جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
یکشنبه ۰۲ مهر ۹۱ | ۱۸:۱۵

«دسته سوم» در جنگ فرهنگی

هادی فیروزمندی

در روزهایی که عده‌ای عمل‌شان ساختِ فیلم‌های موهن علیه اعتقاداتِ‌مان است، عکس‌العمل‌های واحد در عرصه‌ی جنگِ هوشمندانه‌ی فرهنگیِ دشمن پاسخگوی نیازمان نیست. باید قبول کرد که جنگِ فرهنگی، ابزارِ فرهنگی می‌طلبد


تریبون مستضعفین-هادی فیروزمندی

هر عملی، عکس‌العملی دارد. بعضی‌ها عکس‌العمل واحدی به هر عملی نشان می‌دهند. فرقی هم نمی‌کند که آن عمل چه باشد، یا چرا و چگونه رخ داده است. درواقع فارغ از جنبه‌های ایجاد آن عمل، سریع به سراغ عکس‌العملش می‌روند. در این افراد بعضا عکس‌العمل نقش پررنگ‌تری از عمل دارد. آدم‌های عصبانی معمولا از این دسته‌اند، کسانی که اندیشه را می‌گذارند برای بعد از عکس‌العمل. برخی هم اصولا عکس‌العملی خنثی دارند. یعنی به هر عملی واکنشی به نام «بی‌تفاوتی» نشان می‌دهند. فرقی نمی‌کند چه عملی، مهم این است که این طور، کار هم برای خودشان راحت‌تر می‌شود و هم برای دیگرانی که در انتظار عکس‌العمل آنان‌اند. عده‌ای اما بیزارند از یکنواختیِ عکس‌العمل‌ها. و عکس‌العملی متناسب با هر عمل به آن نشان می‌دهند. عده‌ای که دوست دارند اندیشه را سهیم کنند در واکنش‌ها. من مایلم این‌ها را «دسته سوم» بنامند.

«حسام‌الدین مطهری‌منش» نویسنده و سردبیر «خانه کتاب اشا» در تاریخ 31 شهریور داستان کوتاهی را با عنوان «ساعت‌هایِ آخر جنگ» در وبلاگش منتشر کرد و از چیزی به نام جنگِ فرهنگی با ابزار فرهنگ حرف به میان آورد. در توضیح ابتدای داستان آمده است:

«این داستان را در یک نشست و همین امروز صبح نوشته‌‌ام. و پس از آن هم دستی در آن نبرده‌ام. پیش از هر چیز خواستم آزمون و خطا کنم و نشان دهم که می‌شود به جایِ پرچم آتش زدن و از دیوارِ سفارت بالا رفتن، داستان نوشت و فیلم ساخت و جنگِ فرهنگی را با ابزارِ فرهنگ پیش بُرد. و خواستم بگویم چه‌قدر در این فضا داستان کم داریم. شاید این آزمون، کسانی را که بهتر از من می‌نویسند به نوشتن درباره رویاروییِ ایمان و کُفر ترغیب کند. و شاید بسیاری هم بگویند فلانی جنگ‌طلبِ بی‌کله‌ای است که داستان می‌نویسد.»

روی سخن من اما در اینجا نه شخصیت‌پردازی، نه فضاسازی، نه روان‌شناسی و نه بُعد جامعه‌شناسی داستان است. برای این نوشتار همین بس که طرح موضوع جنگِ فرهنگی با ابزارِ فرهنگ به عنوان ایده اصلی نویسنده در خلق داستان ستودنی است. در این سال‌ها نمونه‌ی فرهنگ‌سازی دولتی نگاهی را بر اذاهان مردم حاکم کرده است، که سعی می‌کند به هر عملی عکس‌العمل واحدی را نشان دهد؛ عکس العملی با ابزار غیرفرهنگی!

همین نگاه است که باعث شده با گذشتِ بیش از سه دهه از انقلاب، هنوز محصولِ فرهنگی نابی برای عرضه در این بستر نداشته باشیم. در روزهایی که عده‌ای عمل‌شان ساخت فیلم‌های موهن علیه اعتقاداتمان است، عکس‌العمل‌های واحد در عرصه‌ی جنگ هوشمندانه‌ی فرهنگیِ دشمن پاسخگوی نیازمان نیست. باید قبول کرد که جنگ فرهنگی، ابزارِ فرهنگی می‌طلبد؛ و «دسته سوم» در جنگِ فرهنگی یعنی همین تفکر.

می‌توانید متن داستان را از اینجا بخوانید.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: