یکشنبه ۲۸ خرداد ۹۱ | ۱۷:۵۰
کم‌کاری رسانه ملی

ظرفيت بيداری اسلامی و جنبش وال‌استريت بيشتر است يا يورو ۲۰۱۲؟!

محمد رضا شهبازی

خیلی از مردم ایران هنوز که هنوز است کشورهای درگیر در موضوع بیداری اسلامی را نمی‌شناسند و اطلاع دقیقی از ریشه‌های شکل گیری این جنبش‌ها ندارند. مطالب مهمی در روزنامه‌های جهان –خاصه جهان عرب- درباره این رویداد بزرگ منتشر می‌شود که راهی به سبد اطلاعات مردم پیدا نمی‌کند. هنوز مردم به درستی نمی‌دانند ریشه اعتراضات مردم آمریکا چیست و اصلا بحران مالی جهانی چگونه شکل گرفته است.


محمدرضا شهبازی- جام ملتهای اروپا آغاز شده است و نه تنها رسانه‌های ورزشی که غالب رسانه‌ها سعی کرده‌اند تا هرجور شده سرکی به این رویداد ورزشی بکشند و بخشی از ظرفیت رسانه‌ای خود را به آن اختصاص دهند. طبیعی است که رسانه ملی هم از این غافله عقب نماند و حتی شاید بتوان آن را کاروان سالار این جمع نامید!

جدای از شبکه سوم سیما که هر شب ویژه برنامه‌ای چهار پنج ساعته را به روی آنتن می‌برد، سایر شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی هم به اندازه وسع و ارتباط خود با فوتبال، به بازی‌های جام ملتهای اروپا می‌پردازند.

شاید همین چند خط مطلع خوبی باشد برای اینکه متنی انتقادی درباره عملکرد صدا و سیما در ضریب دادن رسانه‌ای به رویدادهای مختلف نوشته شود. نوشته‌ای که در آن به اولویت‎های رسانه ملی انتقاد و از صحبت‌های شورانگیز میهمانان این برنامه‌های ورزشی که فوتبال را مهم‌ترین دغدغه آدمی جا می‌زند گلایه شود. احتمالا در این نوشته داستان همیشگی الگو سازی‌های مخرب فوتبالی هم جای خاص خودش را خواهد داشت.

اما بد نیست برای یک بار هم که شده از این روند همیشگی فاصله بگیریم و با چشم بستن بر ضعف‎های کوچک و بزرگ رسانه ملی در پرداختن به یورو ۲۰۱۲، نکته‌ای دیگر را مد نظر قرار دهیم.

معرفی کشورهای حاضر در جام ملت‌های اروپا، تحلیل فنی بازی‌ها که غالبآً با چاشنی صحبتهای پرشور و جذاب مهمانی دیگر همراه می‌شود، مرور روزانه روزنامه‌های مهم ورزشی جهان، گفتگو با اهالی فوتبال ایران و تهیه گزارش از نظرات آن‌ها درباره جام ملتهای اروپا و… تنها چند نمونه از بخشهای مختلف جام چهاردهم، اصلیترین برنامه صدا و سیما درباره جام ملتهای اروپا است. بخش‎هایی که کنار هم قرار گرفتن آن‌ها موجب شده تا ریتم خوب و جذابی ایجاد شده و مخاطب را پای برنامه بنشاند.

حال بیایید برنامه‌های یک سال و نیم گذشته صدا و سیما درباره مهم‌ترین حادثه جهان در این مدت را مرور کنیم. آیا از‌‌ همان زمان که جوان تونسی خود را به آتش کشید و به خرمن کشورهای منطقه جرقه‌ای انداخت تا همین الان که انتخابات مصر به نقطه عطف بیداری اسلامی تبدیل شده است، چنین برنامه‌ای را در صدا و سیما دیدیم؟ وقتی فریاد «الشعب یرید…» ترجمه شد و در خیابان‌های آمریکا فریاد زده شد چطور؟

گزارش‌های خشک ارسالی توسط خبرنگاران، گفتگوهای بدون جذابیت مجری‌ها و کار‌شناسان و بخش‎های تقریبا مشابه خبری، تقریبا همه چیزی بود که رسانه ملی درباره بیداری اسلامی تهیه کرده و به مخاطبان عرضه می‌کرد.

حالا یکبار دیگر بخش‎های مختلف برنامه جام چهاردهم را مرور کنید؛ کدام یک از آن بخش‎‌ها نمی‌توانست جزئی از یک برنامه جذاب و پرمخاطب هفتگی -روزانه پیشکش! – درباره بیداری اسلامی و جنبش وال استریت باشد؟ حال آنکه این موضوع ظرفیت‌هایی دارد که قطعا در فوتبال وجود نخواهد داشت.

خیلی از مردم ایران هنوز که هنوز است کشورهای درگیر در موضوع بیداری اسلامی را نمی‌شناسند و اطلاع دقیقی از ریشه‌های شکل گیری این جنبش‌ها ندارند. مطالب مهمی در روزنامه‌های جهان –خاصه جهان عرب- درباره این رویداد بزرگ منتشر می‌شود که راهی به سبد اطلاعات مردم پیدا نمی‌کند. هنوز مردم به درستی نمی‌دانند ریشه اعتراضات مردم آمریکا چیست و اصلا بحران مالی جهانی چگونه شکل گرفته است. ضمناً کاریکاتورهای جذابی کشیده می‌شود که اختصاص بخش مجزایی به باز پخش آن‌ها می‌تواند هر بیننده‌ای را وسوسه کند تا پای این برنامه بنشیند.

گذشته از این‎‌ها بیداری اسلامی می‌توانست بهانه‌ای باشد تا مخاطب ایرانی با سابقه جنبش‎های اسلامی آشنا شود و حداقل برای یک بار نام خیلی از سردمداران و رهبران مبارز این جنبش‌ها را بشنود و خیلی اتفاقات مهم دیگر که می‌توانست بیفتد و خلی ظرفیتهای موجود در بیداری اسلامی که می‌توانست رسانه‌ای شود، اما نشد.

بیداری سلامی و جنبش فتح وال استریت قطعا بیشتر از یورو ۲۰۱۲ ظرفیت فعالیت رسانه‌ای دارد اما افسوس که جز تولیدات تکراری و قالب‌های غیر جذاب، سهمی به این مهم‌ترین اتفاق جهان تعلق نمی‌گیرد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: