جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
دوشنبه ۰۱ تیر ۸۸ | ۲۲:۱۳

25 سوال تلخ پیرامون واکنش‌های آقای موسوی

موسوی در بیش از ۹۵% حوزه ها نماینده داشته و زیر فرم ۲۲ را هم امضاء کرده اند. به ۲۰۰ و اندی نماینده اجازه داده نشده چون مدارکشان کامل نبوده. بقیه ۵۷۸۳ نفر نماینده چه طور؟


میرحسین پاسخگوی رفتار خود هست؟

تریبون مستضعفین- خوش بختانه یا بدبختانه در این دو سه هفته اخیر بیشتر زمانم صرف مباحثه، مطالعه، پی گیری اخبار سیاسی کشور و انتخابات از رسانه های داخلی و بیشتر خارجی و علیه نظام گذشته به طوری که زندگی شخصی و کاری ام را فلج کرده. این به این دلیل است که نه تنها شناخت عقلانی و منطقی حق از باطل اهمیت دارد بلکه باید خودم را وقف حمایت از آن حق کنم و جلوی تضییع و تخریب آن را هم بگیرم. این را یک وظیفه و نوعی جهاد می دانم. شعار نمی دهم.

خیلی-خیلی مطالب تو ذهنم داره می چرخه که می شه راجع به وقایع اخیر گفت. این جا فقط و فقط به چند مورد سوال و ادعا بسنده می کنم و باهاتون به اشتراک می ذارم…

  1. مدرک و منبع مخدوش شدن آرای مردم و عدم همکاری شورای نگهبان چیست و کجاست؟ به چه کیفیت و نسبتی است؟ آیا خلاف روال سابق و قانونی است؟ در کدام شهر یا روستا؟ به چه میزان؟
  2. موسوی در بیش از ۹۵% حوزه ها نماینده داشته و زیر فرم ۲۲ را هم امضاء کرده اند. به ۲۰۰ و اندی نماینده اجازه داده نشده چون مدارکشان کامل نبوده. بقیه ۵۷۸۳ نفر نماینده چه طور؟
  3. سایت وزارت کشور شب قبل اعلام پیروزی احمدی‏نژاد را هیچ وقت نکرد. به مرور که آرا خونده می شد، به مرور زمان نتایج را اعلام می کردند. اول از روستاها شروع شد و همین طور که به شهرها و در نهایت به تهران می رسیدند، آرای موسوی بیشتر و احمدی نژاد کم تر می شد. البته شاید اشتباه کردند که از اول به تفکیک شهرها اعلام نکردند، البته الان در دسترسه، ولی باز دلیل تقلب نیست، صرفا ایجاد شک می تونه بکنه.
  4. چرا و چگونه بوده که به صورت خاص موسوی و اطرافیانش از هفته ها پیش بر طبل تقلب می زده اند؟ آیا این صحیح است؟ آیا این ها تهمت نیست؟ آیا این به صلاح مملکت بوده؟ آیا مدرکی داشتند؟ آنانی که حاضرند آمار جابه جا کنند و بیایند به دیگران تهمت بزنند و دروغ بگویند و چهره مملکت را به هر قیمتی سیاه نشان بدهند، آیا اگر از قبل یا بعد از انتخابات مدرکی داشتند ارائه نمی کردند؟
  5. چرا موسوی ساعت ۱۱ شب جمعه اعلام پیروزی قاطع کرده و خود را رئیس جمهور اسلامی ایران می نامد؟ آیا این قابل مقایسه با حرف های انتخاباتی احمدی نژاد است که گفت “آن ها باور کرده اند که صحنه را واگذار کرده اند و ملت به صحنه آمده است و بازی را باخته اند و به دنبال ایجاد تنش هستند، من خواهش می کنم آرامش رو حفظ بکنید…” (اواخر نطق دفاعیه) آیا موسوی و کروبی لابه لای صحبت های انتخاباتی چنین حرف هایی را نمی زدند – که اشکالی هم ندارد. آیا موسوی هم تبلیغ انتخاباتی و صرفا پیش بینی کرد ساعت ۱۱ شب جمعه یا این که اعلام پیروزی کرد؟
  6. چرا موسوی کنفرانس خبری شنبه ظهر را با عجله و دست پاچگی به جمعه شب تغییر داد؟
  7. موسوی، زهرا رهنورد، عفت هاشمی چرا هنگام رای دادن گفت اگر موسوی رای نیاورد حتما تقلب شده؟ همسر هاشمی چرا به مردم می گوید به خیابان ها بریزید؟
  8. چرا تمام رسانه های شیطانی غربی مثل تلویزیون صدای امریکا (با بودجه دولت امریکا)، رادیو فردا (با بودجه کنگره امریکا)، رادیو زمانه (با بودجه پارلمان هلند)، سی ان ان، بی بی سی (نیاز به توضیح ندارد!) و … در این مدت از موسوی و کروبی حمایت کرده اند؟ چرا هر وقت از موسوی نام می بردند از او به عنوان کاندیدای پیشتاز یاد می کردند و او را از پیش پیروز القاء می کردند؟
  9. منفعت غرب از پیروزی موسوی و کروبی در چیست؟
  10. صدای امریکا به صورت مداوم و علنی مردم رو ترقیب به هجوم به خیابان ها می کنه. بی بی سی هم با زیرکی مختص خودش، و البته موثرتر، با استفاده ابزاری و مصاحبه با عوامل دسته اولی و چندمی اغتشاشات و هم فکرانشان همین رو تشویق و القاء می کنه.
  11. آیا اطرافیان درجه یک موسوی و کروبی به غیر از مصاحبه و ایجاد خوراک با آن رسانه ها کاری دیگری را اول نمی توانستند بکنند؟ آیا این مقرضانه نبوده؟ اگر هم نبوده، آیا این ها اگر زمام امور را در دست می گرفتند تاب اولین فشار سیاسی را میاوردند و می توانستند در یک فضای منطقی با اهرم های قانونی و یا نیروهای داخلی آن را حل کنند؟ یا این که در کوچک ترین ناملایمت، اگر مثل گذشته دست به نق نق و استعفا و قهر نمی زدند، سریعا دست به دامان رسانه های غربی می شدند؟
  12. آیا حمله به بانک ها و فروشگاه ها و آتش زدن اتوبوس ها و موتورهای پلیس و تخریب اموال عمومی و غیره که اموال بیت المال است کار افرادی غیر از اراذل و اوباش می تواند باشد؟ آیا کار این افراد قانونی است؟ آیا انسانی است؟ آیا پلیس باید نظاره گر اغتشاشات باشد و برخورد نکند؟ غیر از این است که بعد از تذکرهای مکرر باید با جدیت وارد عمل شود؟
  13. آیا شکی داریم که نظام ما را کودتاهای رنگین تهدید می کند؟ آیا شکستن قانون و نافرمانی های مدنی از اولین قدم های آن نیست؟
  14. مسئول اصلی خرابی و خون هایی که ریخته می شه، ولو اگر در انتخابات تقلب شده باشه، به عهده میرحسین موسوی است. چرا که حتی اگر واقعا تقلب هم شده باشه، باز اول باید از مجاری قانونی عمل می شد. که متاسفانه نشده. امروز اگر در راه پیمایی اتفاقی بیافته باز به گردن موسوی است.
  15. آیا رهبری، در پیامشان به ملت متذکر نشدند که ” گمان بر این است که دشمنان بخواهند با گونه‌هائی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند” به صورت خاص به نامزدان و طرف دارانشان تذکر به “هوشیاری کامل در برابر تحرکات بدخواهانه و پرهیز از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه” ندادند؟
  16. چه قدر موسوی و کروبی این تذکرات را آویزه گوش کرده اند؟ آیا اینان حقیقتا ولایت مدارند؟ صلاح جامعه را چه کسی بهتر تشخیص می دهد؟ شرعا و قانونا جای فرمانده و فرمانبر کجاست؟ مگر این گفته امام خمینی نیست که “پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیب نرسد”؟ مگر اینان در ظاهر سنگ امام را به سینه نمی زنند؟
  17. آیا امام نفرمودند؛ ملاک، حال فعلی افراد است؟
  18. موسوی و کروبی جای تشویش اذهان عمومی چرا از شیوه قانونی عمل نکردند، مثل رضایی به ارائه نامه و مستدلات به شورای نگهبان و تقاضای رسیدگی به صورت منطقی اقدام نکردند؟ یک راست اعلام به عدم قبولی و تقاضای ابطال نتایج می کنند. این منطقی است؟
  19. در کشوری مثل امریکا، در سال ۲۰۰۰ که رقابت اصلی بین ال گور و جورج بوش بود، ظن قوی ای می رفت که بوش تقلب کرده. گور به صورت قانونی پروسه پی گیری و شکایت را شروع کرد، ولیکن در کم تر از یک هفته متوجه شد که این به نفع منافع ملی و ثبات کشورشان نیست. آیا این آقایان نیمی از این فهم سیاسی را ندارند که حداقل اقدام صحیح قانونی انجام دهند؟
  20. مگر این غیر عادی است که نامزدها امید به پیروزی داشته باشند و بعضا جا بخورند از عدم پیروزیشان؟ آیا دیگران مشابه این سندرم توهم پیروزی را نداشته اند؟ مگر کسی چهار سال پیش فکر می کرد هاشمی انتخاب نشود؟ آیا همین حرکات بایست انجام می شد؟
  21. اطرافیان و مشاوران موسوی و کروبی و حامیان داخلیشان چه کسانی هستند؟ کرباسچی، عبدالله نوری، مهاجرانی، ، ابطحی، سروش، حجاریان، مرعشی، رضا خاتمی، بهزاد نبوی، سازگارا، عطریانفر، مزروعی، تاج زاده، رمضان زاده، فاتح، زید آبادی و امثال این ها (که تازه خوباشن!) که کارنامه اشان سیاه از حرکات قانون گریزانه علیه منافع ملی است. کدام این ها چهره ی ولایت مدارانه دارند؟ آیا این ها از هر فرصتی سوء استفاده نکرده اند برای ضربه به نظام و جایگاه ولایت فقیه؟ دار و دسته اینان نبودند که آن حرکات را در مجلس ششم و دولت هفت و هشت انجام دادند؟
  22. اینان دست پیش گرفته اند که پس نیافتند. مستقیما ولی فقیه را هدف گرفته اند و خود جار می زنند که آی جمهوریت نظام از دست دارد می رود. عجـــــــــب!
  23. اینان به گفته رهبری یا خائنند یا بسیار غافلند.
  24. هاشمی چرا به رهبری نامه ای به آن شکل گستاخانه می نویسد؟ آیا آن طرز نگارش ایجاد اتحاد و وفاق ملی می کند؟ ایشان به عنوان یکی از وزنه های نظام و یا حداقل یک ایرانی قطعا حقشان برای نامه نگاری حتی به صورت سرگشاده محفوظ است، هیچ اشکالی ندارد. اما با چه کیفیتی؟ ایشان آیا صرفا نصیحت برادرانه و دوستانه کرده اند و می شود تهمت های لفافانه ایشان را در سه جا نادیده گرفت؟ آیا قیاس احمدی نژاد به بنی صدر صحیح است؟ آیا سیاه نشان دادن چهره کشور صحیح است؟ اگر بگوئیم هاشمی به عنوان رئیس خبرگان نامه نوشته، کجای نامه اثری از خبرگان هست؟ چرا از این که از فرزندانش حرف زده شده گلایه می کند پس؟ آیا ایشان با اعضای خبرگان مشورتی کرده اصلا؟
  25. طبق اصول ۱۰۸ و ۱۱۱ قانون اساسی از وظایف‏ خبرگان رهبری نظارت و تشخیص به احراز شرایط فرد برای رهبری است. ابدا اجازه دخالت در عملکرد وی را ندارند. بنابراین فرض بر نگارش نامه هاشمی از این جایگاه بی معناست چرا که غیرقانونی است.

چراها و مطالب حقیقتا خیلی زیادند، منتهی نمی خواهم کمیت باعث عدم دقت به کیفیت مطالب اشاره شده بشود. شاید بعدها فرصتی شد.

به تعبیری این اتفاقات، البته تا مرحله ای، برای ما خوب هم می تونه باشه. چرا که زیر همین فشارهاست که عضلاتمون رو منقبض و منبسط می کنیم، در نتیجه خودمون رو می سنجیم، نقاط ضعف و قوتمون رو می شناسیم، آمادگیمون بیشتر می شه و با عرقی هم که می کنیم مواد زائد و چرکین رو از بدنمون بیرون می کنیم (حتی اگر اون چرک احمدی‏نژاد باشه و ما نمی‏دونستیم) و روح و جسممون رو تصفیه.

بر هر حال شکی نیست که دشمنان کوردل این نظام باز هم تیرشان به سنگ خواهد خورد و تقدیر الهی بر این خواهد بود که این اتفاقات در نهایت در جهت رشد آگاهی ملت و پیشرفت مملکت باشد، ان شاء الله.

البته شاید هم من اشتباه می کنم، شاید حق با طرف دیگر است، شاید هم حق اصلا با هیچ یک بلکه طرف سه و چهاری باشد. شاید نگرش من اشتباه باشد. قطعا اگر استدلال منطقی، مستند و کافی وجود داشته باشد، نظر آدم عاقل می تواند تغییر کند.

اگر استدلالی هست، بفرمایید…

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: