یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
پنج شنبه ۲۹ تیر ۹۱ | ۰۷:۰۰

رساله لقاء الله

اولاً اين کتاب براي عموم مردم و به زبان فارسي نوشته شده است (مرحوم سيد احمد فهري ترجمه احاديث کتاب را به متن افزوده است)؛ ثانيا بحث کتاب معرفت الله است و ثالثا معرفت النفس اساس اين شناخت است… خود«شناسي» و خدا«شناسي» در رساله لقاء الله به عنوان يک ترکيب وجود ندارد و هم‌چنين ايشان هرگز از خود«سازي» استفاده نکرده اند.


روح‌الله نادری– مشهور است که امام در کتاب «سرالصلواه»اش از ميان آثار «علماي معاصر» توصيه به خواندن کتاب‌هاي آيت الله جواد ملکي تبريزي کرده است. لذا به گمانم بهتر است به جاي معرفي خشک و خالي اين کتاب، آن را با دو کتاب مشابه از علماي زمان خودمان مقايسه کنم. اولاً اين کتاب براي عموم مردم و به زبان فارسي نوشته شده است (مرحوم سيد احمد فهري ترجمه احاديث کتاب را به متن افزوده است)؛ ثانيا بحث کتاب معرفت الله است و ثالثا معرفت النفس اساس اين شناخت است. دو کتاب ديگري که اين سه ويژگي در آن‌ها جمع است (با کمي اغماض) «معرفت نفس» آيت الله حسن زاده آملي و «خودشناسي براي خودسازي» آيت الله مصباح يزدي است. اولين نکته قابل توجه تفاوت اصطلاحات کليدي اين دو کتاب با رساله لقاء الله است: خود«شناسي» و خدا«شناسي» در رساله لقاء الله به عنوان يک ترکيب وجود ندارد و هم‌چنين ايشان هرگز از خود«سازي» استفاده نکرده اند. آيت الله حسن زاده در مقدمه‌اي که با دست‌خط خودشان در ابتداي «معرفت نفس» چاپ شده است مي‌گويد: «…انسان کاري مهم‌تر از خودسازي ندارد، و آن مبتني بر خودشناسي است»، و هم‌چنين در کتاب آيت الله مصباح اين جمله به شکل عنوان کتاب درآمده است: «خودشناسي براي خودسازي». آيت الله ملکي از «سعي و کوشش سالک» سخن به ميان آورده است اما حتي تربيت را نيز کار رب مي‌داند نه کار انسان، چه برسد به «ساختن خود»!

هم‌چنين دو عالم بزرگوار ما زبان فلسفي را براي تمهيد «خداشناس» کردن مردم برگزيده اند اما آيت الله ملکي با ظرافت، زبان کلامي، فلسفي و عرفاني و هم‌چنين نظر و عمل را پيوند زده و معجوني فراهم آورده است که به قول امام بيشتر دواي شفابخش است تا نسخه‌ی دوانما. او از طرح دعواي معروف کلامي «تنزيه يا تشبيه» آغاز مي‌کند، به نقل و تفسير آيات و روايات مختلف مي‌پردازد (حدود نيمي از کتاب شامل احاديث معصومين و آيات قرآن است)، زبان فلسفي مي‌گشايد (تا جايي که انگار با يک ايدئاليست تمام عيار رو به رو هستيم!) و ناگهان با طرح پرسشي سر از عرفان در مي‌آورد و ما را عدم‌هاي هستي نما مي‌خواند؛ برخلاف آيت الله حسن زاده که در اولين جملات کتاب مي‌گويد: «… ما جز وجود نيستيم و جز وجود را نداريم و جز وجود را نمي‌يابيم و جز وجود را نمي‌بينيم… و من بديهي‌تر از اين درس چيزي نمي‌دانم.»

در زمانه‌اي که عرفان اسلامي هم‌چنان فحش مي‌خورد، در شناساندن عرفاي زمانه جز رساله‌هاي عمليه و کتاب‌هاي بي‌خاصيت ذکر کرامات چيزي باقي نمانده است، و علما با «فلسفه رقيق شده» در پي دين‌دار کردن مردم هستند هم‌چنان رساله‌ی لقاء الله ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي کتاب درخشاني است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: