چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸
یکشنبه ۰۲ مهر ۹۱ | ۰۹:۲۹

شعر: زرد آمده‌ایم و سرخ بر می‌گردیم

شاعر: هادی فردوسی

ما گرد مداری از خطر می‌گردیم / تا صبح به دنبال سحر می‌گردیم / سوگند به لاله‌ها، که همچون خورشید / زرد آمده‌ایم و سرخ بر می‌گردیم


هادی فردوسی

می‌رویم و سبز می‌شوم اما سرخ

مانند غروب زخمی دریا سرخ
مانند بهار در شقایق‌ها سرخ
یک روز شبیه غنچه در بارش نور
می‌رویم و سبز می‌شوم اما سرخ

***

رفتند، ولی ادامه دارند هنوز

از زخم، شناسنامه دارند هنوز
در مسجد خون اقامه دارند هنوز
آنان همه از تبار باران بودند
رفتند، ولی ادامه دارند هنوز

***

محدوده صبح را معین کردند

پیراهنی از ستاره بر تن کردند
دل را به امید کوچ روشن کردند
آنجا که شب از رود خروشان تر بود
محدوده صبح را معین کردند

***

زرد آمده‌ایم و سرخ بر می‌گردیم

ما گرد مداری از خطر می‌گردیم
تا صبح به دنبال سحر می‌گردیم
سوگند به لاله‌ها، که همچون خورشید
زرد آمده‌ایم و سرخ بر می‌گردیم

***

یک روز بهار می‌شود با یک گل

شهر آینه دار می شود با یک گل
پروانه تبار می شود با یک گل
گفتند نمی شود ولی می بینند
یکروز بهار می شود با یک گل

***

هرجا که نشسته‌ایم برمی خیزیم

عهدیست که بسته ایم برمی خیزیم
با اینکه شکسته ایم برمی خیزیم
هروقت که نام عشق را می خوانند
هرجا که نشسته ایم برمی خیزیم

***

با هر قلمی که می‌نویسم سرخ است

خون بسته سرم تمام گیسم سرخ است
می گریم و چشم های خیسم سرخ است
هرچند که سبز رفته ای نامت را
با هرقلمی که می نویسم سرخ است

***

تابوت سبک ولی غمت سنگین بود

سرتاسر شهر با تو عطرآگین بود
لبخند تمام کوچه ها غمگین بود
آنروز که بردوش ترا می بردیم
تابوت سبک ولی غمت سنگین بود

***

گل رفته ولی گلاب باقی مانده است

یک ذر‌ّه از آفتاب باقی مانده است
در جام کمی شراب باقی مانده است
هر قطرة خون به قاصدکها می‌گفت
گل رفته ولی گلاب باقی مانده است

***

زیبایی زندگی به مرگی سرخ است

پاییز حدیث کوچ برگی سرخ است
خندیدن گل زیر تگرگی سرخ است
بر لاله چرا کفن بپوشم، وقتی
زیبایی زندگی به مرگی سرخ است

***

در رویش تشنگی به پیشانی خاک

بر قلب سراب زخم‌کاری زد آب
جاری شد و لبخند بهاری زد آب
در رویش تشنگی به پیشانی خاک
صد بوسه برای یادگاری زد آب

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: