شنبه ۲۰ خرداد ۹۱ | ۱۶:۲۵

کمی خودمان را جای افغان‌ها فرض کنیم

حامد رضایی

به قول رضا امیرخانی «چه بد تا کردیم با این مردم». کمی خودمان را جای افغانی‌ها فرض کنیم. اگر چنین رفتاری با ما می‌شد چه ذهنیتی نسبت به کشور میزبان پیدا می‌کردیم؟ در چنین شرایطی باید دست افغانی‌هایی را که باافتخار خود را سرباز انقلاب اسلامی می‌دانند بوسید و به دلیل رفتارهای گا‌ها غیراسلامی از آنان عذرخواهی کرد.


حامد رضایی- پرداختن یک شبکه خبری خارجی (بی‌بی‌سی) به تظاهرات عده اندک، در اعتراض به برگزاری مراسم بزرگداشت امام خمینی (ره) در کابل یکی از بینندگان الف را برآن داشته بود تا با انتشار یادداشتی با عنوان «دستی که نمک ندارد» آنچه را که نمک نشناسی بخشی از مردم افغانستان نسبت به خدمات جمهوری اسلامی می‌نامید به باد انتقاد بگیرد.

البته سابقه بی‌بی سی به عنوان رسانه حکومتی انگلیس در پراکندن اختلاف و دشمنی میان مسلمانان برهیچ کس پوشیده و عجیب نیست اما آنچه عجیب می‌نماید بازی رسانه‌های همچون الف در زمین طراحی شده توسط بی‌بی سی است. زمین بازی‌ای که در هرسو میدان که قرار بگیری نتیجه یکی است: ایجاد کینه نفرت و دشمنی میان دو ملت مسلمان و هم زبان در راستای سیاست ایجاد شکاف در خط مقاومت استضعاف در مقابل استکبار!

کدام تصویر!

اما به راستی کدام تصویر از مردم افغانستان را باور کنیم؟ تصویری مردمی که بی‌بی سی آن‌ها را متنفر از جمهوری اسلامی نشان می‌دهد یا تصویر مردمانی که عاشقانه مراسم بزرگداشت حضرت امام را برگزار می‌کنند، تصویر شاعران افغانی که در رثای پیرخمین شعر می‌سرایند، تصویر علمایی که در بلخ مجلس عزای ارتحال امام برگزار می‌کنند، تصویر شهدای افغانی دفاع مقدس که جانشان را در راه انقلاب اسلامی فدا کرده‌اند، تصویر طلاب افغانی که با افتخار خود را فدایی سیدعلی می‌نامند، تصویر «جانستان کابلستان» رضا امیرخانی و «پایتخت فراموشی» محمد حسین جعفریان در ترسیم جوانمردی و مهربانی و مهمان نوازی مردم آن دیار، تصویر نجابت و سادگی کارگرانی که هرروز با آن‌ها برخورد می‌کنیم و… کدام تصویر واقعی مردم افغانستان است؟

چه خوب بود اگر سایت الف به جای اتخاذ موضعی منفعلانه و تکرار ادعاهای بی‌بی سی گزارشی از علاقمندی‌های مردم افغانستان نسبت به انقلاب و فداکاری‌ها و رشادت‌های آنان در جنگ تحمیلی تهیه می‌کرد و صدور انقلاب را به رخ رسانه‌های بیگانه می‌کشید.

به جرات می‌توان گفت عصاره تفکرات حضرت امام «تکلیف محوری» است. از منظر امام آنچه مهم است ادای تکلیف است فارغ از نتایج و عواقب آن. طبق فرموده پیامبر (ص) هرکس صبح کند بی‌آنکه اهتمامی به امور مسلمین داشته باشد فاقد صفت مسلمانی است. لذا حمایت از مسلمانان و مظلومین در هر نقطه‌ای از جهان و به دور از تنگ نظری‌های نژادپرستانه و ملی گرایانه وظیفه هر مسلمانی است. ما نیز با کمک به برادران ستمدیده افغان چیزی جز ادای تکلیف انجام نداده‌ایم و منتی بر کسی نداریم. در واقع ما «مسلمانی» خود را نشان داده‌ایم نه چیزی فرا‌تر از آن.

مگر ما برای کاسبی و کسب منفعت به حمایت از مستضعفان می‌پردازیم که پس از قدرنشناسی عده اندکی بر دست‌های بی‌نمک خود لعنت می‌فرستیم؟ اگر اعمال ما برای رضای خداست دیگر توقع جبران از طرف مقابل چه معنایی دارد؟ بر فرض محال هم که تمامی مردم افغان قدر خدمات ما را ندانند باز این امر چیزی از مسئولیت ما نمی‌کاهد. ما در هر صورت باید مدافع مظلوم باشیم و مزد خود را نه از افغان‌ها که از خدا می‌خواهیم. ضرب المثل «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» نه تنها هیچ جایی در تفکر دینی ما ندارد که ائمه معصومین کاملا خلاف آن را عمل کرده‌اند. اطعام فقرا و یتیمان توسط مولا علی (ع) در حالی که خود از گرسنگی روزه داری رنج می‌برد بهترین نمونه است. در منش بزرگان دین ما خودخواهی‌های غیرانسانی جایی نداشته و «الجار ثم الدار» اصالت دارد که کاملا مخالف ضرب المثل اشتباه ما ایرانی هاست..

از همه این‌ها گذشته خوب است به این سوال پاسخ دهیم که آیا رفتار ما با مهمانان افغانی خود مطابق اخلاق اسلامی بوده است؟ ما همواره با نگاهی تحقیرآمیز به برادران خود نگریسته‌ایم و سخت‌ترین کارهای بدنی راکه خود از آن فراری هستیم را بر دوش آنان گذاشته‌ایم همیشه طلبکار آن‌ها بوده‌ایم غیرمنصفانه آن‌ها را عامل بیکاری خود دانسته‌ایم در حالی که همه می‌دانند ما شدیدا محتاج بودیم به نیروی کار ارزان که چنین کارهای سنگینی را انجام دهد. ما نه تنها مهمانهای خود را حبیب خدا ندانسته‌ایم که مزاحم پنداشته و «تبعه بیگانه» خوانده‌ایم. به قول رضا امیرخانی «چه بد تا کردیم با این مردم». کمی خودمان را جای افغانی‌ها فرض کنیم. اگر چنین رفتاری با ما می‌شد چه ذهنیتی نسبت به کشور میزبان پیدا می‌کردیم؟ در چنین شرایطی باید دست افغانی‌هایی را که باافتخار خود را سرباز انقلاب اسلامی می‌دانند بوسید و به دلیل رفتارهای گا‌ها غیراسلامی از آنان عذرخواهی کرد.

در آخر باید گفت که حضرت روح الله به ما آموخت که جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد. او می‌گفت ملی گرایی اساس بدبختی مسلمین است تا ما عقاید ضداسلامی و قبیله‌ای خود را کنار بگذاریم و در کنار سایر مستضعفان جهان علیه مستکبران زالوصفت به ستیز برخیزیم تا زمینه‌ای باشد برای تشکیل حکومت جهانی اسلامی به رهبری مولای در پس پرده غیبت. لذا از رسانه‌های انقلابی انتظار می‌رود که به این راحتی به اختلافات و خصومت ورزی میان ملت‌ها دامن نزنند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: