پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹
یکشنبه ۰۵ شهریور ۹۱ | ۱۱:۴۱

سوریه الجزیره را ساقط کرد!

حامد نعمت‎اللهی

پوشش وسیع رویداد‎های سوریه منابع مالی آن‎‌ها را شدیدا کاهش داده است. آگهی‎‎‌ها در ساعات اوج کاهش یافته یا حذف شده و در نتیجه درآمد‎‌ها کم شده است.


حامد نعمت‎اللهی – در حالی‎که جنگ داخلی در سوریه میان دو طرف به راه افتاده است، نبرد دیگری نیز در دنیای رسانه‎‎‌ها شکل گرفته است. العربیه و الجزیره دو شبکه مستقر در حوزه خلیج‎فارس که سردمدار ارائه اخبار عربی هستند، برای خنثی کردن تبلیغات نظام سوریه تلاش می‌‎کنند اما تحریف اخبار به بد‌ترین شکل ممکن را در دستور کار قرار داده‎اند. این غول‎‎‎های رسانه‎ای با هدف حمایت از شورشیان سوری استاندارد‎های روزنامه‎نگاری را زیر پا گذاشته و با کنار گذاشتن سیستم تعیین صحت و سقم اخبار و به ‎جای گزارش‎‎های متقن، به تماس گیرندگان نا‌شناس و ویدئو‎های نامشخص اتکا کرده‌اند.

الجزیره و العربیه با سرمایه خاندان سلطنتی قطر و سعودی تأسیس شده و نحوه پوشش اخبار سوریه، نشان دهنده پایبندی این دو شبکه به مواضع پشتیبانان آنهاست. پوشش وسیع رویداد‎های سوریه منابع مالی آن‎‌ها را شدیدا کاهش داده است. آگهی‎‎‌ها در ساعات اوج کاهش یافته یا حذف شده و در نتیجه درآمد‎‌ها کم شده است. به‎جای ارائه گزارش‎های باکیفیت، تنها به اخبار شهروند- خبرنگاران و گزارشات به اصطلاح «شاهدین» – و ویدئو‎‎هایی که در یوتیوب قرار دارد اکتفا شده است. در حالی‎که سی. ان. ان. در ماه نیم ساعت چنین تصاویری پخش می‌‎کند، اما در این شبکه‎‌ها، روزانه چند ساعت به این اخبار و تصاویر اختصاص دارد. تعجب‎آور نخواهد بود که هر کدام از این شبکه‎‎‌ها را روشن کنید و ببینید که ۲۰ دقیقه اول بخش خبری تنها با استناد به شورشیان سوری است که برخی از آن‎‌ها سوابق سیاهی دارند. برخی از آن‎‌ها در حالی با «اسکایپ» از رویداد‎‌ها گزارش می‌‎دهند که صد‎‌ها یا هزاران کیلومتر با سوریه فاصله دارند.

هنگامی که العربیه و الجزیره به‎صورت مستقیم درباره مسائل سوریه صحبت می‌‎کنند، نکات منفی شورشیان را نادیده گرفته و بر جنگ‎‎های مذهبی تأکید می‌‎کنند. یکی از نکات منفی پوشش این دو شبکه از رویداد‎های سوریه، دادن فرصت صحبت به عدنان النور – شیخ سنی افراطی- بود. وی درباره اقلیت علوی سوریه گفته بود که «باید آن‌ها را در چرخ گوشت انداخت و گوشت آن‎‌ها را به سگ‎‎‌ها داد.» جالب اینجاست که الجزیره وی را به‎عنوان «یکی از بزرگ‎‌ترین فعالان ضدخشونت علیه نظام سوریه» معرفی کرد.

هنگامی که پای منافع سیاسی به میان می‌‎آید، این شبکه‎‎های عربی بد‌ترین عملکرد را بر‎جای می‌‎گذارند. در اوایل ژوئیه سپهبد مناف طلاس –یکی از دوستان خانوادگی اسد و پسرِ وزیر سابق دفاع- به فرانسه فرار کرد. چند هفته بعد وی سکوت خود را در رسانه‎ای سعودی شکست و خود را چهره متحد‎کننده مخالفین در تبعید معرفی کرد.

به‎نظر می‌‎رسد که سناریوی فوق را الجزیره و العربیه نه تنها پسندیدند، بلکه حامی آن نیز هستند. هر دو شبکه فرار طلاس را بیش از حد پوشش دادند. اما پس از آن‎که وی صحبت‎‎های خود را به‎صورت اختصاصی با رسانه‎‎های سعودی از جمله العربیه و الشرق الاوسط مطرح کرد، الجزیره از وی روی برگرداند. العربیه فرارِ طلاس –که در زمان خروج هیچ مقامی نداشت- را «ضربه‎ای جدی» به قدرت نظامی سوریه دانست. مخالفت بسیاری از اعضای خانواده وی با نظام را یادآوری کردند اما نگفتند که طلال –عموی مناف- همچنان معاون وزیر دفاع است.
بدون تردید گزارش کردن از داخل سوریه خطرناک است. طبق اعلام «کمیته محافظت از خبرنگاران»، این کشور خطرناک‎‌ترین محل برای گزارشگران است. ۱۸ خبرنگار از نوامبر گذشته تاکنون جان خود را از دست داده‎اند.

اما این شبکه‎‌ها از این مشکل به‎عنوان بهانه‎ای برای اجتناب از اطلاع‎رسانی دقیق ماجرا‎هایی که با گفتمان مورد علاقه‎شان در تضاد است، استفاده می‌‎کنند. به‎عنوان نمونه در بسیاری از مقالات، اعتبار «دیده‎بان حقوق بشر سوریه» –گروه مخالف مستقر در لندن که بسیار مورد استناد قرار می‌‎گیرد- زیر سؤال رفته است. اما الجزیره و العربیه این موضوع را نادیده می‌‎گیرند. روزنامه‎‎های سراسر دنیا همچنین بر حضور گروه‎‎های تروریستی – از جمله القاعده- در میان جنگجویان مخالف نظام تمرکز کرده‎اند اما شبکه‎‎های تلویزیونی اصلی عربی به ندرت به آن پرداخته‎اند.

هر دو شبکه از «دوگانگی یاسر عرفات» نیز رنج می‌‎برند. رهبر فلسطینی عادت داشت که بر اساس مخاطبی که داشت، سخنرانی خود را تنظیم می‌‎کرد. گفتمان این تلویزیون‎‎‌ها نیز بستگی به زبان پخش آن‎‌ها دارد. به‎عنوان مثال سایت الجزیره انگلیسی به حضور جنگجویان القاعده در سوریه پرداخته است در حالی‎که در شبکه عربی‎زبان آن‎‌ها تقریبا نادیده گرفته شده‎اند. در نقطه مقابل، شبکه‎‎های عربی‎زبان دائما کارشناسانی را دعوت می‌‎کنند که به رد چنین ادعا‎هایی می‌‎پردازند.

الجزیره و العربیه تنها شبکه‎‎هایی نیستند که استاندارد‎های خبری خود را در موضوع سوریه زیر پا گذاشتند. سازمان‎‎های رسانه‎ای غربی نیز فریب خوردند. نمونه آن گاردین بود که به مطالب یک وبلاگ‎نویس همجنس‎باز دختر از دمشق استناد می‌‎کرد و بعد‎‌ها مشخص شد که مردی آمریکایی ساکن اسکاتلند بوده است. [به صفحه ۵۶ شماره ۹۶ پنجره مراجعه شود.] سردبیر «بی. بی. سی. نیوز» هم به‎دلیل احساساتی شدن در گزارش اولیه از قتل عام شهر حوله و نوشتنِ این جمله که «هیچ چیز از گزارش کردن آن چیزی که نمی‌‎دانیم، مهم‎‌تر نیست کاری که ما انجام می‌‎دهیم» مورد انتقاد قرار گرفت.

طرف دیگر ماجرا نیز به همین صورت است. رسانه‎‎های ایرانی هم از متحد بعثی خود دفاع کرده و مقالات زیادی در متهم کردن قطر به پشتیبانی از تروریسم و هم‎نوایی با اسراییل منتشر کرده‎اند. حملات این‎چنینی به دولت سعودی مسأله‎ای عادی محسوب می‌‎شود اما درباره قطر که بزرگ‎‌ترین میدان گازی دنیا را با ایران شریک است، پدیده جدیدی محسوب می‌‎شود. راشا تودِی – هم عربی و هم انگلیسی- نیز‌‌ همان روال رسانه‎‎های دولتی ایران را پی ‎گرفته و معترضان ضدحکومت را تروریست و شبه‎نظامی نامیده و از کشتار رژیم چشم پوشیده است. راشیا تودِی نیز مانند ایران به قطر حمله کرده و آن‎‌ها را به «بازی مطابق با سیاست‎‎های واشنگتن در منطقه» متهم کرده است.
اما بازنده اصلی در این عرصه الجزیره است؛ شبکه‎ای که در سال گذشته در اوج قیام‎‎های عربی توسط ده‎‎‌ها میلیون بیننده عربی دیده می‌‎شد، اما امروز تنها سایه‎ای از خودش بر‎جای گذاشته است. پس از این‎که ماه گذشته درباره جانب‎داری این تلویزیون از اخوان‎المسلمین مصر نوشتم، شش هفت نفر از کارمندان شبکه با ارسال ایمیل‎هایی حرفم را تأیید کردند.

الجزیره همین تاکتیک‎‎‌ها را درباره پوشش شاخه سوری اخوان‎المسلمین –که بخشی از جنبش مخالفین است- اعمال می‌‎کند. الجزیره عربی پیش از این احمد ابراهیم – برادر انَس العبده که یکی از اعضای شورای ملی سوریه با اکثریت اخوانی‎هاست- را به‎عنوان مسئول بخش سوریه انتخاب کرده بود. ابراهیم برای این‎که نسبت او‎ با بردارش فاش نشود، از اسم مستعار استفاده می‌‎کند. طبقه گفته کسانی که از مسائل داخلی الجزیره خبردار هستند، رابطه فوق باعث شده است که کار‌شناسان موافق با اخوان به‎صورت مکرر دعوت شوند.

خوشبختانه انتقاد از پوشش جانبدارانه الجزیره و العربیه روز به روز افزایش یافته است. فادی سالم، محقق رسانه‎ای مستقر در دوبی، این دو شبکه را متهم کرده است که پول زیادی به تماس گیرندگان نا‌شناس با اطلاعاتی اندک درباره سوریه می‌‎دهند و از ویدئو‎های یوتیوب به‎عنوان تصاویری از نقاط مختلف سوریه استفاده می‌‎کنند. سالم می‌‎گوید: «بسیاری از شخصیت‎‎های مخالف [که در داخل سوریه هستند] اما مو به مو با سیاست خارجی سعودی و قطری موافق نیستند، جایی در این دو شبکه ندارند.

بخش زیادی از مخاطبین دو شبکه که از خشونت نظام سوریه ترسانده شده‎اند، به این نتیجه رسیده‎اند نبردی میان خیر و شر مطلق است. از منظر دولت‎های سعودی و قطر، سرنوشت سوریه مستقیما در آینده سیاسی آن‎‌ها نقش دارد و آن‎‌ها به دلایل شخصی یا راهبردی خواستار سقوط نظام سوریه هستد. تغییر فوق از چنان اهمیتی برخوردار است که نباید بگذاریم توسط رسانه‎‎هایی شکل بگیرد که تنها از دیدگاه منافع خود به آن می‌‎نگرند

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: