یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹
چهارشنبه ۲۹ مهر ۸۸ | ۱۴:۳۳

کرکس، طوطی نمی‌شود

کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند / راهی ندارد این دغل در حلقه ی طاووسها / فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل / افتاده ای امروز اگر بر چهره ی جاسوسها / این رنگ احیا می شود ، شیاد رسوا می شود / می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها


بانوی سبزها!

بانوی سبزها!

دادم ز کف چندی تو را با آه و با افسوسها
رفتی به یغما ناگهان با خدعه ی سالوسها

ای رنگ خوب و نازنین گشتی چرا چندی عجین
با جلبک و گلسنگها با حمله ی ویروسها

کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند
راهی ندارد این دغل در حلقه ی طاووسها

فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل
افتاده ای امروز اگر بر چهره ی جاسوسها

این رنگ احیا می شود ، شیاد رسوا می شود
می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها

بنگر نقاب ننگ را ، لبخند پر نیرنگ را
بر چهره ی شیادها بر روی اختاپوسها

این روزها آید به سر ، بیرق شوی بار دگر
گر اجنبی بندد تو را با حیله بر ناقوسها

ای سبز من قدیس من ، زیباترین تندیس من
وا می کنم روزی تو را از دست بی ناموسها

این بیت هم برای بعضیا

ای بی وطن، حرمت شکن ، پاسخ شنواینک ز من
یک قافیه داری طلب با نقطه چین و …یوسها

شاعر: حنظله کرمانشاهی

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: