پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
پنج شنبه ۲۹ تیر ۹۱ | ۱۸:۰۵

نگاه کاریکاتوری به مطالبات رهبری فاجعه کوی را می‌آفریند

وحید اشتری

نمود تمام عیار این دیدگاه را می‌توان در جریان‌هایی جست که حاضرند برای برخی مطالبات رهبری چون بومی‌کردن علوم انسانی یا مساله فتنه و ساکتین آن هزاران بار گریبان چاک دهند و سخنرانی و مصاحبه کنند ولی در برابر مطالبه‌ای دیگر هم‌چون پیگیری پرونده کوی که از قضا با عبارت «خون شدن دل رهبری» از جانب خودشان بر زبان‌ها افتاد دست به اجتهاد بزنند و بدون اولویت معرفی‌اش کنند و از تلاش برای جلوگیری از رسانه‌ای شدن اندک پی‌گیری‌های رخ داده بر خود ببالند


تریبون مستضعفین- وحید اشتری

در حالی که بیش از یک ماه از سالگرد دومین جنایت کوی دانشگاه تهران می‌گذرد هنوز سوالات روشن بی‌پاسخی درباره روند رسیدگی به پرونده‌ی این اتفاق وجود دارد که پاسخ‌گویی به آن‌ها از چند جهت هم‌چنان مهم به نظر می رسد.

طرح شدن جدی این سوالات می‌توانست کمک کند تا خیلی زودتر از این‌ها به مطالبات رهبری در رابطه با آبروی انقلاب که در موارد این‌چنینی به حراج گذاشته می‌شود پاسخ داده شود و هم‌چنین می‌توانست از تکرار وقایع این‌چنینی جلوگیری به عمل بیاورد تا هر ده سال شاهد تکرار چنین مواردی نباشیم و آخر این‌که صرفا طرح سوالاتی ابتدایی برای نشان دادن این مساله ثابت می‌کند که اساسا مشکل عدم پی‌گیری پرونده کوی را باید در جای دیگری خارج از پرونده کوی جست‌و‌جو کرد.

در رابطه با فاجعه کوی دانشگاه پس از گذشت سه سال هنوز پاسخ روشنی به چند سؤال داده نشده است:

– متهمینی که تلویحاً از آن‌ها در رسانه‌ها نام برده می‌شود نیروهای انتظامی با مشخصات روشن و معرفی شده هستند یا صرفا کسانی اند که از آن‌ها به‌عنوان «لباس‌شخصی‌ها» نام برده می‌شود؟

– در صورتی که مقصرین را نیروهای انتظامی به حساب بیاوریم باید پرسید که آن جنایتی که هم در فضای داخلی و هم در فضای رسانه ای بین الملل بزرگ‌ترین خدمت به بارور کردن آتش فتنه و همراه کردن طیفی از افکار عمومی و دانشجویان خاکستری‌تر و حتی برخی علما با فتنه بود توسط نیروهای انتظامی با یک تحلیل غلط و خودسرانه رقم خورد یا با درخواست رسمی مسئولین کوی و دانشگاه تهران یا شورای تأمین استان با مجوز قانونی شکل گرفت؟

– در صورت قانونی بودن ورود نیروها به کوی، آیا بازخواست و بازجویی از مسئولین صادرکننده فرمان، از ریاست دانشگاه گرفته تا برخی مسئولین احتمالا بالادستی‌تر در نهادهای امنیتی و انتظامی و تشریح دقیق تحلیل اشتباه -یا درست- رخ داده در رسانه‌ها و تصویر اتفاقات به وجود آمده و معرفی مقصرین اصلی، کار دشواری بوده است؟

– درصورت غیرقانونی بودن ورود نیروهای انتظامی به کوی آیا محاکمه مسئولین و شناسایی فرماندهان نیروهای آن روز که این اقدام خودسرانه را انجام داده اند و جایی که احتمالا از آنجا دستور گرفته اند کار سختی است که به چندین سال زمان نیاز داشته باشد؟

– در صورت قانونی بودن ورود به کوی، آیا افراط‌گری‌هایی که در برخورد با دانشجویان شده و خساراتی که وارد آمده چیزی جز عدم آموزش درست نیروهای انتظامی و یا عدم مدیریت صحیح فرمانده میدان در آن روز را به ذهن متبادر می‌سازد؟ در این صورت نیز آیا محاکمه و معرفی مقصران واقعا کار پیچیده ای‌ست؟

– با در نظر گرفتن وجه دیگری از مقصرین جنایت کوی، یعنی لباس شخصی ها، آیا نمی‌توان همین فرض‌ها را برای قانونی یا غیرقانونی بودن ورود آن‌ها و اتفاقات صورت گرفته در کوی در نظر گرفت؟ آیا به واقع پیدا کردن متهمین اصلی و بانیان فاجعه رخ داده -چه افراط‌گری‌هایی که در داخل کوی رخ داده و به راحتی با دوربین‌های مستقر در کوی و پی‌گیری فرمانده یگان‌ها قابل شناسایی است و چه پایگاه بسیجی که آن‌روز در برابر کوی حاضر شد بود- این‌قدر مشکل است که لازم است سال‌ها برای پیگیری این مطالبه که دل رهبری را خون کرد منتظر ماند؟

به نظر می رسد جدی ترین مشکل در به نتیجه نرسیدن مطالبات این‌چنینی و تکرارهای هر ده سال یکبار آن، عدم حساسیت جدی نسبت به آبروی انقلاب و نگاه کاریکاتوری به مطالبات رهبری در میان دانشجویان و نخبگانی است که در فضای سیاسی و رسانه ای کشور به عنوان حامیان انقلاب اسلامی معرفی می‌شوند. نمود تمام عیار این دیدگاه را می‌توان در جریان‌ها و افرادی جست که حاضرند برای برخی مطالبات رهبری چون آزاداندیشی یا بومی‌کردن علوم انسانی یا مساله فتنه و ساکتین آن هزاران بار گریبان چاک دهند و سخنرانی و مصاحبه کنند و همایش برپا کنند ولی در برابر مطالبه‌ای دیگر هم‌چون پیگیری پرونده کوی که از قضا با عبارت «خون شدن دل رهبری» از جانب خودشان بر زبان‌ها افتاد دست به اجتهاد بزنند و بدون اولویت معرفی‌اش کنند و از تلاش برای جلوگیری از رسانه‌ای شدن اندک پی‌گیری‌های رخ داده بر خود ببالند(+) و یا با تنزل دادن این پرونده‌ی مهم به بازی‌های سیاسی بین جناحی بیهوده بر خود ببالند که در این پرونده‌ها «حاشیه‌ی امنی برای هیچ‌کس نیست».

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: