یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
چهارشنبه ۱۴ تیر ۹۱ | ۱۹:۳۷

شعر: ابری که آبروی همه ابرها از اوست

شاعر: محمدرضا ترکی

تاریخ را به خون دل شیعه رنگ زد | دیروز از آن برآمد و فردا از آن چکید || تاریخ چون قلم به سر صفحه می نهاد | هر سطر، خون به جای الفبا از آن چکید || ابری که آبروی همه ابرها از اوست | هرچند درد و داغ و دریغا از آن چکید


محمدرضا ترکی

ابری به جنبش آمد و دریا از آن چکید
ابری که تشنه کامی صحرا از آن چکید

بنهاد سر به شانۀ کوه و گریست زار
اشکی به رنگ خون دل ما از آن چکید

بر کوفه چون گذشت به یکباره موج خون
از فرق زخم خوردۀ مولا از آن چکید

بر کربلا گذشت و درآمیخت با فرات
خونگریه های حضرت زهرا از آن چکید

گویی که آفتاب برآمد به ُجلجتا
بر اوج دار، خون مسیحا از آن چکید

آمد به طوس و بغض غریبانه اش شکست
اندوه یک غریبۀ تنها از آن چکید

وآنگاه روشنایی خورشید انتظار
در آسمان سربی دنیا از آن چکید

تاریخ را به خون دل شیعه رنگ زد
دیروز از آن برآمد و فردا از آن چکید

تاریخ چون قلم به سر صفحه می نهاد
هر سطر، خون به جای الفبا از آن چکید

ابری که آبروی همه ابرها از اوست
هرچند درد و داغ و دریغا از آن چکید

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: