پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
پنج شنبه ۱۹ مرداد ۹۱ | ۱۹:۰۰
چند گزاره درباره تحولات سوریه/۱

جنگ رسانه‌ها و اینکه آیا دولت سوریه بر حق است؟

رضا نساجی

برنامه ای که سال 88 در ایران پیاده شد و پس از چند روز انعکاس بی وقفه وانمودگی، ناکام ماند، این بار در سوریه تکرار می شود. بسیاری از عرب ها و از جمله ملت هایی که در کشور خودشان انقلاب کزده اند تحت تاثیر این القائات فریب خورده اند و بعید نبود که حتی برخی از مردم سوریه هم این دروغ بزرگ را کم کم باور کنند. اگر؛ اگر دولت سوریه پس از رفراندوم اصلاحات قانون اساسی، کار عملی جدی نکند.


تریبون مستضعفین- رضا نساجی (روزنامه نگار و دبیر سرویس دانشگاه هفته نامه پنجره)

ژان بودریار جامعه‌شناس و فیلسوف پست مدرن فرانسوی در سال ۱۹۹۱ مقاله ای راجع به جنگ خلیج فارس (حمله صدام حسین به کویت) نوشت که نمود عملی نظریاتش درباره «وانمودگی» و «ابرواقعیت» بود. او نوشت: «جنگ خلیج فارس رخ نداد». بدین معنا که «این جنگ، کاملاً ساخته و پرداخته‌ی رسانه‌ها بود و آنها چنین جنگی را برای ما تصویر کردند.»[۱]

تصویر مشابه آنچه که او گفته است را دو فیلم امریکایی «عمليات سوسيس كانادايي» ساخته مايكل مور و «سگ را بجنبان» ساخته بري لوينسن، نشان داده اند. آنها نشان می دهند که چطور مقامات امریکایی برای خروج از بحران های داخلی، جنگ های رسانه ای به راه می اندازند و در جایی خارج از خاک امریکا مردم را مشغول می کنند تا بحران پایان یابد. سوژه آنها یک خطر بالفعل و از جمله یک تروررسم دروغین است (همچنانکه بودریار درباره ماهیت واقعی 11 سپتامبر و پیامدهای آن در جهان نوشت). مثلا فیلم سگ را بجنبان، درباره تلاش براي رفع و رجوع كردن رسوايي اخلاقي رييس جمهور آمريكا است كه متاثر از رابطه بيل كلينتون و آن خانم منشی کاخ سفید (مونيكا لوينسكي) ساخته شد.

تلاش امروز اوباما – که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد- برای راه اندازی یک جنگ داخلی در سوریه هم از این دسته وانمودگی ها است. بحرانی که او در سوریه می نماید، یک وانموده دروغین است ولی آنقدر توسط دستگاه رسانه ای متکی به صهیونیسم تقویت و تکثیر می شود که کم کم برای خود مردم سوریه هم قابل باور می شود. تا حدی که باور می کنند در شهر همسایه، جنگی شدید میان ارتش و به اصطلاح «ارتش آزاد» در جریان است و حتی آنانکه کشته می شوند مردم بی گناه هستند. برنامه ای که سال 88 در ایران پیاده شد و پس از چند روز انعکاس بی وقفه وانمودگی، ناکام ماند، این بار در سوریه تکرار می شود. بسیاری از عرب ها و از جمله ملت هایی که در کشور خودشان انقلاب کزده اند تحت تاثیر این القائات فریب خورده اند و بعید نبود که حتی برخی از مردم سوریه هم این دروغ بزرگ را کم کم باور کنند. اگر؛ اگر دولت سوریه پس از رفراندوم اصلاحات قانون اساسی، کار عملی جدی نکند.
اما در این مقال؛ می باید به واشکافی ابعاد این وانمودگی پرداخت تا بدانیم چقدر به حقیقت نزدیک است و کدام بعد حقیقت جامعه سوریه بیشتر منعکس می شود و کدام بعد مغفول می ماند. این ابعاد را به صورت چند گزاره پرسشی کلی و سپس جزئی بررسی می کنیم و البته اعتراف داریم که نمی توان تمام ابعاد جامعه سوریه را در چنین گزارشی مجمل واشکافت. لکن امیدواریم این مقال، بهانه ای و شروعی باشد برای طرح بحث های جدی تر در باره واقعیت سوریه و تحولات جهان اسلام، تا شاید آگاهان ماجرا به میدان سخن درآیند و در پاسخ و تصحیح و تکمیل این نوشته، حقایق بیشتری نصیب اذهان جامعه ما شود.

۱. آیا نظام سوریه یک نظام منحط و مرتجع است؟

در تاریخ ۲۳ مه ۲۰۱۱ میلادی، وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، بشار اسد و ۹ شخصیت ارشد حکومت سوریه را به فهرست افراد تحریمی این کشور افزودند. اما چرا؟ آیا بشار اسد یک دیکتاتور بود؟ آیا سوریه پیش از هم تحریم شده بود و یا آنکه به یکباره به یک نظام مرتجع و خشن بدل شد که مستوجب تحریم ها و جنگ افروزی های بیگانگان باشد؟ فراموش نکنیم که همین رژیم – در دوران گذار از حافظ اسد به فرزندش بشار- تا یک دهه قبل نظام سوریه چنان اعتباری در سطح خاورمیانه و بین الملل داشت که حتی با رای اکثریت شورای عمومی سازمان ملل به عضویت غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل هم درآمده بود.

اما از پایان مدت عضویت این کشور در شورای امنیت که – همزمان با ریاست جمهوری جرج بوش پسر و مدیریت سیاسی نومحافظه کاران در امریکا بود- نقشه جهانی خاورمیانه متحول شد. در ادامه موج جدید مبارزه با تروریسم، کشورهای محور مقاومت هدف قرار گرفتند و سوریه هم در کنار ایران، فلسطین، افغانستان، پاکستان و عراق به عنوان «محور شرارت» معرفی گردید تا هدف بالقوه حملات آینده امریکا پس از افغانستان و عراق اعلام شود. این در حالی است که سوریه عملا نقطه تعادل سیاسی و عامل آرامش در منطقه عربی مدیترانه به شمار می آمد. که به عنوان مثال با حضور نیروهای نظامی خود در لبنان، نقش نیروی حافظ صلح و مانع اصلی شروع مجدد جنگ داخلی را ایفا می کرد.

اما ماجرای جدال آشکار میان غرب و سوریه از زمان مرگ حافظ اسد آغاز شد. بلافاصله پس از مرگ حافظ اسد – مراسم تدفین وی به طور مستقیم از رسانه ملی ایران هم پخش شد- در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۰ بشار اسد با کسب ۹۷ درصد رای مثبت به عنوان تنها کاندیدای ریاست جمهوری سوریه به جانشینی پدرش حافظ اسد انتخاب شد. بشار اسد در سال 2007 هم به مدت هفت سال دیگر برای ریاست جمهوری سوریه انتخاب شد. وی در همه پرسی ادامه ریاست جمهوری، ۱۱ میلیون رای مثبت در مقابل حدودا ۲۰ هزار نفر رای مخالف، کسب کرد.

با این توضیحات باید به ساختار سیاسی سوریه هم اشاره کرد و معضلات آن را شناخت. حزب بعث که حزب حاکم در سوریه است با ادغام‌ حزب‌ بعث‌ به‌ رهبری‌ میشل‌ عفلق و حزب‌ سوسیالیست‌ عرب‌ به‌ ریاست‌ اکرم‌ حورانی در اواخر سال‌ 1952 به‌وجود آمد. این حزب‌ در جریان جدایی‌ میان‌ مصر و سوریه‌ (از سال‌ 1959) نقش‌ فعالی‌ ایفا کرد و در کودتای‌ هشتم‌ مارس‌ توانست‌ زمام‌ امور را به ‌دست‌ گیرد. در این میان، باید به شخص حافظ اسد اشاره کرد که پس از طی مقاماتی چون وزیر دفاع و فرمانده نیروی هوایی، نخست وزیری و دبیرکلی حزب در دولت کودتایی حزب بعث سوریه؛ پس از انجام کودتای مجدد در مارس سال ۱۹۷۱ میلادی، رییس جمهور سوریه شد.

معضلات کنونی سویه، میراث دولتهای ماقبل بشار اسد و حتی حافظ اسد است که البته بسیاری از آنها هنوز حل نشده اند و همین امر حافظ اسد و پسرش را هم شریک جرم دولتهای قبلی می کند. مثلا اینکه از سال ۱۹۶۳ تاکنون کشور تحت قانون شرایط اضطراری اداره می‌شود که بسیاری آزادی‌ های سیاسی و مدنی را به حالت تعلیق درآورده است. البته حافظ اسد خود موجبات تحولات جدی در قانون اساسی شد که از آن با عنوان «جنبش اصلاحی» یاد می کنند. از جمله اینکه قانون‌ جدید مجلس‌ نوشته‌ و اجرا شد که بر آن اساس تعداد نمایندگان‌ مجلس‌ 250 نفر است که‌ از این‌ تعداد 127 کرسی‌ به‌ کارگران، کارمندان‌ دولت‌ و کشاورزان‌ اختصاص دارد و 123 کرسی‌ دیگر متعلق‌ به‌ باقی‌ اقشار جامعه‌ مانند صاحبان‌ صنایع، تجار، پزشکان‌ و وکلا است. البته مشکل اساسی این قانون (تا قبل از اصلاحات قانون اساسی بشار اسد در سال 2012) این بود که از این 250 کرسی‌ 131 کرسی متعلق به حزب بعث و تنها 32 کرسی به باقی احزاب اختصاص داده می شد.

در کشور سوریه بالاترین‌ مقام‌ رسمی‌ رئیس‌جمهور است که توسط‌ مجلس‌ خلق‌ و بنا به‌ پیشنهاد دبیرکل‌ حزب‌ بعث‌ کاندیدا می‌شود و در یک رفراندوم توسط مردم انتخاب می‌شود. این‌ رفراندوم‌ به‌ درخواست‌ رئیس‌ مجلس‌ خلق‌ برگزار و رئیس جمهور برای‌ یک‌ دوره‌ هفت‌ ساله‌ انتخاب‌ می‌شود. رئیس ‌جمهور سوریه باید مسلمان‌ و از شهروندان‌ عرب‌ سوریه‌ باشد. بنابر قانون‌ اساسی‌ سوریه‌، نخست‌وزیر سومین‌ مقام‌ رسمی‌ کشور پس‌ از رئیس‌جمهور و معاون‌ اول‌ او است. نخست‌ وزیر بر فعالیت ‌های‌ وزرا نظارت‌ دارد. هیات دولت موظف است هر سال به مجلس گزارش عملکرد ارائه دهد.

بر این اساس باید به ریشه این معضلات قانونی و بویژه قانون های سخت گیرانه شرایط ویژه در نظام ماقبل خاندان اسد اشاره کرد که به شرایط خاص جنگی آن مقطع باز می گردد. ایجاد آن قوانین در دوران جنگ میان اعراب و اسرائیل کاملا طبیعی بود، اما ادامه آن پس از پایان آن جنگ های سه گانه و بویژه از زمان شکست های پی در پی اسرائیلی از مقاومت (سال 2000 در جنوب لبنان، 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه) غیر مشروع به نظر می رسید و می بایست بشار اسد پیش از هرگونه فشار خارجی خود به فکر اصلاحات جدی می افتاد.

۲- آیا اسد مخالف حقوق بشر است؟

در پاسخ به این سوال می باید وضعیت جغرافیای انسانی و سیاسی سوریه را مورد بررسی قرار دهیم. طبق آمارهای غیررسمی، وضعیت گروه‌های قومی در این کشور متکثر به شرح زیر است: اکثریت عرب ۸۷درصد، کرد ۹درصد، آشوری ۳درصد، ارمنی، ترکمن سوری، چرکس و سایر اقوام هم روی هم رفته ۱درصد.[۲]

به لحاظ اقلیت های دینی هم سوریه شامل اکثریت ۷۴درصدی اهل سنت است و اقلیت شیعه، علوی، اسماعیلی ۱۳درصد، مسیحی ۱۰درصد و در نهایت اقلیت ۳درصد دروزی- یزیدی. علویان که شیعه اثنى عشرى‌اند نزدیک به دو میلیون نفر هستند و اکثر در کوه‌هاى شمال غرب سوریه به موازات ساحل طرطوس تا انطاکیه پراکنده‌اند. با توجه به اینکه خانواده اسد خود علوى هستند، علویان پست‌هاى حساس در سوریه را بر عهده داشته اند، هرچند که اکثریت حزب و ارتش با اهل سنت است. علاوه بر علوی ها، شیعیان امامیه یا اثنى عشری هم حدود دویست تا سیصد هزار نفر هستند. آنان در غرب «بابتوما» در دمشق و قریه داریا زندگى مى‌کنند و اکنون نیز روستای راویه و اطراف مرقد مطهر حضرت زینب سلام الله علیها محل سکونت بیشتر آنان شده است.

اما در پاسخ به کسانی که سوریه را یک نظام دیکتاتور علوی می دادند که حق اکثریت سنی را نادیده گرفته (شبیه نظام سنی مذهب بحرین که حق اکثریت شیعه را نادیده گرفته و با حمایت نظام سلفی عربستان و واردات انسانی از عربستان، پاکستان، بنگلادش و… در جهت پاکسازی قومی و مذهبی می کوشد) باید پاسخ داد که اگرچه بشار اسد از نسل علویون است اما نظام او یک نظام سکولار تک حزبی است که هیچ ربطی به دین ندارد. حتی همسر او هم (خانم اسماء اسد) یک زن سنی اهل شهر حُمص – یکی از دو کانون درگیری های مخالفان – است.

اما گذشته از درگیری میان اعراب شیعه و سنی در درعا و حمص، باید به اقلیت کردها هم اشاره کرد که البته کمتر کسی به آنها توجه می کند. آنچه که منابع غیرمعتبر خارجی درباره کردها نوشته اند اینست که نواحی کردنشین سوریه جزو فقیرترین قسمت‌های این کشور است. در سال ۱۹۶۲ حکومت سوریه حق شهروندی صدها هزار تن از کردها را سلب و حتی آنان را از آمار کشور نیز حذف کرده، که البته این تعداد، اکنون پس از گذشت بیش از ۴۰ سال افزایش یافته ‌است. بسیاری از کردها – بویزه کردهایی که از خاک عراق و ترکیه به سوریه پناهنده شده و تبعه این کشور نبوده اند- از کارت شناسایی ملی (ID) محرومند که برای رفع نیازهای اولیه همچون آموزش و درمان ضروری‌ است. این تبعیض نژادی در دوران حافظ اسد و پسرش هم رفع نشده، هرچند که در ۲۹ ژانویه ۲۰۰۶ برخی منابع اعلام داشتند که سوریه قصد بازگردانی حق شهروندی به افراد نام‌برده را دارد. امری که تا حد زیادی هم محقق شد.

البته تاکنون هیچ یک از مخالفان بشار اسد برای کردها دلسوزی نکرده اند، با توجه به اینکه کشورهای عربی قطر و عربستان توجهی به حقوق کردها ندارند (کما ایکه به عنوان دو رژیم منحط دیکتاتوری پادشاهی، اساسا دغدغه حقوق بشر ندارند) و ترکیه هم خودش اقلیت کرد را به شدت سرکوب می کند و نمی تواند مدعی حقوق مردم کرد در سوریه باشد.

بنابراین اگر سوریه واقعا یک نظام ناقض حقوق بشر باشد، این تبعیض و نقض حقوق بیشتر به کردها بر می گردد و نه اعراب سنی. و لذا ادعای مخالفان سوریه هم ادعایی دروغین و غیر واقعی است.

۳- انقلاب یا واپس گرایی؟

شکی نیست که امریکا، اتحادیه اروپا و نظام های مرتجع منطقه هم در مقابل تحولات بیداری اسلامی (و همچنین جنبش های ضد سرمایه داری) بیکار ننشسته اند. آنها هم تلاش خود را برای انحراف یا سوء استفاده از اعتراضات مردمی به کار می بندند. لذا نباید از روی کار آمدن دولت غرب گرا در لیبی تعجب کرد. همچنان که می بینیم در اوج بیداری اسلامی در کشورهای عربی، اعتراضات در کویت با هدایت سلفی ها انجام و به کناره گیری نخست وزیر میانه روی این کشور به نفع یکی از چهره های ضد ایرانی خاندان سلطنتی تمام می شود. به همین جهت دولت و ملت سوریه هم باید مراقب موج مخالف بیداری اسلامی – به تحریک غرب- باشند. در این میان دولت و ملت سوریه و همچنین همپیمانان و همرزمان آنها در محور مقاومت هم باید خود پیشگام در جهت رفع معضلات این کشور باشند و راه را بر دخالت بیگانه ببندند.

پی‌نوشت‌ها:
۱. ژان بودریار (به فرانسوی: Jean Baudrillard)‏ (۲۰ ژوئن ۱۹۲۹-۶ مارس ۲۰۰۷ میلادی) جامعه‌شناس، فیلسوف، عکاس و نظریه‌پرداز پسامدرنیته و پساساختارگرایی است که به واسطه ایده‌هایی همچون وانموده (simulation) و ابرواقعیت یا واقعیت حاد (hyper-reality) شهرت یافته. بودریار معتقد است جهان پسامدرن جهان وانموده است و به همین دلیل دیزنی لند و تلویزیون واقعیت های آمریکا را تشکیل می دهند. از نظر بودریار ما وارد جهان فراواقعی شده ایم. به عبارت دیگر، واقعیت تولید می شود، ولی از قدرت ما خارج است. آنچه که ما از واقعیت و جهان واقعی می بینیم در واقع تصویری است که به ما نشان داده می شود. رسانه به صورت دریچه نگاه ما به جهان عمل می کنند. به دلیل همین مواضع بودریار درباره جنگ رسانه ای امریکا است که با ساخته شدن فیلم ماتریکس، سازندگانش بودریار را یکی از سرنخ‌های فکری فیلم معرفی کردند.

۲. در آمار اطلس جغرافیایی 9-88 ایران، این ارقام آمده است: عرب 86.2 درصد، کرد 7.3 درصد، ارمنی 2.7 درصد و بقیه 3.8 درصد.

منابع:
اسلام سیاسی در ترکیه: گفت وگوی الشرق الاوسط با نجم الدین اربکان، پگاه حوزه، شماره 256، مورخ 23 خرداد 1388
«اصدقاء سوريه» يا منجيان اسرائيل، جواد محمدی، مورخ ۲۳ اسفند ۱۳۹۰
نگاهی به مواضع آشکار و پنهان روشنفکران غرب درباره‌ی لیبرال دموکراسی؛ بیداری اسلامی؛ صحنه‌‌ی تناقضات روشنفکری، رضا نساجی، سایت برهان، مورخ ۱۷دي ۱۳۹۰
خبرنگار اعزامی فارس به سوریه گزارش می دهد: «درعا» در کنترل کامل ارتش سوریه است، خبرگزاری فارس، مورخ 15 اسفند 1390

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: