شنبه ۲۰ خرداد ۹۱ | ۲۳:۰۰

شعر: من هم می‌میرم

شاعر: سلمان هراتی

من هم می‌میرم | اما نه مثل فاطمه | از سرماخوردگی | پس مادرش کتری پرسیاوشان را | در رودخانه شست | چه کسی گندم‌ها را به خرمن جا می‌آورد؟


تریبون مستضعفین- سلمان هراتی

من هم می‌میرم
اما نه مثل غلامعلی
که از درخت به زیر افتاد
پس گاوان از گرسنگی ماغ کشیدند
و با غیظ ساقه‌های خشک را جویدند
چه کسی برای گاوها علوفه می‌ریزد؟

من هم می‌میرم
اما نه مثل گل‌بانو
که سر زایمان مرد
پس صغرا مادر برادر کوچکش شد
و مدرسه نرفت
چه کسی جاجیم می‌بافد؟

من هم می‌میرم
اما نه مثل حیدر
که از کوه پرت شد
پس گرگ‌ها جشن گرفتند
و خدیجه بقچه‌های گلدوزی‌شده را
در ته صندوق‌ها پنهان کرد
چه کسی اسب‌های وحشی را رام می‌کند؟

من هم می‌میرم
اما نه مثل فاطمه
از سرماخوردگی
پس مادرش کتری پرسیاوشان را
در رودخانه شست
چه کسی گندم‌ها را به خرمن جا می‌آورد؟

من هم می‌میرم
اما نه مثل غلامحسین
از مارگزیدگی
پس پدرش به دره‌ها و رودخانه‌های بی‌پل
نگاه کرد و گریست
چه کسی آغل گوسفندان را پاک می‌کند؟

من هم می‌میرم
اما در خیابانی شلوغ
در برابر بی‌تفاوتی چشم‌های تماشا
زیر چرخ‌های بی‌رحم ماشین
ماشین یک پزشک عصبانی
وقتی از بیمارستان دولتی برمی‌گردد
پس دو روز بعد
در ستون تسلیت روزنامه
زیر یک عکس ۴×۶ خواهند نوشت
ای آنکه رفته‌ای…
چه کسی سطل‌های زباله را پر می‌کند؟

تابستان ۶۵، تنکابن

  1. 1234
    ۵ آذر ۱۳۹۳

    عاااااااااااااااللللللیییییییی بووووود.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: