ در وجود ما عینیت یابد. لیکن نکته‌ی مهمی که می‌بایست مد نظر قرار داد، این است که گرچه شناخت جریان باطل در طول تاریخ و اعلام برائت از آن و توجه به بنیان انحرافات از جایگاه مهمی برخوردار است، امّا مهمتر از آن، شناخت از شرایط عصر خود و تشخیص حق و باطل در زمان خود است. کمااینکه امیرالمؤمنین نیز ما را به این امر می‌فرماید که فرزند زمان خود باشیم. برای درک روشن‌تر موضوع، می‌توان عصر امام صادق(ع) را مثال زد. در این عصر گرچه می‌بایست امام حسین(ع) و در مقابل ایشان شمر و یزید را شناخت، لیکن مهم‌تر از آن، شناخت راه حق و باطل و تبعیت از امام صادق و ایستادگی در برابر منصور عباسی است. مثال نزدیک‌تر، بخشی از بیانات شهید مطهری در باب قضیه‌ی فلسطین است: «اگر حسین بن‏ علی(ع) بود می‏گفت اگر می‏خواهی برای من عزاداری کنی ، برای من سینه و زنجیر بزنی ، شعار امروز تو باید فلسطین باشد. شمر امروز موشه دایان است . شمر هزار و سیصد سال پیش مرد ، شمر امروز را بشناس.»

تمامی این مقدمات از این باب بود که گاهی اوقات، آن چنان غرق در گذشته می‌شویم که اوضاع امروز خود را به کلی فراموش می‌کنیم. گرچه در گذشته، گروهی ظلمی بزرگ در حق اهل بیت و بلکه در حق بشریت کرده‌اند و قطعاً اعلام برائت از آنها بر ما واجب و موجب تقرب است، لیکن می‌بایست با بصیرت، اوضاع روزگار خود را در نظر گرفته و با شناسایی جریان‌های باطل و اهل باطل، مترصد ضربه زدن به باطل و دفاع از حق باشیم. در این راه، می‌بایست چند نکته را مد نظر قرار داد. نخست اینکه جریان باطل را، گرچه در ظاهر متشکل از شعبه‌های مختلف است، می‌بایست به صورت جبهه‌ای واحد دید. اگر این اتفاق افتد، هم تحلیل رفتارهای جبهه‌ی باطل، معنای درستی به خود می‌گیرد و هم احساس مسئولیت ما شکل تازه‌ای به خود خواهد گرفت. دوم باید توجه داشته باشیم که رفتارهای ما در نقاط مختلف این جبهه و در زمان‌های مختلف، می‌بایست قالب‌های متفاوتی داشته باشد. لذا در برخی نقاط، می‌توان با شفاف کردن فضا و روشن کردن مواضع، پیاده‌نظام دشمن را تسلیم و حتی با خود همراه کرد، در حالیکه در برخی نقاط، نیاز به مقابله شدید با تمام قواست. سوم باید اولویت‌ها را در نظر گرفت و مرکز فرماندهی جریان باطل را فراموش نکرد. شاید مهم‌ترین کار در اوج کشمکش‌ها، اولویت‌شناسی باشد. در شرایط فتنه‌گون و سخت، بالاتر از شناخت جبهه‌ی باطل، شناختن اولویت‌ها و وزن‌دهی درست به وظایف با توجه به این اولویت‌ها است.

در بسیاری از موارد، شاهد آن هستیم که دینداران ما، متمرکز براعلام برائت از اهل باطل در گور پوسیده یا حداکثر متوجه به نقاط بسیار کم اولویت جبهه‌ی باطل هستند. این مشکل از سه جا ناشی می‌شود. نخست قشری‌گری در دین. پرداختن بیش از حد به ظواهر دین و دوری از مغز و درون‌مایه‌ی دین و اهداف والای بشری آن، آفتی است که به جان دینداران می‌افتد. دوم راحت‌طلبی در دین. برخی فقط دنبال دینداری راحت هستند که هم نیاز درونی خود را به معنویات ارضاء کنند و هم زحمت زیادی برای دینداری خود متحمل نشوند. طبیعتاً پیرو دین حق بودن ملازم با تبری از باطل است و برای این جماعت، تبری کم هزینه‌تر طبیعتاً مطلوب‌تر است. و سوم نقشه‌ی اهل باطل. گاهی اوقات توپخانه‌ی دشمن در نقطه‌ای کار می‌کند و آتش پشتیبانی تهیه می‌کند، تا حواس جبهه‌ی مقابلش را منعطف آن نقطه کند و از نقطه‌ای دیگر به طرف مقابل یورش ببرد. این مسأله را ما به وفور در جبهه‌ی درگیری حق و باطل در روزگار خود می‌بینیم.

و در نهایت می‌بایست به این نکته اشاره کرد که آیا این امکان وجود دارد که حق و باطل را در روزگار خود به درستی بشناسیم و اولویت‌ها را به درستی مشخص کنیم، در حالیکه از بنیان انحرافات و جریان‌های باطل گذشته غافلیم؟ به وضوح پاسخ این سوال منفی است. چرا که محال است، شناختی از جریان باطل در گذشته وجود نداشته باشد و بتوان جبهه‌ی باطل را در امروز به درستی رصد و تحلیل کرد. در حالیکه می‌توان در گذشته ماند و از امروز غافل شد.

هارون از امام کاظم(ع) حدود فدک را پرسید و ایشان در جواب کل بلاد اسلام را ملک فدک دانستند. اگر امروز به دنبال بازپسگیری فدک هستیم، بدانیم که هر جا صدای مظلومی شنیده می‌شود از فلسطین و سومالی و عراق و بحرین تا همین تهران خودمان، فدک است و هر جا که مستضعفی زیر بار زیاده‌خواهی‌های مستکبران له می‌شوند کوچه‌ی بنی‌هاشم و تازیانه به دست‌های دیروز، سرمایه‌دارها و کاتل‌ها و تراست‌های امروزی هستند.

  1. راه فدک از همین تهران خودمان می‌گذرد
    ۴ اردیبهشت ۱۳۹۱

    […] همین مطلب در سایت تریبون مستضعفین […]

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: