دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
پنج شنبه ۱۴ اردیبهشت ۹۱ | ۰۰:۵۹

شرکت در انتخابات حق یا تکلیف؟

محمد سلیمانی

هم حق و هم تكليف‏ مردم است كه بيايند و سرنوشت كشورشان را به‏دست خودشان معيّن كنند؛ زيرا كه كشور متعلّق به مردم است. مردم بايد بيايند و با انتخاب صحيح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ى مقنّنه معيّن كنند؛ مجريان خودشان را با ترتيبى كه در قانون معيّن شده است، معيّن كنند. اين حقّ مردم است و متعلّق به آن‏هاست؛ اما تكليف‏ هم هست.


تریبون مستضعفین- محمد سلیمانی دُرچه

انتخابات بعنوان مهم‌ترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می‌شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت‌ها اهمیتی معادل تعیین آیندة یک نظام و مملکت را دارد.

در فقه امامیه تعیین سرنوشت مردم به دست خویش بعنوان یک اصل مسلم و غیر قابل خدشه پذیرفته شده است. در واقع مردم مختارند تا با اراده ی خویش و با تشخیص مصالح و مفاسد خود حاکمان جامعه را تعیین کنند و اموراتشان را اداره نمایند.

این امر در صدر اسلام و در زمان ائمة معصومین (علیهم السلام) و در طول دوران حاکمیت خلفای بنی امیه و بنی عباس و حتی بعد از آن، در بیعت مردم با خلفا متجلی می شد.

همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری یک عالم دینی و با به رأیِ عمومی گذاشتنِ مدل حاکمیتی نظام، این اراده ی مردمی به شکل جدیدی و در قالب رفراندوم متبلور گشت.

شکل گیری جمهوری اسلامی که نظامی مبتنی بر مردم سالاری دینی است، نمایانگر اهمیت اراده و تصمیم مردمانِ این سرزمین در تعیین سرنوشت خویش است. لذا از آن به بعد بطور متوسط هر ساله یک انتخابات برای تعیین رئیس جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورای های اسلامی شهر و روستا و … برگزار گردیده است.

اما مسئله مورد اختلاف این است که آیا رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم است یا تکلیف آنان؟ و این در حالی است که در مفهوم حق «اختیار» و در مفهوم تکلیف «الزام و اجبار» نهفته است.
اگر رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم باشد، فرد می تواند از این حق خویش صرف نظر کند و رأی ندهد و در مقابل اگر رأی دادن تکلیف باشد، همة واجدین شرایط، مکلف و موظف به دادن رأی می باشند و نتیجتاً نمی توانند از آن سرپیچی کنند.

در هر نظامی میزان اراده و نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش و اختیار انتخاب حکمرانان متفاوت است. این تفاوت که غالباً از نوع جهان بینی مادی یا الهیِ حاکمیت ها و طرز نگرش آنها نسبت به انسان و طبیعت نشأت می گیرد، موجب بروز اختلاف دیدگاه نسبت به حق یا تکلیف بودن حضور در انتخابات و شرکت در رأی گیری می شود. طبعاً نظام جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای حاکمیت خدا و دین شکل گرفته است نیز چارچوب های نظری و عملی خاص خود را که منطبق با ارزشها و هنجارهای مورد پذیرش اجتماع است، را دارد.

در اندیشه فقهای شیعه میان حقوق و تکالیف اجتماعی همواره تلازم وجود دارد. در حیات اجتماعی که قلمرو آن وسیع تر از زندگی فردی است، حقوق فردی افراد در اجتماع مبدل به حقوق اجتماعی می گردد و تعامل افراد در آن افزون بر حقوق فردی حقوق دیگری را ایجاد می کند. لازم حفظ کرامت انسانی، رعایت حقوق افراد در اجتماع بشری و تعهد سپاری در عدم تخطی از آن است.

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند. حضرت علی (ع) در تبیین این حق چنین می فرمایند:

ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ فَجَعَلَهَا تَتَكَافَأُ فِي وُجُوهِهَا وَ يُوجِبُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ لَا يُسْتَوْجَبُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ. ؛ پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب كرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، كه برخى از حقوق برخى ديگر را واجب گرداند، و حقّى بر كسى واجب نمى‏شود مگر همانند آن را انجام دهد.

در واقع، هرچند انسان از لحاظ تکوینی در انتخاب توحید و شرک یا خیر و شر آزاد آفریده شده ولی به لحاظ تشریعی این گونه وضعیتی ندارد. انسان نمی تواند در برابر قانون گذاری و تشریع الهی به آزادی تکوینی خویش استناد کند بلکه مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد. دین مداری و مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد.
در قضیة انتخابات و رأی در حکومت اسلامی همین معنا را می توان یافت یعنی رأی هم حق است چون تعیین سرنوشت مردم را به خود مردم داده است و هم رأی دادن تکلیف می باشد. این تکلیف به این خاطر است که مردم با پذیرفتن اسلام به عنوان دین و مکتب مکلف می باشند که در تشکیل استمرار و رفع مشکلات نظام مطلوب اسلامی شرکت و تلاش کنند. آنان بر اساس اصول مربوط به امر به معروف و نهی از منکر تعاون اصلاح امور جامعه سبقت در خیر و نیکوکاری تبلیغ دین قطع مادة فساد و … در این تکلیف مداخله و مشارکت دارند. در قوانین جمهوری اسلامی ضمانت اجرای خاصی برای مکلف کردن مردم به شرکت در انتخابات و دادن رأی در نظر گرفته نشده ولی مذهب و معنویت می تواند ضمانت اجرایی خوبی در این رابطه باشد زیرا هنگامی که ولی فقیه و مراجع دینی شرکت در انتخابات را وظیفة شرعی و تکلیف دینی معرفی می کنند، مسلماً یک مسلمان به راحتی از آن سرپیچی نمی کند.

حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، بارها ضمن تأکید بر تکلیف بودن شرکت در انتخابات، نتیجه¬ی حضور مردم را حفظ نظام جمهوری اسلامی از تهدید¬های دشمنان دانسته اند و با توجه به اینکه حفظ نظام اسلامی نیز طبق دیدگاه ایشان از اوجب واجبات است در نتیجه می¬توان دریافت که حضور در انتخابات و شرکت در آن نه تنها یک وظیفه اجتماعی است بلکه از واجبات دینی و شرعی نیز به حساب می آید.

در زیر بخشی از فرمایشات امام راحل در این زمینه می‌آید:

-امروز شركت در انتخابات رياست جمهور نه فقط يك وظيفه اجتماعى و ملى است، بلكه يك وظيفه شرعى اسلامى و الهى است كه شكست در آن، شكست جمهورى اسلامى است، كه حفظ آن بر جميع مردم از بزرگترين واجبات و فرايض است و وسوسه در آن از شيطان بلكه عمال شيطان بزرگ است.

-انتخابات سرنوشت حتى شمايى كه در آنجا هستيد را تعيين مى‏كند. يك امرى كه سرنوشت آحاد ملت در دست اوست، وظيفه آحاد ملت است كه در آن دخالت كند، مربوط به يك قشرى، دون قشرى نيست، همه بايد در اين دخالت بكنند.

-مردم هم خودشان مكلفند به اينكه هم شركت كنند در انتخابات. نروند كنار، تكليف است، حفظ اسلام است، رفتن كنار خلاف تكليف است، خلاف مصالح اسلام است.

-به يارى خداوند متعال، ملت شريف ايران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعيت برگزار مى‏كنند؛ و مطمئناً در زير موشك و بمب هم اگر قرار بگيرند، به پاى صندوقها مى‏روند و به تكليف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.

رهبر حکیم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله العالی) نیز همچون بنیانگذار انقلاب اسلامی بر ارتباط و تلازم حق و تکلیف شرکت در انتخابات تأکید ورزیده و اهمیت آن را از دو جهت ذکر کرده اند:

جهت اول: نا امید شدن دشمنان از طراحی ها و خنثی شدن توطئه های آنان . در نتیجه حفظ نظام اسلامی، که از این جهت حضور یک تکلیف تلقی می شود؛
جهت دوم: مردم با انتخاب صحيح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ى مقنّنه معيّن كنند و مجريان خودشان را با ترتيبى كه در قانون معيّن شده است، معيّن كنند و لذا از این جهت، حق افراد به حساب می‌آید.

انتخابات‏ دوره‏‌ى پنجم در پيش است و مردم بايد شركت كنند. وظيفه و تكليف‏ شرعى است.

ما گفتيم، بازهم تكرار مى‏كنيم: شركت و حضور در انتخابات براى مردم، هم يك فريضه‏ى سياسى است، هم يك فريضه‏‌ى دينى است. اين مثل اين است كه يك انسانى بدن خودش را با ويتامين و با غذاهاى مقوى تقويت كند؛ وقتى بدن تقويت شد، ميكروبها ديگر نمى‏توانند در او نفوذ كنند؛ دشمنى هم اگر حمله كرد، مى‏تواند از خودش دفاع كند. اين، مهم‏ترين مسئله در باب انتخابات است؛ يعنى حضور مردم.

مردم هم بايستى بگردند و در همين فرصتى كه تا انتخابات باقى است، به‏عنوان يك وظيفه شرعى و اخلاقى، نامزدهايى را پيدا كنند كه وقتى در محضر خدا از آن‏ها سؤال مى‏شود كه چرا تو اين آقا يا اين خانم را به قوه مقنّنه فرستادى، بتواند جواب بدهد و بگويد براى اين مصلحت. انتخابات، وظيفه است. انتخابات، يك كار بزرگ و يك اقدام شرعى و يك اقدام خدايى است؛ بگرديد آدم‏هاى مناسب را براى اين كار مهم پيدا كنيد.

ملت عزيز ايران، انتخابات‏ را بايد اوّلًا به عنوان يك تكليف‏ الهى و يك تكليف‏ اسلامى محاسبه كند كسانى هم كه به مسائل دينى توجه نداشته باشند، بايد به چشم يك تكليف‏ وجدانى و ملّى به آن نگاه كنند .
هم حق و هم تكليف‏ مردم است كه بيايند و سرنوشت كشورشان را به‏دست خودشان معيّن كنند؛ زيرا كه كشور متعلّق به مردم است. مردم بايد بيايند و با انتخاب صحيح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ى مقنّنه معيّن كنند؛ مجريان خودشان را با ترتيبى كه در قانون معيّن شده است، معيّن كنند. اين حقّ مردم است و متعلّق به آن‏هاست؛ اما تكليف‏ هم هست. اين‏طور نيست كه يكى بگويد من نمى‏خواهم از اين حقّم استفاده كنم؛ نه، سرنوشت نظام بسته‏ى به احقاق و استنقاذ اين حقّ است؛ اين تكليف‏ است؛ بايد همه شركت كنند. نظام جمهورى اسلامى توانسته است اين حق را در اختيار مردم بگذارد؛ اما در گذشته ما اين حق را نداشتيم. در نظامهاى گذشته، مردم از استفاده از چنين حقّى محروم بودند. نظام جمهورى اسلامى اين حق را داده است.

انتخابات، مظهر حضور مردم است. انتخابات، هم حقّ مردم و هم وظيفه‏ى آن‏هاست. حقّ مردم است؛ براى اينكه بيايند و مدير اجرايى كشور را انتخاب كنند. تكليف‏ مردم است؛ چون با حضور شما، نظام تقويت پيدا مى‏كند؛ اسلام عزيز مى‏شود؛ حاكميت اسلام در دنيا سرافراز مى‏گردد و توطئه‏ى دشمن- كه اسلام را به جدايى از آراء مردم متّهم مى‏كند- باطل مى‏شود. حضور شما مى‏تواند دفاع از اسلام و كشور و انقلاب محسوب شود.

مبناى مردم‏سالارى دينى با مبناى دمكراسى غربى متفاوت است. مردم‏سالارى دينى- كه مبناى انتخابات‏ ماست و برخاسته‏ى از حق و تكليف‏ الهىِ انسان است- صرفاً يك قرارداد نيست. همه‏ى انسان‏ها حق انتخاب و حق تعيين سرنوشت دارند؛ اين است كه انتخابات را در كشور و نظام جمهورى اسلامى معنا مى‏كند. اين، بسيار پيشرفته‏تر و معنادارتر و ريشه‏دارتر از چيزى است كه امروز در ليبرال دمكراسى غربى وجود دارد؛ اين از افتخارات ماست؛ اين را بايد حفظ كرد.

نتیجه گیری

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.
بر همین مبنا ضمن تأکید بر حق افراد برای شرکت در انتخابات باید گفت که اگرچه رأی دادن برای تک تک افراد بعنوان حقی شمرده می شود، اما با در نظر گرفتن جایگاه افراد در یک نظام اسلامی، حضور در انتخابات به لحاظ ارتباط این حق با حقوق دیگران و نیز از جهت حفظ نظلم اسلامی از خطرات و تهدیدات، در عین یک تکلیف و وظیفه نیز قلمداد می شود.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: