سه‌شنبه 15 سپتامبر 09 | 19:55

چون «آقا» را می‎شناسم، نگران نیستم

رمضان عبدا… (دبيركل جهاد اسلامي) خيلي نگران بود. پيكي پيش من فرستاده بود كه به آقا سيد بگوييد آيا از حوادث ايران نگران هست يا نه؟ گفتم بگوييد من اصلا نگران نيستم، گفتند چرا؟ گفتم كسي كه آقا (آيت الله خامنه‎اي) را بشناسد نگران نمي‎شود. شما هم بدانيد آينده بهتر از اين خواهد بود.


سید حسن نصرالله

سید حسن نصرالله

در سومین سالگرد پیروزی غرورآفرین حزب الله لبنان در جنگ سی‎وسه روزه، توفیقی همراه شد تا در جمع بعضی از اعضای كمیته حمایت از انقلاب اسلامی فلسطین، به‎حضور دبیركل شجاع و مقتدر حزباللهلبنان حجت‎الاسلام و المسلمین سیدحسن نصرا… برسیم. در این جلسه كه هیئت همراه (ناصر سودانی نماینده اهواز و حسین شیخ‎الاسلام قائم‎مقام وزارت امورخارجه) مرا همراهی می‎كردند به روند تشكیل كمیته حمایت از فلسطین و فعالیت‎های آن اشاره كردم. نكاتی در مورد راهكارهای حمایت از مقاومت اسلامی فلسطین و لبنان، تحریم كالاهای صهیونیستی و سؤالاتی در این خصوص مطرح كردم. نوبت به سید رسید كه بعد از تعارفات معمول، بیانات مبسوطی در مسایل مختلف منطقه، لبنان و فلسطین، وحدت بین شیعه و اهل سنت داشتند. از جمله از ارتباطات خود با رهبر معظم انقلاب اسلامی در مسایل مختلف، نكات و خاطراتی تعریف كردند كه بسیار حایز اهمیت و قابل‎توجه بود؛ ناگفته‎هایی كه برای اولین‎بار شنیدیم، هرچند برای پاره‎ای از آن‎ها، باید زمان بگذرد و بعد منتشر شود. گزاف نیست اگر بگوییم این جلسه یكی از جلسات پرخاطره‎ای بود كه نظیر آن كمتر پیدا می‎شود و دوستان هرگز طولانی بودن آن‎ را احساس نكردند.

به عقیده شما نقش امام خمینی را در احیای قضیه فلسطین، با محوریت تأكید بر وحدت اسلامی، چگونه می‎توان تحلیل كرد؟
در جهان اسلام مسئله فلسطین یك موضوع ویژه است، چون فلسطینی‎ها سنی هستند، حمایت شیعیان از آن‎ها عامل وحدت و نزدیكی بین اهل سنت و شیعیان می‎شود. ما كه در منطقه‎ای هستیم كه با برادران اهل سنت بیشتر محشوریم، این مسئله را بیشتر احساس می‎كنیم و به‎ضرس قاطع می‎گویم آن‎كه در تاریخ معاصر نقش شگرفی در موضوع وحدت اسلامی ایفا كرد، امام خمینی قدس سره بود. به‎واقع هیچ راه دیگری به‎اندازه تدبیری كه امام اندیشید در مسئله وحدت اسلامی پاسخ نداد.

كمی بیشتر درمورد تدبیر امام در وحدت جامعه اسلامی توضیح دهید؟
این تدبیر عالمانه از دو مسیر انجام شد. اول، اتحاد در مقابل دشمنان اسلام و مستكبرین: اتحاد و وحدت اسلامی در برابر مستكبرین، دعوت از همه مسلمانان برای ایستادگی در مقابل ظالمان و مستكبران جهان، اهل سنت و شیعیان را ید واحده در مقابل دشمنان اسلام قرار می‎داد.
دوم، قضیه فلسطین: تجربه سی سال گذشته نشان داد كه باب فلسطین اوسع و اوضح است. در موضوع حمایت از فلسطین كسی اختلاف ندارد و روشن‎ترین راه هست؛ حتی آن‎كه می‎خواهد سازش كند از ترس افكار جهان اسلام نمی‎تواند آن را آشكار كند و بلكه سعی می‎كند خود را حامی فلسطین نشان دهد. در مورد اول، بین مسلمانان اختلاف وجود دارد. اما در اصل موضوع فلسطین اختلافی نیست. در همین لبنان دشمنی با فلسطینی‎ها از صدها سال پیش خیلی زیاد بود. آن‎ها خیلی به لبنان و جبل عامل حمله كردهاللهامام موسی صدر هم نتوانست شیعه لبنان را به فلسطینی‎ها خوشبین كند، ولی امام این كار را كرد.

بسیاری ایران را مسبب برخی ناآرامی‎ها در منطقه معرفی می‎كنند؛ در حالی‎كه منشأ بسیاری از این فتنه‎ها خود آن‎ها هستند. عقیده شما چیست؟
آمریكا یك فتنه بزرگ در منطقه در مسئله عراق ایجاد كرده بود. درگیری‎های مذهبی بین شیعه و سنی، تحریك كشورهای عربی علیه ایران، موضوع فلسطین و حمایت همه‎جانبه ایران از فلسطین، توطئه‎ها را خنثی كرد. عده‎ای گفتند چرا موضوع هولوكاست را مطرح كردید. به نظر من اتفاقا در زمانش بود، پرچم حمایت ایران از حماس، صداهای تفرقه‎انگیز را خفه كرد. همه دنیا فهمید آن مقاومت‎ها بدون حمایت ایران امكان‎پذیر نبود، اولین حمایت و تحرك در جنگ غزه توسط شیعیان بود و همین امر باعث شد تا این افكار تفرقهاللهاز بین برود.

البته در بین علمای شیعه از جمله در لبنان هم درخصوص حمایت از فلسطین اختلاف‎نظرهایی وجود دارد.
بعضی از علمای شیعه در لبنان كه نگرش سنتی به موضوع دارند مرتب به ما اشكال می‎كردند كه چرا این‎همه دم از فلسطین می‎زنید. مخصوصا بعد از قضایای عراق، من به ایشان گفتم فلسطین سرزمین اسلامی است، مال امام زمان است، بعد گفتم سلمنا بناء علی مبانیك؛ بیایید مقایسه كنیم ببینیم شما برای تشیع چه كردهاللهما چه كردهاللهالان عزت تشیع در جهان اسلام بیشتر شده است و روز‎به‎روز هم بیشتر می‎شود، اكنون شیعه را به‎عنوان یك طایفه اسلامی پذیرفتهاللهخیلی‎ها وارد شیعه شده‎اند.

به‎نظر شما این موج توجه به مكتب شیعه متأثر از چه مواردی بود؟
گرایش به تشیع در اثر سه حادثه بزرگ معاصر است كه هركدام موج ایجاد كردند.
1- پیروزی انقلاب اسلامی در ایران (در سال هزارونهصدوهفتادونه میلادی)؛
2- پیروزی حزباللهدر سال دوهزار میلادی و خروج اسراییل از جنوب لبنان؛
3- جنگ سی‎وسه‎روزه در سال دوهزاروشش میلادی.
پرچم حزباللهبه همه جهان عرب رفت، بعضی از مصری‎ها می‎گفتند در اوج محبوبیت جمال عبدالناصر عكس او در جامعه الازهر نصب نشد، ولی عكس سیدحسن نصرا… (یك طلبه شیعه) و پرچم حزباللهبه الازهر رفت و در نمازجمعه مصر بالا رفت. این‎كه آقای قرضاوی عصبانی شد و به من حمله كرد به این دلیل بود كه به ایشان گفتند خیلی در مصر شیعه شدهاللهبا این‎كه من رابطه خوبی با او دارم و خیلی به وی احترام می‎گذارم، ولی گفته بود فلانی را در حد یك فرمانده نظامی قبول دارم، ولی اعتقادات باطل دارد. علت قطع رابطه مراكش با ایران هم این مسئله بوده است. بد نیست این‎جا به خاطره‎ای از حضور یكی از ناشرین لبنان در نمایشگاه مراكش اشاره كنم. یكی از ناشران لبنان را به یك شهركی در مراكش دعوت می‎كنند و جمعیت عظیمی به استقبال او می‎آیند. در حدی كه طرف به تعجب میاللهو فكر می‎كند بنا است مسئول بلندپایه‎ای به آن شهرك بیاید كه او را هم دعوت كردهاللهبعد می‎فهمد كه نه، همه به استقبال او آمدهاللهمی‎گویند بوی رزمندگان حزب‎ا.. را از شما استشمام می‎كنیم. كت و پیراهن او را به تبرك پاره پاره می‎كنند و بعدها مشخص می‎شود كه بسیاری از آن‎ها به تشیع گرایش پیدا كرده بودند.

تحلیل شما از پیوستگی موضوع فلسطین با معارف مكتب شیعه و دیگر مسلمانان جهان چیست؟
اكنون از طریق موضوع فلسطین شیعه و معارف آن وارد خانه‎های مسلمان در اقصی‎نقاط عالم می‎شود. در سمینار بین‎المللی حمایت از فلسطین در تهران وقتی سخنرانی می‎كردم دیدم در سمت چپ همایش چند نفر با قیافه سلفی و ریش بلند و بالباس‎های مخصوص، نگاه عجیبی به من داشتند. بعد از سخنرانی كه پایین آمدم، آن چند نفر پیش من آمدند و مرا بغل كرده و بوسیدند و اظهار علاقه كردند. یكی از آن‎ها خودش را معرفی كرد ( از اهل سنت بلاد شام بود – از سلفی‎های اردن) و گفت: «ما شما را دوست داریم، ما به خانه‎هایمان تلویزیون ماهواره‎ای نمی‎آوریم، ولی به‎خاطر شبكه المنار، خانواده‎ام مرا مجبور كرد تا ماهواره بخرم، دختر كوچكی دارم. وقتی شما سخنرانی می‎كنید دختر سه‎چهار ساله‎ام می‎آید مقابل شیشه تلویزیون می‎ایستد و مرتب صورت شما را می‎بوسد.» (بعد سیدحسن نصرا… نكته‎ای گفت كه وقتی خدمت رهبر معظم انقلاب تعریف كردم فرمودند خیلی نكته ظریفی است) مرد اردنی گفت می‎دانید چرا پذیرفتم كه شبكه المنار شما را به خانه‎ام ببرم؟ به‎خاطر دفاع از اسلام و فلسطین و دانستم كه شما كاری برای تبلیغ تشیع ندارید، قصد اصلی‎تان فلسطین است. گفتم از كجا فهمیدید؟ گفت از این‎كه شما اذان پخش نمی‎كنید. (در شبكه المنار ماهواره‎ای فقط وقت اذان را اعلام می‎‎كند و اذانی پخش نمی‎كند. البته در شبكه داخلی المنار لبنان پخش می‎شود) ادعیه شیعه، دعای كمیل مناجات خمسه عشر امام سجاد(ع) پخش می‎شود و خیلی معروف شده است. در یكی از این شبكه‎های عربی دیدم مناجاه‎المریدین امام سجاد(ع) با صدای خوبی پخش می‎شود. آخرش نوشتند «من ادعیه سیدنا الامام زین‎العابدین رضیاللهعنه» ما الان به اسم فلسطین داخل خانه‎های اهل سنت شده‎ایم و به خانه‎های آن‎ها صحیفه سجادیه، امام حسین(ع)، اهل بیت(ع)، امام خمینی، آیتاللهخامنه‎ای وارد شده است و آن‎ها احساس نزدیكی و برادری با ما می‎كنند.

كمی هم از خاطرات و تعاملات خودتان با دیگر علمای لبنانی بفرمایید.
یكی از علماء در لبنان، خیلی به عملكرد ما اعتراض می‎كرد و با هیچ دلیل و استدلالی قانع نمی‎شد. بعد از شهادت شیخ احمد یاسین (رهبر معنوی حماس) مراسمی در بیروت گرفتیم. چند نفر از جمله من و خالد مشعل صحبت كردیم. در صحبت‎هایم خیلی از جهاد و شهادت شیخ یاسین تعریف كردم و بیشتر از خالد مشعل به ایشان پرداختم. آن عالم لبنانی ناراحت شده بود كه چرا از این عالم سنی این‎همه تعریف می‎كند و او را شهید می‎نامد. آن شب در خواب حضرت امام زمان(علیه السلام) را می‎بیند كه به وی عتاب می‎كند و می‎فرماید همین كاری كه فلانی (سیدحسن نصرا…) كرد خوب است و آن مرضی ما است. بعد همین عالم پیش من آمده بود عذرخواهی می‎كرد و می‎گفت حضرت مرا توبیخ كرد. شما ببینید ما در شهر بیروت با این‎همه بودجه‎هایی كه عربستان، هزینه می‎كند پایتخت لبنان را تصرف كردیم؛ تصرف نظامی. همه از ما حمایت كردند، حتی متعصبین اهل سنت مثل علی بالحاج الجزایری…. از ما دفاع كرد، این به‎خاطر روح مبارزه ضد صهیونیستی است.

جایگاه شخصیت‎های شیعی را در منطقه چگونه ارزیابی می‎كنید؟
در مصر رسانه‎های شیعه خیلی ضعیف است و در سال گذشته خیلی علیه ما و آقای دكتر احمدی‎نژاد تبلیغات كردند، ولی در نظرسنجی شخصیت‎های اول جهان عرب و جهان اسلام كه لیست بلندبالایی از شخصیت‎های كشورهای عربی را داده بودند، افرادی چون بشار اسد، عبدا… ‎بن عبدالعزیز، حسنی مبارك، محمودعباس و قذافی رهبران مقاومت فلسطین (اسم آقا «آیتاللهخامنه‎ای» را در هیچ لیستی نمی‎آورند، تحریم كرده‎اند). در این نظرسنجی سید حسن نصرا…، دكتر احمدی‎نژاد و خالد مشعل به ترتیب اول تا سوم بودند. همچنین یك سازمان آمریكایی در فلسطین، كرانه باختری و نوار غزه نظرسنجی‎ای انجام داد كه به كدام شخصیت اعتماد دارید و نظر دهنده می‎توانست بیش از یك نفر را در جا بنویسد. باز در این نظرسنجی لیست بلندبالایی از شخصیت‎های عربی نوشته شده بود. در كرانه باختری كه محمودعباس همه‎كاره است عبدا…‎بن عبدالعزیز از نظر مالی مساعدت‎های زیادی كرده است و خیلی به حزباللهو شخص دبیركل آن حمله شده است، نتیجه نظرسنجی چنین بود: سیدحسن نصرا… هشتادودو درصد، بشار اسد شصت‎وهفت درصد و عبدا…‎بن عبدالعزیز پنجاه‎وسه درصد.

نگاه شما به حوادث پس از انتخابات در ایران چیست؟
در حوادث پس از انتخابات ایران، تبلیغات سوء و گسترده در رسانه‎های عربی موجب شده بود كه دوستان ایران شدیدا نگران شوند. رمضان عبدا… (دبیركل جهاد اسلامی) خیلی نگران بود. پیكی پیش من فرستاده بود و این سؤال را داشت كه به آقا سید بگویید آیا از حوادث ایران نگران هست یا نه؟ گفتم بگویید من اصلا نگران نیستم، گفتند چرا؟ گفتم كسی كه آقا (آیت الله خامنه‎ای) را بشناسد نگران نمی‎شود. شما هم بدانید آینده بهتر از این خواهد بود. «عسی أن تكرهوا شیئا و هو خیر لكم». در رسانه‎های عربی تبلیغات شدیدی علیه ایران جریان داشت. اگر كسی چند دقیقه در مقابل شبكه‎هایی مثل العربیه می‎نشست فكر می‎كرد در ایران چه شده است و به زودی به هم می‎ریزد. روی این موضوع خیلی كار شده بود كه ایرانی‎ها دنبال زندگی خودشان هستند و شعار «اول ایران» را داده‎اند (برق تهران، آب آبادان و…) می‎خواستند بگویند آنان‎كه به آقای موسوی رأی دادند، اعتراض دارند كه ایران طرفدار فلسطین و لبنان باشد. بنابراین حضور مردمی در روز قدس آینده خیلی مهم است. تظاهرات بزرگ به دنیا ثابت می‎كند كه ایران عوض نشده است.

معروف است كه شما خاطرات فراوانی هم از همراهی با حضرت آیت ا… العظمی خامنه‎ای دارید. به آن‎ها هم اشاره‎ای می‎كنید؟
خیلی مسایل در گذشته داشتیم. اكثریت همه مسئولین یك نوع فكر می‎كردند و نظر می‎دادند و آقا هم نظر دیگری می‎داد. بعد می‎دیدیم نظری كه آقا داده‎اند صائب است و نتیجه‎بخش. من خیلی با حضرت آقا محشور بودهاللهمسایل زیادی دارد كه اگر بگویم تا صبح تمام نمی‎شوند، بعد از حادثه یازده سپتامبر آقا فرمودند: نگران نباشید. یازده سپتامبر شروع نزول آمریكا است. آمریكا به اوج خود رسیده است و آغاز نزول آن است. این‎ها از كجا است؟ این‎ها از هدایت الهی است. همیشه آقا به آینده خوش‎بین است. قدر آقا را بدانید. یكی از علمای شیعه مدینه آمده بودند و نگران بودند. به ایشان بعضی از مسایل را تعریف كردم و مسایلی درباره آقا گفتم و اطمینان دادم.
در جنگ تموز (جنگ سی‎وسه روزه)، تحلیل‎ها حاكی از یك جنگ محدود بود. فكر می‎كردند چند تا ساختمان را می‎زنند، حملات محدودی برای آزادی اسرا انجام می‎دهند و تمام می‎شود، لكن از روز دوم تهاجم وسیعی را آغاز كردند و تقریبا همه‎جا را زدند. در اتاق عملیات بودیم و مقابله می‎كردیم. وضعیتمان خوب بود، ولی چند نفر از دوستان از نظر روحی و عاطفی ناراحت بودند. آیا اسیر گرفتن امل باعث این تهاجم و جنگ شده است؟ این سؤال ذهنمان را آزار می‎داد و بچه‎ها را در فشار روحی قرار می‎داد. هرچند این مسئله در اصل اداره جنگ و مقاومت تأثیری نداشت. در این شرایط حساس بود كه پیام الهام بخش آقا، رسید: «این حمله از قبل تدارك دیده شده است. می‎خواستند در غفلت حزباللهتهاجم وسیع داشته باشند. همه‎جا را بزنند و بعد حمله زمینی بكنند و مسلط بشوند و شروط خود را تحمیل كنند. این‎هایی كه رفتند اسیر گرفتند، لطف خدا بود، این جنگ احزاب است «ستبلغ القلوب الحناجر» اگر به خدا توكل كنند و مقاومت كنند پیروزند به آقای سید حسن نصرا… بگویید پیروزید و اگر در این جنگ پیروز شوید قدرتی می‎شوید كه هیچ قدرتی در مقابلتان نمی‎ایستد. این را هم بگویید كه آن‎ها می‎خواستند حمله كنند. اسیر گرفتیم جنگ را جلو انداختند و آخرین سفارششان هم این بود كه به امام زمان (ع) توسل كنید.
این پیغام، بسیار الهام‎بخش بود. مشكل روحی و عاطفی ما را حل كرد. آن‎ را لطف الهی دانستیم و امیدوار به پیروزی شدیم. در سخنرانی‎ها هم گفتیم كه دشمن از قبل برنامه‎ریزی برای حمله داشته و می‎خواستند در پاییز حمله كنند و لكن بعد از حادثه اسیرگیری حمله را به تابستان آوردند، وقتی ما این حرف را زدیم، خیلی از تحلیل‎گران سیاسی جهان عرب آمدند آن را تأیید كردند. آقای حسین هیكل در حمایت از این حرف مصاحبه كرد و گفت من هم اطلاع داشتم و در تحلیل به آن رسیده بودم. روزنامه‎های معروف جهان عرب هم این تحلیل را واقع‎بینانه معرفی كردند. از سیاسیون لبنان افرادی مثل میشل عون هم آن ‎را تأیید كردند. اما یك چیز برای خود من سؤال بود كه آقا، این حرف را از كجا می‎دانسته و با چه دلیلی گفته است؟ بعد از جنگ، از طریق یكی از دوستان آن را از آقا پرسیدم. آیتاللهخامنه‎ای فرموده بودند اطلاعات خاصی در این‎باره نداشتم. به ذهنم خطور كرد. گفتم این الهام خدایی است كه به ذهن بنده‎اش جاری كرد.

  1. یک دوست
    28 سپتامبر 2009

    دوستانی تریبونی خیلی هم دلم نمی خواد این را منتشر کنید.
    من سید حسن نصر الله رو خیلی دوست دارم. حرف هاش هم خیلی جالبه. در مورد آقا هم راست می گه. ولی بی یاور موندن مولا علی (ع) رو هم یادمون نره. کربلا رو هم یادمون نره. همین حرف سید حسن رو نسبت به مولا امیرالمؤمنین (ع) هم می شه زد؟
    امید لازم است، اعتقاد به آینده روشن لازم است، ولی یادمان نرود خدا در عالم سیستم دارد. نکند خدای نکرده آن دوران ها تکرار بخواهد بشود.
    آن قدر که من می فهمم به پرشور بودن، بیش فعالیت سیاسی و من و ما باید سایت تریبون بزنیم و جبهه خودمون رو نجات بدیم و این چیزها کارها درست نمی شه (هرچند لازمه ولی اندازه اش)
    ببینید بنده خدا آقا چند ساله روی چی دست گذاشته؟ دغدغه های آقا خیلی بلند مدت تر از چیزهای سیاسی گذرا است. به نظر شما اینکه آقا می فرمان که کار علمی دانشگاه خیلی مهم است که یک روز هم هم تعطیل نشود لابد برای این است که خدای نکرده این سبزها فتنه درست نکنند. هان؟ اگر این هم باشه من دغدغه ایشان را بیشتر از این مطلب، همان کار علمی می بینیم. برای اینکه ایشان بلند نظر هستند. یک ماه و دو ماه را نگاه نمی کنند. ایشان از دید کسی نگاه می کنند که مسؤول آینده این انقلاب هستند. بگو بیست سال، بگو صد سال، بگو …. . ولی کارهای سیاسی چی؟
    اگر می خواهیم یار باشیم نیاز به بصیرت داریم. بفهمیم کجا هستیم و چه کاری مهم تر است. وسط میدان جنگ می شه هزار تا کار خوب بی ربط کرد. همه اش خوب است ولی اگر کسی احساس وظیفه می کند باید حواسش به میدان باشد. دیگه چند بار آقا باید بفرمایند نهضت نرم افزاری، ضعف علوم انسانی تدریسی، شناخت و تبیین شاخصه های پیشرفت از دیدگاه اسلام.
    یک غری به خودمون بزنم. می دونید چرا سراغ این کارها نمی رویم و با خبر خوندن، سایت زدن و خبر جمع کردن و سیاسی بودن حال می کنیم؟ شاید چون اون کارها که آقا می خوان سخته، فکر می خواد ولی این دومی فقط هیجان. نکنه ما هم به جای دنبال حرف ولی بودن دنبال مثبتات مد نظر خودمان باشیم که ارزشش غیر قابل مقاسیه است.
    این چیزی که ازش خیلی می ترسم اینه که نکنه ما هم یار نشیم. نکنه ما هم بشیم محب خالی ولی شیعه نشیم. نکنه ما هم …

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: