پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
پنج شنبه ۲۲ تیر ۹۱ | ۱۷:۵۷

چگونه نرودا جهانی شد؟

امروز ۱۲ جولای (۲۲ تیر) پابلو نرودا ۱۰۸ ساله شد. او از‌‌ همان روزهای نوجوانی که شعر را کشف کرد تا واپسین روزهای زندگی‌اش شعر گفت و در قالب اشعارش از تاریخ، سیاست، فرهنگ و عشق به سرزمینش سخن گفت.


 پس از گابریلا میسترال، شاعر شیلیایی که نخستین چهره لاتین جهان است که سال ۱۹۴۵ موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی شد، اسم نرودا به‌عنوان دومین برنده آمریکای لاتین در تاریخ ثبت شده است. نرودا بدون شک یکی از چهره‌های برجسته آمریکای لاتین است. این مرد که در ظاهر مرد سیاست بود و مراسم تشییع جنازه‌اش به بزرگ‌ترین تظاهرات مردمی علیه کودتاگران و دار و دسته پینوشه بدل شد، برای همیشه به عنوان یک شاعر در ذهن جهان باقی ماند. ریکاردو نفتالی تنها ۱۵ سال داشت که دریافت تا پایان عمرش یک شاعر خواهد بود و به همین دلیل به یاد «یان نرودا» شاعر اهل چک، اسم نرودا را برای خودش انتخاب کرد و با این کار نام نرودا را برای همیشه جهانی ساخت.

امروز ۱۲ جولای (۲۲ تیر) پابلو نرودا ۱۰۸ ساله شد. او از‌‌ همان روزهای نوجوانی که شعر را کشف کرد تا واپسین روزهای زندگی‌اش شعر گفت و در قالب اشعارش از تاریخ، سیاست، فرهنگ و عشق به سرزمینش سخن گفت.

نخستین شعر نرودای جوان وقتی فقط ۱۷ سال داشت در یک روزنامه منتشر شد و در سال ۱۹۲۳ نخستین کتاب شعرش با نام «شفق» منتشر شد. نرودا هنوز ۲۰ سال نداشت و در حال تحصیل در دانشسرای عالی سانتیاگو بود که انتشار دومین مجموعه شعرش با عنوان «بیست شعر عاشقانه و یک غمنامه» او را به مردم شناساند.

توصیه یکی از آشنایان پرنفوذ، او را به عنوان کنسول راهی رانگون در برمه کرد و از همین جا سیاست نیز به جزیی از وجود او پیوند خورد. او سال‌ها وابسته سفارت شیلی در سنگاپور، بوئنوس‌آیرس، بارسلونا، مادرید، پاریس، مکزیکو و… بود.

در طول این دو دهه که او به عنوان کنسول شیلی در کشورهای مختلف جهان و آمریکای جنوبی حضور داشت، به اهمیت شعر و نقش آن در مبارزه سیاسی مردم آمریکای لاتین آگاهی یافت و به شکل‌های مختلف و با استفاده از زبان شاعرانه به مردم یادآوری می‌کرد که این دوران تاریک ماندنی نیست. مجموعه‌ «اقامت روی زمین» حاصل همین دوره است.

نرودا در مهلکه جنگ داخلی اسپانیا در این کشور حضور داشت و از نزدیک شاهد مبارزات مردم در برابر فاشیست‌ها بود. با این حال او فقط یک تماشاچی نماند و از آنجا که به عنوان کنسول شیلی در اسپانیا حضور داشت، از همه اهرم‌هایی که داشت، استفاده کرد تا مبارزانی را که جانشان در خطر بود با مهاجرت، از دست سیاهپوشان فرانکو نجات دهد.

در این دوره لورکا، آلبرتی، می‌گوئل هرناندز، لوئیس سرنودا، لئون فیلیپ و… از دوستان نزدیک او بودند و مجموعه «اسپانیا در قلب من» به یاد اعدام لورکا، زندانی شدن هرناندز و مرگ او در زندان و سوزاندن خانه رافائل آلبرتی در سال ۱۹۳۶ منتشر شد. یکی از مشهور‌ترین اشعار او با عنوان «چند چیز را توضیح می‌دهم» که در همین مجموعه است، از همه خشمی که او از فرانکو داشت، ریشه گرفته و در قالب کلمات جاری شده و بعد آنچنان قدرت یافت که ورد زبان مردم در جنگ‌های داخلی شد.

لورکا در سال ۱۹۴۵ وارد مجلس سنای شیلی شد و در همین سال جایزه ملی ادبیات شیلی را برای اشعار زیبایش گرفت اما سه سال بعد او به خاطر یک سخنرانی آتشین و محکوم کننده با عنوان «من متهم می‌کنم» از مقام سناتوری برکنار و دستور بازداشتش صادر شد. او سه سال در تبعید گذراند و با لغو این حکم بود که دوباره به کشورش بازگشت.

«شعر حماسی شیلی» یا «شعر مردم» مجموعه شعری که در ۱۵ بخش سروده شده و در سال ۱۹۵۰ منتشر شد، شامل مهم‌ترین شعرهای سیاسی نروداست. در این مجموعه او تجربه خود را از بودن در کنار کارگران معادن شیلی تا مبارزات انتخاباتی استان‌های مختلف بیان کرده است. همین کارگران بودند که او وقتی به دلیل فعالیت سیاسی تحت تعقیب بود، به او کمک کردند تا از خانه‌ای به خانه دیگر برود و بتواند از چشم دشمن مخفی شود. وی در مجموعه‌ «۱۲ ترانه» هم به رنج‌های انسانی می‌پردازد.

دهه ۱۹۶۰ دهه مبارزه با آمریکا بود و او در کنار دیگر روشنفکران دنیا به انتقاد از جنگ ویتنام پرداخت و شعرهای زیادی در این باره سرود.

نرودا درسال ۱۹۶۹ از سوی حزب کمونیست شیلی برای ریاست جمهوری نامزد شد، اما به نفع دکتر سالوادور آلنده از این نامزدی استعفا کرد و تمام تلاشش را در حمایت از آلنده به کار بست. پس از پیروزی آلنده، او ابتدا وزیر علوم و بعد از آن سفیر شیلی در پاریس شد. حضور او در پاریس، آن هم در زمانی که همه دنیا به خاطر آلنده چشم به شیلی دوخته بود و شعرهای نرودا دهان به دهان می‌گشت، اروپایی‌ها را چنان به وجد آورد که در سال۱۹۷۱ جایزه ادبیات نوبل را به او تقدیم کردند.

او در کتاب خاطراتش با عنوان «یاد‌ها و یادبود‌ها» که یک هفته پیش از مرگ، نوشتن آن را به پایان برد، از همین تجربیات استثنایی و بودن در کنار مردم و رهبران دنیا سخن گفته است. در این کتاب گروهی از چهره‌های تاثیرگذار قرن ۲۰ که شیفته اشعار او و نیز توانایی‌اش در مبارزه سیاسی بودند، حضور دارند از نهرو، مائو، چوئن لای و فیدل کاسترو گرفته تا همه چهره‌های بزرگ ادبی که در دهه ۳۰ تا ۷۰ جهان را تحت‌تاثیر قرار دادند.

با کودتای شیلی که علیه رییس‌جمهور مردمی این کشور و دوست نرودا، سالوادور آلنده رخ داد و به کشته شدن گروه وسیعی از مبارزان این کشور منجر شد، همه درد‌ها در جسم و روح پابلو نرودا پدیدار شد و سرطانی که در وجودش داشت او را در بیمارستان بستری کرد. با نابودی انقلاب مردمی شیلی و در نهمین روز پیروزی کودتاگران، چشم‌های نرودای ۶۹ ساله هم برای همیشه بسته شد.

با این حال خیلی‌ها، از خود شیلیایی‌ها گرفته تا طرفداران بی‌شمار او در هندوستان، می‌گویند نرودا هنوز زنده است. شیفتگان شعر او آنقدر زیادند و به عشقشان آنقدر پایبند که او را در هر قدمی که برمی‌دارند با خودشان حس می‌کنند و مرگش را باور ندارند.

«یاد‌ها و یادبود‌ها»، «هوا را از من بگیر خنده‌ات را نه»، «صد شعر عاشقانه»، «پایان جهان» و «چکامه‌ها» از جمله کتاب‌های نروداست که به زبان فارسی ترجمه شده است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: