دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹
شنبه ۲۴ تیر ۹۱ | ۲۳:۰۰

شعر: تاریخ را یک مردِ تنها می‌نویسد

شاعر: محمدسعید میرزایی

تاریخ تنهایی خود را می نویسم| تاریخ را یک مردِ تنها می نویسد | دنیا اگر چه خواب هایم را ندیده است | تاریخ دارد قصه ام را می نویسد || من جنگ هایی دیده ام با کشتگانی | بی یادبود و بی کتیبه، قتل هایی | بی اعتراف…و باز هم می پرسم آیا | تاریخ حرفی می زند یا می نویسد؟


محمدسعید میرزایی

تاریخ تنهایی خود را می نویسم
تاریخ را یک مردِ تنها می نویسد
دنیا اگر چه خواب هایم را ندیده است
تاریخ دارد قصه ام را می نویسد

تاریخ دارد خواب می بیند که من هم
روزی میانِ مردمِ یک شهر بودم
یک روز من هم عاشقی کردم- نکردم؟
تاریخ، آیا هیچ از اینها می نویسد؟

من بر زنانی عشق ورزیدم که ایشان
دیوانه ام خواندند و شعرم را نخواندند
بر مردمانی شعر خود خواندم که انگار
از سنگ بودند آه…آیا می نویسد؟

من جنگ هایی دیده ام با کشتگانی
بی یادبود و بی کتیبه، قتل هایی
بی اعتراف…و باز هم می پرسم آیا
تاریخ حرفی می زند یا می نویسد؟

تاریخ، خود را می نویسد نه مرا، من
تاریخِ تنهایی خود را می نویسم
با این همه، او هم کنارِ کشتگانش
نامِ مرا امروز و فردا می نویسد

  1. من
    ۲۵ تیر ۱۳۹۱

    خیلی خیلی قدیمی بود این شعر …. به روز باشید حضرات

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: