یکشنبه 08 جولای 12 | 10:13

تحریم غلط غرب و ترکش‌هایی که به سنگ خورد

محمد ایمانی

غرب مطلقا انتظار نداشت اما پس از ۹ ماه به چشم دید که ایران جا نخورد و جا نزد. اما قصه در همین جا ختم نمی‌شود که به قول معروف آخر شاهنامه خوش است.


محمد ایمانی – «اذیّت/ مزیّت» تحریم‌های جدید غرب برای ایران، عنوانی است که بر مبنای آن می‌توان پژوهش مستند و مفصلی را سامان داد. این تحریم‌ها حتما همراه آزار و ایذاء علیه ایران بود اما آیا صرف این آزاررسانی که نوعی واشدن مشت غرب در پس فیگورهای انسان دوستانه و مسالمت جویانه است، آنان را به مقصود می‌رساند یا معکوس عمل کرده و خسارت‌های راهبردی را متوجه آمریکا و دوستانش می‌کند؟ مزیت این تحریم‌ها برای ایران چیست؟ یادداشت حاضر صرفا دیباچه و درآمدی بر مقوله «اذیت/ مزیت تحریم‌ها» است.

۱-دور جدید تحریم‌ها برخلاف فضاسازی رسانه‌ها و سیاستمداران غرب نه از اوایل تیرماه (ژوئیه ۲۰۱۲) بلکه از حدود ۹ ماه پیش (اکتبر و نوامبر ۲۰۱۱) آغاز شده و درواقع این هجمه اقتصادی- روانی هر اثری که می‌توانست داشته باشد، تا به امروز تخلیه شده است. اتفاق جالب در این میان شعبده بازی رسانه‌ها و سیاستمداران غرب- و ستون پنجم آنها- در حذف این ۹ ماه از تاریخ آغاز اعمال تحریم‌های مالی و بانکی و بیمه‌ای و نفتی است. آمریکا و انگلیس و شبکه صهیونیسم بین الملل حداقل از یک سال پیش، از دو تعبیر تحریم‌های «فلج کننده» و «هوشمند» سخن گفتند و آن را به اجرا گذاشتند. مدعی بودند این تحریم‌ها قرار است به اعتبار هوشمندی، مردم را استثنا کند و حاکمیت را فلج کند. این ادعا از اساس دروغ بود. طراحی این بود که فشار تحریم اقتصادی در دو سطح «حاکمیت و نخبگان سیاسی» و «افکار عمومی» عمل کند و آن‌ها را چنان به ستوه آورد که دست تسلیم بالا ببرند. قرار بود انفجاری در ایران رخ دهد آن هم نه در تیر ماه ۹۱، بلکه زمان انفجار حوالی ۲۲ بهمن و ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ و یا نهایتا ۲۵ خرداد ۹۱ بود. اما این اتفاق رخ نداد و روزنامه صهیونیستی هاآرتص در گزارشی مفصل که به برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و سینمایی و کتاب اشاره داشت، اواخر اردیبهشت نوشت: «تهران در هفته‌هایی که گذشت، کاملا آرام بود و شهر شادابی همیشگی خود را داشت. آرامش فعلی در ایران دهن کجی به تحریم هاست. با شرایط فعلی سؤال اینجاست که چگونه می‌توان گفت تحریم‌ها اثر خود را گذاشته است؟». این گزارش مفصل نشان می‌داد یکی از اهداف اصلی تحریم‌ها، به هم ریختن آرامش و ثبات موجود در ایران بوده است.

تحریم‌ها و هیاهو و جنگ روانی چند برابر آن به واسطه خیانت همراهی برخی رسانه‌های داخلی، از آبان و آذر ۹۰ شروع شد. این جنگ روانی- رسانه‌ای در دی ماه شدت گرفت تا فشار ۳ ماهه بر مردم، اثر مهم خود را در ایستگاه ۲۲ بهمن که دماسنج نشاط و سرزندگی ملت ایران در اوج سرمای زمستانی است، نشان دهد. اما چند روز پیش از ۲۲بهمن وقتی مقتدای انقلاب به خطبه نمازجمعه ایستاد و موج خروشان جمعیت را در سرمای ۳ درجه زیرصفر به خیابان‌های مرکزی پایتخت کشاند، رصد گران اطلاعاتی غرب اولین شوک را دریافت کردند. دومینوی چیده شده از سوی اتاق فرماندهی عملیات دشمن، در‌‌ همان گام اول به هم ریخت. براساس چیدمان طراحان سیاسی اطلاعاتی غرب قرار بود تحریم‌ها، مردم را در روز ۲۲ بهمن در خانه‌ها فریز کند، ۳ روز بعد بر مبنای همین انجماد، جبهه اپوزیسیون با فضاسازی رسانه‌های بیگانه نمایش خیابانی در روز ۲۵ بهمن ترتیب دهد- که فراخوان آن نیز صادر شد- و اگر یخ این پروژه گرفت، انتخابات ۲۰ روز بعد مجلس نهم (۱۲ اسفند) با آمیزه‌ای از انجماد و اغتشاش قفل شود و… همین طور، کار به بازسازی توأم با فرآوری فتنه سال ۸۸ بینجامد. اما دشمن دومین تودهنی را در ۲۵ بهمن و سومین و مهم‌ترین آن را در روز ۱۲ اسفند از مشارکت رکوردشکنانه و ۶۵ درصدی مردم خورد. با این وجود جبهه دشمن پس از ۳ ماه مجددا بخت خود را در فراخوان تجمع ۲۵ خرداد ۹۱ (سالگرد اولین تجمعات ملتهب پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸) آزمود که تست کامل برای اطمینان از مرگ جریان فتنه و بی‌کفایتی مطلق سازمان آن بود.

۲-می گویند آنچه تو را نکشد، قوی‌تر و قدرتمند می‌سازد. میکروبی که نکشد، بدن را واکسینه می‌کند. واکسن فلج و واکسن‌های مشابه غالبا به اعتبار تزریق میکروب به بدن، برای مدتی با درد و تب و التهاب همراه است. اما هیچ پدر و مادر دلسوزی که سلامت و قدرتمندی فرزند را در آینده می‌خواهد، حاضر نمی‌شود به خاطر درد و تب و التهاب موقت واکسیناسیون، از ایمن سازی و مزیت‌های فراوان آن در آینده چشم پوشی کند. البته تبدیل آزار‌ها و تهدیدهای تحریم به فرصت رشد و پیشرفت، مستلزم تدبیر و برنامه ریزی و ترصد همه دستگاه‌های مسئول حاکمیتی است و بی‌تردید مسئولان امر وظایف سنگینی در این باره به دوش دارند اما در عین حال، حقیقت این است که جنگ اقتصادی دشمن- با تمام توان و به عنوان آخرین تیر ترکش- اسباب بیمه ثبات و پیشرفت بیشتر کشور خواهد شد. این واقعیت را روزنامه انگلیسی گاردین دوشنبه گذشته متذکر شد آنجا که نوشت «غرب امیدوار است مقامات ایران نهایتا در مقابل تحریم‌ها کوتاه بیایند اما مشکل این استراژی این است که غرب از ارزیابی ایران سر در نمی‌آورد. واکنش ایران در برابر فشار غرب جسورانه‌تر بود. ایران به رغم فشار‌ها تسلیم نشده است. این مسئله باید سیاستگذاران غرب را به فکر وادارد که از خود بپرسند این کشور به چه نحو، بهای تحریم‌ها را ارزیابی می‌کند و غرب را به چالش می‌کشد؟ تحریم‌ها برای ایران یک سرمایه گذاری با هزینه‌ای کوتاه مدت است که سود بالایی را در بلندمدت به دنبال خواهد داشت. ایران با نگاه به آینده، ریسک تحریم‌ها را پذیرفته است. ایران واقعا تحریم‌ها را به عنوان یک مزیت به حساب می‌آورد. آن‌ها معتقدند صبورانه باید منتظر یک سری تغییرات پیوسته بود که نهایتا پشتیبان ایران است. ایران شاهد بحران اقتصادی فزاینده‌ای است که غرب را فلج می‌کند. آن‌ها همچنین شاهد انقلاب‌های منطقه‌ای هستند و با مقاومت، مشروعیت منطقه‌ای به دست می‌آورند».

۳- ارزیابی روزنامه گاردین‌‌ همان بیان بلند رهبر فرزانه انقلاب است که فرمودند «پیروزی بدون مجاهدت و خطرپذیری به دست نمی‌آید». غرب خیال می‌کرد وقتی ریسک تحریم‌ها را به جان بخرد- که زیان‌های هنگفتی را نیز متوجه برخی کشورهای اروپایی کرد- ایران کم می‌آورد و جا می‌زند. اما واکنش غیرمترقبه ایران نشان داد که جمهوری اسلامی خطرپذیر‌تر است. درواقع اگر بخواهیم ماجرای اخیر را روایت کنیم، واقعیت این است که ایران با ۹ ماه مقاومت، شوک بزرگ را از سر گذرانده و حالا اتفاقا نوبت غرب است که شوک غیرمترقبه را تجربه کند. غرب ضربه اول را زد اما ایران این ضربه را نپذیرفت. طبق قوانین طبیعی، نیروی وارده اگر با مقاومت جسم مورد اصابت روبرو شود، به زننده ضربه بازمی گردد و اگر او انتظار این رفلکس را نداشته باشد، با شوک و به هم ریختگی بیشتری مواجه می‌شود. درست مانند مشتی که با شدت تمام و از سرنادانی و برآورد غلط به تیرآهن کوفته شود.

غرب مطلقا انتظار نداشت اما پس از ۹ ماه به چشم دید که ایران جا نخورد و جا نزد. اما قصه در همین جا ختم نمی‌شود که به قول معروف آخر شاهنامه خوش است. اگر به دنبال تعبیر و تحلیل ماجرا هستید، گزارش ۹ روز پیش روزنامه آلمانی تاگس اشپیگل سایتونگ به قلم دو تحلیلگر ارشد آمریکایی کاملا گویاست. «آمریکا مایل به افزایش تحریم هاست. و هدف تحریم چیست؟ به نوشته واشنگتن پست قرار است با این تحریم‌ها اپوزیسیون جمهوری اسلامی تقویت شود. اما ایالات متحده با این راهبرد جدید ناکام خواهد ماند. این فشار، موضع آمریکا را در خاورمیانه تقویت نمی‌کند بلکه برعکس تضعیف هم خواهد کرد. حرف ایران روشن است؛ شفافیت بیشتر این کشور در قبال پذیرش حق غنی سازی اورانیوم. رد این پیشنهاد و ناکامی مذاکرات، زیرآب قدرت آمریکا را در منطقه و جهان خواهد زد». تیر تحریم برای ایران بیش از یک واکسیناسیون نبوده و حالا به سمت غرب کمانه می‌کند. هفته‌ها و ماه‌های آینده- به ویژه از آغاز پاییز- نوبت مشاهده آثار کمانه کردن تیر تحریم در فضای سیاسی، اقتصادی و عمومی غرب است، جایی که بحران فاجعه بار اقتصادی ۵ دولت اروپایی متحد آمریکا را ساقط کرده و البته می‌تواند این بار در بدهکار‌ترین دولت دنیا (آمریکا با ۱۶ هزار میلیارد دلار بدهی) کارگر شود؛ جایی که به تصریح صدای آمریکا «شاخص‌های اقتصادی برای اوباما مأیوس کننده است».

۴- تحریم‌ها در سطح سیاستمداران نیز کاملا معکوس عمل کرد. نه تنها در سطح حاکمیت، اسباب انسجام و همدلی بیشتر شد بلکه حتی نگاه سیاسی تمایزطلب و شبه روشنفکر را نیز با خود و در برابر افکار عمومی دست به گریبان کرد. غرب با آخرین نمونه دشمنی خود و درحالی که در مقابل منطق سازنده و مستدل ایران هیچ حرفی برای گفتن نداشت، خود را در منظر افکار عمومی جهان و ایران برهنه کرد. امروز هیچ نگاه منصفی در ایران و جهان نمی‌تواند بر سیمای خباثت آلود غرب که آسایش و آرامش ملت‌ها را هدف می‌گیرد، تصاویری نظیر «دوستی، مسالمت، تحمل، آزاداندیشی و پذیرش حق حاکمیت دیگران» را نقاشی کند. غرب در درون خود هرچه هست که انباشته از ظلم به شهروندان است، برای ملت‌های دیگر قیافه‌ای جز عداوت و رذالت و خیانت و بی‌وفایی را نشان نداده است. یک سده نگاه خوش باورانه جریان روشنفکری متجدد به غرب، با همین تحریم‌های معطوف به انحصارطلبی و کشیدن ترمز پیشرفت ملت ایران، به چالش گرفته شده است. غرب در برابر نگاه این جریان متحیر، مدام خم دعاوی خویش را می‌گیرد و تمام آنچه در ذهن شبه روشنفکران ساخته شده را بر زمین می‌زند. غرب اصرار دارد بگوید آنی نیست که این جماعت در انظار مردم خود رنگ می‌کنند و می‌نمایانند.

خوش گمانی به غرب و تلقی اینکه به واسطه مذاکره و مسالمت با آنان می‌توان بازی برد- برد داشت و پیشرفت کرد، بار‌ها در میان برخی سیاستمداران ما رسوخ کرد و دولت‌هایی را به انفعال و رخوت کشاند. اما منطق غرب‌‌ همان است که رابرت گیتس در سازمان سیا گفته بود «ایرانی معتدل وجود ندارد. ایرانی خوب و معتدل، ایرانی مرده است»! حساب خیانت‌ها در القای این خوش گمانی جداست اما مزیت کمی نیست که به واسطه بدعهدی و خباثت جدید دشمنان، از رئیس دولت سازندگی بشنویم «فشارهای همه جانبه استکبار، اجازه مذاکره برابر براساس بازی برد-برد را نمی‌دهد. غرب باید بداند راه موفقیت مذاکرات، تصریح آن‌ها بر حقوق حقه مردم ایران و عدم استفاده از ابزار نخ نمای تهدید و تحریم و فشار است» حال آنکه وی چند ماه قبل‌تر در مصاحبه‌ای گفته بود «قطع رابطه و مذاکره با آمریکا قابل تداوم نیست». یا مهم است که فردی با مختصات رئیس دولت اصلاحات با همه بدفهمی و سوءرفتار‌ها به این واقعیت معترف شود که «غربی‌ها نشان داده‌اند نمی‌خواهند چیزی به ایران بدهند در عین حال که می‌خواهند خیلی چیز‌ها را یکطرفه از ما بگیرند. این شدنی نیست. غربی‌ها نشان داده‌اند حاضر نیستند آن حقوق به رسمیت شناخته شده را در عمل هم به رسمیت بشناسند». این اظهارات کسی است که به اعتبار عملکرد وی و گروه‌های حامی‌اش در دولت و مجلس موسوم به اصلاحات، رئیس جمهور وقت آمریکا بار‌ها به وجد آمد و گفت «ما از اصلاح طلبان در ایران پشتیبانی می‌کنیم… ما در دوره اصلاح طلبان توانسته بودیم تمام فعالیت‌های هسته‌ای ایران را تعلیق کنیم».

غرب با برآورد غلط، خسارت بزرگی را برای خود تدارک کرده است. رفتار ایذایی آمریکا و متحدانش، رفتار پرتلاطم و بیش فعالی کسی است که در باتلاق دست و پا می‌زند. اگر «متن» و زمینه این دست و پا زدن را نبینید، ظاهرا حجمی از فعالیت‌های پرشتاب به چشم می‌آید اما بیش فعالی برای کسی که در باتلاق افتاده، اصلا خوب نیست و زمان غرق شدن او را شتاب می‌بخشد. وقتی ایران از چالش خطیر اخیر سربلند و غیرقابل انتظار بیرون بیاید- که آمده- آن وقت اسطوره قدرت غرب در انظار افکار عمومی کنجکاو جهان بیشتر شکسته خواهد شد. غرب، زیرآب قدرت خود را زده است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.