شنبه 26 ژوئن 10 | 13:08

شکایت‌‎های سریالی دانشگاه آزاد از عباس سلیمی‎نمین

عباس سلیمی‎نمین یکی از پر وپا قرص‎ترین منتقدان دانشگاه آزاد است. سابقه افشاگری‌‎های او درباره تخلف‎‎های دانشگاه آزاد به اوایل دهه هشتاد و زمانی می‌رسد که مسئول کیهان هوایی بود؛ انتقاد‎هایی که در این سال‌ها، کسی عزمی برای پیگیری و بررسی آن نداشت تا این‎که خود دانشگاه آزادی‌‎ها دست به‎کار شدند. از زمانی‎ پرونده‎‎های متعددی با موضوع شکایت دانشگاه آزاد از سلیمی نمین در قوه قضاییه یکی پس از دیگری به جریان افتاد و البته کار به این‎جا ختم نشد…


هفته‌نامه پنجره

خانواده‎ام به جرم افشاگری‌های من مجازات شدند

عباس سلیمی‎نمین یکی از پر وپا قرص‎ترین منتقدان دانشگاه آزاد است. سابقه افشاگری‌‎های او درباره تخلف‎‎های دانشگاه آزاد به اوایل دهه هشتاد و زمانی می‌رسد که مسئول کیهان هوایی بود؛ انتقاد‎هایی که در این سال‌ها، کسی عزمی برای پیگیری و بررسی آن نداشت تا این‎که خود دانشگاه آزادی‌‎ها دست به‎کار شدند. از زمانی‎ پرونده‎‎های متعددی با موضوع شکایت دانشگاه آزاد از سلیمی نمین در قوه قضاییه یکی پس از دیگری به جریان افتاد و البته کار به این‎جا ختم نشد…
سلیمی‎نمین که می‌توان او را یکی از بنیانگذاران جریان انتقاد بر مدیریت دانشگاه آزاد دانست، در این گفت‎وگو از مدل‌‎های منحصر به‎فرد دانشگاه آزاد در مقابله با مخالفان و منتقدان می‌گوید.

اولین اختلاف حقوقی شما با دانشگاه آزاد بر سر چه بود؟ اختلاف‎‎های شما با دانشگاه آزاد از کجا شروع شد؟
این بحث به سال پایانی مجلس هفتم برمی‎گردد. در آستانه انتخابات مجلس هشتم بحث‎‎هایی درباره ارزیابی کارکرد مجلس هفتم مطرح شد. برخی هسته‎‎های دانشجویی جلسه‎‎هایی را با موضوع نقد عملکرد مجلس هفتم برگزار و از ما براي سخنراني دعوت می‎کردند. یکی از این دعوت‎‎ها در دانشگاه مشهد بود که آن‎جا در نقد مجلس، مسئله به نتیجه نرسیدن برخی از تحقیق و تفحص‎‎ها را مطرح کردم و گفتم برای مجلس هفتم زیبنده نبود که در تحقیق و تفحص تصویب شده از مؤسسه‎‎های آموزش عالی کشور درباره دانشگاه آزاد به نتیجه نرسد و بدتر این‎که در انجام این وظیفه مهم تحقیر هم بشود.
چرا؟ مگر واکنش دانشگاه آزاد به مجلس چه بود؟
در زمینه تحقیق مجلس از دانشگاه آزاد از ابتدا سنگ‎اندازی‎‎هایی شد. جاسبی به این بهانه که دانشگاه آزاد خصوصی است، حاضر نبود نظارت مجلس را بپذیرد. بعد که مجلس مقاومت کرد و ادله غیرقابل نفی درباره خصوصی نبودن دانشگاه آزاد ارایه داد و اعلام کرد این مجموعه یک مؤسسه عمومی است چون سهامداری ندارد و کسی سرمایه اولیه آن را نیاورده، در عمل تحقیق را به بن‎بست کشاندند و کارشناس تحقیق و تفحص را به شکل تحقیرآمیز از دانشگاه اخراج کردند. آن هم به بهانه همراه داشتن ضبط صوت، در حالی‎که مسئله، بدیهی بود. بعد هم با استفاده از برخی قاضی‎‎ها با او برخورد حقوقی کردند و برایش حکمی صادر شد. البته این قضیه در رسیدگی‎‎های بعدی برطرف شد. اما اولا نوع برخورد، تحقیرآمیز بود و بعد هم به آن بهانه همکاری خودشان را کاملا متوقف کردند. در آن سخنرانی دانشگاه مشهد من گفتم که اهانت به مجلس و عدم پذیرش نظارت مجلس دو مسئله‎ای است که باید خیلی مورد توجه قرار بگیرد. چون اهانت به مجلس اهانت به همه ملت ایران است. این مسئله همچنين نشان داد قدرت قابل‎تأملی در این مجموعه شکل گرفته که حتی در برابر حکم مجلس هم می‎تواند ایستادگی کند. خب، قوه قضاییه هم مایل نبود تحقیق و تفحص از این قوه صورت بگیرد، اما مجلس تفحص کرد و بعد هم در صحن علنی گزارش آن مطرح شد و در نهایت با این‎که ناراضی بودند، نتوانستند مانع کار مجلس شوند. اما دانشگاه آزاد توانست، یعنی قدرت شکل گرفته در دانشگاه آزاد از قدرت یک قوه هم بیشتر بود. به این ترتیب، هیچ گزارشی در صحن مجلس درباره دانشگاه آزاد قرائت نشد. من این مسئله را در دانشگاه مشهد عنوان کردم و گفتم این هشداری‎ست برای ملت و کسانی که دل‎شان برای سلامت جامعه می‎سوزد، باید هوشیار شوند. این سخنرانی در رسانه‎‎ها بازتاب پیدا کرد و آقای جاسبی جوابیه داد و اعلام کرد که حق شکایت هم برای ما محفوظ است.
دقیقا از چه چیزی می‎خواستند شکایت کنند؟ نکته‎شان چی بود؟
آن‎ها می‎گفتند هیچ فساد و تخلفی در دانشگاه آزاد وجود ندارد و ما هم با حرکت مجلس مقابله نکردیم. همزمان با پاسخ من به جوابیه دانشگاه آزاد که مسایل جدیدتری در آن مطرح شد، دانشگاه آزاد شکایت خود را به‎طور جدی دنبال کرد و پرونده‎‎های مختلفی علیه من ساختند. هم در فضای رسانه‎ای جوابیه‎‎های تندی را ارایه می‎کردند و هم از طریق قضایی پیگیری می‎کردند تا دیگر جوابی ننویسم، ولی من هم به مطالب آن‎‎ها جواب می‎دادم و هم آمادگی پیدا کرده بودم برای این‎که در دادگاه از خودم دفاع کنم.
پرونده‎سازی می‎کردند یعنی چه؟ مورد‎هایی را بدون سند و مدرک به شما نسبت می‎دادند یا ادعای‎تان را انکار می‎کردند؟
من اتهام‎‎هایی را به مدیریت دانشگاه آزاد وارد می‎کردم و تخلفات را می‎شمردم. آن‎‎ها هم این اتهام‎‎ها را رد می‎کردند، اما من برای اثبات اتهام‎‎ها ادله گوناگونی داشتم. البته انتقاد‎های من بعد از یک وقفه طولانی دوباره شدت گرفته بود؛ چون در دوران مدیریت کیهان هوایی انتقاد‎های جدی به دانشگاه آزاد داشتم و عملکرد‎های خلاف قانون آن‎‎ها را به صورت مستند مطرح می‎کردم
آن زمان هم به همین شدت مقابله می‎کردند؟
خیر، آن موقع خیلی احساس قدرت نمی‎کردند. آن زمان آقای جاسبی از جانب یک جریان سیاسی پشتیبانی می‎شد و جریان چپ به‎شدت علیه او بودند. بیشتر، مؤتلفه پشتیبان جاسبي بود چون او آن موقع عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه بود، که آن‎‎ها هم آن زمان قدرت زیادی نداشتند. جریان چپ، آن موقع خیلی قوی برابر تخلف‎‎های جاسبی ایستاده بود. چپی که می‎گویم منظور چپ ارزشی است.
حدود سال‎‎های 1370 – 1372 بود دیگر؟
بله. چون من تا 1375 کیهان هوایی بودم. اما بعد از این‎که از آن‎جا بیرون آمدم، به تهران تایمز رفتم و آن‎جا خیلی نمی‎توانستم به مسائل داخلی بپردازم و مقداری دور افتادم. بعد‎ها که مسئله تحقیق و تفحص و مقاومت آقای جاسبی مطرح شد، فهمیدم تخلف از قانون در سال‎‎های ابتدایی فقط برای پیشبرد کار‎ها و تسریع امر مدیریت نبود. چون گاهی یک فرد در عرصه مدیریت، قانون را دور می‎زند، برای این‎که سرعت کار خودش را افزایش بدهد. اما درباره جاسبی انگیزه دور زدن قوانین برای افزایش سرعت مدیریت نبود، بلکه می‎خواستند بستر تخلفات جدی را فراهم کنند. انتقادات ما در دوره کیهان هوایی بیشتر این بود که شما قوانین آموزش عالی را زیر پا می‎گذارید، مجوز برای فلان رشته ندارید ولي آن را تأسیس می‎کنید و از این قبیل…
آن موقع انتقاد‎هایی که می‎کردید به نتیجه‎ای نمی‎رسید؟ این‎که مثلا در فضای قانونی دنبال شود؟
نه. دلیلش هم این بود که آقای هاشمی به‎شدت دفاع می‎کرد. یعنی وزیران مربوطه اعتراض داشتند مثلا وزیر بهداشت و درمان یا وزیر علوم به‎کار‎های خلاف قانون دانشگاه آزاد اعتراض داشتند و این‎‎ها در خاطرات آقای هاشمی هم آمده است.
ایراد‎ها توجیه می‎شد یا اصلا اهمیتی نمی‎دادند؟
نه، اصلا اهمیت نمی‎دادند. چون آقای هاشمی چه در دوران ریاست مجلس‎شان و چه در دوره رییس‎جمهوری با تمام توان از کار‎های دانشگاه آزاد دفاع می‎کرد و با پشتیبانی جدی خودش راه را برای تخلفات دانشگاه آزاد هموار می‎کرد. وزیران را تحت فشار قرار می‎دادند که دست از مخالفت‌‎های خودشان بردارند. به هر حال، آقای هاشمی در هر زمانی از این مولود خودش با تمام توان حمایت کرد. دانشگاه آزاد را مولود آقای هاشمی می‎دانم چون مجموعه‎ای است که شخصیت و توانمندی و باور‎های آقای هاشمی در آن متبلور است. دانشگاه آزاد فقط یک مؤسسه آموزشی نیست، فرزند مدیریتی آقای هاشمی است به همین دلیل از آن دفاع می‎کرد و اعتراض‎‎ها به‎جایی نمی‎رسید.
در افشاگری‎های‎تان از درون مجموعه دانشگاه آزاد هم با شما همکاری می‎شد؟ مثلا اطلاعاتی درباره تخلف‎‎ها بدهند…
بله. در دور جدید انتقاداتم وقتی مقالات زیادی نوشته شد، کورسویی از امید در دل کسانی که سال‎‎ها در دانشگاه آزاد سرکوب شده بودند به‎وجود آمد و اطلاعات خوبی به ما دادند. وقتی جاسبی توانست آلودگی خودش را در جریانات سیاسی کشور گسترش بدهد، احساس قدرت زیادی کرد و به‎شدت به سرکوب مخالفانش پرداخت. در دهه 60 و اوایل دهه 70 آقای جاسبی به انتقادات، بی‎اعتنایی و کار خودش را دنبال می‎کرد؛ اما بعد‎ها اصلا اجازه نمی‎داد هیچ انتقادی طرح شود و هر انتقادی را در نطفه خفه می‎کرد. این ممکن نبود جز با این راهکار که جاسبی توانسته بود همه جریان‎‎های سیاسی را به نوعی شناسایی کند و در خدمت بگیرد. وقتی توانست چنین شبکه قدرتمندی را به وجود بیاورد، دیگر هیچ‎چیزی مانعش نبود که کمترین انتقاد را به بدترین وجه سرکوب کند و این چیزی بود که درباره من هم دنبال می‎کرد.
همزمان برای هر مقاله و سخنرانی یک پرونده درست می‎کرد تا با تعدد احضار‎ها و بازپرسی‎‎ها فرد مقابل را خسته و زمین‌گیر کند.
چرا از ناسزاگویی‎هایش شکایت نمی‌کردید؟
اتفاقا این کار را کردیم، اما نتیجه‎ای نداشت. وقتی دانشگاه آزاد به‎جای پاسخ دادن به مقالات، به ما توهین می‎کرد، ما چند تا از این فحش‎نامه‎‎ها را جمع کردیم و رفتیم دادگاه و شکایت کردیم. اما هربار بلافاصله در قوه قضاییه شکایت ما منع تعقیب می‎خورد.
هیچ‎یک از پرونده‎‎های شکایت ما حتی به مرحله بازرسی برای تشخیص تشکیل یا عدم تشکیل جلسه رسیدگی به موضوع، نرسید و همان‎جا پرونده منع تعقیب می‎خورد. دادستان وقت تهران کاملا وامدار شده بود و مثل یک نیروی آقای جاسبی در قوه قضاییه کار می‎کرد.
ماجرای آن مشکل تحصیلی که برای پسرتان پیش آمد چه بود؟ ظاهرا بی‎ارتباط با انتقاد‎های سفت و سخت شما به دانشگاه آزاد نبوده.
همین‎طور است. دانشگاه آزادی‎‎ها وقتی از طریق پرونده‎سازی نتوانستند من را متوقف کنند، کار رذیلانه‎ای انجام دادند که فکر می‎کردند می‎توانند با این کار من را متوقف کنند. آن هم مسئله فرزندم بود. یکی از فرزندان من در دانشگاه آزاد در مقطع فوق‎لیسانس درس می‎خواند. لیسانسش را هم از دانشگاه آزاد گرفته بود. به این بهانه که مدرک لیسانست در پرونده فوق لیسانست نیست او را اذیت می‎کردند. پسرم می‎گفت خودتان اقدام کنید و از واحد تهران مرکز بگیرید، ولی آن‎‎ها می‎گفتند نه، خودت باید بروی. وقتی هم می‎رفت تهران مرکز می‎گفتند مسئولان دانشگاه خودت باید درخواست کنند و مرتب به این بهانه او را از کلاس اخراج می‎کردند. در حالی‎که در روال معمول تا تأیید لیسانس را از دانشگاه دیگری نگیرند، اصلا در فوق‎لیسانس ثبت‎نام نمی‎کنند. یاسر (فرزند سلیمی‎نمین) هم سال دوم کارشناسی ارشد بود، اما تازه آقایان یادشان افتاده بود مدرک لیسانس ندارد. بعد هم گفتند چون غیبت‎‎های شما زیاد شده، از ترم محروم هستید. این کار بسیار زشت و غیرانسانی زمانی انجام شد که تقریبا یک سال و اندی از انتقادات من می‎گذشت.
این مسئله را از طریق قانونی پیگیری نکردید؟
من بلافاصله نامه‎ای به آقای هاشمی نوشتم و گفتم که این کار دانشگاه آزاد خیلی غیرانسانی است. من کسی هستم و دارم انتقاد می‎کنم. اسناد و مدارکی هم دارم و به همین ترتیب بحث‎‎ها پیگیری می‎شود تا به نتیجه برسد و این کار درباره فرزندم اصلا انسانی نیست. خب، آقای هاشمی جواب نداد و من با محسن هاشمی تماس گرفتم و گفتم این کار خوبی نیست و به نام آقای هاشمی ثبت خواهد شد. شما به آقای هاشمی بگویید که پسرم را دارند به جرم حرف‎‎های من اخراج می‎کنند. آقای محسن هاشمی گفت: «حرف شما درست است، من به حاج آقا می‎گویم جلوی جاسبی را در این کار بگیرد.» ولی بعد که این مسئله ظاهرا منتقل شده بود، جاسبی احساس کرد نقطه‎ضعفی به‎دست آورده و من به جزع و فزع افتادم و می‎توانند با این مستمسک من را ساکت کنند. به همین دلیل با فاصله کوتاهی پسرم را اخراج کردند. در همین ایام آقای «صادق» معاون اطلاع‎رسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام که یاسر را از قبل می‎شناخت با رییس دانشگاه تماس گرفته بود و اعتراض کرده بود که چرا این دانشجو را اذیت می‎کنید؟ از نظر درسی و انضباطی مشکل دارد؟ او هم گفته بود: نه، هم درس‌خوان است و هم آرام و منضبط. خلاصه بعد از اصرار آقای «صادق»، رییس دانشگاه گفته بود: آقای جاسبی دستور داده که زمینه اخراج این دانشجو فراهم شود. با وجودی که آقای صادق از نظر خط فکری با من همفکر نیست، ولی زنگ زد و گفت: «متأسفم که این کار غیرانسانی را انجام می‎دهند و به‎خاطر پدر با فرزند برخورد می‎کنند. من به‎عنوان وظیفه شخصی خودم این قضیه را به آقای هاشمی می‎گویم.» ولی اطلاع ایشان به آقای هاشمی هم تغییری در مسئله به‎وجود نیاورد.
پسرتان با این قضیه چطور کنار آمد؟ به هرحال او می‎دانست که به‎دلیل انتقاد‎های شما این مشکل برایش پیش آمده.
خب مسئولان دانشگاه آزاد با این کار می‎خواستند مرا از درون بشکنند و دچار مشکل خانوادگی کنند و تا حدودی هم موفق شدند که اعصاب من و خانواده‎ام را به هم بریزند. برای یک جوان، این بی‎عدالتی محرز قابل‎هضم نیست و وقتی بی‎عدالتی را به این شکل می‎بیند، طبیعتا به پدرش فشار می‎آورد که در کدام نظام کار می‎کنی؟
اگر آقای هاشمی از قضیه خبر نداشت، می‎شد کار را به‎نحوی توجیه کرد، ولی وقتی با اطلاع او این کار را در آن مجموعه انجام می‎دهند، طبیعی است پسر من درباره برخی از چیز‎هایی که تا آن روز برایش اهمیت داشت، تردید می‎کند و از من توضیح می‎خواهد. خب، طبیعتا این اتفاق مرا در خانواده دچار مشکل جدی کرد. الان هم من هنوز پاسخی ندارم.
بالاخره تکلیف وضعیت درسی پسرتان چه شد؟
شکایت کرده ولی یک‎سال و نیم است که سرگردان است. به شورای عالی انقلاب فرهنگی مراجعه کرد، در آن‎جا به‎نفع او نظر دادند و وزارت علوم را مسئول پیگری کردند، ولی متأسفانه یکی از معاونانی که مسئول پیگیری بود به یاسرگفت: «تو فکر می‎کنی من جانب تو را می‎گیرم و علیه جاسبی گزارش می‎دهم؟ من هیچ گزارشی نمی‎دهم.» از طریق کمیسیون وزارت علوم هم پیگیری کردیم. آن‎جا نامه نوشتند که جاسبی حق انجام چنین کاری را نداشته و شما باید برگردید. ولی بعد از یک سال و نیم اتفاقی نیفتاده است. ایشان الان سرگردان مانده و مشکل جدی دارد. این یکی از هزینه‎‎های کوچکی است که در این مسیر پرداخت کردم.
درباره همسرتان هم شایعه‎‎هایی مطرح شد…
بله. آن‎‎ها حتی به همسرم نسبت‎‎های ناروا دادند. در دانشگاه تهران عوامل آقای جاسبی آمدند و گفتند همسر من منافق بوده و با مسعود رجوی در پاکستان همکاری کرده، به خواهر خانم‎‎های من هم از این نسبت‎‎ها دادند. فشار‎‎های بسیار وقیحانه‎ای وارد کردند و اصلا هم نمی‎ترسیدند که من پیگیری کنم. چون می‎دانستند قوه قضاییه در این زمینه کاملا با آن‎‎ها همراه است. رسما در دانشگاه تهران تابلو گرفتند که سلیمی‎نمین منافق است و همسرش هم با مسعود رجوی رابطه داشته و این حرف‎‎ها هم با عکس و فیلم ضبط شد. همان‎جا من گفتم به‎قدری اطرافیان آقای جاسبی آدم‎‎های متملق و دون و پستی هستند که به آن‎‎ها اجازه رشد فکری هم نمی‎دهند. شما اگر بخواهید به کسی هم تهمت بزنید باید درست پیگیری کنید. مسعود رجوی اصلا در سال 1368 پاکستان نبوده و هیچ‎زمانی هم نبوده که همسر من بخواهد همراه او باشد. ضمن این‎که از کسی که تهمت می‎زد پرسیدم اسم همسر من چیست، هرچه اصرار کردم اصلا نمی‎دانست. می‎خواهم بگویم برخورد‎‎ها با من محدود به پیگیری‎‎های قضایی نبود. از جمیع جهات عمل می‎کردند.
پیگیری‎‎های قضایی که نتیجه نمی‎داد، تخریب‎‎ها و شایعه‎سازی‎‎ها هم علیه شما ادامه داشت. با این همه، انتقادات شما به تخلفات مدیریتی دانشگاه آزاد هر روز بیشتر شد و به برپایی جلسه‎‎هایی در دانشگاه‎‎های مختلف کشور رسید. با این پشتکار چه چیزی را دنبال می‌کردید؟
با توجه به وامدار بودن عده‎ای از نیرو‎های قوه قضاییه به جاسبی، احساس کردم که اگر سریع عمل نكنم و اطلاعات خودم را به توده‎‎های دانشجو ندهم، در قوه قضاییه خفقان می‎گیرم. لذا به دانشگاه‎‎های مختلف می‎رفتم و اطلاعات و اسنادی که از دانشجو‎‎ها و اساتید دلسوز گرفته بودم را ارایه می‎کردم، ولی هر دانشگاهی که می‎رفتم، عده‎ای چماقدار حضور داشتند. آدم‎‎هایی که کاملا لمپن، لاابالی، لات و… بودند و هرکاری هم از دست‎شان برمی‎آمد. مثلا در سمنان با چماق‎‎های بلند جلوی در دانشگاه جمع شده بودند تا جایی‎که دانشجو‎ها سعی کردند مرا از در دیگری خارج کنند. در زاهدان پشت سن جمع شدند، هل دادند و کیف مرا دزدیدند. در این مدت، هرکاری کردند تا مرا و روند پیگیری را متوقف کنند. در بیرجند هم در هیچ‎یک از دانشگاه‎‎ها حتی دانشگاه‎‎های سراسری به من اجازه ورود ندادند. دانشجو‎‎ها در مسجدی جمع شدند، اما عوامل جاسبی حتی به مسجد حمله کردند. فردی که به‎ظاهر دختري دانشجو بود در مسجد دنبال مرد‎ها راه افتاده بود که مثلا کتک بزند که البته بعد خبردار شدیم این خانم در دانشگاه آزاد پرونده‎‎های مختلف خلاف اخلاق دارد.
در نهایت مسئله شکایت‎‎های دانشگاه آزاد از شما به کجا رسید؟
الان پرونده‎ای مفتوح است که به آقای دهقان مربوط می‎شود. بحثی که درباره قوه قضاییه دارم خیلی تلخ است. اولین کیفرخواستی که علیه من تنظیم شد، خیلی تأسف‎بار است، اتهام‎‎هایی به من وارد کردند که هیچ قرینه‎ای که بتواند آن ادعا را پشتیبانی کند، وجود نداشت. مثلا آمده بود که من هتاکی کرده‎ام؛ حداقل باید این الفاظ را می‎گفتند. اما وقتی از مرتضوی پرسیدم در کدامیک از مقاله‎‎ها یا سخنرانی‎‎های من ناسزایی هست هرچه جست‎و‎جو کرد، چیزی نبود. گفت دستور می‎دهم کیفرخواست را عوض کنند. این خیلی جای تأسف دارد که عناصر قوه قضاییه در خدمت افراد ناسالم باشند. بالاخره وقتی جاسبی دید که با روال قضایی عادی نمی‎تواند کاری کند، از مسیر دیگری وارد شد. یک روز افسری تماس گرفت و گفت: باید به آگاهی مراجعه کنید. گفتم: چرا؟ گفت دادستان دستور داده. تعجب کردم که چرا باید به اداره آگاهی مراجعه کنم چون آن‎جا متناسب با پرونده من نبود. وقتی دانشجو‎‎ها متوجه شدند که می‎خواهند به شکل دیگری پرونده مرا دنبال کنند، واکنش نشان دادند و جلوی در آگاهی تجمع کردند که مؤثر هم بود. به‎طوری که وقتی متوجه تجمع شدند، لحن‎شان تغییر کرد و گفتند: ببخشید تقصیر ما نیست، ما مأموریم. اگر من از قبل آگاه‎سازی نکرده بودم قضیه می‎توانست شکل دیگری پیدا کند. در آن زمان متوجه شدم سختی‎‎هایی که برای سخنرانی در دانشگاه‎‎های مختلف تحمل کردم، مؤثر افتاده است.
در این دادگاه‎‎ها حکمی هم برای‎تان صادر شد؟
در دادگاه اول به اندازه یک میلیون و 800 هزار تومان مرا جریمه کردند، ولی در مرحله تجدیدنظر بسیاری از انتقاد‎‎های مرا وارد دانستند و این مبلغ به 300 هزار تومان تنزل پیدا کرد. هرچند که در آن مرحله با مراجعه به برخی پرونده‎‎ها که معرفی می‎کردم، می‎توانستند بقیه موارد را هم برطرف کنند ولی توجهی نکردند. البته در آن مواردی هم که نظر مرا پذیرفتند، طبیعتا باید از آن علیه جاسبی استفاده می‎کردند، ولی فقط به اندازه تبرئه من به آن‎‎ها توجه شد. الان دانشگاه آزاد یک پرونده دیگر هم علیه من راه انداخته و این داستان ادامه دارد. حداقل تا زمانی‎که آقای جاسبی در این مسند نشسته است و قوه قضاییه وي را مورد پیگرد قرار نداده، او در جایگاه مدعی باقی می‎ماند. امیدوارم با وعده‎‎هایی که رییس جدید قوه قضاییه داده، وضع عوض شود

  1. دانشجوي بدبخت
    14 جولای 2010

    اي مسلمانان به داد دانشجويان بدبخت واحد بروجرد برسيد. اي دانشجويان بياييد به داد هم برسيم. من پدرم با بدبختي خرج هزينه دانشگاهم را ميدهد اونوقت يك استاد نمايي به نام […] از دانشجويان بي گناه و مظلوم اخاذي و باجگيري ميكنه. معلوم نيست تا به حال از چند نفر تا حالا پول گرفته. من سيصد هزار تومان مجبور شدم بخاطر نمره بدم. بيايد با اطلاع رساني دانشگاه را از اين آدمهاي انسان نما را بگيريم. دوست من اين موضوع را براي همه دانشجويان بفرست. اون دستش رو شده و يكي از دانشجويان با شجاعت موضوع را فاش كرده. اون از قصد نمره نميده تا دانشجويان را مجبور به پول دادن بكنه. اگر اين را فاش نكنيد شما به عنوان يك مسلمان مسئول هستيد. كم كنيد ترو خدا كمك كنيد. يه بازرس بياد بازرسي كنه.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: