شنبه 17 جولای 10 | 11:21

حرف مگو همچنان باقی است

به‎خاطر ساخت آن فیلم به امارات ممنوع‎الورود شدم و در داخل هم تا یک سال دادگاه می‎رفتم، ولی این مسئله حل نشده باقی ماند.


روزنامه نیویورک تایمز با تیتر درشت در صفحه اول خود از مسعود ده‎نمکی با عنوان مایکل مور ایران نام برد. این زمانی بود که فیلم مستند «فقر و فحشا» توسط مسعود ده‎نمکی ساخته شده بود.

فقر و فحشا اگرچه مجوز اکران نگرفت و هیچ‎گاه به‎صورت رسمی پخش نشد، اما در همان زمانی که توسط مسعود ده‎نمکی ساخته شد، سر و صدای فراوانی را به راه انداخت و خیلی‎‎ها از طریق شبکه زیرزمینی توزیع فیلم، توانستند این فیلم را ببینند.


ده‎نمکی درباره پشت پرده ساخت و مسایل و مصایب بعد از آن می‎گوید:

«در ماه‎‎های اولیه سال 80 تحقیقاتی را در رابطه با موضوع عدالت شروع کردم. گفتمان عدالت در آن زمان، گفتمان غالبی نبود و به‎جز رهبری و چند نشریه این موضوع را مطرح و پیگیری نمی‎کردند و من با توجه به این‎که توقع حضرت امام از هنر متعهد این است که بیانگر جنگ بین فقر و غنا و دفاع از مظلوم باشد، سراغ این موضوع رفتم.

به‎نوعی می‎توان گفت آن روز‎ها کمتر کسی وارد مصادیق این موضوع می‎شد، شاید به‎خاطر این‎که هزینه داشت، ولی به کلیات می‎پرداختند و در کنار آن کیک چند تنی برای میلاد امیرالمؤمنین درست می‎کردند و مراسم‎‎های زیادی برپا می‎داشتند. کار پژوهشی من در ابتدا بُعد داخلی داشت و حدود یک سال فضای داخلی کشور را بررسی کردم و همان‎طور که در نهج‎البلاغه و روایات آمده است که «کادَ الفقرُ أن یَکونَ کُفرا» و موارد تحقیقاتی خودم، همه ایجاب می‎کرد به این نتیجه رسیدم که فقر علت‎العلل بسیاری از مفاسد در کشور ماست.

در ضمن تحقیقات به مسئله امارات و زنان ایرانی در آن‎جا رسیدم که البته آن موقع قاچاق انسان به‎صورت سازماندهی شده به امارات مطرح بود، اما با بررسی‎‎هایی که من داشتم، به این رسیدم که در ایران به شکل سازمان‎دهی شده نبود و این طور نبود که آدم‎‎ها را به شکل مخفیانه از مرز عبور دهند، بلکه زنان در قالب توریست به امارات می‎رفتند و در آن‎جا توسط سرشاخه‎‎ها شناسایی می‎شدند و متأسفانه دختران را برای شیوخ امارات می‎بردند و بعد از آن به کاباره‎‎ها انتقال داده می‎شدند. در آن زمان در حالی‎که دختران روسپی از کشور‎های مختلف آسیایی وجود داشتند، تعصب خاص شیخ‎نشین‎‎ها این بود که دختران ایرانی را مورد تعرض قرار دهند تا بتوانند غرور ایرانی‎‎ها را بشکنند.
بخشی از تحقیقات من در دبی انجام شد و مستندات زیادی جمع‎آوری شد، اما به هرحال این کار، حرکت روی لبه تیغ بود و به‎خاطر مسایل شرعی و عرفی، نمی‎شد همه مسایل را نشان داد، اما سعی کردم مشاهدات خود را به‎صورت نریشن با صدای خودم بگویم یا برخی از حقایق را از زبان قربانیان انتقال دهم.
آن‎موقع یادم می‎آید که روزنامه شرق با من مصاحبه‎ای کرد و من گفتم که دارم درباره چنین موضوعی فیلم می‎سازم، اما این روزنامه مصاحبه من را منتشر نکرد و پس از چند روز مطلبی را با عنوان حراج انسان در فُجیره منتشر کردند که آن‎موقع دولت وقت به‎شدت تکذیب کرد و عنوان کرد که اصلا چنین چیزی وجود ندارد.
من فیلم خودم را ساختم اما جلوی آن را گرفتند؛ در حالی‎که رسانه‎‎ها درباره آن مطالب زیادی نوشتند، اما به‎نظر من این پدیده کم نشد که بیشتر هم شده بود.
جالب این‎جا بود که بیشترین واکنش نسبت به فیلم فقر و فحشا را خود اماراتی‎‎ها نشان دادند. من به‎خاطر ساخت آن فیلم به امارات ممنوع‎الورود شدم و در داخل هم تا یک سال دادگاه می‎رفتم، ولی این مسئله حل نشده باقی ماند.

این فیلم برای دیدن عموم مردم ساخته شد، اما مسئولین آن وقت از این می‎ترسیدند که برداشت جناحی شود و دولت اصلاح‎طلب زیر سئوال برود؛ در حالی‎که رییس دولت وقت در نامه‎ای که برای وزیر ارشاد نوشته بود و رونوشت آن را هم به من دادند، اشاره کرده بود که این فیلم، صادقانه ساخته شده و نگاه سیاسی و جناحی به مسئله ندارد، اما به‎هرحال نوشتن این نامه هم دردی را دوا نکرد و فیلم فقر و فحشا مجوز پخش نگرفت.
پس از آن هم من کتابی را با مجوز ارشاد درباره نامه‎‎ها و ماجرای ساخت این فیلم تهیه کردم که پس از چاپ و قبل از پخش، در اوایل دولت نهم توقیف شد و قرار شد این کتاب نیز فقط در اختیار خواص قرار بگیرد.

اما به هرحال این حرف مگو همچنان باقی است و حتی برای ساخت بخشی از مجموعه دارا و ندار که می‎خواستیم به دبی برویم، بازهم بعد از گذشت نزدیک به 10 سال، اجازه ورود به کشور امارات را ندادند.

من هنوز اعتقاد دارم این افراد قربانیانی هستند که بخشی از آن‎‎ها به دلیل تغییر الگوی مصرف در جامعه، احساس فقر کردند و در نهایت مجبور شدند دست به چنین کاری بزنند. من با عنوان فقر و فحشا و طرح مسئله ویژه این زنان در دبی، این طبقه‎بندی را قبول دارم که فردی که کاملا فقیر است و نان شب ندارد، توانایی دبی رفتن را ندارد. این افراد برای از یک زندگی ساده به یک زندگی رفاهی رسیدن و تغيیر ذائقه‎‎ها و خواسته‎های‎شان و برخی حتی برای پرداختن شهریه دانشگاه، به چنین مسیری کشیده شدند.»

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: