یکشنبه ۳۱ خرداد ۸۸ | ۲۳:۵۷

یک کارمند ساده هم می دانست که چطور باید با احمدی نژاد مقابله کرد

این آسیب ها از یک سو نتیجه رویکرد حذفی مدعیان دمکراسی و قانونگرایی و عدم تحمل مخالف در میان آنهاست و از طرف دیگر سوء مدیریت، خرسندی و خودشیفتگی بیش از اندازه دولتی ها و در نهایت بی کفایتی و ناکارآمدی دستگاه قضا در صیانت از حقوق معنوی و سیاسی افراد زمینه ساز چنین بحران سیاسی ـ اجتماعی ای شده است.


3416

تریبون مستضعفین- در محلی که قبلا کار می کردم همکار و دوستی پیدا کردم که در مواضع سیاسی کاملا مخالف هم بودیم. ایشان هم مانند همه «کارمندان نیمه سیاسی» کمابیش پیگیر اخبار رسانه های غربی، مخالف و خارج نشین بود و شایعات سیاسی پیرامون حکومت را دنبال می کرد، به جد مخالف احمدی نژاد و ریاست جمهوری اش بود و در این مورد زیاد  با هم بحث می کردیم. بحث های مکرر و خسته کننده مان معمولا به قضاوت درباره معیار تعیین کننده و فصل الخطاب دمکراسی (نظر مردم) کشیده می شد و او جدا معتقد بود که مردم ایران از احمدی نژاد متنفر هستند و اگر دور پیش هم عده ای به او رأی داده اند به خاطر دشمنی با هاشمی بوده است. چون این جریان مکرر اتفاق می افتاد و معمولا به جای ثابتی می رسید عاقبت خود او از من خواست که نظرم را درباره احمدی نژاد و پیش بینی ریاست جمهوری آینده اش مکتوب کنم و من هم به شوخی این کار را در قسمت بیرونی پنجره اتاق کارمان انجام دادم و پیروزی احمدی نژاد در انتخابات دهم و ریاست جمهوری مجدد اش را پیش بینی کردم.

منظور اینکه حتی یک کارمند ساده هم، که چشم دیدن احمدی نژاد را نداشت، می دانست که وقتی راهی برای پیروزی قانونی و معمولی بر احمدی نژاد وجود ندارد برای مقابله با او چه کاری باید کرد و تنها حربه ای که ممکن است مقبولیت و پیروزی احمدی نژاد را زیر سوال ببرد چه چیزی است. دشمنان احمدی نژاد خلع سلاح تبلیغاتی خودشان را خیلی زود احساس کردند و خیلی زود هم به فکر استفاده از حربه تخریب و ادعای تقلب و انکار نتیجه انتخابات افتادند. این احساس را مخصوصا وقتی که سخن از طرح تحول اقتصادی و توزیع عادلانه یارانه ها پیش کشیده شد بعضی از سیاسیون درک و اعتراف کرده بودند. بنابراین تنها راهی که می ماند عوض کردن زمین بازی و متهم کردن احمدی نژاد به دروغگوئی، دیکتاتوری و عوامفریبی بود تا اصل و اساس کارهای او را زیر سوال ببرند و همه اقدامات و سخنان او را به دروغگوئی و قدرت طلبی شخصی او برای فریب دادن مردم مربوط کنند.چون هر چند هفته یک بار به محل کار سابق ام سر می زدم، باز خاطره همان بحث های داغ سیاسی را با شوخی و خنده و کُری خوانی های دو طرفه درباره نتیجه انتخابات زنده می کردیم تا اینکه در یکی از ملاقات های نزدیک به ایام انتخابات متوجه شدم که خود آن دوست نوشته ی من را از کنار پنجره پاک کرده و دلیل این کار را هم اینطور عنوان می کرد که اصلا احمدی نژاد رئیس جمهور بعدی خواهد بود چون که اینها آنقدر «فـُلان» و «بهمان» هستند که بالاخره تقلب خواهند کرد و دولت را دوباره به دست خواهند گرفت! البته جواب من به این عقب نشینی و جرزنی آشکار چیزی جز خنده های تمسخر آمیز و کنایه هایی درباره توسل شکست خوردگان به شایعه سازی درباره تقلب در سالهای گذشته و در انتخابات های پیشین (مخصوصا در انتخابات نهم) نبود.

انتقاد مکرر من به دوستان احمدی نژادی که از عملکرد سیاسی دولت حمایت می کنند این بوده است که احمدی نژاد حق نداشت در طول چهارسال اجازه جولان و آزادی در توهین و لجن پراکنی به مقام ریاست جمهوری را بدهد. او مکرر مورد توهین و تمسخر قرار گرفت و شخصیت و حیثیت سیاسی اش تضعیف و ملکوک شد اما همواره یک واکنش ثابت نشان می داد؛ لبخند زدن و تکان دادن سر به همراه تکرار این جمله که هر چه اهانت درباره شخص من بوده همه را بخشیده ام! در صورتی که هیچ مقام سیاسی اختیار چنین بذل و بخششی را ندارد، وقتی یک مومن و مسلمان عادی حق ندارد شخصیت خودش را در معرض توهین، تهمت و غیبت قرار بدهد رئیس جمهوری که هستی سیاسی اش را مدیون خواست و اراده مردم است هرگز نمی تواند برای خودشیرینی و نمایش مصنوعی سعه صدر چنین حراج بزرگی به نفع مخالفین دولت و حکومت انجام بدهد.

این اشتباه بی تاوان نمی ماند و تاوان آن هم شدت گرفتن تخریب ها در آستانه انتخابات و در جریان تبلیغات انتخاباتی بود. احمدی نژاد در طول چهارسال اینقدر آسیب پذیر و بی تفاوت نشان داده بود که میرحسین موسوی اساسا برنامه تبلیغاتی اش را روی نفی دولت نهم با سیاه نمائی و شعار برهم زدن وضعیت موجود قرار داد و کروبی هم با تقلید کودکانه از شعار تغییر اوباما همان راه و همان هدف را نشانه گرفت. پرده دری علنی بالاخره بعد از چهارسال اتفاق افتاد و احمدی نژاد، که ژست ایزوله اش به نوعی زمینه ساز پرده دری ها بود، در مناظره ها تیر «تخریب متقابل» را در چله کمان گذاشت و چنان شلیک کرد که می توان گفت پس از مناظره با میرحسین پیروزی او تقریبا قطعی شد و دست و پا زدنهای بعدی نتوانست افزایش آرای یکباره او را تحت تأثیر قرار بدهد.

اما همین شلیک متقابل تنش آفرینی و گزک دادن به دست مخالفین برای موج سواری را به همراه داشت و به اتحاد همه دشمنان و ناراضیان از احمدی نژاد هم کمک کرد. حمله یکباره او به بعضی شخصیت های نظام حتی بزرگان حوزه علمیه را که تحت نفوذ سیاسی هاشمی هستند تحریک کرد و میرحسین موسوی بدون ارائه هیچ ربط منطقی یکی از دلایل تقلب در انتخابات را همین افشاگری احمدی نژاد علیه بزرگان نظام عنوان کرد. رهبر انقلاب هم در سخنرانی نماز جمعه، انتقادات خود نسبت عملکرد احمدی نژاد در مناظره ها را علنی کرد و البته با اشاره با سخنرانی مشهد یادآوری کرد که عده ای از سه ماه پیش شائبه تخلف در انتخابات و ناسالم بودن دمکراسی در ایران را دامن می زده اند و تنها برنامه تبلیغاتی شان سیاه نمائی و تخریب عملکرد دولت بوده است.

نتیجه اینکه هیچ اقدام پیشگیرانه ای برای جلوگیری از این نوع رویکرد تخریبی و غیرقانونی انجام نشد و حالا سبزها از این وضعیت آشوب و ناامنی(که در لوای حمایت از میرحسین به سمت ضدیت با نظام و قانون اساسی و دشمنی با مذهب کشیده شده) نهایت سوء استفاده را می کنند؛ آنها با استفاده از تاکتیک مظلوم نمایی و بلند کردن پیراهن عثمان علیه مخالفین خودشان از همان ادبیات کثیف و خط کشی شده مرسوم در دوران اصلاحات استفاده می کنند و ضمن سلب امنیت و تنش آفرینی به توهم سازی و لجن پراکنی مشغول هستند. این آسیب ها از یک سو نتیجه رویکرد حذفی مدعیان دمکراسی و قانونگرایی و عدم تحمل مخالف در میان آنهاست و از طرف دیگر سوء مدیریت، خرسندی و خودشیفتگی بیش از اندازه دولتی ها و در نهایت بی کفایتی و ناکارآمدی دستگاه قضا در صیانت از حقوق معنوی و سیاسی افراد زمینه ساز چنین بحران سیاسی ـ اجتماعی ای شده است. «آشوب سبز» حیثیت و اقتدار جمهوری اسلامی را در تأمین امنیت شهرها و خیابانها و اماکن عمومی و حتی مساجد ملکوک کرده است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: