جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
یکشنبه ۲۵ تیر ۹۱ | ۰۷:۰۰

«فرمانده من»؛ کتابی که رهبر انقلاب را منقلب کرد

احسان عابدی

کتابی که معرفی آن را خواهید خواند، کتابی است که رهبر فرزانه انقلاب را منقلب و متاثر کرده است! «من كتاب هايي را كه مي خوانم معمولا پشتش يادداشت يا تقريظي مي نويسم؛ اين كتاب «فرمانده من» را كه خواندم بي اختيار پشتش بخشي از زيارت نامه را نوشتم: السلام عليكم يا اولياء الله و احبائه! واقعا ديدم كه در مقابل اين عظمت ها انسان احساس حقارت مي كند.من وقتي اين شكوه را در اين كتاب ديدم در نفس خود حقيقتا احساس حقارت كردم.»


احسان عابدی– کتابی که معرفی آن را خواهید خواند، کتابی است که رهبر فرزانه انقلاب را منقلب و متاثر کرده است!

متن زیر، سخنان معظم له درمورد این کتاب است:

«من كتاب هايي را كه مي خوانم معمولا پشتش يادداشت يا تقريظي مي نويسم؛ اين كتاب «فرمانده من» را كه خواندم بي اختيار پشتش بخشي از زيارت نامه را نوشتم: السلام عليكم يا اولياء الله و احبائه! واقعا ديدم كه در مقابل اين عظمت ها انسان احساس حقارت مي كند.من وقتي اين شكوه را در اين كتاب ديدم در نفس خود حقيقتا احساس حقارت كردم.» (من و کتاب- ص ۲۸)

ایشان در جایی دیگر درباره این کتاب فرموده اند:

«چقدر این کتاب فرمانده من عالی است و چقدر من را متاثر و منقلب کرد.» (من و کتاب-ص ۳۱)

و اما درباره کتاب؛

موضوع کتاب که قطعاً دفاع مقدس است!

بر اساس آتچه که در ابتدای این کتاب آمده، دفتر ادبیات و هنر مقاومت به تنی چند از زرمندگان دفاع مقدس می سپارد که در مورد «مردانی که نام آنها در کوهها، دشتها، دریاها، و پهنه آسمان آبی این سرزمین پراکنده است.» بنویسند و متن عزیزانی چون رحیم مخدومی، احمد کاوری، داوود امیریان، علی اکبر خاوری نژاد، حسن گلچین، هادی جمشیدیان و عباس پاسیار، {احتمالاً} با تنظیم و ویرایش تبدیل به «فرمانده من» گشته است.

در واقع کتاب، شامل 7 داستان از دلاورمردیهای 7 فرمانده جنگ است، به زبان 7 رزمنده ای که از نزدیک با آنها ارتباط داشته اند.

داستان اول «من روز عاشورا برمی گردم» است به نقل از رحیم مخدومی که در وصف رشادت های یک فرمانده گردان آذری زبان است به نام مدنی.

داستان دوم «شب هور» نام دارد که حدیث صلابت سیدعلیرضا قوام است، معاون گردان نوح، از لشکر 21 امام رضا(ع)، که از زبان احمد کاوری بیان شده است.

«رمز یا زهرا (س)» نام داستان سوم است درباره معاون گردانی به نام حاج حسین، که با شیرینی و گیرایی زیادی از داوود امیریان نقل می شود.

«فستیوال انفجار و گلوله» که از زبان خاوری نژاد است، داستان چهارم این کتاب است و در وصف سروان محمودیان.

پنجمین داستان که به نقل از حسن گلچین است، «مثل گل سرخ» نام دارد. این داستان در باره شهید علی غفاری است.

«عقد آسمانی» هم ششمین داستان زیبای کتاب است که گوشه کوچکی از حضور شهید خادمی در جبهه حق را به تصویر کشیده است. این تصویر را هادی جمشیدیان ارائه می کند.

هفتمین و آخرین داستان کتاب فرمانده من، «مسیح کردستان» است که قطره ای از دریای رشادت ها و مبازرات سردار شهید محمد بروجردی است از زبان عباس پاسیار.

متن و زبان کتاب گیرایی خاصی دارد که به داستان های مبارزه شیرمردان خمینی(ره) رنگ و بوی خوبی بخشیده است. گرچه این داستان ها، خود چنان جذبه ای دارند که به افسانه ها پهلو می زنند…

«فرمانده من» به چاپ چهلم رسیده و تا جایی که من می دانم چاپ چهل و یکم در راه است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: