چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
دوشنبه ۰۱ تیر ۸۸ | ۰۰:۵۰

ديكتاتوري مدرن!

جمع فرماندهان پشت پرده به این جمع‌بندی رسیده‌اند که با حضور مقتدرانه و پر شور ملت و رهبری داهیانه مقام شامخ ولایت، طراحی‌های پیچیده آنها و حامیان خارجی‌شان با شکست روبه‌رو شده و خواهد شد، از این رو قصد دارند تا پس از یک سری رفتارهای انتحاری نظیر متهم کردن نظام به دیکتاتوری و خودکامگی با اعلام آتش‌بس به طرفداران خود آرامش مصنوعی در کشور حاکم کنند تا در پی آن و …


آشوب گران چه کسانی هستند؟

به گزارش تریبون مستضعفین، فرزندی در دوره حیات پدر، بسیار فخر می‌فروخت بر سایر برادران و خواهران که پدر مرا بیشتر دوست می‌دارد و اصلاً لحظه‌ای بی‌من نتواند ماندن. تا آنجا که محبت پدر بر سایرین را هم جعلی و دروغ می‌نامید و می‌پنداشت آنچه می‌بیند سراسر خیال است. روزگار سپری شد و پدر به سرانجام رسید و سر بر بالین خاک نهاد و هنگام‌ رسید به تقسیم مانده پدر. امینی از اهالی شهر مهر از وصیت پدر گشود و خواند آنچه را پدر به ارث نهاده بود برای فرزندان. خواندن وصیت که به پایان رسید معلوم شد پدر برای پسر مدعی چیزی ننهاده است و از ماترک پدر، همه به سایر فرزندان و کارهای خیر رسیده است. پسرک مدعی مات و مبهوت میان دایره وامانده بود که چه کند و این شد که نخست بر معتمد شهر حمله برد که در وصیت پدر خیانت کرده است و پس از آنکه متن وصیت بر او عریان شد، دست نوشت پدر را جعلی خواند و آنگاه که سایر فرزندان بر صحت خط پدر گواه شدند‌ داد برآورد که مگر می‌شود پدری که در تمام دوران زندگی سراسر محبت و دوستی بر من روا داشته، حال اینگونه کند در وقت تقسیم ارث! پسرک آن هنگام که اوضاع را اینگونه دید پس از لختی صبر و تفکر، لب به سخن گشود که حکایت دوستی من و پدر، از قسم معنوی بوده است و پدر برای آنکه ضربه‌ای به این پیوند معنوی وارد نشود ارثی از مادیات دنیا برای من نگذاشت تا دوستی‌مان ابدی بماند. و اما حکایت این روزهای ایران ما هم قدری شبیه به ماجرای این پدر و پسر است. پسرکی که می‌پنداشت ملت او را دوست می‌دارد اما آرای مردم حکایت از محبت به دیگری داشت…

فارغ از اینکه چه روندی برای زیر سوال بردن اصل انتخابات و در پی آن نتایج حاصل از آن قبل از انتخابات طراحی شده بود و این طراحی از سوی چه کسانی مدیریت می‌شد، بررسی آنچه امروز بر جامعه ایران می‌گذرد راهکاری است ساده که می‌تواند گره‌گشای بسیاری از خلأهای ذهنی مردم از یک‌سو و از سوی دیگر چراغی باشد در تاریکی که فرماندهان پشت پرده در آن تنفس می‌کنند.

 اول- راننده آژانس موسپید بود و چهره‌اش حکایت از گذران عمر داشت. ساعتی پس از پایان یکی از اغتشاشات روزهای گذشته تهران نزدیک به ساعت 9 شب با او همسفر بودم تا خانه. وقتی از خیابان‌های بهم‌ریخته تهران می‌گذشتیم مرد آهی کشید و سر صحبت را باز کرد و فرصتی شد تا مقصد که درباره آنچه این روزها بر تهران می‌گذرد همکلام شویم. راننده آژانس هنگام پیروزی انقلاب 17- 16 سال داشت و پس از پیروزی،با آغاز فعالیت‌های کمیته‌های انقلاب به جمع آنها پیوسته بود، پس از تشکیل بسیج لباس خاکی پوشیده بود و بعد از آن هم افتخار حضور در جبهه‌های حق علیه باطل در لباس سربازی. بعد از پایان جنگ در وزارت دفاع مشغول به کار شده بود و آخرین کار دولتی آن حضور در شهرداری تهران بود. مرد می‌گفت احمدی‌نژاد که به شهرداری آمد دستور بازخریدمان را صادر کرد و به همین خاطر هم که بود، باید در انتخابات به او رای نمی‌دادم اما من به همراه 20 نفر از اقوام نزدیک در انتخابات شرکت کردیم و از این جمع، 18 نفر از جمله خود من، به احمدی‌نژاد رای دادیم و فقط دختر خودم و یکی از برادرزاده‌هایم به مهندس موسوی رای دادند. از راننده درباره اوضاع کاسبی این روزهایش می‌پرسم و او گلایه می‌کند از تجمعاتی که عرصه فعالیت‌های عمومی مردم را مخدوش کرده است. اما مرد تحلیل جالبی از اوضاع این روزها دارد. راننده آژانس مردم حاضر در اردوکشی‌های اخیر را به سه دسته تقسیم می‌کند و تاکید دارد که این دسته‌بندی حاصل یک عمر تجربه است؛ تجربه‌هایی که در 30 سال گذشته شخصاً همه آنها را تجربه کرده است. راننده، دسته اول را کسانی می‌داند که می‌خواهند بدون هیچ قید‌وبندی زندگی کنند و مظهر این بی‌بندوباری را در برداشتن حجاب می‌دانند. مرد این گروه طرفدار آقای موسوی را عده‌ای خیالباف می‌داند که خیال می‌کنند با روی کار آمدن موسوی به آزادی بی‌قید و شرط می‌رسند. اما استدلال مرد برای این خیالبافی جذاب است: «خوب به یاد دارم تا 2 سال اول دولت آقای موسوی هنوز هم برخی کراوات می‌زدند و آستین کوتاه می‌پوشیدند اما با استقرار مهندس موسوی، دولت در بخشنامه‌ای ورود افراد آستین کوتاه به ادارات دولتی را ممنوع کرد و برای خانم‌ها هم لباس متحدالشکل در نظر گرفت!» راننده آژانس، دسته دوم طرفداران موسوی را برخی جوانانی می‌داند که تحت تاثیر القائات مخالفان نظام دچار این احساس شده‌اند که دولت و نظام همواره در حق آنها ظلم کرده و با حمایت از موسوی و راهپیمایی خیابانی می‌توانند از حق خود دفاع کنند. مرد اما به این گروه توصیه می‌کند قدری به دوران مهندس موسوی و برخی حامیان وی مراجعه کنند تا ببینند در دوره زمامداری آنها بر جوانان چه گذشته است و به اسم دفاع ازآنها چقدر از این قشر سوء‌استفاده شده و پس از آن هم چه زیان‌های مادی و معنوی‌ای بر آنها روا داشته شده است. مرد، دسته‌ سوم مدعیان امروز حمایت از آقای موسوی را بخشی از قشر مذهبی می‌دانست که با نگاه به گذشته میرحسین از وی حمایت می‌کردند و درباره استدلال‌هایی که برای‌شان می‌شد ناظر بر تغییر رفتار و منش مهندس موسوی سکوت می‌کردند و فقط با تکیه بر گذشته به وی رای دادند. راننده اما معتقد بود که اغلب این گروه پس از موضع‌گیری اخیر موسوی و حمایت‌های مخالفان داخلی و خارجی نظام از وی، یا در قبال این رفتارهای موسوی سکوت کرده یا راه خود را از راه کج موسوی جدا کرده‌اند. نزدیک پل امیر بهادر در خیابان ولیعصر(عج) هستیم و در انتهای مسیر همسفری و راننده آژانس حرف‌هایش را اینگونه تمام می‌کند: «پسرم! مشکل این آقایان انتخابات نیست. اینها با اصل نظام مخالفند. اصلا موضوع مورد مناقشه این روزها انتخابات و پیروزی احمدی‌نژاد نیست، اینها از رای مردم به نظام و حمایت‌شان از رهبری عصبانی‌اند. پسرم! اینهایی که امروز از اغتشاشگران حمایت مالی می‌کنند همان‌هایی هستند که احمدی‌نژاد دستانشان را از بیت‌المال قطع کرد».

دوم- رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه تاریخی آدینه آخر خردادماه با اشاره به حضور جریانی در هدایت اغتشاش‌ها و راهپیمایی‌ها‌ متذکر شدند که در صورت ادامه این روند دوباره با مردم سخن خواهند گفت و فرماندهان پشت پرده آشفتگی‌های اجتماعی اخیر را معرفی خواهند کرد. با نگاهی دقیق‌تر می‌توان ماجراهای اخیر تهران را با ترسیم یک پنج‌ضلعی تحلیل و بررسی کرد. شناخت اضلاع این پنج‌ضلعی و نوع رابطه آنها با یکدیگر می‌تواند چراغ‌راهی باشد برای طراحی نوع برخورد در مقابله با آنچه که می‌توان از طراحی آشوب علیه نظام و قرار دادن مردم در برابر مردم نام برد. بازی در ضلع نخست این پنج‌ضلعی بر عهده موسوی و برخی طرفداران وی گذاشته شده است. با توجه به اینکه در انتخابات اخیر آرای مهندس موسوی در شهر تهران برتری نسبی بر آرای رئیس‌جمهور برگزیده داشت و تجمعات روزهای نخست هفته گذشته نشان از استقبال عمومی گروهی فرصت‌طلب در کنار راهپیمایی‌های طرفداران آقای موسوی داشت، تصمیم بر این شد که طرح فشار خیابانی علیه نظام بر عهده این گروه گذاشته شود و تاکید شده که شخص مهندس موسوی ضمن تشویق این گروه برای حضور در خیابان‌ها در تجمعات آنها نیز حاضر شود. انجام وظیفه در ضلع دوم این پنج‌ضلعی، بر عهده آقای کروبی و اطرافیانش گذاشته شده است. در طراحی جدید بحث انعکاس و شانتاژ رسانه‌ای اقدامات گروه‌های معترض و هوادارانشان از یک سو و از سوی دیگر هدایت و راهبری آنها به رسانه‌ای تحت‌نظر آقای کروبی و حامیانش سپرده شده است. در فاز جدید آشوب‌ها اطرافیان مهندس موسوی از مصاحبه و اظهارنظر در رسانه‌های خارجی منع و این وظیفه به حامیان کروبی سپرده شده است تا با حضور مستمر و صحبت با رسانه‌هایی نظیر BBC فارسی، ضمن هدایت و تهییج معترضان خط فشار به نظام از سوی این رسانه‌ها را تقویت کنند. در ضلع سوم این پازل پنج‌ضلعی، برخی رسانه‌های داخلی و خارجی وابسته به جریانات و گروه‌های خاص حضور دارند. اغلب این رسانه‌ها بویژه دسته خارجی آنها تا پیش از انتخابات با درخواست از مردم برای شرکت در انتخابات و رای به آقای موسوی قصد داشتند تا بر نتایج آرا تاثیر مستقیم بگذارند. البته این روند پس از اعلام نتایج به سمت القای تقلب و تخلف در انتخابات و پس از آن حمایت و هدایت آشوب‌های خیابانی تغییر مسیر داد اما در طراحی‌های جدید این رسانه‌ها ضمن حفظ ارتباط موثر و مستمر با عناصرشان در داخل و ادامه انعکاس آشوب‌ها و راهپیمایی‌ها موظف شده‌اند تا ضمن انعکاس مواضع مسؤولان و دولت‌های غربی علیه جمهوری اسلامی سعی در القای نوعی اجماع جهانی علیه دولت و نظام جمهوری اسلامی بکنند. اما در ضلع چهارم این طراحی تازه، «پسر خوب انتخابات» اخیر قرار گرفته است. فردی که در تمام دوران رقابت‌ها و پس از آن سعی کرد چهره‌ای موجه، قانونمند و آرام از خود نشان دهد. محسن رضایی در ضلع چهارم این پروژه به عنوان نیرویی داخل نظام از یک سو سعی دارد با فشار به وزارت کشور و شورای نگهبان، آنها را به موضع انفعال بکشاند و از سوی دیگر نماینده دو نامزد غایب در این اعتراضات باشد. گوشه‌هایی از این رفتارهای تازه را می‌توان در موضع‌گیری رضایی در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری از یک سو و در بیانیه‌های اخیرش مشاهده کرد. محسن رضایی از سوی دیگر می‌خواهد نمایندگی آن دسته از طرفداران معتقد به نظام را که از موسوی بریده‌اند بر عهده بگیرد. ضمن آنکه با اظهاراتش فضای تعارضات اخیر را از یک جریان دوقطبی به جدالی سه قطبی بکشاند. اما در ضلع پنجم وآخر: این پازل پنج ضلعی، فرماندهان پشت پرده قرار دارند؛ گروهی که هرچند در بسیاری از رسانه‌ها ردپای آنها در اغتشاشات اخیر به‌وضوح دیده می‌شود اما بنا به مصلحت‌هایی هنوز نامی از آنها به میان نیامده است. گروهی که در سکوتی عجیب و با برگزاری جلسات متعدد با سایر اضلاع این پروژه، به تعبیر رهبر انقلاب فرماندهی اغتشاشات اخیر را بر عهده دارند. گروهی که برخی از اعضای موثر آن در ماه‌های قبل از انتخابات با حضور در یکی از کشورهای آفریقایی و پس از آن ترکیه، طرح اولیه جنگ روانی علیه نظام را با سران دموکرات آمریکا

هماهنگ کردند. اتفاقات ‌ تهران بویژه عکس‌العمل‌های عده‌ای خاص به بیانات رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه و انتشار بیانیه‌های هتاکانه علیه نظام بخشی از خروجی‌های تازه این پروژه

پنج ضلعی است که در روزهای آینده برخی دیگر از اقدامات آنها برای ملت نمایان خواهد شد؛ اقداماتی كه به نوعی تداعی‌كننده نوعی تازه از استبداد است؛دیكتاتوری مدرن!

سوم- پس از حضور محسن رضایی در گفت‌وگوی ویژه خبری به عنوان کاندیدای انتخابات دهم ریاست‌جمهوری البته در لباس دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و سخنگوی فردی خاص و اظهاراتش علیه وزارت کشور و شورای نگهبان با ادامه این روند، این بارعلی لاریجانی باز هم در گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دو حضور یافت و با تکرار تلویحی و بدون منطق اتهامات مخالفان علیه دولت و شورای نگهبان، پا را فراتر گذاشته و از جایگاه ریاست قوه مقننه از تجمعات غیرقانونی اخیر حمایت کرده و از نظام خواست تا شنوای حرف این گروه باشد، البته لاریجانی که در بخشی از اظهارات جالب توجهش از صدا‌و‌سیما خواست تا صدای مخالفان را هم پوشش دهد ، نگفت كه نظرات جدیدش درباره رسانه تحت امرش در سال‌های 75 و 76 از چه وقت شکل گرفته است! رسانه‌ای که برخی سیاسیون دو جناح از آن به عنوان مهم‌ترین عامل شکست ناطق‌نوری در افکار عمومی انتخابات ریاست‌جمهوری 76 و اجماع « نه به ناطق» یاد می‌کنند. و لاریجانی توضیح نداد که هنگامی که از این مخالفان دعوت به گفت‌وگوی زنده تلویزیونی می‌شود به علت نداشتن هیچ ادله‌ای حاضر به گفت‌وگو نمی‌شوند یا وقتی که شورای نگهبان آنها را دعوت می‌کند از جلسه فرار می‌کنند. توصیه‌های ایشان قاعدتا باید متوجه مخالفان باشد که منطق‌ ارائه کنند. به هر حال، به نظر می‌رسد خط حمله به شورای نگهبان و فقهای آن که از سوی برخی نمایندگان مجلس در کنار کاندیداهای معترض انجام می‌شود از یک سو و از سوی دیگر مطرح کردن ایده تبدیل شدن رسانه ملی به صدای مخالفان بی منطق، آغازی ‌باشد برای فاز تازه هجوم علیه نظام تا در کنار این خط آتش‌تهیه، برخی بتوانند دوباره طرح دولت ائتلافی را مطرح کنند و به نوعی از آبی که خود گل‌آلود کرده‌اند ماهی خودشان را بگیرند؛ ایده‌ای که سرانجام آن چند ماه قبل از انتخابات در محافل خبری برخی دوستان با عنوان «لبنانیزه کردن ایران» عملیاتی شده بود.

چهارم- دیگر اینکه جمع فرماندهان پشت پرده به این جمع‌بندی رسیده‌اند که با حضور مقتدرانه و پر شور ملت و رهبری داهیانه مقام شامخ ولایت، طراحی‌های پیچیده آنها و حامیان خارجی‌شان با شکست روبه‌رو شده و خواهد شد، از این رو قصد دارند تا پس از یک سری رفتارهای انتحاری نظیر متهم کردن نظام به دیکتاتوری و خودکامگی با اعلام آتش‌بس به طرفداران خود آرامش مصنوعی در کشور حاکم کنند تا در پی آن و با روی کار آمدن دولت دهم ضمن سنگ‌اندازی پیش پای دولت و طرح بی‌کفایتی آن در پایان سال اول دولت دهم با استفاده از نمایندگان حامی خود در مجلس طرح استیضاح رئیس‌جمهور را در سال اول فعالیت دولت دهم کلید بزنند و از ادامه فعالیت رئیس‌جمهور منتخب ملت جلوگیری کنند.

آخر- هنوز حرف‌های راننده آژانس و خیلی‌های دیگر از مردم که این روزها به واسطه حرفه‌ام با آنها تعامل دارم در گوشم هست: «آقا اینها ملت ایران را نشناخته‌اند، خیال کرده‌اند اگر هاشمی و خاتمی از موسوی حمایت کنند حتما رئیس‌جمهور می‌شود، دیدی که ملت چه پاسخی به آنها داد. پسرم ! ایرانی جماعت یک لحظه درخط امام و رهبری بودن را به همه زر و زور و تزویر این آقایان نمی‌دهد…»

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: