چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸
شنبه ۲۷ آبان ۹۱ | ۱۲:۰۱

شعر: کربلا منتظر ماست، بیا تا برویم

شاعر: ابوالقاسم حسینجانی

خاک در خون خدا می‌شکفد، می‌بالد / آسمان غرق تماشاست، بیا تا برویم / تیغ در معرکه می افتد و برمی‌خیزد / رقص شمشیر چه زیباست، بیا تا برویم / از سراشیبی تردید اگر برگردیم / عرش زیر قدم ماست، بیا تا برویم / دست عباس به خون‌خواهی آب آمده است / آتش معرکه برپاست بیا تا برویم


ابوالقاسم حسین‌جانیابوالقاسم حسینجانی

جاده و اسب مهیاست، بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست، بیا تا برویم

ایستاده است به تفسیر قیامت زینب
آن سوی واقعه پیداست، بیا تا برویم

خاک در خون خدا می‌شکفد، می‌بالد
آسمان غرق تماشاست، بیا تا برویم

تیغ در معرکه می افتد و برمی‌خیزد
رقص شمشیر چه زیباست، بیا تا برویم

از سراشیبی تردید اگر برگردیم
عرش زیر قدم ماست، بیا تا برویم

دست عباس به خون‌خواهی آب آمده است
آتش معرکه برپاست بیا تا برویم

زره از موج بپوشیم و ردا از طوفان
راه ما از دل دریاست، بیا تا برویم

کاش، ای کاش! که دنیای عطش می‌فهمید:
آب، مهریه‌ی زهراست، بیا تا برویم

چیزی از راه نماندست، چرا برگردیم؟!
آخر راه همین جاست، بیا تا برویم

فرصتی باشد اگر باز در این آمد و رفت
تا همین امشب و فرداست، بیا تا برویم

  1. محمد مهدی
    ۲۳ شهریور ۱۳۹۲

    خیلی خوب بود مرسی ممنو نم

  2. محمد مهدی
    ۲۳ شهریور ۱۳۹۲

    ممنو نم

  3. sake
    ۱۷ آبان ۱۳۹۲

    very very good

  4. ترانه
    ۱۷ آبان ۱۳۹۲

    مرسی خوب بود

  5. اردلان
    ۱۷ آبان ۱۳۹۲

    خیلی عالی بود.ممنون.

  6. محمد
    ۳۰ مهر ۱۳۹۴

    ممنون

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: